ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
خیلی خب، افراد. گوش بدین
تا جایی که من میدونم، اگه بعد فرود هنوز نفس میکشی یعنی فرود خوبی داشتی
ولی سوجورنر تو راه فرود آسیب دید
طبق گزارش مرکز، آسیبی که به موتورها وارد شده، قابل تعمیر نیست
خوشبختانه با فرمانده هلیوس رابطه خوبی دارم
با اونا برمیگردیم خونه
ولی اول از همه، باید تا قبل از غروب آفتاب به محل اسکان برسیم
واحدها 3 کیلومتر از ما فاصله دارن
خب، فکر نکنم نیاز باشه یادآوری کنم
دمای دره "هپی" تو شب (دره شاد)
به زیر 100 درجه سلیوس میرسه
پس، آره، باید عجله کنیم
هرچی که میتونین بردارین
بقیه رو بعداً با کاوشگرها میاریم
به سیاره سرخ خوش اومدین، افراد
منیفولد هیدرازین رو میبندم...
تهویه درحال انجامه...
هیچ جا خونه آدم نمیشه
خیلی خب، افراد، بریم محل اسکان رو راه بندازیم
ویل، یالا بیا
چه خفن
این قسمت: « عـدن جدیـد »
« برای تمام بشریت »
بعد از 30 سال که مسابقه ماه رو باختیم، تو مسابقه مریخ پیروز شدیم
خب، میدونم مردم میگن نتیجه مساوی بود
ولی یه فضاپیمای آمریکایی اونا رو روی سطح مریخ فرود آورد
پس به عقیده من، برد آمریکاست. بی چون و چرا
رقابت برای پیدا کردن آب، یک منبع حیاتی برای هر سه خدمه،
به تازگی شروع شده
محلهای فرود در دره "مارینر" به دلیل وجود
نشانههای امیدوار کننده ذخایر یخ
زیر خاک این منطقه انتخاب شدن
خدمه هلیوس به همین زودی چند ذخیره کوچیک پیدا کردن
به قدری هست که با جو مریخ ترکیب بشه
تا پروسه تولید سوخت متان مورد نیاز برای برگشت به زمین رو شروع کنن
باتوجه به اینکه موتورهای سوجورنر آسیب دیده
و الان فینیکس تنها فضاپیماییه که میتونه
هر سه خدمه رو به زمین برگردونه
این کار از اهمیت بالایی برخورداره
و این تنها بد بیاری ناسا و روسکوسموس نبوده
چرا که تلاششون برای پیدا کردن آب بی نتیجه بوده
با در نظر گرفتن این واقعیت که 8 فضانورد آمریکایی و شوروی
باید با آذوقه و تدارکاتی برای 6 نفر تهیه شده سر کنن
باید بگیم وضعیتشون رو به بدتر شدنه
این افراد خیلی سرشون تو فضا شلوغه
باید آب پیدا کنن، اکسیژن برای خودشون تولید کنن،
ژنراتور انرژی هستهایشون رو راه بندازن، غذاشون رو پرورش بدن
فقط با شنیدنش خسته شدم
ولی همین موضوع باید به همهی شما دلگرمی بده
آمریکاییها و روسها بعد از دههها تنش و درگیری
دارن باهم همکاری میکنن
من رو باش که فکر میکردم تو آمریکا همه چی بزرگتره
خب، میتونیم بریم محل اسکان شما
گفتین کجاست؟
اوه، درسته. تو فضا همراه با فضاپیماتون معلقه
کوتاه بیاین. ما اومدیم مریخ
یه ماجراجویی در انتظارمونه. باید با آغوش باز بریم سمتش
به زودی
میبینین داره آهنگ "ما دنیاییم" رو میخونه
خیلی خب، افراد، گوش بدین
همونطور که احتمالا میدونین
سیستمهای کنترل حرارتی فضاپیما هنوز نقص فنی داره
حالا، میدونم عذابه ولی باز باید آب رو جیره بندی کنیم
پیدا کردن آب یخ بیشتر از انتظارمون داره طول میکشه
پس تا پیدا کنیم، فقط چیزی که همراهمون آوردیم رو داریم
چون بخشی از تدارکاتمون رو تو واحد آسیب دیده از دست دادیم
مرکز برای جیره بندی مصرف آب برنامه ریزی کرده
روزانه 2.2 لیتر برای هر نفر
این مقدار شامل همه چی میشه
نوشیدن، آب رسونی به غذا
و بهداشت
میدونم، میدونم
در همین حین، ویل ، رولن
اگه میشه شما دوتا کنترلهای حرارتی رو تعمیر کنین
کلی، رو جوونههای گیاهها کار کن
دکتر مایاکوفسکی، میزان آب بدن
افراد رو زیر نظر داشته باش...
دوباره میگم، لطفاً به خدمه من دستور نده، فرمانده
فرمانده، میشه لطفاً دکترتون رو موظف کنی
میزان آب بدن افراد رو زیر نظر داشته باشه؟
اگه زحمتی نیست
خیلی ممنون
خیلی خب، افراد، بریم برای خواب آماده بشیم
باورم نمیشه باز تخت خوابم با تو یکیه
تو "جیمزتاون" کم عذاب نکشیدم
بیخیال، مرد. ما مثل فیلم "زوج عجیب"ـیم
آره
من تمیزهام و تو هم اون یارو کثیف اعصاب خوردکن
حق گفتی
خوب بخوابی - همچنین -
خیلی نزدیک بود، کارن
خیلی
منظورم اینه، طوفان سر جاش بود و...
