ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
....:::::::: Sara_FirstSub ::::::::.... ::::: تـقـدیم می کنـد :::::
متاسفم.
از کِی شروع شد؟ چند وقته دو تا خانواده داری؟
من با اون تشکیل خانواده ندادم.
وقتی ازش بچه داری یعنی یه خانواده ـین
حتماً توام خواسته ها و نیازهای اونُ برآورده کردی مثلاً بعد از زایمان براش سوپ جلبک دریایی پُختی
نـه
من کِی این حرفُ زدم؟
خاله ، بهتره به حقایق پایبند باشیم
اینم جزوی از حقیقته
شما دونفر عاشق همین؟
اونطور که فکر میکنید نیست
ما حتی دست همم نگرفتیم.
دستشُ نگرفتی پس چجوری ازت باردار شده؟
خیلی مسخره ـس.
بخدا دارم راست میگم
یهو باهام تماس گرفت گفت برم بیمارستان بعدم که دیدم داره زایمان میکنه
موقع زایمانم موهای منُ گرفته بود تا بچه بدنیا اومد همونجا بود که بهم گفت بچه مالِ توئه
هیون وو
کاهو الله بختکی تو زمین درنمیاد مگه اینکه از قبل بذرشُ کاشته باشی
مگه میشه همینجوری باردار شده باشه؟
حتماً قبلش یه اتفاقی بینتون افتاده
مگه دود بدون آتیشم داریم؟
تا حالا وکیل این مُدلی ندیده بودم
قسم میخورم فقط یه بار این اتفاق افتاده
البته چیزی یادم نمیاد
آخه اونشب بدجور مست کرده بودم میتونید برید پرسُ جو کنید
که چی بشه؟ خُب بعدش چی شد؟
خانم شین گفت خیلی وقته بهم علاقه منده
منم بعدش باخبر شدم
واقعاً بی خبر بودم
شما که باید بهتر بدونید اون اصلاً تایپ من نیست
مشخصه
تازه امروز به سلیقه ـت پی بردم
خاله
تو که انقدر بچه دلت میخواست باید از گوانگ نام میخواستی یکی بهت بده
دارم دیوونه میشم
حالا حاضری هرکاری که میگم انجام بدی؟
...الان
چی گفتی؟
میتونی به اسم خودت براش شناسنامه بگیری
یهو چی شد؟
تو که تا دیروز با اینکار مخالف بودی
خواهر زنام باخبر شدن اما همسرم هنوز چیزی نمیدونه.
یعنی فقط از این میترسی که زنت از این موضوع باخبر بشه؟
از نظر قانونی مسئولیتشُ به عهده میگیرم
نفقه ـشم پرداخت میکنم
پس اینجوری میخوای جبران کنی
یعنی مشکلی نداری اگه هیچوقت نتونی ببینیش؟
یعنی واقعاً با این قضیه هیچ مشکلی نداری؟
مسئولیت قانونیشُ به عهده میگیرم
آقای وو ، تکرار میکنم.
اگه بری همه چی تموم میشه
دیگه نمیتونی برکتُ ببینی
یعنی واقعاً نمیخوای واسه آخرین بار ببینیش؟
برکت
پدر احمقتُ ببخش
نـه، تو نباید منُ ببخشی
خانوم لی ، چرا به آقای هان حمله کردید؟
قبلاً که گفتم راه افتاده بود دنبالم....
کجا دنبالت راه افتاده بودم داشتم میرفتم خونه
دروغ نگو داشتی دنبالم می کردی
من هیچ وقت دنبال هیچ زنی نیوفتادم
تا دم خونه دنبالم بودی
چون اونجا زندگی می کنم.
همین امروز نقل مکان کردم
به همه مشکوکیا
اون از مترو که بهم گفتی میخوام مُختُ بزنمُ شماره ـتُ بگیرم ، اینم از این
چی میگی تو؟
زیاد به مُخت فشار نیار
کلاً تعطیلی هیچی یادت نمیاد
- چی؟ - بازرس،
من دنبالش نکرده بودم من بیگناهم
بازرس ،میتونم یه تماس بگیرم؟
خاله؟
کسی واحد ازت کرایه کرده؟
یه پسر ...
به اسم هان یه سول
آره، واحد 301 ـه تو از کجا فهمیدی؟
کارت درست نبود
از کجا میدونستم
چرا جلوی در ورودی چراغ نذاشتی ؟
والا هنوز فرصت نکردم
فردا درستش می کنم
واحد 301 ، از اینکه علی رغم خون دماغ شدنت ازش شکایت نکردی ازت ممنونم
چطور میتونم این لطفتُ جبران کنم؟
چطوره بمدت یکماه هرروز تو غذاخوری ما غذا بخوری؟
- واقعاً؟ - اینم شد پیشنهاد!
