ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آب
خاک
آتش
باد
سال ها پيش چهار ملت در صلح با هم زندگي مي کردند
بعد همه چيز تغيير کرد ملت آتش حمله کرد
فقط آواتار که به هر چهار عنصر مسلط بود مي تونست اون هارو متوقف کنه
اما وقتي دنيا بيشتر از هميشه بهش احتياج داشت ناپديد شد
صدسال گذشت من و برادرم آواتار جديد رو کشف کرديم
يه بادافزار به اسم آنگ
اگرچه مهارت هاي بادافزاري اش عاليه
بايد خيلي چيزها ياد بگيره قبل از اينکه براي نجات کسي آماده بشه
اما من ايمان دارم آنگ مي تونه دنيا رو نجات بده
آنچه در آواتار گذشت
يه مرد تو معبد باد شرقي زندگي ميکنه
ميگه ميتونه بهم ياد بده حالت آواتاري ام رو کنترل کنم
در حالت آواتاري تو در بالاترين حد قدرت هستي همينطور در ضربه پذير ترين حالت
يعني چي؟
اگه تو حالت آواتاري کشته بشي دوره حلول جسمي شکسته ميشه
و آواتار از بين ميره
چه اتفاقي افتاده؟
وارد دگرگوني شدي!برادرزاده ام
داي لي به شما وفادار مي مونه !لانگ فنگ قربان
سلام؟
با بالا ترين افتخار مقدم مبارزان کيوشي رو گرامي ميداريم
ما خدمتکاران فروتن پادشاه خاک هستيم
کتاب دوم: خاک قسمت نوزدهم: گورو
مترجم: ف.م
بوي چيه؟
جوکه(صبحانه ي چيني
مطمئنم دوست نداشتي
درواقع بوش خشمزه ست
يه کاسه ميخوام !عمو
الان که تب ات رفته يه جورايي متفاوت به نظر مياي
اين يه روز تازه ست
يه آپارتمان جديد گرفتيم
وسايل جديد و امروز افتتاح بزرگ چايخونه ي جديدمونه
اوضاع داره بهتر ميشه !عمو
دوساله پدرت رو نديدي بايد هيجان زده باشي
مي دونم بايد باشم اما احساس شکم درد مي کنم
عصبي نباش !اون از ديدنت خيلي خوشحال ميشه
تو چطور؟
از ديدن گورو عصبي نيستي؟
نه اصلا!آماده ام تو حالت آواتاري مهارت پيدا کنم
هرکاري لازم باشه مي کنم
يه هفته ديگه مي بينم !هي هي
سوکا!خوب شد ديدمت
سوکا؟
سلام پدر
ببين بوسکو مبارزان کيوشي اينجان که از ما محافظت کنن
هيجان زده نيستي؟
هفته ي سختي براي ماست
مشاور مورد اعتمادم !لانگ فنگ
و مامورهاش داي لي سعي کردن کنترل باسينگ سي رو از من بگيرن
وحشتناکه که به نزديک ترين افرادتون هم نتونين اعتماد کنين
اما اخبار خوب هم هست
همونطور که صحبت کرديم
کنسول پنج براي نقشه ي حمله به قوم آتش تو تابستون جلسه گذاشتن
در روز خورشيد گرفتگي
واقعا؟
به نظر نقشه ي فوق العاده و نابي مياد
نظرات ژنرال فونگ به عنوان نقطه ي ارائه نقشه به کار گرفته ميشه
درواقع تو دوماه ارتش و نيروي دريايي به قوم آتش حمله مي کنن
در روز خورشيد سياه
يا مي تونيم موموو رو بفرستيم يه کم آسيب بزنه
ببخشيد
تمام چيزي که نياز داريم مجوز پادشاه خاک براي اجرايي کردن نقشه ست
اين ها رو بهشون مي رسونم ممنون ژنرال هاو
سلام؟
شما گورو پاتيک هستين .درسته؟
