ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
واقعاً؟
همین الان؟ آروم باش، باشه؟
این منو آروم نگه میداره.
یکی اینجاست.
مثل موش ساکتی، مگه نه؟
خواهش میکنم.
نه. نه!
نه!
صبر کن. روآن، لازم نیست این کارو بکنی.
خب، من... من...
من ازت خواستم ملاقات کنیم، و تو هم که بهترین روشهای بابا رو میدونی.
سخته که ولش کنی.
خب، دلش برات تنگ شده.
من همش بهش میگم که تو ترم اولی هستی.
و خب، قاعدتاً سرت شلوغه.
ولی گوش کن، اگه خواستی یکشنبه برای برانچ به ما ملحق بشی،
شاید بد نباشه که اون و خواهرات رو غافلگیر کنی.
آره.
ببین، راستش یه جورایی ازتون دوری میکردم.
از وقتی بابا بهم گفت ازت خواسته که...
املیا و پیج رو به صورت قانونی به فرزندی قبول کنی.
اوه، حدس میزنم از این ایده خوشت نمیاد.
خب، من که با تو مشکلی ندارم، ایزابل.
خوشحالم که بابام خوشه یا هرچیزی.
ولی تو همسرشی نه مامان ما.
روآن، اینو میدونم.
من هرگز، هیچوقت سعی نمیکنم جای مادرت رو بگیرم.
باشه.
پس ما همعقیدهایم.
خب، روآن، با این اوصاف...
پدرت از من خواست که خواهرات رو به فرزندی قبول کنم.
تا اگر، خدای نکرده اتفاقی براش افتاد...
شما دخترا در امان باشین.
تو فقط حدود یک سال و نیمه اینجایی.
تو هنوز هم غریبهای.
جسارت نباشه.
باشه، گوش کن، باید اینو جواب بدم.
ولی میتونیم بعداً بیشتر حرف بزنیم.
باید برم سر کلاس.
سرپرست معاون رئیس دفتر کاستیل.
دکتر راسک، ما اینجا به عنوان بخشی از تحقیقات RICO هستیم.
درباره یک باند جدید قاچاق مواد مخدر.
اونها مواد مخدر رده II رو سرقت میکردن.
از کلینیکهای اجتماعی در سراسر جرسی.
ولی این اولین باره که کسی رو کشتن.
سیلوانا.
اون لیاقت اینو نداشت.
ما اینجارو ۲۵ سال پیش با کمک مالی ۳۳۰ باز کردیم.
اون اولین کسی بود که استخدام کردم.
اون فراتر از یک مدیر دفتر بود.
اون معجزه میکرد.
اون قرار نبود دیشب تا دیر وقت کار کنه.
به احتمال زیاد اون اونا رو غافلگیر کرده.
و اونها وحشت کردن.
دوربین مداربسته دارین؟
که بتونه به شناساییشون کمک کنه؟
نه، حتی اگه بودجهش رو هم داشتیم...
و باور کن، نداریم... افرادی که...
برای کمک پیش ما میان، از اون آدمها نیستن...
که بخوان جلوی دوربین باشن. هوم.
چه جور آدمهایی هستن؟
ما یه کلینیک رایگان داریم، پس به خانوادههای کمدرآمد خدمات میدیم.
بیخانمانها، مهاجران غیرقانونی.
بیماران موادجو، معتادین رو میبینین؟
ما همه چی میبینیم.
ما هیچکس رو رد نمیکنیم.
ولی بیمسئولیت نسخه نمینویسیم.
هیچ دارویی تو این کمدها نگه میدارین؟
نه، همه داروها اونجا نگهداری میشن.
سیلوانا مسئول داروخانه ما بود.
اون آدم قانونمداری بود.
اونجا فقط پروندههای قدیمی بیماران بود.
ما میفهمیم کی این کارو کرده.
ولی باید موجودی کامل داروهاتون رو ببینیم.
خب همه، گوش کنید.
اگه این سرقت در کلینیک راسکِ مات هیون...
آخرین کار این باندی باشه که...
داشته تو جرسی سرقت میکرده...
حالا کارشون به قتل کشیده.
ما اجازه نمیدیم دوباره حمله کنن.
خب، امروز جوبال ولنتاین رو نداریم.
پس شما باید منو در جریان بذارین.
زمان تخمینی فوت سیلوانا مورالز...
نشون میده سرقت حدود...
ساعت ۱۰:۴۵ دیشب اتفاق افتاده.
ما داریم دوربینهای ترافیکی و خیابانی رو بررسی میکنیم.
در شعاع ۱۰ بلوکی کلینیک.
در اون زمان. هنوز داریم پلاکها رو چک میکنیم.
ولی هنوز هیچ مورد مشکوکی پیدا نکردیم. باشه.
به چک کردنشون ادامه بدین.
اگه نتونیم باند رو پیدا کنیم...
بیاین سرنخ اموال سرقتی رو دنبال کنیم.
میدونیم چی از مات هیون دزدیده شده؟
بله، صاحب کلینیک، دکتر راسک،
لیست کامل موجودی داروهاش رو ارائه کرده.
مثل سرقتهای قبلی باند،
تمام ذخیره مواد مخدر رو کاملاً خالی کردن.
بیشتر قرصها.
وقتی وارد بازار بشن، ردگیریشون غیرممکنه.
