The Medusa Touch

The Medusa Touch

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Medusa Touch 1978 720p BluRay x264-SiNNERS
The Medusa Touch 1978 1080p BluRay x264-SiNNERS
The Medusa Touch 1978 720p BluRay x264 YIFY
കമന്ററി എഴുതിയത് Aram Matin
IMDB-DL || Aram Matin || iMovie-dl.com

ടാഗുകൾ

BluRay
x264
720p
720
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2015-08-12
ഡൗൺലോഡുകൾ: 60
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

مــتــرجــم: آرام مــتــيــن

« گوينده خبر » و فکر ميکنم اونا با دور شدن از ماه ارتباطشون رو با ما از دست دادن

« فضانورد » خيلي خب ، بيايد مطمئن بشيم که کاري نميکنيم که

سيستم "سي اس ام" ما خراب بشه ، نيروي برق با باتري ها مرتبه ، ولي جريان اصلي رو از دست ميديم

با وجود وخامت اوضاع ، صداي واضح اونا رو شنيديم که

... سعي دارن تا ماموريت مهم خودشون رو به نحو احسنت

در بازه ، بيا تو

ميدونستم مياي . چند لحظه صبر کن نميخوام اين خبرو از دست بدم

انگار ارتباطمون داره برقرار ميشه - يک واکنش از طرف "فرگوسن" ـه -

فرمانده "فرگوسن" داره يک واکنش به مرکز ميفرسته

"ما 10 مايل پايين تر رفتيم ، "جف ولي هنوز هيچ پاسخي از مرکز کنترل دريافت نکرديم

دريافت شد . تمام اينجا هنوز هيچ مشکلي مشاهده نشده

ارتباطت رو قطع نکن ، هنوز داريم ميگرديم

برات نوشيدني ريختم، فکر ميکردم بهتره اين موضوع رو متمدنانه حل کنيم

اين آخرين کلماتي بود که شنيديد اونا ارتباطشون رو از دست دادن

ماموريتي که قرار بود افتتاح کننده ي

، دائمي بشر بر روي کره ماه باشه

، وارد يک مدار شده ، که اگه معجزه اي رخ نده

اونوقت اولين فاجعه آمريکا در فضا رخ خواهد داد

بالاخره واکنش ديده شد

اين براي آمريکا يک فاجعه محسوب ميشه بيايد همگي دعا کنيم

بنظر من ، تقريبا دو ساعت پيش مُرده بدنش هنوز نرمه

وقتي پاي خشونت مياد وسط

واقعا يه حس مشترکي باهاش برقرار ميکنم

... نميخواستم

صبحانه ـتون رو خراب کنم

اوه، خداي من

درباره اين يارو که مغزش پاشيده بيرون بهم بگو

يه نويسنده بوده

شما تو انگلستان با نويسنده ها اينجوري برخورد ميکنيد؟

اوه ، ميشه لطفا...؟

تو عمرم اين اولين باره که اينو ميبينم - اولين چي؟ -

.نويسنده ميشه گفت يه چيزيه از بين کتابا

ببخشيد قربان

چي پيدا کردي؟

مرد همسايه نگهبان رو خبر ميکنه اونم جسد رو پيدا ميکنه و بهمون زنگ ميزنه

برو همسايه رو بيار باهاش صحبت کنيم

"گروهبان "داف

وقتي اونو پيدا کردن ، تلويزيون روشن بوده؟

بله قربان. وقتي اومدم روشن بود

هيچ نشونه اي از "اِل" نيست

"زونفلد"

جهتِ غرب

نه

ديدم که هنوز درب خونه ـش بازه اين روزا اينکار عاقلانه نيست

منم نگهبان رو خبر کردم

شما جسد رو نديدين ، آقاي "پنينگتون"؟

شما آقاي "مورلار" رو خوب ميشناختين ؟ - نه اصلا نمي شناختمش . ما فقط همسايه بوديم -

