Wishlist

Wishlist

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Wishlist 2020
കമന്ററി എഴുതിയത് Moviezindian
کانال تلگرامی ما Moviezindian

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-10-13
ഡൗൺലോഡുകൾ: 22
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

بهم بگو شالینی،چی شده؟

اوه...

وای خدای من.

و موهیت اونو چطور مصرف میکنه؟

باشه.

تو میخوای به اروپا بری؟

خیلی خوبه.

چند روز؟

خیلی خوبه.

میخوای به دیدن کدوم مکان ها بری؟

من فک میکنم ما نباید همه چیزهارو برنامه ریزی کنیم.

چرا؟

درست مثل اینکه که باجریان بریم(منظورش اینه مثل آب‌ همینجوری بریم هرجا که شد)

تو بدترین حالت چه اتفاقی می افته؟

ما بریم و قطار رو از دست بدیم!

اگه قطار رو از دست بدیم با اتوبوس میریم.

اگه از اتوبوس هم جا بمونیم میتونیم پیاده بریم.

چی میگی؟

امممم باشه.

مثل فیلم ها فقط تصور کن....

منو تو، قطار 10دقیقه تاخیر داره

و ما با چمدون هامون داریم میدوییم.

قطار پنج دقیقه تاخیر داره و ما هنوز داریم میدوییم.

حالا ده ثانیه، پنج ثانیه....

بعد مثل راج دستت رو باز میکنی و من مثل سیمران دستت رو میگیرم

و آهنگ پخش میشه.....

این درست شبیه فیلمه

به نظر خوبه.

پس کجا باید بریم؟

ما بعدا برنامه ریزی میکنیم.

*لیست آرزو ها* مترجم:محمد

دیدیش؟

نگاش کن... این خیلی خوبه درسته؟

این دوچرخه رو میخوای؟

باشه ما میخوایم بخاطر دوباره برگردیم.

-باشه..... بعد از اینکه برگشتیم.

آره دقیقا مثل این یکی.

باشه ما شب صداتون میزنیم.

از برج ایفل.

نخوابید...

آره، بیدار بمون به خاطر اینکه نصف شب میریم اونجا

نمیتونی امروز بخوابی باشه....

یه بار دیگه؟

باشه اینجا بریم....

دکتر گفت اون وقت زیادی نداره

واسه همین اونو اینجا آوردیم.

اون تموم زندگیشو فقط کار کرده، فقط کار کرده.

تو امروز زود میری؟

آره، الان دیوالیه و من کارهای زیادی دارم که هنوز انجام ندادم.

باشه.

-یک بار دیگ تولدت مبارک. -ممنون.

من حتی یادم نبود امروز تولدمه.

-اشکال نداره خوبه من اینجام که همه چیزو یادمه.

باشه من دیر میکنم.

امشب خونه میام امشب خونه باهم جشن میگیریم.

-خداحافظ. -مراقب باش.

-سلام قربان، بله قربان قدرت حدود 5:30کمتر شد.

آره من خودم تا ساعت 6 همونجا بودم، بعدش به آوانیش خواستم اونجا بمونه.

باشه قربان من همونجام.

کد های امنیتی من کجان!

این باید مشکل سوم باشه که اون کد هارو گرفته.

-هی! با ماشین من چیکار میکنی؟

صبرکن ماشینم خط افتاده؟

اینجا من دنبال پین هام میگردم.

-فراموشش کن نگاه کن با ماشین من چیکار کرده.

چی شده؟

-بیا خوت نگاه کن. اون رو ماشین من خط انداخته.

7،8هزار روپیه درست کردنش خرج برمی‌داره

و از شانس من، یکی هم نیس بهم کمک کنه.

-بزاره بره اون فقط یه بچه کوچکه.

اون فقط داشته بازی میکرده

و این خراش و خط ها حتی دیده نمی‌شن.

اون تو خونه همه چیزو خراب میکنه

و من حتی نمیتونم در مورد خراش ماشینت حرف بزنم.

بسه، بسه

اون بچه اس اما این به این معنی نیس هرکاری که دلش میخواد بکنه

و ماشین رو درست کن این پولیه که ما به‌سختی بدستش آورديم.

-اشکال نداره معذرت میخوام

سومو عزیزم به عمو بود معذرت میخوام.

معذرت میخوام عمو....

-نگاه کن این بچه فقیر متاسفه.

دوباره این کارو نکن.

بیا، بریم.

و دوباره اینقد دنبال پین هام نگرد

داری کجا میری؟

-مامان، اونو بهم بده امروز تولد آقاس؟

آره، ما باید عذا مورد علاقه شو بپزیم.

آره، من انجامش میدم.

تو هیولا...

اونو بهم بده.

اینجا.

-اینو نگه دار، تو بچه شیطون.

دیوالی مبارک.

امروز که دیوالی نیست.

اما تو شیرینی آوردی ما تو خونه اصلا شیرینی نداریم.

اووو، چرا؟

نمیدونم.

تو میتونی بیای خونه من، من بهت شیرینی میدم.

و کیک چطوره؟

نه، کیک فقط برای تولد بچه هاس.

اول اون کیکو میبره بعد همه مون باهم میخوریمش.

