Light as a Feather

Light as a Feather

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Light as a feather S02E09 diamondsub
കമന്ററി എഴുതിയത് MATIN008
ارائه شده توسط الماس ساب T.me/diamondsubtitle

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-10-28
ഡൗൺലോഡുകൾ: 27
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

»الماس«

»الماس س«

»الماس سا«

»الماس ساب«

»الماس ساب ب«

»الماس ساب با«

»الماس ساب با ا«

»الماس ساب با اف«

»الماس ساب با افت«

»الماس ساب با افتخ«

»الماس ساب با افتخا«

»الماس ساب با افتخار«

»الماس ساب با افتخار ت«

»الماس ساب با افتخار تق«

»الماس ساب با افتخار تقد«

»الماس ساب با افتخار تقدی«

»الماس ساب با افتخار تقدیم«

»الماس ساب با افتخار تقدیم م«

»الماس ساب با افتخار تقدیم می«

»الماس ساب با افتخار تقدیم میک«

»الماس ساب با افتخار تقدیم میکن«

»الماس ساب با افتخار تقدیم میکند«

...آنچه گذشت

فکر نمی کردم تا محاکمه دوباره ببینمت

من اشتباه کردم

فهمیدی ، مگه نه؟

گل داوودی فقط روی بدن تأثیر نمیذاره

روی سرت هم تأثیر میذاره

ما میتونیم این رو شکست بدیم. من میتونم کمک کنم

شاید بهتر باشه فعلا یه استراحتی بکنیم

آره، شاید همینه

سلام، من پری هستم - سلام، من الکسم -

آره

درد، کابوس، این سیاهنمایی‌ها

من مدام تو یه جا های عجیب بیدار میشم

که هیچ نظری ندارم که چجوری به اونجاها رسیدم

شاید بتونیم به حالت سابق برگردیم

از قلبم عبور کن و امیدوارم که بمیرم

چه اتفاقی واسه پدر و مادرت افتاد؟

والدینم مردن. تو اینو میدونی

من بیشتر نگران چیزی‌ام که بعدش رخ میده

نحوه‌ی مردن اون پسر

دقیقاً همونطوری بود که پیش‌بینی کرده بودی

چی؟

وقتی با ما اون بازی رو کردی

خواهش میکنم بهم بگو که با اونا بازی نکردی

آره، با مک‌کنا و چند نفر دیگه

نادیا، یا، حضرت، عباس

هرچیزی که اونجا هست، روی ما تاثیر نمیذاره

!خواهش ميكنم! این مربوط به گذشته است

من با اونا بازی کردم و دو نفر مردن

و سمی تو خطره

چه اتفاقی واست افتاده؟

جنی برادی اختیار مک‌کنا رو در دست داشت و من رو ناک‌ اوت کرد

و امروز منو توی یه جعبه یخ حبس کرد

جینی

مارگارت آبوت. همه جا رو گشتم

واسه اینکه بفهمم مرده، اما هیچ‌جا نیست

خب ، من مارگارت آبوت رو پیدا کردم

مارگارت اسمش رو به سیلویا گالاگر تغییر داده

ما یه آدرس داریم - این همه‌ی چیزیه که من میدونم -

گرفتیم. بیاین بریم

!مک‌کنا

اون گفت ما باید دوباره بازی کنیم

کجا؟

او گفت که روح بازی رو تغذیه میکنه

تو یه جایی که آدمای زیادی مرده‌ان

متاسفم. پس بیاین شروع کنیم

در آخرین شب از زندگی‌اش، تری اموری تنها بود

محکم، درمونده، بی حرکت

فشار زیادی روی سینه‌اش وارد میشه

که توانایی تنفس اون رو محدود میکنه

الکس پورتنوی در اونجا بسیار وحشت زده به نظر می رسید

خفه می‌شد و چشمهایش التماس می‌کردند

ضربان قلب سمی کاراس کاهش یافت

و تنفسش کند شد

و بعدش، اون مرد

سبک مثل یک پر

سخت مثل یک تخته

سبک مثل یک پر، سخت مثل یک تخته

اون داره میمیره، داره میمیره

اون مرد، اون مرد

قطعا هرگز دوباره نمیرم توی این گوه

بعدی کیه؟

نگو الان عقب نشینی می کنی

نه ، گفتم می خوام

بیاین این کار رو تموم کنیم

ویولت سیمونز در زندگی مختصر خودش

بیش از چیزی که دوست داشت یادش بمونه، به مردم آسیب زد

بنابراین به نوعی اون همیشه میدونست که این اتفاق تو راهه

شوک این چلپ چلوپ به زودی تبدیل به عذاب شد

چون مایع به بدن اون سرازیر شد

باعث حباب و شکافتن پوستش میشه

چون لایه‌های درم و چربی رو میجوئه لایه درم، یکی از لایه‌های اصلی پوست

استخوان زیر اون لخت میشه

این آخرین لحظات ویولت بود

که فهمید ماده‌ای که اون رو زنده میخوره

اسید بود

سبک مثل یک پر، سخت مثل یک تخته

سبک مثل یک پر، سخت مثل یک تخته

سبک مثل یک پر، سخت مثل یک تخته

داره میمیره، داره میمیره

مرد. مرد

پس تو فکر میکنی این کار کنه؟

بهتره بکنه

دو روز بعد

!الکس

ساعت چنده؟

8:30.