این بهترین راهه
اینجوری برای هردوتون بهتره خُب حالا نظرت چیه؟
پیشنهاد خوبیه همینکارُ میکنیم
بخاطر گُل روی این خانوم کوتاه میام
اگه از دستپُختت خوشم نیاد این معامله لغو میشه
دستپُخت هردومون خوبه مطمئنم خوشت میاد
سعی میکنم یه غذای گند جلوت بذارم
(فرستنده: شرکت حقوقی ال . ام)
(فرم حمایت مالی)
- ممنونم - عجب هوایی!
مطمئنم به توام خوش گذشت
! خوش گذشت
بریم!
بریم خونمون!
خیلی خوشحالم
... حالا واسه چی
کار به اون خوبیُ ول کردی رفتی؟
بهتره یه بار دیگه بری امتحان بدی مطمئناً قبول میشی
بعدش بیا باهم ازدواج کنیم
برو بیرون! برو بیرون!
دست رو شوهرت بلند میکنی؟ هنوز از نظر قانونی زنُ شوهریم
برو بیرون!
روزمُ خراب کردی
- گمشو! - بس کن!
کی با شوهرش اینجوری رفتار میکنه؟
گوانگ ته
حسابشُ برس
گوانگ ... گوانگ ته آ
یاااا !
گوانگ ته! تمومش کن !
نجاتم بدید !
من اولین مشتری ـتم؟
آره اولیشی
معذرت می خوام. چیزیت شد؟
حتی پرت کردن گُل به سمت طرف مقابلتم کار زشتیه چه برسه به نمک
کارت درست نبود
اصلاً از این شرایط خوشم نمیاد
هنوز ازش جدا نشدی؟
اصلاً عوض نشده
چرا ازش جدا نمیشی؟
شرمنده
اگه میخوای جوون مرگ نشم یکم پول بهم قرض بده
داداشت گفته بهت پول ندم
از گُشنگی چشمام داره سیاهی میره
وراج
مجبورم یکیُ پیدا کنم که برام غذا بگیره
حداقل ماشینتُ قرض بده
بیا امروز همُ ببینم
! یسس
واقعاً؟- آره بابا-
عجب ماشینی
کلی پولشه
جناب آقای هات؟ ≡اسم کاربریشه≡
نگو که جادوگر پولداری؟
صبر کن
ترجیح میدم خودمُ درگیر اینجور روابط نکنم
میدونم یکم ناجور شروع کردیم
بهتره یکم بهم فرصت بدی
حالا که تا اینجا اومدی نمیخوای یه چیزی بخوری؟
بوش که حرف نداره
خوشمزه ترین غذای دنیا چیه؟
- گوشت؟ - بینگو.
هیچی به اندازه گوشت سر کیفم نمیاره
منم همینطور
من عاشق گوشتم
رامیون میخوری؟ نه ، نه
گوشت میخوری؟ بله قربان!
اونی ! اونی ! بگو چی شد
زود برو ظرفها رو بشور
ماشینشُ ندیدی
وقتی دیدمش کف بُر شدم موتورش چه صدایی میداد
باور نکردنیه
البته گفت ماشین دوستشه منکه باورم نشد
مردم تظاهر میکنن که پولدارن
اونوقت این داره وانمود میکنه که نیست
اصلاً یه چیز دیگه ـس
شاید داره راستشُ میگه
اونی، تو که نمیدونی....
من خوب میشناسمش
همیشه یه جفت دمپایی ساده و یه تیشرت تنشه
معمولاً پاتوقش کافی نتِ میشینه پای سیستمُ رامیون میخوره
همیشه میگه " بهتره تو حساب کنی"
باورت میشه؟
اوه تنگ جا!
اونی !
دیوونه شدی؟ چطور جرات میکنی دخترتُ ول کنی بری؟
چاره دیگه ای نداشتم
برو سطل آشغال دستشوییُ یه نگاهی بنداز
این دیگه چیه؟
اون خون کیه؟
منکه گفتم من سرطان روده بزرگ دارم
تو بودی از این زندگی فرار نمیکردی؟
آیگو! باید زودتر بهم می گفتی!
گفتم
اما تو باور نکردی
میخواستی کجا بری؟
نمیخواستم بچه ـم منُ تو این وضعیت ببینه
میخواستم بی سر و صدا خودمُ بکشم
دیوونه ! دیوونه !
یعنی تا این حد دیوونه شدی؟
تو باید بخاطر دخترتم که شده زنده بمونی
من شرایطمُ بهتر از هرکس دیگه ای میدونم .
دیگه فرصت ندارم
بیشتر از خودم به تو اعتماد دارم
بهم قول بده قول بده از دخترم مراقبت میکنی
اینجوری میتونم تو آرامش بمیرم
مامان مریضی؟
تو گی آ !
میخواستی منُ تو دنیای به این بزرگی تنها بذاری؟
یه مادر ...
باید مراقب بچه ـش باشه !
چرا منُ بدنیا آوردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.