ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
ميخواين بدونين سال پيش توي "شيملس" چه اتفاقاتي افتاده؟
...برادرها - ...دکترها -
من گفتم گيام - خودش رو بروز داد -
!فيونا". نفس نميکشه"
اوه خداي من، رفته سراغ کوکائينهاي من
فيونا گلگر"، حق داري سکوت اختيار کني"
من گناهکار نيستم
ليام" نزديک بود بميره"
اتهام وارده رو قبول ميکنيد؟ - گناهکارم -
تا اطلاع ثانوي در حبس خانگي خواهيد بود
کبدم بالاخره داره از کار ميوفته
ازم ميخواي از فروشگاه يکي واست بدزدم؟
هنوز آمادهي مُردن نيستم
با هم جور نيستيم
حتي دختر خودم هم باهام جور نيست
دختر؟
اين "امي" و اون يکي "جما"ست
پرستارها يجوري تنهام گذاشتن انگاري
ما ميدونيم چه گهي بايد بخوريم
،من يه دختر کوچولو نيستم
آمادهام
اين تو رو شهوتي ميکنه؟
تو خيلي کوچيکي - اوه، خداي من -
خداي من، کدوم گوري بودي؟ - ارتش -
اصلاً واسه چي همون اول رفتي اونجا؟
مشکلات روابطي
از اينکه با دروغ زندگي کني خسته شدي، مگه نه؟
فقط ميخوام همهي آدماي اينجا بدونن
من گي هستم
حالا راضي شدي؟
کالج خيلي سخت تر از چيزي که به نظر مياد
در واقع بايد پيشتکار به خرج بدي
آماندا" دقيقاً کيه؟"
دوست دختر قبليِ هم اتاقيم
که سعي کرد وقتي خوابم واسم ساک بزنه
واسم آت و آشغال ميخره
به نظر خوب هوات رو داره
ديگه در مورد بچه کس شر سَرهم نکن
کمک ميکني
هي. ساعت از 5 گذشته
...چطوري ميتوني - اي بابا، تنهام بذار -
ممکنه مثل مامانمون بيماري دوقطبي باشه
شايد لازم باشه بستري بشه
اصلاً فکرش هم نکن. پيش خودم ميمونه
فيونا اصلاً خونه نيومده آزادي مشروطش رو نقض کرده
گند زدم
باعث افتخارمه که شما رو زن و شوهر اعلام کنم
همگي بريد کنار - مُرده؟ -
يه کبد واسش جور شده - خانم گلگر؟ -
ما ازدواج کرديم؟ - بذار بابام رو ببينم -
زنيکهي جنده - !نه -
داري تو حياط من اتراق ميکني؟
فضاي خالي کنار حياطت
وسايلت رو جمع کن. آزادي
23سالمه. بزرگتر از اونم که گهکاريام رو گردن اونا بندازم
شبيه جلسات ترک حرف ميزني
يکي از شروط آزادي مشروطم حضور سر همين جلساته
يالا، زود باش. به موقع سر کارت نميرسي
ممنون
ميخواي بري تو؟
نه
!من زنده ـم مادرجنده
ترجمه و زيرنويس : ســـميرا و ســـارا.ب Sarah.B & Sorrow
MR .Amorous تنظيم مجدد
شيلز"؟" - همم؟ -
اون روي تخت ما چيکار ميکنه؟
کي؟
داره دولچه ـش رو ميکنه پشتم
اوه، سمي ديشب با يه پسره توي آلاباي رو هم ريختن
و "چاکي" رو از تريلرش انداخته بيرون
اتاق "کارن"؟
جاشو اونجا انداختم
حتماً نصف شب خودشو کشونده اينجا
خب، بايد گورش رو گم کنه
آخ
اوه، "چاکي" چرا تو اتاق کارن نموندي؟
خواب بد ديدم
خب، بهتره پاشي و واسه مدرسه آماده شي
و شما آقاي محترم، از داروهات فراموش نکن
نميتونم
بايد روي پروژهام کار کنم. سرم شلوغه
فرانک. همين الان داروها و انجام کاراي واجب
واسه چي دارن خرابش ميکنن؟
پشم شيشه
خيليخب. من ميرم ديگه به اندازه کافي ديدم
صبرکن. منم عقب دوچرخه سوار کن و ببر خونه
نميتونم. بايد يه کاري انجام بدم و بعدش برم مدرسه
من نميرم - روز آخره -
بايد بري - واسه چي؟ -
که بفهمم چطوري دوباره کلاس ششم رو رد شدم؟
آره، سال ديگه ميرم تو کارش
يالا. برسونم ديگه
تو حتي با اون چلاق گندهات نميتوني سوار دوچرخم شي
اين عصا داره خواهر دستم رو ميگاد