کسي که نوشته به شاخ آپا وصل کرد؟
قطعا!من برادر روحاني براي مردمت بودم دوست شخصي راهب گياتسو
تو نوشته تون گفتين مي تونين بهم ياد بدين حالت آواتاري رو کنترل کنم
چه جوري؟
بايد تعادل خودت رو بدست بياري قبل از اينکه تعادل دنيا رو به دست بگيري
براي اولين مرحله ي بدست آوردن تعادل با اين شروع کن
بنوش
مزه ي آب پياز و موز مي داد
چون همونه
معتقدم لازمه بريم راست
درمورد چي حرف مي زني؟
کشور بي فونگ اين طرفه
کاملا مطمئنم اشتباه مي کني
شما دو تا پيرزن مي تونين آروم دعوا کنين چند لحظه؟
بايد برم دستشويي
باشه اما سريع تموم کن
تو چت شده؟
تاف موذي!تلاش خوبي بود اما نمي توني منو گول بزني
بزارين بيام بيرون مي تونم حساب جفت تون رو برسم
صداي بلندت رو قطع کن!شايد فکر کني بزرگترين خاک افزار دنيا هستي
اما نمي توني فلز افزاري کني
ما با يه فرصت فوق العاده معرفي شديم !دخترا
مي بالاخره آرايش کرد که ناراحت کننده نبود؟
من درباره ي فتح کردن سرزمين خاک حرف مي زنم
تو 100 سال قوم آتش بيرون باسينگ سي سرسختانه کار کرده
اما الان ما داخل هستيم مي تونيم خودمون از پسش بربيايم
واي تو خيلي اعتماد به نفس داري واقعا تحسينت مي کنم
از داخل ما تو موقعيت عال اي براي طراحي براندازي پادشاه خاک هستيم
کليد داي لي ئه
هرکي داي لي رو کنترل کنه باسينگ سي رو کنترل کرده
براي مهارت تو حالت آواتاري بايد تمام چاکراهات رو باز کني
آنگ!هرچي درمورد چاکراها مي دوني بهم بگو
چاکراها چيه؟
مي بينم که حدس مي زدم بايد از پايه شروع کنيم
آب جاري تو اين نهر مثل انرژي جاري تو بدنته
همونطور که مي بيني چند تا حوض هست که آب توش چرخ مي زنه
اين حوض ها مثل چاکراها ي ما هستن
چاکراها حوض هايي هستن که انرژي تو بدن ما اونجا مي چرخه؟
دقيقا
اگه چيزي اطراف نباشه اين نهر خالص و روشن جاري ميشه
اگرچه زندگي آشفته ست و چيزهايي تو نهر مي ريزه
بعد چه اتفاقي ميوفته؟
نهر نمي تونه جاري بشه؟
بله
اما اگر راه بين حوض ها رو باز کنيم
انرژي جريان پيدا مي کنه
اينها هفت چاکراي بدن هستن
هر حوض انرژي يه هدفي داره
مي تونه با يه جور آلودگي احساسي ويژه بسته بشه
آگاه باش
باز کردن چاکراها تجربه ي سختيه
وقتي عمليات شروع بشه تا تمام هفت تا باز نشه نمي توني متوقف اش کني
آماده اي؟
هرکاري لازم باشه مي کنم
اول چاکرا ي خاک رو باز مي کنيم
تو پايه ي نخاع قرار داده شده با بقا سروکار داره
و با ترس بسته ميشه
از چي بيشتر از همه مي ترسي؟
بذار ترس هات برات روشن بشن
آنگ
توهم واقعي نيست
تو از بقاي خودت نگراني اما بايد از اون ترس ها صرف نظر کني
بزار ترس هات جاري بشه تو نهر
چاکرا ي خاک رو باز کردي
بعدي
چاکراي آب؟
باهوش!شايد يه روز گورو بشي
اين چاکرا با لذت سروکار داره و با گناه بسته ميشه
