ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
! هي، بچه ها
چهار روز تا هفته تعطيلات مونده همه کجا مي ريم؟
هيچ جا. ما هفته بعد تعطيل نيستيم
ما بايد صحنه ها رو خالي کنيم و ببريمشون انبار
بعدش، موقع شب بايد اطراف نيوارک دنبال دختر فراريم بگردم
اوه، دستتون چي شده؟
داشتم اسپري برنزه مو واسه سفر هفته آينده ام به سنت بارتلبي امتحان مي کردم
خانم لمون، چطور تونستين چنين کاري رو با دستهاي زيباتون بکنين؟
با انگشتهاي صاف و مردونه و کاري تون و موهاي دراز و برازنده اش
ممنونم، کنت
تو مريضي؟ چون من قبل از مسافرتم مريض نمي شم
جايي که من مي رم سواحل خصوصي داره ماشينهاي بستني سازي
و، مثل لباسهاي فرانسوي مردم توي ساحل جوراب مشکي مي پوشن
اين تنها کاريه که هر سال واسه خودم مي کنم و خواهم کرد
حتي يه مايوي جديد هم خريدم
اين چيه؟
بهش مي گن "تانکورت"، سري
شايد توي مجله روزهاي زندگي ديده باشيش
... که "خانم جودي دنچ" پوشيده بودش
مامانش
کنت؟
نگران نباشين، خانم لمون من هيچ وقت مريض نمي شم
بُنيه من مثل گاو نر مي مونه
!اوه، نه! بايد آنفولانزاي گاوي داشته باشم
کي پا برهنه نزديک گاو شدم؟
تو آنفولانزا داري
برو خونه ! تو تعطيلات من رو خراب نمي کني
ليز، صبر کن اون لباس شنا رو واسه تعطيلاتت گرفته بودي؟
مي دوني کنسل شده ديگه؟
نه، چي؟ وايسا راجع به چي حرف مي زني؟
هتل همش رزرو شده بهت اس ام اس دادم
نه. نه، ندادي
رو بزنم send اوه، يادم رفت
يه لحظه صبر کن
بفرما
يه جا رو روزرو کردم تا اولين قرار واقعيمون رو جشن بگيريم
تا حالا سوشي خوردي؟
يه بار توي رژه يه ساندويچ ماهي خيلي خام خوردم
فکر کنم حسابه
نه، ولي
فقط پنج دقيقه مي تونم بمونم
بايد برگردم سر کار
فکر مي کردم امروز تعطيلي
تو روزهاي تعطيلم يه مريض ديگه دارم
يه پيرمرد بامزست که مرض زوال عقل پيشرفته داره
کاملا از حقيقت جدا هست
اوه، يادم افتاد بايد به "لو دابز" زنگ بزنم
اليسا، منظورت اينه که تو هفت روز هفته رو کار مي کني؟
آره. من دو تا کار دارم
اين کاريه که آدماي معمولي مي کنن
مخصوصا اونايي که مادربزرگهاشون به پوکر آنلاين معتادن
نذار اين ما رو از هم دور نگه داره کي بر مي گردي سراغ مادر من؟
من شام درست مي کنم
... جک
خونه تو ... محل کار منه
بعلاوه، به نظر نمياد کالين از بودن ما با هم خوشحال باشه
اميدوارم بدوني اون اينجوري رفتار مي کنه چون از هر زني که من خوشم بياد بدش مياد
دليلش اين نيست که تو
ببخشيد. تو به خودت چي مي گي؟
پورتوريکويي
نه، مي دونم اينو مي گي من بهت چي مي گم؟
پورتو ريکويي
واي. به نظرم درست نمياد
خانم لمون، آقاي دوناگي مي خوان توي اتاق سبز ببيننتون
کنت، چرا هنوز اينجايي؟
نگران من نباشين من بيدي نيستم که با اين بادا بلرزم
من بايد "جزاير درياي کارائيب" مي رفتم
اما عوضش اينجا با تو و يه مشت آدم به نام سالي گير کردم
خانم لمون
سالي! برت فاور، درسته؟
جک، بايد ازت بخوام شلوارت رو در بياري
تموم شد
بيا آب نبات
لمون، اومدي
لئو داره بهمون واکسن آنفولانزا مي زنه
اين کار مورد علاقه من در شغل پزشکي نيست
قسمت مورد علاقم حضور در مراسم اعدامه
مي تونم به عنوان يه زن ازت يه سوال بپرسم؟
حتما، جک
مي خواي صدات رو عوض کني يا يه جور خاصي لباس بپوشي؟
ليز
عذر مي خوام
نمي دونم اليسا رو چي کار کنم
اون هميشه کار مي کنه
مي دوني، اون يه پورتو ريکويي نسل دوميه
جک، تو نمي توني اينجوري صداش کني
منم همين فکرو کردم
با کار کردن و اين چيزا، داره پيچيده مي شه
در مورد سي سي هم همينو گفتي
خوش شانسي که از اينا گيرت اومده
فقط پنج تا واسش مونده
لمون، بايد بهم بگي کدوم يکي از کارمندات
اونقدر مهمه که يکي بهش بدن
وايسا. داري مراقبت پزشکي رو جيره بندي مي کني؟
اصلا خوب نيست
آره، لمون آدمهاي مهم مراقبت پزشکي بهتري هم گيرشون مياد
همينطور رزرو رستوران بهتر
جاهاي بهتر توي هواپيما
جنده هاي تر و تميز تر
واسه من، واقعا مسئله همدم داشتنه
چه خوشت بياد چه نياد، الان يکي از ماهايي
يکي از ممتازين