حتي نميتونم مثل آدم جلق بزنم
بايد قبل اينکه قوزک پات رو روي اون اسکيت مسخرهات به گا بدي
فکر اينجاش رو ميکردي
ميبينمت
به نظر خيلي خوبه، نه؟
...عالي شده به غير از يه چيزش
چي؟
به نظر تا ابد اينجا گير افتاديم - آره -
فکر کنم... تو تله افتاديم
آره - راه خروجي نيست -
درسته. تو تله افتاديم
ديگه قرار نيست هيچوقت يکي از اون شيرينيهاي
پتزي" رو دوباره ببيني"
"اوه، "ليام
اينجا ديگه خونهي جديدمونه - باشه -
ميرم نردبون رو بيارم
پات پيچ نخوره
ولمون کن
نگران نباش
تحسين برانگيز بود - ممنون -
ممنون
آمادهاي اين کوفتي رو پُرش کنيم، "ليام"؟
آره
خوبه، بيا اينجا - آره -
خيليخب، اينو به شير آتشنشاني وصل کن
چطوري قراره دريچه رو باز کنيم؟
خلاقيت گلگري
يکي از اونا رو دم دستت داري؟
تو نداري؟
يالا
خيليخب، بيا. برو کنار
اين ميره اينجا
ميخوي کمک کني؟ - اوهوم -
باشه، مراقب انگشتات باش
بگير که اومد
نه، نه، بيخيال بابا !خير سرم رئيستم ها
آها - اوه، نه، نه -
،ممکنه خودم استخدامت نکرده باشم
ولي مثل چي مطمئنم که ميتونم اخراجت کنم
نه، نه، نه - آره -
وايسا... بدش ببينم بدش من
نه، نه
شان"، نه، نه" اوه خداي من
خداي من. دهنت رو سرويس ميکنم
!بوم! بوم! ميگم بوم
چطوري اينقدر خيس شدي؟
نبايد بري؟ - چرا -
در حقيقت، بايد پسرم رو ببرم مدرسه
"زودباش، بايد برم پيش "ويل
باشه. سلام منو بهش برسون
باشه، حتماً. موقع شام ميبينمت
باشه - خيليخب -
فهميديم، کسخلا دانشکده تموم شده
وسايلت رو جمع نکردي؟ - چه ناز شدي -
تابستونه. چمدون داري؟
همينجاست - لوئي وتانه؟ -
نه، گوچيه - داري چيکار ميکني؟ -
دارم يه تقاضانامه پُر ميکنم تا پاييز نمايندهي دانشجوها بشم
واقعاً؟ - نمايندهي کونيها -
چرا که نه، ميدوني؟
،اتاق و غذاخوريش مجانيه کل آبجوها رو ميتونم توقيف کنم
خب، ميتوني تو خونه دانشجويي من بموني
بابام پولش رو ميده که يعني مجانيه
يعني با هم زندگي کنيم؟
خب، مگه همينکارو توي 4 ماه گذشته
انجام نميداديم؟
چرا، ولي تو خوابگاه واسه خودت اتاق داشتي
پروازم رو از دست ميدم ها
ببين، تابستون خوش بگذره، رفيق. خب؟
تو هم همينطور رفيق
واقعي بوده
بيا از اينجا بريم
فقط همين رو تونستم از آشغالاي تو حياط پيدا کنم
بذارش توي پنجره
عسلي ميخوري يا نيمرو؟
از اون تخم مرغهاي پُف کردت خوشم مياد
نيکا"، امروز نيمرو درست کرديم"
غذا غذاست
واسه من فرقي نميکنه
بچه واسه چي گريه ميکنه؟
نگاش کن
اوه، پوشکش پُر گهه
پس واسه اين گريه ميکنه؟
نميخوام تو اولين روز کارش
غرق گه بچه بشه
نيمرو توي فره
هي، کسخل. ماشين آمادهست؟ - آره -
يه ذره ديگه زُل بزني کيرت رو تيکه تيکه ميکنم
وقتشه برم و با نازاها قشنگ برخورد کنم
قراره دم سونوگرافي ببينمشون
هنوز فکر ميکنن تو مربي مهدکودکي؟
چرخهاي اتوبوس همينجوري ميره و ميره
يعني اين پولدارا پولشون رو خرج چه کارايي نميکنن
بعد سونوگرافي، ميرم "بمال و بگا" رو باز ميکنم
تو صبحونهي "يو" رو بده و برو فروشگاه
فهميدم
،هي، "پاتل" يکي از دخترا رو ديروز زد
بدون اينکه پولي بده رفت
پاتلي" که خشکشويي داره؟" - آره -
ميرم سراغش
بريم
نه، نه، نه، تفنگ لازم نيست
ببينيد. سلاح گرم لازم نيست
از اونکارا نيست
حالا ديگه آدماي محترمي هستيم يادتون که نرفته؟
اينو ميخواي؟
No comments yet. Be the first to leave one.