ആദ്യത്തെ 194 വരികൾ.
.:: Sub#One Team ::. تــــــقــــــديم مـــيکند
....دیک عزیز
.من کل این دسیسه چینی بدون روپوش رو طرح کردم
مترجم
.بزارش کنار،مرد
.شما.باید بیایید ببینید
ممنون،عزیزم
.اوه،خدای من
.شما دوتا....سر وصدا ها رو آروم کردی
خوب،می دونی،این .واقعا بیشتر از یه نمایش انفرادیشه
داری شوخی می کنی؟ .شوخی نمی کنم
دیک اهمیتی نمی ده تا یه احمق .به نظر بیاد و توجه اونو کسب کنه
.بهتره حواست به خودت باشه،گلم
...سلام.من،اه
من...رزرو .نامه یا هر چیز دیگه ای رو ندارم
،خیلی خوب می شه اگه یه جا اه،واسه یه نفر داشته باشی؟
.اه،باشه،ما دو تاش رو داریم
.باشه،خوب،من فقط...من فقط یکیش رو می خوام
.که ساکت باشه.فقط واقعا ساکت
...این،اه...دارم،ام
.ببخشید
باشه،این...اون زیر .اسم همسرمه. امیدوارم مشکلی نباشه
.اهمیت نمی دم
.باشه
،لعنت. می دونی چیه؟ یه ثانیه بهم وقت بده
.باید کارت خوان رو پیدا کنم
.درسته
،حقیقتش رو بخوای،الان شیفتمو شروع کردم
.و تا الان خیلی ریدم
تو ساندویچی هم کار می کنی؟
اره.مارفا هاسل
.من حدودا سه تا کار دارم .همیشه هم دارم کار می کنم
.اره
خونه نداری؟
.اره،یه جورایی..یه ذره فاصله گرفتم
.می دونی چیه؟ خوب پیش رفت
.یه چند تا آب معدنی بردار .عالیه
.برو اتاق 9
.ممنون
....دیک عزیز
می خوام همه اون اتفاق هایی که .برای من تا الان افتاده رو داشته باشم
.من کاملا امادم تا عواقبش رو بپذیرم
.هی
.حواست جمع کن،پیکاسو
"اون اینجاست،"نامه اسکارلت
.اوه،هی .سلام
.اه،یه تکیلا با یخ واسه دوستم
.حتما
.ممنون
نمی تونی از اخبار دور بمونی،می تونی؟
.کل شهر داره نگات می کنه .بفرما،گلم
آزار جنسی،هاه؟
.ببخشید
.من با سه تا زن و دو تا دختر زندگی کردم
و هیچ کدوم از اونا هیچ وقت از .اون شیرین کاریای دیوانه وار نکردن
می تونی یکی از اون سیگارات رو بدی؟
"دیک عزیز،نمی تونم دست از فکر کردن به تو بکشم"
!هی. هی! هی
.برو بیرون،مرد
.برو بیرون
خدایا! چی شد؟
.خیلی خوب،فاکرز .به مکان جدید خوش اومدید
اونجا مار نیست؟
.خودم مار هاشو گرفتم چی؟
!ووو
.این باحاله .اره
اینجا چیه؟ .این خیلی باحاله
.می تونه خلوتگاه مون باشه .اوه، خدای من
.این جای جدید ما برای تمرین نمایشه
چجوری اینجا رو پیدا کردی؟ .فقط یه سوال سریع
کس دیگه ای این سوال براش پیش نیومده که
چی شد که اون نامه رو نوشت؟
.بچه ها، اون مثل یه نینجای کیریه
این حرف ها عملا .توی کونم فرو می رن
.باشه،بچه ها،بیایید انجامش بدیم.جمع شید
،هی،نامه ها رو بیار بیرون
.و داد می زنم هر وقت که به شکنبم ضربه بزنی
.جِف ....دیک عزیز"
.اه هاه من تو یه ماموریت برای"
".از بین بردن دیوار های دور آرزو هام هستم"
.خودشه.بچه ها
.اره،یالا،مارگو،بزن بریم
"این تفسیر یه نفر احمقه که تو منتظرش بودی؟"
.اه هاه چیه؟
.بیا.منو بزن،سو.بیا
".دیک عزیز، من ساکت نخواهم شد"
.اه هاه ،من از روی میز بلند شدم"
".و من فکر می کنم تو داری منو دنبال می کنی" ".به دنبال شکار خود"
.تو ساکت نخواهی شد
نزدیک ترین فاصله ای که" ،می تونم بیام لمست کنم
و هنوز می خوام،یه عکس ".از انبار های شهرت بگیرم
.به دنبال شکار خود .تفسیر یه نفر احمقه
دیک عزیز،فکر کردم وقتی ...که از روی میز بلند شدم
.ببخشید،نمی تونم بشنوم !من ساکت نخواهم شد
.به دنبال شکار خود !نه
.کارهات نیاز به توجه دارن
.اوه،وووی
چیه؟ ،ام،شاید بخوای بیای اینجا
.و خودت ببینی
.هنر
.هنر یه عهده خیلی خوب،این چیه؟
.توانایی خاص مکان...