نه، نيستم. من از وايت هيون هستم
پدربزرگ من معدن سنگ وايت هيون رو استخراج مي کرد
و اون يکي پدربزرگم با لجن کارخونه پاک کن سازي پرش مي کرد
هنوز بيشتر شبيه اون آدمهام تا شما
و چيزي نمي خوام که به اونها نمي رسه
لمون، تو نمي خواي مريض شي
مسئله اين نيست. مسئله عدالته من واکسن نمي خوام
کي قراره علم مدرن درماني واسه وراجي زنها پيدا کنه؟
جک. تو اينجا چي کار مي کني؟
کاري مي کنم که دوستيمون بمونهُ ببين، شام و بازي آوردم
مي تونيم يه شب باحال و آروم داشته باشيم تا وقتي که من ببازم
خوبه
ولي خيلي نامناسبه
قبل از اينکه کسي ببينتت بيا تو
اگه آژانس بفهمه من مهمون داشتم منو اخراج مي کنه
کي مي خواد بهشون بگه؟ اين؟
هي، منم، مت لاک به کمکت احتياج دارم
خيلي خب. خيلي بامزه بود جک
اليسا
تو خيلي کار مي کني
فکر نمي کني شايسته اين باشي که يه کم وقتت رو واسه خودت بگذروني؟
معلومه که فکر مي کنم. من 15 ساله که نيويورک زندگي مي کنم
و تا حالا تئاتر نرفتم يا رستوراني نرفتم که توش تلويزيون نباشه
يا با يه مرد کت شلواري شام نخوردم
خيلي خب. مي توني بموني
ولي قرار نيست همش بازي و خوش گذروني باشه پاي آقاي تمپلتون هنوز داره درمان مي شه
حتما ... تو کارت رو انجام بده و من فقط
مشکلش چيه؟
اين منقاره؟
آره نه
! آره
ليز، تريسي فکر مي کنه کاوايي از ماوي قشنگ تره
و وقتي من مي خوام نظرم رو بگم هي داد مي زنه
... که اينجوريه که
!ماوي مرکز موج سواري تو دنياست
بچه ها. بي خيال ما بايد اين پروموها رو فيلمبرداري کنيم
اوه، خداي من جک به شما دو تا واکسن آنفولانزا زده؟
اونا گفتن که واکسن آنفولانزائه
ولي من فکر مي کنم که واقعا داروي حقيقت بوده
اين داروي حقيقت نيست
پس چرا بهت مي گم که امروز شبيه توتسي شدي؟
شما بايد از خودتون خجالت بکشين
عوامل دارن جون مي دن اون وقت شما دارين راجع به هاوايي بحث مي کنين؟
اگه من جاي شما بودم، يه کار مخصوص مي کردم تا ازشون تشکر کنم
که ما رو خوب جلوه بده
آره
کنت، دارم فکر مي کنم يکي از واکسن هاي آنفولانزاي باقيمونده رو به تو بديم
احتياجي نيست قربان باعث افتخاره که من سر کارم بميرم
و به شيوه سنتي پارسل ها دفن شم
توي پرچم منو بپيچن سرخم کنن و بدن سگها منو بخورن
آماده واکسنت هستي؟
هرگز
سيستم بهداشت دوگانه جرمه
مي دوني، توي کوبا همه مراقبت بهداشتي يکساني مي گيرن
چه جالب فيلم مايکل مور رو ديدي
دوباره فکر کن جک. وقتي رفتم فيلم آلوين و سنجاب رو ببينم تبليغش رو ديدم
اما اين سهميه بندي واکسن آنفولانزا مزخرفه
اگه به عوامل من واکسن نزنن من هم واکسن نمي زنم
!هي، بهشون بگو، ليز
!خدا خيرت بده، عوامل
!ما بايد با قدرت مبارزه کنيم
اوه، پسر
!بايد با قدرت مبارزه کنيم
درسته
اين کارا باعث مي شه بخوام داد بزنم
!داد، داد، داد، داد
آقاي جردن. خانم موراني مي خواستين منو ببينين؟
کنت، من و تريسي مي خوايم واسه عوامل يه کاري بکنيم
مي دوني، واسه تشکر ازشون، چون مريضن
نمي دونستيم واسشون چي بگيريم ولي بعدش يه فکر بکر به سرم زد
فکر بدي بود جنا بايد محافظ زبونم رو مي ذاشت
اما بعد از اينکه آروم شد تصميم گرفتيم واسه همشون سوپ داغ بگيريم
خب، برو اين کارو بکن
همه حمالهاي ديگه چون مريض بودن رفتن خونه
الان نمي تونم کاري بکنم
شايد ... شما دو تا بتونين برين سوپ بگيرين
متوجه نمي شم
خب، مي گم مي تونين کيف پولتون رو بردارين
چي ام رو؟
و برين زيرزمين
نه
بعدش، مي رين سوپ فروشي و سوپ رو ميارين اين بالا
با چي؟ با دستام؟
و حواستون باشه کارتهاي شناساييتون رو با خودتون ببرين
! اين بدترين قسمتشه
وايسا. تريسي، ما بايد اين کارو بکنيم
بدون عوامل، ما فقط دو تا آدم باحاليم که توي يه خلاء به موفقيت مي رسيم
بيا واسه اونا اين کارو بکن
آره. براي عوامل
چون تولدشونه
ديشب خيلي بهم خوش گذشت
آره، به من هم همين
الان با آقاي تمپلتون هستي؟
چقدر بهش حسوديم مي شه
کاش پاهاي من رو تمرين مي دادي
تا خشک نشن
خب، امشب مياي؟
مي تونيم بازي انحصاريمون رو تموم کنيم
No comments yet. Be the first to leave one.