ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
« حقیقت تو را آزاد و رها خواهد کرد » « اما نه تا زمانی که تلخیِ آن را نچشیدی »
« تـرجمه از مـعـیـن و ارمــیــا » .::. SiGMA & MoieN .::.
...آخ
بیردی؟
بیردی؟
بیردی؟
حالت خوبه؟
بیردی؟
از خونهام برو بیرون
« پــرســتــار »
الو؟
چی؟
دارم میرم خونهی بیردی
پرستارش ول کرده رفته
قبلاً که برات مهم نبود
خب، اون پیره و به کمکم احتیاج داره
اون داروهاش رو نمیخوره
و به دکترش گفته من داروشم
ببین، مال، من متوجهام
یه لحظه وایسا
آگوست هیل" هستم"
یه جای خالی تو اون آسایشگاه که ازش رد شدیم دیدم
بیردی بره آسایشگاه؟
عمراً قبول کنه
من فقط میتونم راه و چاه رو نشون بدم
هر شیش ساعت یه بار
کپسولهاش تموم میشه
بیردی الان حالش بهتره
ازم خواست اینو بهت بدم
اوه، ببخشید
دکتر فرانسیس، ما نمیتونیم ازش مراقبت کنیم
بیماریش جلوی قضاوتش رو گرفته
اون نیاز به هالوپریدال داره
وگرنه وضعیتش برمیگرده
یادته که دفعه پیش چه اتفاقی افتاد
شب خوش، مالوری
لطفاً نرو
شب بخیر
...دکتر
ناموساً این دیگه چیه؟
به شدت از دلقکا بدم میاد
داره صدا میکنه
کمک میخوای؟ - نه، نه، نه -
تو همینجا بمون. چون اگه ببینتت از کوره در میره
اون که بلاخره منو میبینه
چون قراره فردا یه پرستار استخدام کنیم
و از اینجا بزنیم به چاک
لایونل؟
منم، مالوری
!اوه
سلام، عزیزم
بهش گفتم این کپسولها واسه زنی به سن و سال من خیلی کوچیکن
به کی؟ گیلبرتو؟
یا قبلیش؟ لوئیز که اخراج شد؟
اون همش دنبال چنگالهام بود
قبل از چنگال دُزد کی بود؟ النور؟
همش سرش تو کارِ من بود
و سامی؟
منحرف بود
اوه، عزیزم
از دیدنت خوشحالم
دل به دل راه داره
فردا یه پرستار استخدام میکنم
.نه! دیگه کمک نمیخوام، عزیزم فقط خودت
گذشته از این، آدم نباید تنها بمیره
خانواده باید کنار هم باشن
تو قرار نیست بمیری
من یه مهمون دارم
از نوع مُردهاش
خیلی خوشحالم که اومدی
!اوه، عشقم
بیا یکم عشقبازی کنیم، ها؟
با این تخت حال میکنم
بیا شروع کنیم - شرمنده -
نه - چیه؟ -
تو باید رو کاناپه بخوابی
عزیزم، منظورت چیه؟ نه
تو که بیردی رو وقتی داروهاشو نخوره میشناسی
خیلی گردوخاک گرفته - اون وحشت میکنه -
به اندازه کافی هم دراز نیست. باورکن
،نه، عزیزم، اون بیرون خوفناکه و بو هم میده
شرمنده - نه، عزیزم -
شب بخیر، آگوست - ...نه. دوستت دارم. عزیزم -
شب بخیر - میشه لمست کنم؟ -
رمز وایفای بیردی چیه؟
میبینم که اسکارلت به دستت رسید
اسکارلت؟
آره، وقتی چهار سالت بود خاکش کردیم
چرا خاکش کردیم؟
نمیدونم، همه یه چیزایی رو از گذشتهشون خاک میکنن
گمونم تو ذات آدماست
راستش قبل از رفتن مامانم رو خیلی یادم نیست
همیشه میخواستم خیاطی یاد بگیرم
اوهوم
تو چرا گذاشتی کنار؟
...بیردی
بیردی، ولش کن
...بیردی
.بیردی، ولش کن دستت رو میبُردی
اوه، چرا اسکارلت رو با خودت نمیبری؟
چرا این کارو میکنی؟
مال
دوتا آگوست
دوتا آگوست
دوتا آگوست
مال
مال؟
همونطور که قبلاً گفتم
