ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
شعری که توی امتحان بود رو یادته؟
بله
"عشقم رو توی رویام دیدم و پیر شده بود"
موضوع شعر یادته؟
این شعر به عشق شاعر هدیه شده
گفتم که این جواب نیست
گفتم عشق اینجا استعاره از پادشاهه
اوه آره، پادشاه
معتقد و وفادار
ولی به نظرت با عقل جور درمیاد؟
"ترجیح میدم بمیرم و به ماه تبدیل بشم"
"این شکل هرجا که عشقم هست میدرخشم"
این یکم عجیب نیست که بخوای به شاه بگی؟
راست میگی، عجیبه
مگه نه؟
فکرکنم این نکته منفیِ کنفوسیونیسمِ
این کشور انقدر عاشق کنفوسیونیسمِ
که عشق رو با فداکاری ! تعریف میکنن
همینه که باعث فساد جامعه شده
...ولی خانم کیم
اگه پادشاه آدمی شبیه شما بود
منم شعر رو این شکل مینوشتم
به نظرم کسی مثل شما
میتونه رئیس جمهور بشه
صبر کن
ها؟ چیه؟
کاندوم
قصد انجامشو نداشتم پس باهام چیزی نیوردم
واقعا میخواستم این دفعه جلوی خودمُ بگیرم
باشه
خطرناکه، بیا انجامش ندیم
بیا فقط این شکل دراز بکشیم
باشه
البته که بدون کاندوم امن نیست، مگه نه؟
من به همینم راضیم
آره
منم بغل کردنو دوست دارم
بیشتر از خانواده
پنج ماه بعد
بیا فردا بریم بیمارستان اشکالی نداره
به هرحال الان نمیتونم سقطش کنم
دیگه الان پنج ماه شده
حدس زدیم ممکنه بگید ...سقطش کنیم، برای همین
! خیلی متأسفم
محبور بودی اینکارو کنی؟
برنامت چیه؟ کی قراره بزرگش کنه؟
دانشگاهت چی؟ کار؟ تحصیلات؟
میخوای چیکار کنی؟
میدونستم که نگران میشید برای همین
اینو آماده کردم
کیم تو ایل، برنامه پنج ساله
ازدواج و تحصیل چطور با یه تیر دو نشون بزنیم؟
چرا این راهو انتخاب کردی؟
توی این مدت زمان از استرس هم کم میکنیم
به نظرم این بهترین راه بود
اینجوری داری جواب زحمتامون رو میدی؟
این فقط با یه تیر دو نشون زدنه
با این جوابا به جایی نمیرسی، خنگ خدا
مگه نمیدونی وقتی چیزی به دست میاری چیزیم از دست میدی؟
میدونستم یه روزی بلاخره یه دردسر بزرگ درست میکنی
ولی این دیگه نوبره
اون حتی به ! سن قانونی هم نرسیده
من فقط یکسال دبیرستان افتادم ولی به سن قانونی رسیدم
!واقعا که چه آینده ی روشنی
مگه چه اشکال داره آدم یه سال بیافته؟
هر دوتون خیلی قدیمی فکر میکنید
چرا یه سال افتادی، هو هون؟
من به خاطر کار پدرم رفتم ...عربستان سعودی
شما دیگه بیست سالتونه کی میخواید یاد بگیرید؟
چرا انقدر دارید پیچیدش میکنید؟
هو هون اون مجبورت کرده مگه نه؟ - ...بله، نه منظورم اینه که -
تو فقط داری نوک دماغتو میبینی
میدونی باید از چه چیزایی دست بکشی؟
مگه شما چه چیزایی از دست دادید؟
چطور مجبورت کرده؟
چونکه...تو ایل یه نابغست
خب، فکر کنم درسته
فکر کنم به خاطر من خیلی چیزا رو از دست دادید
چی؟
شما یه زندگی عالی داشتید ...ولی من اومدم گند زدم به همه چی
...منظورم این نبود
اگه انقدر بدتون میاد خب میرم
! با پای خودم میرم بیرون
نونا - چرا داری داد میزنی؟ -
تو اصلا کارتُ اشتباه نمیدونی مگه نه؟
ما که باهات دشمنی نداریم
تو این شرایط انتظار داشتی با رویِ باز قبول کنیم؟
اگه واقعا دخترت بودم ! اینکارو میکردی
تو واقعا چت شده؟
! تو ایل
به خاطر این شرایط معذرت میخوام
نونا صبر کن
ولی بازم، اگه بعد از امتحان اینکارو میکردید بهتر بود
باید جلوی خودتونو میگرفتید
خودت هم سن اونا که بودی میتونستی انجامش ندی؟
معلومه که نه
