ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
serterazi تقدیم می کند
سلام. اسم من بابی استرنه تبریک میگم
عالیه، متشکرم - ازش خوب استفاده کن. تا بعد -
هی جیمی، بازی امروز چیه؟ - پنج کارت سر -
آقای کامنف
با تمام احترامی که براتون قائلم گفتم نه
درسته، ولی غیر قابل قبوله راحت باش. بیا یه نوشیدنی بزن
فکر میکنم باید در تصمیمت تجدیدنظر کنی
این کازینوی منه و به کمکت هم احتیاج ندارم
برای بدست آوردن اینجا که خوب به کمکم نیاز داشتی
و حالا که چیزی رو که ...میخواستی بدست آوردی
فکر کردی میتونی بهم پشت کنی؟...
داری دخترمو تهدید میکنی؟
...یه همچین دختربچه خوشکلی
حیفه اتفاق بدی براش بیفته
!گمشین از اینجا بیرون
بیاین بریم
بیاین بریم
بیرون. همگی بیرون
جک
چیه بابی؟
چی شده؟
یادته یه بار گفتی اگه به یه دوست احتیاج داشتی بهم زنگ بزن؟
خب، حالا وقتشه
نمیشه یه جوری از شرشون خلاص شد؟ - به چه دلیلی؟ -
پرسه زدن توی کازینو؟
دیگه خسته شدم - اونو بذار کنار -
گوش کن
اگه جلوشون کوتاه بیاییم همه چی رو صاحب میشن
کازینو اصلاً برام مهم نیست، بابی من میخوام برم
این چیزیه که میخوای؟ - دختر] چه اشتباهی] -
فقط یه آس روی تخته مونده
جک دِولین
! پشمالو، یه چشم
کی از زندان اومدین بیرون؟
نباید اینجا باشی - جدی؟ کی گفته؟ -
آقای کامنف - اوه، پس واسه اون آشغال کار میکنین -
حالا بگین ببینم تست اعتیاد هم دادین؟
! جک
از دیدنت خوشحالم
ممنون که اومدی - حرفشم نزن، بابی -
نیکی رو که یادته، نه؟
سلام، نیکی. حالت چطوره؟
کیسی، عمو جک رو یادت میاد؟ - آره -
سلام، عمو جک - !کیسی -
اوه، چقدر بزرگ شدی
چی خوردی؟
هی، میتونی چندتا از - حقه های کارت رو یادم بدی؟ اوه، بله. حتماً -
شاید یه وقت دیگه، باشه؟ باید راجع به کار با هم صحبت کنیم
باشه
قول میدم بعداً یادت بدم
آی کیو ش صدوشصت و پنجه نمیدونم از کی به ارث برده
الآن دیگه بلده چطور دوبل بزنه خیلی سریع یاد میگیره
خوبه، بدرد میخوره
پس کامنف چی میگه؟
می خواد باهام شریک بشه بهش گفتم نه، ولی گوش نمیکنه
چی شد که اون سر راهت سبز شد - جک، خودت که میدونی -
اینجا یه کازینوئه و منم یه فرشته نیستم
در گذشته یه کارایی کردم. ولی حالا اون دخترمو تهدید کرده، دیگه شورشو درآورده
اون همه چیز ماست، جک
باید از اینجا دورش کنیم
نگران نباش
ممنونم
بنابراین روی اون اسب شرطبندی کردم
اونقدر دیر به خط پایان رسید که به سوارکارش اضافه کاری دادن
این جوکها رو از کجا شنیدی؟ - واستا، یکی دیگه هم دارم -
اون چیه که هم سیاهه هم سفید هم سراپاش قرمزه؟
چی بگم
!یه راهبه توی مخلوط کن
وحشتناکه. این چیزا رو کجا یاد گرفتی؟
توی مجله خونده ام
این اسمش مکسه
سلام مکس
بابام میگه تو تنها کسی هستی که میتونه موقع خطر بهش اعتماد کنه
...میگه با هم خیلی ماجراها داشتین
و اینکه بهتر از هر کسی در... دعواهای مسلحانه هوای آدمو داری
حقیقت داره؟
به خونۀ من خوش اومدین
خب کیسی، میخوام خونه رو یه نگاهی بندازم
تا مطمئن شم همه چی روبراهه - نگران اون نباش -
یه نگهبان مسلح دم دره و یکی هم گشت میزنه
پس، من دیگه کاری ندارم، مکس
میرم یه کم شیر بیارم
باشه
خب، من میرم طبقه بالا، زود میام - باشه -
!عمو جک -
اسلحه رو بنداز وگرنه می کشمش
بذار بره
اسلحه رو بنداز
بذار اون بره
گفتم بندازش
نگران نباش کیسی آخرش شیر گیر آوردی
اسلحه تو بنداز !همین الآن
!عمو جک
! آه
عمو جک، عمو جک، چی شده؟
نمیتونم ببینم - عمو جک -
یالا، منو کول کن
کیسی، ما رو ببر بیرون
در کدوم طرفه؟ - طرف راست. طرف راست -
برو به راست - باشه -
نه نه صبر کن. یکی داره میاد برگرد. از در پشتی میریم بیرون
سمت چپ - چپ؟ -
!مواظب در باش. نه نه نه برو به راست. حالا مستقیم
نه، واستا واستا، برو به چپ
چپ، برو به چپ - چپ؟ -
صبر کن. دیوار جلوته خب حالا برگرد طرف راست
نه نه، مواظب باش. برگرد طرف راست - مستقیم طرف راست ؟ -
!نه، واستا! واستا برگرد، پشت سرت
مواظب باش! روبروت
!راست! به راست !برو به راست
!بخواب زمین
عمو جک
کیسی، کیسی
جک
چیزی نیست
کیسی؟ کیسی - کیسی -
سلام، مامان - عزیزم -
خوبی؟ حالت خوبه؟ - تو درست میگفتی پدر -
تو دعوای مسلحانه هیچکس بهتر از اون هوای آدمو نداره
عزیزم، سرما میخوری
جک، حالت خوبه؟
من خوبم
کیسی حالش چطوره؟
حالش خوبه، حالش خیلی خوبه
زندگیشو مدیون تو ام
خوبه
چون وقتی میرم دنبال بقیه شون به کمکش نیاز دارم
پشت تلفن گفتی با داروی پرکودان مشکل داری؟
...35روز، نه
36روزه مصرف نمیکنم ...