درست مثل انگليسي ها - منم انگليسي ام -

مهمون هم داشت ، يا دوست دختر ؟

من که کسيو نديدم - دوست پسر چطور ؟ -

نه . درسته که آدم عجيبي بود ولي نه ديگه تا اين حد

پس شما خبر ندارين براش مهمون اومده يا نه ؟

منظورتون چيه ؟

منظورم اينه که ، من ميتونم صداي تلويزيون ـتون رو بطور واضح بشنوم

اين به اين معنيه که ، شما هم ميتونيد همه جور صدايي رو در اينجا بشنويد

مثل صداي خنده ، بحث ، داد و بيداد

نه اگه تلويزيونم روشن باشه ، اينجوري ديگه صدايي نميشنوم درسته؟

بله، درسته

پس از کجا متوجه اين اتفاق شدين ؟

وقتي پيام هاي بازرگاني شروع شد رفتم تا شيشه هاي شير رو بذارم بيرون

در خونه ـش کاملا باز بود منم نگهبان رو صدا کردم

برنامه ي تلويزيوني رو از دست ندادين ؟

همسرتون چطور ؟

همسرم مُرده - متاسفم -

"ممنون ، آقاي "پنينگتون

شما چه جور نوشيدني مصرف ميکنيد ، آقاي "پنينگتون"؟

ببخشيد ؟

ويسکي ، يکم ويسکي . چطور مگه ؟

همينجوري

"تلويزيون مانع کشف رازِ جنايات ميشه ، گروهبان "داف

چطور مگه ، بازرس ؟ - ديگه کسي نميتونه چيزي بشنوه -

حالا ميشه بري نگهبان رو بياري تا باهاش حرف بزنم ؟

گوش کن

اشک ها بيشتر از لبخندها ست " و دريا بيشتر از زمين

يک روز غم و اندوهِ طاقت فرساي انسان ها کُلِ زمين را در بر خواهد گرفت

" و تابوتي آکنده از فلاکت در آن شناور خواهد شد

از اين چي ميفهمي ؟

من ادبيات مدرنم زياد تعريفي نداره

اون تلويزين ـشو خاموش کرده بوده انگار يه چيزايي دستگيرمون شده

... باور نکردنيه

خداي من

سريع يه آمبولانس خبر کن و بيمارستانم درجريان بذار

... ببين چطوري با مرگ ميجنگه

دکتر "پاتل" به بخش سوختگي

دکتر "پاتل" به بخش سوختگي ، لطفا

لازمه که تمامي پرستارانِ حاضر آماده رسيدگي به مصدومين بشن

همه ي پرسنل مشغولن بخاطر سقوط اون هواپيما

ايشون گروهبان "هيوز" هستن اولين شيفت کاريشون هم هست

حتي اگه يه کلمه هم حرف زد ، خبرم کن - بله قربان -

نگهبان چي گفت ؟

ادعا ميکنه وقتي "پنينگتون" صداش کرده اومده و ديده که يارو مُرده

بعدش سريع رفته پايين و از تلفن خودش باهامون تماس گرفته

دليلي هست که نشه حرفاشو باور کرد ؟

ظاهرا که نه ، ولي هنوز زير نظرش داريم

درمورد مهمونش چي گفت ؟ - همون حرفاي "پنينگتون" رو زد . گفت کسيو نديده -

اون امشب مهمون داشته

زونفلد" چي ؟" - هيشکي تا حالا اسمشو نشنيده -

صبح ساعت 9:30 بيا دنبالم

بمحض اينکه اونا رفتن بيرون تو ميري داخل

پس زمان ارتکاب قتل ، تلويزيون روشن نبوده - ظاهرا که نه -

به هرحال ، نگهبانه ميگفت اون تلويزيون رو روشن کرده بوده

... آخه فضانوردا رفته بودن سمت ماه و

خيلي خب ، ما که نميتونيم بخاطر اينکار گردنشو بزنيم - درسته -

اثر انگشت هم پيدا کردين ؟ - نه ، چيزي نبود. حتي رو مجسمه ها -

فقط يه اثر انگشت روي تلويزيون بود که اونم مال نگهبان بود

فکر ميکردم ميتونيم سريع حلش کنيم

اين پرونده داره از اون پرونده هاي پيچيده ميشه

بنظر من که اينطور نيست ، بازرس ما "زونفلد" رو پيدا کرديم

پيدا کردنش فقط 12 ساعت طول کشيد پيشرفت بدي نيست

ايناهاش ، رسيديم پلاک 44

دکتر "زونفلد" ، لطفا - طبقه اول ، انتهاي راهرو ، سمت چپ -

! اي واي

صبح بخير - ... صبح بخير ، من بازرس -

"اوه ، بله ، بازرس "برانل الان به دکتر ميگم که تشريف آوردين

"بورونل" - بورونل" ، درسته ، متاسفم" -

دکتر ؟ دکتر ، بازرس "بورونل" به ديدنتون اومدن

وحشتناکه ، مگه نه ؟ * مرگ در کُره ماه *

تو فهرست تلفنخونه اسم "زونفلد" زياد نيست

نه

شما فرانسوي هستين ؟ - بله -

اميدوارم آقاي "مورلار" تو دردسر نيوفتاده باشن

نه

خب ، دکتر "زونفلد" شما رو ميبينن

ممنون

...اوه من انتظار داشتم يه مَرد ببينم

متاسفم ، اين ديگه دست من نيست

منم انتظارِ يه بازرس انگليسي رو داشتم

تو پاريس هم وقتي يه فرانسوي با يه بازرس انگليسي روبرو ميشه

همينقدر متعجب ميشه

بله ، مشخصه

درحال حاضر داريم تلاش ميکنيم نقاط ضعف همديگه رو پيدا کنيم * منظورش پليساي انگليسي و فرانسويه *