وگوش کن،

این خاله بازی ها چیه؟ بنظرت من شبیه خاله هام‌؟

بیا بریم، بیا....

عزیزم امروز کار زیاد دارم.

خانم.

بله

همه چیز آماده اس،

من هرچی که تو گفته بودی رو پختم،

و چیزهای مورد علاقه آقا....

باید برم؟

آره، اما....

عزیزم اشکال نداره، فقط تولدمه

موهیت امروز تولدته،امروز حداقل میتونی مدیریت کنی.

-خوبه، ما دیگ بچه نیستیم.

-موهیت، من بهت گفته یه چیزی برات آماده کردم.

ما درمورد اون صبح صحبت کردیم درسته؟

خوشحالم تاریخ تولدم و سالگرد عروسی مون رو فراموش نکردی.

و گرنه تو منو میکشتی.

کار زیادی مونده نمیدونم کی تموم میشن.

خداحافظ.... من گوشی رو قطع کردم.

-لطفا زودتر بیا، خداحافظ....

-تولدم مبارک تولدم مبارک

تولدت مبارک موهیت عزیزم تولدم مبارک

برو دفترت و تولدش رو اونجا جشن بگیر.

مامان شارژر کجاست؟

-تو هنوز بیداری؟ و با گوشیم چیکار کردی؟

مامان من نمیتونم بخوابم.

-برو کنار، چرا نمیتونی بخوابی؟

تو گریه کردی؟

-نه عزیزم، من فقط دلم برای بابا تنگ شده

من میخوام به دیدن پدربزرگ برم.

اون همیشه باماس.

پس چرا نمیتونم اونو ببینم؟

وقتی که فکر می‌کنیم بدخوابیم.

و ما فقط میخوابیم، وقتی که بیدار میشیم.

ما تو یه دنیای دیگ بیدار میشیم، دنیایی که اونقد قشنگه که

پدربزرگ توشه الان اون دنیا خیلی قشنگه.

پس، چرا اما اون نمی‌بینیم؟

به خاطر اینکه اول باید بخوابیم.

بهم هیچی نگو مامان.

نه، تو الان باید بخوابی فردا باهم حرف میزنیم.

خداحافظ

تو هرروز بدتر میشی،خیلی بدی....

اینجا جای ترقه انداختنه؟

-این آخرین دیوالی منه. من میخوام همه جا ترقه بندازم.

چرا، چرا آخرین دیوالی ته‌؟

چون موما اینجوری گفت.

موما چی گفت؟

-قهوه؟ -من خوبم....

اون چی بود؟

اوه.... بیا اینجا،اشکالی نداره

مشکلی نیس، من یه جدید میخرم.

کی اینو گذاشت که بیاد؟

-تو برو بازی کن! اجرا کردن...

لیوانم...

موهیت اشکالی نداره، آروم باش اون فقط یه بچه اس.

این اتفاق اشتباهی رخ داد

اون بچه نیس، اون خودش یه اشتباهه

آروم باش موهیت،

تو اصلا میدونی اون از چی بیماری رنج میبره

تو حتی نمیدونی.

اون باید بره پیش دکتر اگه مریضه.

اون همیشه چیزهای دیگران رو خراب میکنه.

-بسه دیگه بهت گفتم یه نو واست میخرم.

تو ساکت شو شالینی.

تو به بعضی چیزها تو زندگی اهمیت نمیدی اما من

من به ماشینم اهمیت میدم که خراش برداشته.

لیوانم واسم مهمه که اون الان اونو شکسته.

تو احساس دلبستگی به اون نداری اما من

با پول میشه لیوان خرید اما میدونی اون از کجاس

من اونو از....

-میدونی چیه! صبحم رو خراب کردی.

-اوه واقعا؟ پس بذار اونو درست کنم.

این بچه نباید باما اون خونه دیگ بیاد.

بخاطر اینکه منو وسایلام بتونیم تو آرامش باشیم.

شاید به خاطر این اونو نگه میداری

چون میدونی بزودی میمیره این کارو باهاش میکنی

دکترا ناامید شدن. من خودم مراقب همه چی هستم.

میدونم من تنها کسی ام که اون داره میدونم....

نمیدونم چجوری این بچه بیچاره رو درک نمیکنی.

که هیچ درمانی واسش وجود نداره.

اون عمر زیادی داره. چجوری میتونم بهش بفهمونم؟

آره قربان،

موهیت، کارت تموم شد، کی آماده میشه؟

-قربان امروز... سعیم رو میکنم...

امشب باید تموم شه. متاسفم قربان.

موهیت، تو دیروز باید اونو تموم میکردی.

-معذرت میخوام قربان، کاری برام پیش اومد.

این مشکل من نیس، تو باید امروز اونو تموم کنی.

-باشه قربان، ممنون خداحافظ.

موهیت، رئیس امروز واقعا عصبانی بود؟

حالا چی؟

اون این فایل رو برای اصلاح فرستاده.

و این فایل مال گردش مالیه تو باید اونو بررسی کنی.

یه فایل دیگ؟

آره.

کی باید تمومش کنم‌؟

خداحافظ، عصر.

-امروز؟ -آره، امروز عصر.

Wishlist subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left