قرصها، شاید. ولی به نظر میاد مات هیون همچنین...
اسپری بینی کتامین حمل میکرد.
تو رواندرمانی برای درمان استفاده میشه...
افسردگی، اضطراب، پیتیاسدی.
بستهبندی دوبارهاش برای فروش خیابونی سختتره.
تو یه بطری خاص میاد که شماره سریال داره.
یه مخدر رده سومه.
و طبق گزارش ملی مواد مخدر اداره مبارزه با مواد مخدر...
...ارزیابی تهدید، اسپری کت...
...توی کلوپها محبوب شده.
باشه، به خبرچینت بگو ببینه کسی رو شناسایی کرده...
...که داره این مواد مخدر جدید رو میفروشه.
هی، دادستانی یه سرنخ داره.
یه خبرچین گزارش داده یه گروه دارن اسپری کت رو تو ریوهای روزانه میفروشن.
گفته یه دونه همین الان تو بوشویک برقراره.
اگه الگو ثابت بمونه، احتمالاً...
...یکی اونجا در حال فروش داریم.
خب، پس ما اونجا خواهیم بود که بخریم.
ایوا، کسی رو دیدی که به نظر بیاد داره معامله میکنه؟
هنوز نه.
فقط یه مشت بیست و چند ساله که دارن حال میکنن.
حتماً خوبه که مجبور نیستی وسط روز کار کنی.
هی، خرج کردن پول مامان و بابا هم میتونه کار سختی باشه.
آره، خب من هیچوقت این سعادت رو نداشتم.
صد.
صبر کن.
پسربچه کیفکمریه کنار بار، الان یه معامله انجام داد.
پیداش کردم. خب.
میرم سمت ساعت سهش.
میتونی برای خرید کنترل شده بری تو.
فقط یادت باشه که تنها چیزی که لازم داریم...
...تایید بصری اون اسپری کته.
و اونو میتونیم به قتل و سرقت ربط بدیم.
چقدر شرط میبندی این دلقک...
...به دروغ ادعای به دام انداختن کنه؟
تو شبیه یه دادستان حرف میزنی.
شاید اون دختر پولدار خوشگذرون درونت رو آزاد کنی...
...یه ذره. آره؟
هی.
چه خبر؟
میتونم از اون بخرم؟
از چی؟
میدونی، میخوام پارتی کنم.
خانوم، نمیدونم از چی حرف میزنی.
همین الان دیدم به اون دو تا یارو فروختی.
باشه.
اینو بگیر تا بعد حرف بزنیم.
این چیه؟
گفتی میخواستی پارتی کنی.
آره، ولی من میخوام شناور شم.
پس چیزی برای اون داری؟
این برای تو کافیه، پرنسس؟
یه کام بزن یا گمشو.
من فقط یه اسپری کت میخوام، بابا.
میتونی کمکم کنی یا نه؟
افبیآی. وایسا!
اوه. هی!
نمیدونی هول دادن یه خانم بیادبیه؟
اوه اوه.
الان جای تو بودن خیلی بده.
به دام انداختن!
این چیزیه که هست.
نه کاملاً، ولی حمله به یه مامور فدراله.
هشت سال.
مقاومت در برابر دستگیری، یک سال.
قاچاق مواد مخدر رده دو و سه...
...و مواد کنترل شده، بیست سال.
ایشون فقط درباره جرایم امروز صحبت میکنن، آقای لاترل.
حالا، با نگاه کردن به پروندهات، تو سابقه داری.
و کتامینی که روت پیدا کردیم...
...ردش به کلینیک مات هیون میرسه.
و برای بقیه چیزای خوب تو کیفت...
...آره، نمیدونم.
اسکولا، فکر میکنی میتونیم اونو برای این سرقت...
...به اضافه پنج تا تو جرسی گیر بندازیم؟ فکر کنم این شرط رو قبول میکنم.
یو، اون من نیستم، رفیق.
و من همچنین پنج سالی هست، مثلاً...
...پنج سال جرسی نرفتم، رفیق، واقعاً.
پس حدس میزنم تو اون زنه رو نکشتی...
...تو کلینیک مات هیون؟ اوه، وای. کشته؟
یو، من قطعاً کسی رو نکشتم.
اگه کس دیگهای تو گروهت بوده...
...پیشنهاد میکنم یه اسم بدی، چون یکی...
...قراره برای قتل سیلویا مورالس مجازات بشه.
اوه خدای من.
یو، من اون خانم رو تا حالا تو عمرم ندیدم.
و من گروه ندارم، باشه؟ من هیچکس نیستم، رفیق.
من فقط تصادفی یه اسپری کت از یه نفر خریدم.
"یه نفر"؟ چه کسی؟
پس الان کمکم رو میخوای؟
مرد، به این دختره بگو همه اتهامات رو پس بگیره.
اون همین الان بهم تف کرد.
آره، بذار یه چیزی بهت بگم.
اگه ثابت کنی واقعاً مفید هستی، این دختره...
...تو رو به قتل درجه دو متهم نمیکنه.
باشه، باشه.
یه یارویی بود به اسم گرگ.
فامیلیشو نمیدونم.
ول کن، با ما بازی نکن.
باید یه چیزی درباره تامینکنندهات بدونی.
نه، اون تامینکننده من نیست، باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.