خوبه
بخاطر صدماتی که در آتلانتیک سیتی دیده بودی مصرف میکردی؟
آره، بیشتر بخاطر پام بود
دیگه پات اذیتت نمی کنه؟ - دردش میاد و میره -
خوبه، می تونم بگم پیشرفت خوبی داشتی
ناراحت نمیشی سیگار بکشم؟ یا تو هم از اون مخالفای سرسخت سیگاری
چی بگم، بدن خودته
اوه، اون فقط سیگاره یا...؟
چطور اون کارو کردی؟ - من خوب بلدم از دستام استفاده کنم -
حتماً همینطوره
چند وقته محافظ شخصی هستی؟
حدود دو سالی میشه
از زمانی که ارتش دیگه بهم نیاز نداشت
با انجام کاری که خوب بلدم دارم پول درمیارم
حالا چرا اومدی اینجا؟
بلوزت، سفیده؟
آره
ممکنه بیای اینجا؟
لطفاً؟
در آتلانتیک سیتی، بعد از اینکه ...اون نور سفید به چشمم خورد
وارد یه جور تونل شدم...
تجربۀ نزدیک به مرگ یه چیز شناخته شده اس
...ولی الآن
...وقتی رنگ سفید رو می بینم
بسیارخب، حالت خوبه؟
پس وقتی رنگ سفید میبینی کنترلت رو از دست میدی، نه؟
هرگز تو زندگیم همچین چیزی رو تجربه نکرده بودم
...جک، تا حالا چیزی درباره ترسهای عصبی
مثل ترس از ارتفاع یا... ترس از فضای بسته شنیدی؟
آره، ولی...ترس از رنگ سفید؟
ترس از رنگها هم راستشو بخوای یکی از ترسهای رایجه
هرگز در زندگیم نترسیده ام
اینطور نیست که تو بترسی که رنگ سفید بهت صدمه بزنه یا بکشدت
...ولی
از چیزی که رنگ سفید نمادشه میترسی
متوجه نمیشم
ببین، مثلاً یه نفر ممکنه ترس از چاقو داشته باشه
معنیش این نیست که میترسه هر چاقویی که میبینه بکشدش
بلکه ممکنه از این بترسه ...که کنترلشو از دست بده
و یکی دیگه رو بکشه...
بسیارخب - ...رنگ سفید نماد چیزیه که -
تو در ناخودآگاهت ازش ترس داری...
خب، این کارو باید قدم به قدم انجام بدیم
خبر خوب اینه که اکثر ترسهای عصبی قابل درمانن
پس، فعلاً چیکار می تونم بکنم؟
عینکتو همیشه بزن و سرموقع بیا مطب
چند روز دیگه میبینمت
!اوه - !سیندر -
عزیزم، میشه یه کم دیگه شامپاین برام بریزی؟
حتماً عزیزم
دوروتی؟
عزیزم، چی شده؟
خب، خانوما، حرکت کنین زود باشین، باید بریم
بیشتر صورتی بزن، وسط اونهمه نور، کمرنگ بنظر میرسه
چقدر باید رو صحنه باشه؟
شیش لباس که میشه نیم ساعت
گفتید که محوطه رو تحت کنترل دارین
دوباره با پیک یکی فرستادن
شرکت پیک موتوری چیزی ندیده؟
طرف اومده داخل، پولشو داده نشونۀ خاصی نداشته، عکسی هم ازش نیست
باید به خانم بگین - مطلقاً نه -
این اولین اجرای اون در نیویورکه جمعه هم برای ونچینی قرار گذاشته ایم
نمیخوام بترسونمش
پس مطمئناً نمیخوای اونو به کشتن بدی طرف یه روانیه
واسه همینه که شماها رو استخدام کرده ام
ببین، محوطه رو که قرق کرده ایم اینجا مثل یه قلعه محکمه
احتمال خطر ناچیزه
دارم بهت میگم، ریسکش زیاده
خب، عزیزم. وقت نمایشه
No comments yet. Be the first to leave one.