چطور میتونستم؟ من الانم نمیتونم
نمیتونم جلوشو بگیرم
مامان و بابا - امکان نداشت -
بله؟
خیلی راحت باهاش کنار نیومدید؟
پس باید به خاطرش گریه کنیم؟
ماهم شوکه شدیم
من مطمئنم تو و خانم کیم اون شب درموردش صحبت کردید
مگه نه؟ بله -
مطمئنم یه دلیل خوب داشتید
با اینکه خیلی مسئله جدی ایه
ولی شما خیلی خوب باهاش کنار اومدید
واقعا باعث خوشحالیه
ها
این چیه؟ - چی؟-
اونو یادته؟ - چیو؟ -
وقتی طالع هو هون رو خوندیم
"گفت "اون به زودی چیزی به دست میاره
پس منظورش این بوده که تشکیل خانواده میده
خیلی خوشحالم که شمارو توی خانوادمون داریم
راستی، متأسفم که خانوادت درمورد این شرایط
خیلی ناراحتن
درسته - عروسی باید با شادی برگزار بشه -
شاید چون ما یه پسر داریم خیلی راحت تر کنار اومدیم
ولی مطمئنم همینکه بچه به دنیا بیاد، خوشحال میشن
حسابی قربون صدقش میرن - البته -
نمیتونی هم خون خودت رو دوست نداشته باشی
درسته
آخرشم پدرت دستتو میگیره و باهات هم قدم میشه
تازه فهمیدم نمیتونی اینکارو بکنی - چی رو نمیتونم؟ -
دستاشو بگیری و بدرقش کنی
راست میگی، من نمیتونم چون یه دختر ندارم
همیشه دلم میخواسته اینکارو بکنم
به نظرم تا وقتی خانوادش کنار بیان باید اینجا بمونه
خیلی خوشحال میشیم - البته -
نونا - بله؟ -
مگه نه؟
نه
جایی دارم که برم
چی؟
دوباره چیه؟
دفتر آموزش دگو: معلمم رو پیدا کنید
آیگو، به این زودی اومدی خونه؟
چرا انقدر زود اومدی؟
مرخصی گرفتم
اگه جای من بودی میتونستی سر کلاس تمرکز کنی؟
میخوای کجا بری؟
هی
دیشب درموردش فکر کردم
واقعا نمیتونم درکت کنم
چرا الان؟
مامان
به نظرت اگه درموردش فکر نکرده بودم راضی میشدم اینکارو بکنم؟
منم دارم همینو میگم چرا باید اینکارو کنی؟
تروخدا بسه
نمیشه فقط بهم اعتماد کنی و حرفمو گوش بدی؟
نمیترسی دختری مثل خودت نصیبت بشه؟
چرا بترسم؟ برای همین دارم بچه دار میشم
لطفا قبول کن تو اونقدارهم باهوش نیستی
میخوای به بابات چی بگی؟
خودت یه کاریش کن مثل همیشه
پرونده برنامه ریزی پنج سالم رو بهت میدم، نگاش کن
میدونی
من به تصمیمت شک ندارم
ولی واقعا باید پیداش کنی؟
پدره واقعی و هم خونت رو میگم
گفتی حتی اسمشم نمیدونی
خب میدونم فامیلش چویِ
چیز دیگه ای نمیدونی؟
معلم اقتصاد و فناوریه
توی وبسایت دفتر دِگو
چندتا معلم پیدا کردم که فامیلشون چوی بود
باید یکی از اونا باشه
انتخاب درستیه که پیداش کنی؟
تو یه زندگی معمولی داری پس نمیتونی درک کنی
دارم سعی میکنم بگم که
اگه وقتی داری دنبالش میگردی
اتفاقی برات بیافته چی؟
چرا اتفاقی برام بیافته؟
نمیتونه از پدر و مادرم بدتر باشه
دیگه الان
خیلی عجیب نیست
یکی باید دنبال اون یکی بگرده
یادت نره بخوریشون
فولیک اسید, آهن, ویتامین, فیبر, اومگا
راستی، اگه اونجا ژله ی بلوط نداشتن
بگو برات بفرستم
نگران نباش
بعد از یه هفته برمیگردم
سئول به سمت دِگو
بخش خرید بلیط
مامان، کی میرسیم؟
آقا، چقدر طول میکشه تا برسیم دگو؟
چقدر طول میکشه تا از چانگ چونگ به دگو بریم؟
چرا جواب نمیدید؟
تو ایل - بله؟ -
میشه لطفا دیگه "آقا" صداش نکنی؟
بهش بگو بابا
مامان بزرگ، بابابزرگ - ای نادون -
بیا اینجا - آروم باشید -
گفتم بیا اینجا - لطفا بهم گوش کنید -
من باردارم
بگیرش - بیا اینجا -
نمیتونی بزنیم، من باردارم
No comments yet. Be the first to leave one.