حالا ببين تمام گناهاني رو که خيلي برات سنگين بودن
خودت رو براي چي مقصر مي دوني؟
فرار کردم
به همه ي اون آدم ها صدمه زدم
حقيقت رو بپذير که اين اتفاق ها اافتاده
اما اجازه نده انرژي ات رو تيره و مسموم کنن
اگه تو اثر مثبتي براي دنيا باشي لازمه خودت رو ببخشي
اين خليج مستقيما ميره به خروجي باسينگ سي
از اين مين هاي گرد استفاده مي کنيم تا ارتش آتش نتونه واردش بشه
مين هاي گرد رو پدرت خودش اختراع کرده
مخرب.شناور
خيلي بد بو
خيلي حساسي!مين ها پرشدن از تيکه ماهي و علف دريايي
وقتي کشتي منفجر شد علف هاي دريايي کشتي رو مي گيرن
و بوي بد باعث ميشه مردم کشتي رو رها کنن
من بهش ميگم غرق شدن متعفن
جالب بود پدر
تو قطعا پسر پدرتي
هاکودا !ديده بان هامون چهار کشتي ارتش آتش رو تشخيص دادن
باتو!اين مين ها رو بارگيري کنين
بقيه ي افراد براي جنگ آماده بشين
من بايد چي کار کنم پدر؟
نشنيدي؟گفتم بقيه ي افراد براي جنگ آماده بشين
کي فکر مي کرد وقتي به عنوان مهاجر بيايم به شهر
با صاحب شدن چايخونه ي خودمون تموم بشه
از احساست پيروي کن زوکو و زندگي اي که بهت هديه دادم
تبريک ميگم عمو
خيلي متشکرم
تو شايسته اش هستي .اژدهاي ياسمين بهترين چايخونه ي شهر ميشه
نه متشکرم که تصميم گرفتي اين روز خاص رو با من سهيم باشي
معني اش بيشتر از اونيه که مي دوني
حالا بيا براي مردم چاي درست کنيم
آره!بيا چاي درست کنيم
سومين چاکرا آتشه تو شکم قرار داده شده
چاکراي آتشم دوست داره يه چيزي به غير از آب پيازوموز بخوره
خوب بود!ادامه بده
اين چاکرا با قدرت سروکار داره و با خجالت بسته ميشه
از چي خجالت ميکشي؟
بزرگترين نااميدي ات از خودت چيه؟
هيچ وقت دوباره آتش افزاري نمي کنم
نمي تونم
اگه اين قسمت از زندگيت رو ناديده بگيري هيچ وقت تعادل پيدا نمي کني
تو آواتاري بنابراين آتش افزاري
باز شدن اين چاکرا کمتر شبيه جاري شدن تو نهره بيشتر شبيه آروغ زدن گاوميشه
مزه اش شبيه پياز و موز بود اما به شکل عجيب ديگه
خيار شور؟
از پوشيدن اين لباس هاي مبدل دخترونه خسته شدم
نمي دونم چه جوري کسي مي تونه با اين مبارزه کنه
شايد به خاطر همينه که ضربه زدن به مبارزان کيوشي وگرفتن لباس هاشون خيلي آسون بود
چقدر بايد به پادشاه خاک خدمت کنيم؟
اگه يه کپه ديگه مدفوع خرس تميز کنم بالا ميارم
پرنسس آزولا قول داد به محض اينکه آواتار رو دستگير کنيم به سرزمين آتش بر مي گرديم
فقط بايذ صبور باشيم
خفه شو
ميخواي همه ? قصر بدونن ما از قبيله ي آتش ايم؟
متاسفم
کارتون خوب بود دخترا مطمئنم داي لي پيام رو گرفته
چهارمين چاکرا تو قلب قرار گرفته
با عشق سرکار داره و با غم بسته ميشه
تمام غم هاتو رو جلوت بيار
حتما احساس کمبود زيادي مي کني
اما عشق شکلي از انرژيه
No comments yet. Be the first to leave one.