اون وقتی تو خواب راه میره همش اسم منو زمزمه میکنه
و این نگرانم کرده
تو خواب حرف زدن توی خوابگردها خیلی رایجه
احتمالاً خطرناک هم نیست - احتمالاً؟ -
دکتر، این داره بیشتر و بیشتر تکرار میشه
این عکسا رو نگاه کن
آگوست، اگه چیزی که گفتی درست باشه
و این رفتار مالوری همینطور شدید تر میشه
چنتا اتفاق ممکنه بیوفته
ممکنه بگه که داره کمکم یه چیزایی رو میبینه
ممکنه رفتارش رو گردن محیط اطرافش بندازه
تاحالا حرفی از نقلمکان زده؟
نقلمکان؟ نه، هیچوقت
اون همین چهار ماه پیش اومد با من زندگی کنه
سابقهی بیثباتی تو خانوادهاش وجود داره؟
خب، مادرش وقتی خیلی بچه بوده ترکش کرده
و مادربزرگش ازش مراقبت کرده
.ولی مادربزرگش خیلی پیره من فقط یه بار دیدمش
ولی باور کن، دکتر همه چیز بین من و اون فوقالعادهست
همه چیز به جز خوابگردی
چرا یکی رو استخدام نمیکنی؟
چون اون از مردم متنفره
خب، بعضی چیزا اصلاً عوض نمیشه
آره
اون دیوونهست
بیا امشب خُل بازی دراریم
باشه، حتماً، اگه بتونم بیردی رو بخوابونم
یا داروهاش رو بخوره یا یه پرستار براش بگیرم
پنی؟ سلام عشقم. منم
تو بخش آگهی آشنا داری؟
نه، نه، نه، نه - هاها، دیر شد، وصل کرد -
سلام. میخوام یه آگهی بذارم
"آره. "پرستار
لطفاً برای قرار تماس بگیرید" ...610-646"
خدافظ - بعداً میبینمت -
یک: وارد درهای بسته نشو
دو: از روابط شهوانی خودداری کن
روابط شهوانی رو توضیح بده
مطمئنم تعریفی که ازش داریم کاملاً فرق میکنه، بیردی
تو اجازه میدی یه نفر سرزده وارد خونهات بشه؟
سرزده؟ - بیردی -
اوه، عشقم - نگاش کن -
چیکار میکنی؟
خیلیخب، برو طبقهی بالا، باشه؟ یه دقیقه دیگه میام پیشت
از کِی اومده بود پایین؟
وقتی رژلب میزنه از آینه هم استفاده میکنه؟
راجعبه چی حرف میزدین؟
قوانین مرگ
چه وضعشه
وایسا، الان برمیگردم - کجا میری؟ -
عزیزم؟
میخوای خردش کنی؟
وایسا
دنبال یه بهونه بودم که ازین استفاده کنم
نگاش کن
جداً؟ میخوای از اون استفاده کنی؟
.نگاش کن مردم قدیم این کارو میکردن
بوم
میذاری اینجا، تاش میکنی
یک، دو، سه
اینطوری
اجی مجی
اجی مجی
بفرما
موفق باشی
سلام - سلام -
امروز کجا بودی؟ دلم برات تنگ شده بود
.با تایلر ناهار میخوردم تایلر رو یادت میاد؟
چطور میشه اون خلوچل رو یادم بره
من همیشه صلاحت رو میخواستم
لعنتی! بریدی، خیلی متأسفم
.لعنتی. خیلی متأسفم الان برمیگردم
گندش بزنن
حالت خوبه، عزیزم؟ - آره، نه، نه، نه -
چیه؟
هی، بیردی
یه قانون رو شکستی
حالا فقط زمان مشخص میکنه کی اول میمیره
...من
یا تو
هوم؟ جانم بیردی؟
عزیزم، حالت خوبه؟ - آره، آره -
مطمئنی؟ - آره، آره، حواسم هست -
خیلی ببخشید. سوزوندمت؟ رفت زیر لباست؟
ببخشید. خیلی سوخت؟
یکی دیگه برات درست میکنم، باشه؟
خیلیخب
این باید واسه صدا کردن شیطان باشه
"بیدار کردن ارواح" کدوم ارواح؟
اوه، اوه
"لمس شدن به دست یک روح"
و دیدن تصاویری از ارواح" "در دورهای که احضار روح رایج بود
No comments yet. Be the first to leave one.