با این اوصاف، سال نو مبارک

ممنون

کار فوق العاده‌ایه که دوباره من رو تحت نظر داری

آره می ترسیدم بخوابم

پس یه نقشه‌ی پشتیبان طراحی کردم

درخشانه

من واقعاً فکر میکنم که تو دوباره میتونی شروع کنی که سر جای خودت بخوابی

واقعاً؟

آره

دردش بهتره

من توی خواب راه نرفته‌ام - یا حرضت عباس -

...خب بازی کردن توی کارخونه، همونطور که سیلویا گفت

آره، فکر میکنم کار کنه

هرگز فکر نمیکردم که اینو بگم

اما ازتون ممنونم، ارواح بیقرار

این شگفت انگیزه

باید فرار کنم، اما امشب بعداً باهات تماس می گیرم

پدال جدید ، عالیه

آره ، ممنون. 80 دلار

البته، وقتی اونو سفارش دادم ، فهمیدم که

وقتی نامادری‌ام بفهمه که من اونو با کارت دیسکاور اون پرداخت کردم، مرده‌ام

امیدوارم نتیجه معکوس داشته باشه

بله ، من و تو، جفتمون

پس آماده‌ی بازکردن آدمخوار‌های تابستونی هستی؟

شوخی می کنی؟

من هنوز نمیتونم باور کنم که تو توی این برنامه حرف زدی

اون بچه ها بزرگن

اگر از این گودال بیرون بیایم، ما هم میتونیم بزرگ باشیم

یعنی پورتلند، آستین، ال.ای ال.ای همون لس آنجلسه اگه نمیدونستین

اینها جاهایی هستند که صحنه های موسیقی واقعی دارن

درسته، بذار فقط اول امشب رو پشت سر بذاریم

پس درمورد اون بازی‌ای که دیشب انجام دادیم

درموردش چی؟

خب، ما هنوز قطعی نمیدونیم

که این نفرین رو برمیداره

فک کنم فقط میخواستم بدونم، اگه که تو.... پشیمونی

هیچ شانسی نیست، اموری

و میدونی چَرا؟

چو هر اتفاقی که حالا بیوفته

من و دوست‌پسرم باهم توی اون هستیم

ویولت سیمونز، توی این صبح دوست داشتنی در چه حالی؟

واقعاً اینقدر خوشحالی یا دوباره زدی تو کار مواد؟

بیخیال ، چطور ممکنه روحیه بدی داشته باشی؟

نفرین برداشته شده

خیلی مطمئن به نظر میرسی

البته که هستم. تا حالا در مورد قدرت تفکر مثبت شنیدی؟

نه، چیزی نخوندم

و حتی اگه ما پاک شده باشیم

هنوز یکی هست که سعی میکنه منو نابود کنه

ویولت، جینی سمی رو انداخت توی فریزر

چون سعی میکرد از مک محافظت کنه

منطقیش اینه که اون همون کسیه که ترمزهات رو برید

من متوجه نشدم که تو توی تلاش واسه قتل خیلی خوبی

فکر می کنم اونقدر با این نفرین زندگی میکنی

که نمیدونی چگونه در موردش پارانوئید نباشی

پس اگه فقط واسه امشب

...همه‌ی اینا رو کنار بذاری و

با ما بیای بیرون چی؟

درسته، تو، من، مک‌کنا، تعطیلات بزرگ

منظورم اینه که چه مشکلی ممکنه رخ بده؟

گروه تری توی بِلِند پت اجرا داره

ما میخوایم لباس بپوشیم، یکمی خوش بگذرونیم

فقط درموردش فکر کن، خب؟

شاید، اما روش حساب نکن

هی، من باید برم

صبح بخیر

سلام

یکمی صبحونه آماده میکنم امیدوارم تخم‌مرغ خوب باشه

این نوجوان غریب و خندان توی آشپزخونه‌ی من کیه؟

اون من بودم

سال نو مبارک

درسته، یا ابلفضل، تقریباً یادم رفته بود

حس میکنم تعطیلات تموم شده

بدون اینکه ما وقتی رو باهم بگذرونیم

آره، اما شاید بتونیم فردا این کارو بکنیم

باوشه

یا امام هشتم - همه‌چی ردیفه؟ -

آره ، این از مدرسه طراحی کامدن ـه

من فقط ... خیلی سرم شلوغ بود

من واقعا حواسم به ایمیل های پذیرش نبود

که امروز منتشر میشن

خب، بازش کن

من.... من خیلی مضطربم. تو انجامش بده

باشه

چیه؟

خب ، این اشکهای خوبه یا اشکهای بده؟

نمیتونم بگم - خوبه -

خیلی خیلی خوب

جدی میگی؟ پشمام

یا چهارده معصوم

یا.... بخونش

More Farsi Persian subtitles for Light as a Feather

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left