ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
قرص ضد حامگلي ميخوري؟
...آره
اما دوست دارم از کاندوم استفاده کنم
تو بيعرضه بودي و شرکت اکس.اچ.پي رو از دست دادي
بذار درستش کنم
چطوري؟
بهم اعتماد کنيد
روند کارمون همينه
نميخواد به من بگي که روند کار چجوريه
!ما هر کاري بتونيم ميکنيم
ميخواي چيکار کني؟
نميخوام پاي تو رو هم به اين قضيه باز کنم
زياد به اين شهر مياي؟
نه، زياد نميام
البته ممکنه تغيير کنه
اونوقت چرا؟
بخاطر تو
ارضا شدي؟
ببخشيد
حالت خوبه؟
...خب
چي شده؟
بيا اينجا بشين
...من
پول خوبي در ميارم
...ولي
احتمالاً نه به اندازهي بقيه مشتريهات
به سختي تونستم براي ديدن تو پول جمع کنم
کارم افتاده به وام گرفتن
متاسفم
نميخواستم ناراحت کنم
اما اگه تو رو نبينم
داغون ميشم
...باشه
...نظرت چيه
که کمتر همديگه رو ببينيم؟
...ميشه يه خورده
دستمزدت رو بياري پايين؟
من عاشقتم
...کوين
تو داري منو توي موقعيت ناخوشايندي قرار ميدي
ميدونم
معذرت ميخوام
...ام
...نظرت چيه يه خورده به من وقت بدي
...تا بتونم
يه راهي براي هردومون پيدا کنم
و بتونيم باهمديگه باشيم؟
واقعاً؟
ممنون
اوه، ممنونم
تو فوقالعادهاي
توئم فوقالعادهاي
!سلام - سلام -
حالت چطوره، ته تغاري؟ - خوب -
جدي؟
سفرت چطور بود؟
خوب بود
همين الآن با مامان صحبت کردم
از اينکه بخاطر سفر تو رو تنها گذاشتم از دستم ناراحت بود
ميتونه بياد بهم سر بزنه
آره، ميدونم اما بهتره بهش زنگ بزني
من هميشه بهش زنگ ميزنم
.باورم نميشه داري الکي ميگي
لعنتي. بو ميده
بعدش وارد يه گروه شديم و حرف زديم
...از ترسها و هدفهامون
بعدش همديگه رو بغل کرديد
و بازي "اعتماد سازي" رو انجام داديد
...خب، ما اين کارو نکرديم
ما همديگه رو بغل نکرديم
ولي بازي "اعتماد سازي" رو انجام دادين؟ - !آره -
تو داري اين قضيه رو خيلي بزرگ ميکني
واسه ارتباط برقرار کردن تو بخش ما، خيلي موثره - ...اين همون -
...گروهي هست که پارسال
باهم براي "پرتاب از ارتفاع با کابل" رفتين؟
نه، نيست
اما خيلي بهمون خوش گذشت و کمکمون کرد
آره، دارم ميبينم که چقدر کمکتون کرده
ميدوني شغل شماها اينه که مردم رو بندازين توي زندان؟
آره، شغل ما اينه که آدماي بد رو بندازيم توي زندان
آره، يادم مياد که بعضي موقعها يه حالت رسمي داشت
...آره، و قطعاً از اون شرکت چيزاي بيشتري ياد ميگيرم
تا تو کتاب و دانشگاه
ميدونم. بالاخره ياد ميگيري - ميدونم -
.من ميدونم که تو ميدوني حرفام خيلي زود بهت برميخوره
خب، هنوزم با جيک قرار ميذاري؟
من هيچوقت با جيک قرار نذاشتم - البته که تو با جيک قرار گذاشتي -
منظورم اين نبود که اون دوست پسرت بود
اون بود که مدام دم دستم بود
...دوست ندارم با کسايي بگردم که فکر ميکنم
وقتم رو هدر ميدن و باعث موذب شدنم ميشن
خب، شايد تو از جيک خوشت نيومده
نه، فقط دوست ندارم وقتم رو با آدماي به جز آدماي موفق بگذرونم
تو خيلي خودخواهي
هي، منظورم با تو نبود
ممنون
نه صبر کن، متاسفم من درک ميکنم
تو براي وقتت ارزش قائلي
دقيقاً
...خب، حالا که بحث وقت شد
من ميخواستم تا آخر هفته بمونم
...نميدونم تو برنامهاي داشته باشي