بفرماييد بشينيد - ممنون

ميخواستم درمورد "جان مورلار" باهاتون صحبت کنم

بله ، منشيم برام توضيح داد

"ميتونم بپرسم رابطه شما با آقاي "مورلار

شخصيه يا کاري ؟

کاملا کاريه . ايشون يکي از بيمارام هستن

ديشب ايشون رو کف اتاقش پيدا کرديم

مُرده ؟

نه کاملا ، ولي به شدت مجروح شدن

عجب

واقعا متاسفم که اينو ميشنوم

ولي اميدوارم حالشون هر چه زودتر خوب بشه - ايشون ديگه هيچوقت خوب نميشن -

چقدر غم انگيز

بنظر مياد هيچکس اونو خيلي خوب نميشناسه

خب ، من تاحدودي ميشناختمش

ولي تا اونجايي که من ميدونم هيچ دشمني نداشت حتي دوست و رفيق هم نداشت

و اين يکي از ايراداش بود - خب حتما يه دشمني داشته -

خب من فکر نميکنم هميشه اينطور باشه حتي ممکنه گاهي اوقات يه غريبه به آدم حمله کنه

اونجا دو تا ليوان رو ميز بود

"يکي توش "برندي" بود و اون يکي "ويسکي

خب چه کمکي از دست من ساخته ـست ؟

چرا ميومد پيش شما ؟

به من يک موهبت براي خلق فاجعه داده شده

ظاهرا که تا الان جون سالم بدر بردين - منظورم واسه خودم نيست ، بلکه واسه ديگرانه -

شما اومدين پيش من تا اين موهبت رو اثبات کنم

يا اينکه کمک کنم تا عوضش کنيد، آقاي "مورلار"؟

اون توهم ميزد

بيشتر بيماراني که به اينجا مراجعه ميکنن فکر ميکنن که اين دنيا براشون خيلي زياده

آقاي "مورلار" هم فکر ميکرد اين دنيا براش خيلي زياديه

بيماري اون از زماني شروع شده که يک پرستارِ بچه که ازش متنفر بوده در اثر بيماري سرخک ميميره

فکر ميکرده مقصر مرگش بوده

اون يه هرزه ايرلندي بود ، يه جانماز آب کشِ تسبيح به دست

که نيازمندِ تسکينِ نفرين شده ها بود

و چون بر شما مسلط شود

خداوند بيشتر از اين به شما رحم نخواهد کرد

زيرا شما مانند يتيمان سرگردان شديد

و لوسيفر (شيطان) پيروز نشد

آنهم در مقابل قدرت و ترس از خداوند

و در خشم او (خدا) گرفتار شد او خشمِ خود را مانند آتش بر سر لوسيفر ريخت

عذابي وحشتناک

گوشت آنان که در گناه ثابت قدم بوده اند را ميسوزاند

و ستمکاران را به تاريکي محکوم ميکند

از اون شب به بعد

مغزم پر شده بود از تصاوير جهنم خونيني که اون برام توصيف کرده بود

تا اينکه يک شب ، بيماري سرخک گرفتم

چشمام رو بستم و خطاب به شيطان دعا کردم

لوسيفرِ عزيز "

همونطور که منو ميسوزوني " اجازه بده اونم در آتش جهنم بسوزه

روز بعد به بستر بيماري افتاد و مُرد

اون يه نويسنده ـست ، واسه همين دوست داره يکم وحشت چاشنيِ توصيفاتش کنه

ولي واسه دستگير کردنش دليلِ کافي نيست

ببينم ، چيزِ ديگه اي هم اون تو هست ؟

بله ، هست متاسفانه توهم هاش تقويت شده بودن

اون مکانِ خسته کننده و دلگير ، هتل هاي داغوني داشت

"به نام هاي "آتلانتيس" و "فِير ويو" و "ولکام - جان -

و مادرم خيلي شبيه اين هتل ها بود

يک دهه از عمر زيباييش گذشته بود و چين و چروک هاي صورتش رو با کُلي رنگ پوشونده بود

با اينکار سعي داشت ظاهر خودشو بهتر نشون بده

جان ... واسه يه بارم که شده يه کارِ مفيد بکن

برو چترمو بيار

پدرم سبيل داشت ، يک ژاکت ميپوشيد که

روش يک درجه سرگردي داشت

و اونو از يک هَنگ ذخيره در انگلستان آورده بود

پدر و مادرم هيچ تناسبي باهم نداشتن

اگه کفشات خراب بشن بايد با دمپايي بري مدرسه

خداي من ، نميدونم چه گناهي کرديم که اين سر به هوا رو انداختي تو دامن ـمون

تا اونجايي که من ميدونم ، اون هيچ چيزش به ما نرفته

با اون چشماي قلنبه و دهن احمقانه و نيمه بازش

More Farsi Persian subtitles for The Medusa Touch

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left