،این یه چشم انداز زیباست
.که از یه آلتی که نفت می پاشه گرفته شده
،نفتی که می ره داخل خاک .و محصولات رو خراب می کنه
.آب رو کثیف می کنه
این شما رو نمی ترسونه؟
...اینا به معنای تاثیر پذیر بودن نیست .اوه،دوستت واقعا از کنترل خارج شده،مرد
.دوست منه؟ من واقعا نمیشناسمش
.این یه تله کیریه،رفیق
.تو باید بری باهاش حرف بزنی من باید برم باهاش حرف بزنم؟
.تو کسی هستی که پای اونو به اینجا وا کردی
....نگاه کنید و شاهد باشید .مثل یه جور چیز هنری می مونه
.چشمایی که از نگاه کردن دست بر نخواهند داشت
،من بدن خودمو عرضه می کنم
.دیدمو،مزیتمو
.من شما را به یک گفتگو آزاد دعوت می کنم
.چشم بر ندارید
.مهم تر از همه،به خودتون فکر کنید
.به کاری که می کنید فکر کنید
به کار هایی که می کنید با .انجام ندادن یه کار فکر کنید
.هی .اه
اینو دیدی؟هاه؟
اینو دیدی؟
...باشه.فقط بزار
.کل این شهر کیری دیدنش
...اه، لعنت.باشه،ببین
،کوشه کوشه همه خیابونا این نامه ها هست .با اسم من روش
...باشه،من...خوب،حتی نمی دونم چجوری اون...اون خیلی
.این واقعا تجاوز به حریم خصوصیه منه
.اره اون کدوم گوریه؟
هم؟
.اه،ما تشخیص دادیم که...یه ذره فاصله بگیریم
ببین،می دونم که کریس می تونه
،باشه تکانشی یه ذره ...ولی،منظورم اینه که،این
.تو بیشتر از این نمی تونی تو موسسه ادامه بدی،این واضحه
.اه،نه ووه،ووه،بیخیال،نه،لطفا
.تو و همسرت باید از من فاصله بگیرید
.باشه،ببین
.می خوام که بدونی من هیچ کاری با این نامه ها نداشتم
حتی به کیرمم نیست که
تو حریم زندگیتون پشت
،در های بسته چی میگذره
.به هر حال من داخل این قضیه ها نمی شم
...خیلی خوب. نه. چیزی که من می خوام بگم اینه که من
همه اون...چرت وپرتا درباره اون ،و عاشق تو بودن
...نمی...نمی ...من....نمی
.من اینو درباره تو حس نمی کنم
ولی،می دونی،من ،هفتاد ساله دارم زندگی می کنم
...می دونی .گرفتم
.الان یه ذره کیری شدم و حالا !گرفتم
.ببخشید
.خدایا،نمی تونم باور کنم که این داره اتفاق می افته
.اره.دربارش بهم بگو
چیزی برای نوشیدن داری؟
،وسواس فکریم با تو ،یا هرچیز دیگه ای که هست
.باعث شده تا بتونم عیب های خودمو بپذیرم
،عیب هام به عنوان یه فیلمساز
.و عیب های زندگیم
،ببین،اه
من یه بیمارستان روانشناسی خوب تو الپاین
.میشناسم. می تونم شمارشو بهت بدم
.وایسا،وایسا،وایسا،وایسا،وایسا
یه لحظه صبر کن.باشه؟
.فقط...اون از اون نوع دیوونه ها نیست
اون برای خودش و بقیه مضره
نه،ببین،اون ،به سمت اشتباه می ره
.و اینکه اون احساساتیه
،و... و غیر عادیه .و...مشتاق
.اون به کمک نیاز داره .ولی اون از نظر روانی چیزیش نیست
.اون یه کتک خور کیری نیست
.خیلی خوب،خیلی خوب،آروم باش
.تو هیچی درباره زن من نمی دونی
من سعی می کنم تا درکش کنم. باشه؟
...اه.خوب
،فقط محض اطلاع
.اون از دیونه ترین بچه ای که من باهاش بودم خیلی بهتره
.منظورم اینه که، تو یه مدت زمان زیاد
.خوب ،یه بچه
.اون یه جفت زیرپوشی که داشتم رو آتیش زد
.و اونو انداخت تو خمیدگی ساختمون
،وقتی من به خونه رسیدم
آتش نشانا داشتن زیرپوشایی رو خاموش می کردن
.که اون با یه فندک به پا کرده بود
،خیلی خوب، من این بچه رو یه بار دیدم
،منو خیلی عصبانی کرد
،وقتی من،می دونی ...مسموم شده بودم،داروخانه
.کوئل
.دوئل .کوئل
.کوئل .اره
،وقتی بهش گفتم که من اونا رو از بین بردم
،اون شروع کرد به گریه کردن،و گذاشت رفت
.برای این که اون گیاهخوار بود
.باشه،تو بردی
No comments yet. Be the first to leave one.