اما خيلي دوست دارم باهات وقت بگذرونم
عيبي نداره
ميدونم درخواستم زيادي بود
...من سرم شلوغه و نميتونم پيشت باشم ولي
نه، عيبي نداره، عيبي نداره
جدي ميگم، ميدونم سال دوم حقوق چقدر سخته
لازم نيست بهم توضيح بدي
نه، من حساب ميکنم - مطمئني؟ -
خودم حساب ميکنم، آره
مگه کس ديگهاي رو دارم که بخوام حقوقم رو خرجش کنم؟
نه، دارم گوش ميدم
...آره
...نه، واست خوشحالم، نه
قطع کرد
باورت ميشه؟ گوشي رو روم قطع کرد
شايد گوشيش آنتن نميده
نه، ميخواد دوباره از اون کاراي فروش املاک بکنه
تا حالا چند بار اينکارو کرده؟ - ...ميدوني، خب -
اين بار يه آپارتمان توي سن ديگو ميخواد
نميدونم چي بگم
.ما ديگه باهم حرف نميزنيم من هيچوقت باهاش حرف نميزنم
تنها موقعي که باهاش حرف ميزنيم موقعيه که پول ميخواد
همهش تقصير منه
...چون بايد
!روي نه گفتنم اصرار ميکردم
بايد بهش نه ميگفتم - چي رو نه ميگفتي؟ -
شرط ميبندم توئم واسه پدرت دردسر ساز بودي
احتمالاً هنوزم هستي - ...نه -
هان؟ - نه، ما باهم خيلي جور بوديم -
دلم واست تنگ شده بود - منم دلم واست تنگ شده بود -
بايد تا ابد همينجا پيش تو بمونم
منم خوشم مياد
خب، منم از خدامه
واقعاً؟
...بايد همينکارو باهاش بکني
سلام
کاري کن اونجايي که نقطهچين هست رو امضا کنن
...همينطور ميشه
ميدونم که يه خورده عقب افتاده اما امضا ميشه
...کاري کن
اونجايي که نقطهچين هست رو امضا کنن
!لعنت بر شيطون
اوناهاش اومد
ببخشيد
...اوه
سلام
...اوه، سلام
اينو واسه تو آوردم
فکر خوبي کردي، کريستين - نه راستش -
بازش کردم
.بيخيال، بخور واسه همين اومديم اينجا
انتظار نداشتم تو رو اينجا ببينم
فکر کردم ايدهي باشه که ...خودم رو اينجا نشون بدم، ميدوني
جلوي شايعات رو بگيرم
شماها باهم اومديد؟
...آه
...شما رايت هستين
امري رايت، نمايندهي شرکت اکس.اچ.پي
.من دستيار ديويد هستم ...شغلم ايجاب ميکنه که بدونم
.اوه، درسته خب، خوشحالم که متوجه شدي
اون زنمه. ببخشيد
سلام - ...سلام -
خيلي خوشحالم که اومدي
من تا تموم شدن بازي پسرا دو ساعت وقت دارم
باشه - !سوران -
!مگان! سلام - !سوزان -
سلام، چطوري؟ - خوبم، تو چطوري؟ -
منم خوبم - واقعاً؟ خوشحالم ميبينمت -
منم از ديدنت خوشحالم
خيليخب، بسته ديگه، زنم رو بهم برگردون
خداحافظ
نميشه يه نفر ديگه بره دنبالشون؟
منظورم اينه که، اينا دوستاي توئم هستن
اينکارو نکن - کدوم کار؟ -
تظاهر نکن که اين مهموني ربطي به من داره
اين مهموني توئه و منم مهمون توئم. باشه؟
باشه
!امضاش کن
بايد اونجايي رو امضا کني که نقطهچينـه
ميدونم. ميدونم - دارم شوخي ميکنم. دارم شوخي ميکنم -
هي، تريک، شايد بهتر باشه برات يه تاکسي خبر کنيم
آره، بذار يه خورده برات آب بيارم
فردا ازم تشکر ميکني
فقط تظاهر کن که داري باهام حرف ميزني
باشه
دارم باهات حرف ميزنم
دارم از دست تريک مست فرار ميکنم
ممنون که راستشو گفتي
من هميشه راستشو ميگم
هميشه؟
هيچوقت
تو چي؟
بعضي وقتا
اگه لازم داري ميتونم بهت پلاستيک بدم که غذاها رو با خودت ببري
توي آشپزخونه يه دونه دارم - نميخوام -
يعني اينقدر بيچاره بنظر ميرسم؟
...اگه راستش رو بخواي
No comments yet. Be the first to leave one.