میدونستم خطرناکه
آژیر خطر و زمین ناهموار به صدا در اومده بود...
ولی آماده بودم برم تو دلش
تا اینکه سرمو برگردوندم و دنی رو دیدم...
یه لحظه...
نتونستم تحمل کنم اتفاق بدی براش بیفته
منظورم اینه، اون مثل پسرمه... کارن
و من...
نمیدونم. نتونستم کنار بیام
نمیتونستم
بعد فضاپیما رو متوقف کردم
خدا لعنتت کنه. یالا
لباسم سوراخ شده - اوه، لعنتی -
اون یکی دستکش رو محکم بذار روش
نذار هوا واردش بشه
این باید دردش رو کم کنه
هر 8 ساعت یکی بخور
مرسی
طبق پروتکلها، اگه دستت آسیب ببینه
با تعویض خدمه بعدی باید برگردی فینیکس
محض احتیاط شاید درمان پزشکی تخصصی و بیشتری نیاز داشته باشی
بیخیال. ببین آخه. یه زخم سادهست
قوانین رو که من ننوشتم، پسر
حالت خوبه، دنی؟
آره، خوبم
بذار ببینم - گفتم خوبم -
خیلی خب
خب، چی شد؟
هیچی. دریل یهو از دستم در رفت
باشه. مرسی
یادت بود درایو سرعت رو خاموش کنی؟
بله، قربان، خاموش کردم
شاید باورت نشه ولی میدونم چیکار میکنم
نمیخواد مراقب من باشی
مارگو، باید اطلاعات بیشتری به من بدی
نلسون، الان فقط میتونم بهت بگم
این شخص سرمایه ارزشمندی برای
ایالات متحده میشه
ولی برای اینکه حاضر باشن پناهنده سیاسی بشن
ما باید...
مسیر اخراج شدن خونوادهاش از شوروی رو
هموار کنیم
صحبت از عملیات ویژهست؟
به گمونم. اصلاً شدنیه؟
ممکنه. باید با بقیه رئیسها مشورت کنم
دیگه بالاتر از تو که کسی رو نداریم، نلسون
تو رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلحی
تو این کشور فقط یه نفر هست که از کسی دستور نمیگیره
و خودت میدونی اون شخص کیه
آره، میدونم
نمیدونم کمک میکنه یا نه ولی وزارت دفاع برای
پروژه "اف-22"ـتون دنبال بودجه بیشتره
خب، انگار یه نفر خوب تحقیق کرده
ناسا این روزا منابع زیادی داره، نلسون
به گمونم راه و روشهای نیروی هوایی
این دفعه کارساز نیست. مگه نه؟
باشه، مارگو. ببینم چی ازم ساختهست
ولی حداقل یه هفته زمان میخوام، شایدم بیشتر
مرسی. این پناهنده سرمایه ارزشمندی برای ناسا میشه
به زودی باهات صحبت میکنم
فکر میکنی فقط خودتی که اهمیت میدی؟
دارم سعی میکنم این شرکت رو نجات بدم - !نمیخوام این چرندیات رو بشنوم -
هرچقدر که لازم باشه اونا اونجا میمونن
دِو
دِو
خوشحالم میبینمت
خب، چرا قشقرق به پا کرده بودین؟
فکر میکنن من از هدف اصلیمون دور شدم
ظاهراً، پروژه مریخ بیشتر از توقعمون خرج داشته
شکست خوردیم، کارن
روی مریخ فرود اومدیم ولی سر صحبت مردم این روزا چیه؟
قطعاً ما نیستیم. نه، ما چیزی رو تغییر ندادیم. شکست خوردیم
هنوز که تموم نشده. کلی وقت هست
یکی از آشناهای قدیمیـم تو هتل "پولاریس" از روسکوسموس باهام تماس گرفت
لینارا کتیش. میخواد با هلیوس جلسه داشته باشه
حس میکنم حرفای جالبی برای ما داشته باشه
ببخشید. گفتی: "ما"؟
یعنی میخوای برگردی؟
شرایط داره
مثلاً؟
میخوام همکار واقعی باشم
یعنی باید قدرت و سِمَت مشخص مدیر عملیات داشته باشم
کارن، خودت میدونی ما به کسی لقب نمیدیم
آره، اینطوری همه برابرن
به جز تو
چیز دیگهایم هست؟
آره، دفتر میخوام
یه دفتر واقعی... در داشته باشه
به نظرم این میل غریزی درون همه ماست
این نیاز و اشتیاق برای اکتشاف
مهم نیست چند سالته
بشر همیشه میخواد ببینه چی پشت اون یکی تپه هست
ام...
اینکه یکی از اولین انسانهایی هستم رو مریخ پا گذاشته احساس...
افتخار بهم دست میده
دقیقاً برعکس خونهست
"هاوانا"...
بانشاطه...
گرمه...
سرزندهست
اولین قدمی که رو مریخ گذاشتم رو چطور توصیف میکنم؟
فرمانده پول و من
دریچه رو باز کردیم
و پشتم رو نگاه کردم و دیدم
فرمانده کوزنتسوف چند قدم ازم عقبتره
چون آینده بشریت به ستارهها متعلقه
آخ، ببخشید
No comments yet. Be the first to leave one.