ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
::. ارائهاي مشترک از تکمووی و تاينيموويز .::
جین
جین؟
فقط میخواستم بدونم قهوهی یخمکی میخوری؟ کاپوچینو؟
یه قهوهساز جدید خریدیم. همهچی میتونه درست کنه
اوه ممنون، ولی راستش دارم ترک میکنم
متوجه شدم زیاد بهم نمیسازه
ماریا" یه نوشیدنی عالیه زنجبیلی درست میکنه"
واقعاً واسه پوست عالیه
خیلی بهتر از بوتاکسـه
...اوه - طوری نیست -
آروم باش جین. چه نگرانیهای الکیای داری
راستش متوجه شدم دعوتنامهی مهمونی دالی رو هنوز جواب ندادی
اوه لعنتی، خیلی شرمندهام میخواستم جواب بدم
نه، عیبی نداره
فقط میدونم چقدر دلش میخواد سیدی اونجا باشه
...و همینکه پیله یه چیزی میکنه
تِم مهمونیتون چیه؟
تم نداریم. ولی قراره شعبدهباز بیاریم
اوه
سیدی همیشه رفتارهاش خیلی دخترونه بوده
سر همین خدارو شکر مشکلی تو درک کردنش ندارم
میدونی، شاهدختها، کارتون یخزده
،اوه، ولی اگه نیازی به تدارک داشتی یه خوبش رو سراغ دارم
و "هالی فیتلسن" نیست
قراره فقط پیتزا و کیک داشته باشیم
اوه، چه خوب
خیلی خوبه آدم با کسی دمخور بشه که زیاد اهل بریز و بپاش توی مهمونیها نیست
دستشویی کجاست؟
از دستشویی خودم که انتهای سالنِ استفاده کن کارگرا از این یکی استفاده میکردن
و همیشه خدا در توالت بازه حال آدم به هم میخوره
هی، یالا دالی... بریم
دارم میام مامان
ممنون که دعوتمون کردی، شنبه میبینیمتون؟ - آره -
،اوه، و اگه کسی رو لازم داشتی کترینگ دفنی، سراغ میلانا رو بگیر
بدجوری کارش رو بلده - باشه، ممنون -
...میرم ماشینبازی
دالی، قوانین رو که میدونی
خواهش میکنم، فقط یه دور
نه، برو طبقهی بالا لطفاً
مشقهات رو شروع کن
منم الان میام عزیزم
سلام جین، سعی کردم باهات تماس بگیرم
میخواستم ببینم واسه تولد دالی چیکار کردین
لطفاً بهم زنگ بزن
اگه بتونی یه وقتی هم به مادرت بدی بد نیست. ممنون
دوستت دارم
!سلام
.سلام. ببخشید که درگیر جلسات بودم چطور بود؟
خوب بود. سیدی حتماً به مهمونی میاد
خوبه، دالی خوشحاله؟
خودت چی فکر میکنی؟ - حتماً هست -
گوش کن، من گفتم "استیسی" امشب رو بیاد
میخوای بری بیرون؟
راستش، داشتم فکر میکردم ،بد نیست همو توی شهر ببینیم
به یاد قدیما یه شامی با هم بخوریم
اوه، یه قراره؟
شاید
خب، به الکسیس میگم یهجایی رو رزرو کنه
نه، قبلاً انجامش دادم
آدرس رو واست میفرستم
عجب، امشب زدی بالا مثل اینکه
نمیتونی فکرشم بکنی - عجب، فعلاً -
دارم بهت میگم، صورتحساب رو پرداخت نکردی
نه، چرا کردم - چقدر میخوای شرط ببندی؟ -
،تو همینالانشم کلی بدهکاری اینطور فکر نمیکنی؟
خفهشو. داری اینو میگی چون اشتباه میکنی
هرچی باشه، ممکنه تظاهر کنم یه آدم گردنکلفتم
که فقط تو رو تحتتاثیر قرار بدم - نه -
ولی همیشه صورتحساب رو پرداخت میکنم
گوش کن - همیشه -
مست بودی - خودت مستی -
.تولد سیسالگی "گرگ" بود همگیمون به معنی واقعی کلمه زدیم بیرون
مستی - به جون خودم -
اگه خودت تابلو نباشی، آدمها اصلاً به چیزی مشکوک نمیشن
حوصلهات سر رفت، جینی؟ - عاشق وقتیم که بهم میگی جینی -
عذر میخوام؟ - بله خان؟ -
میشه واسم تکیلا با یخ
و مقداری آبگازدار و لیموی اضافه بیارید لطفاً؟
واقعاً؟ فردا صبح زود باید بیدار شی ها
خب؟
یالا، بیا امشب رو بیپروا باشیم
یالا، چیزی هم نخوردی
بیا، تیکه آخر کیک رو بخور
،اوه، فردا کیک رو تحویل میگیرم
و نگران نباش، گفتم صورتی نباشه
هرطور دالی رو خوشحال کنه
باورم نمیشه 9 سالش شده
اگه میتونستم، توی فریزر مینداختمش و تاابد همین اندازهای که هست نگهش میداشتم
شاید با یکمی اخلاق بهتر
باید یدونه دیگه بیاریم
به اینکه مامانت رو واسهی تولد
دعوت کنی، بیشتر فکر کردی؟
اصلاً، اون نمیاد
هی، عصبانی نشو، باشه؟ - باشه، ببخشید -
بیا خونه نریم
جدی میگی؟ - آره -
به استیسی گفتم تا نصف شب بمونه
تو مستی
دقیقاً، و خرابش نکن
یالا، میخوام یه جای جدیدی رو امتحان کنم
باشه
خوشگله، نه؟ - آره، اینجارو چطور پیدا کردی؟ -
روشهای خودم رو دارم
چقدر مرموز، ها؟
تو همهی رازهای منو نمیدونی
جداً؟
چی رو ازم مخفی میکنی، جینی؟
چی رو ازم مخفی میکنی؟
خیلیخب، چی فکر میکنی؟ قرار اولشونه یا نامشروعه؟
مطمئناً نامشروعه - هممم -
واسه قرار اول زیادی حرارت دارن
بهنظرت اگه با یکی رابطه داشته باشی میفهمم؟
خب، هیچوقت اینکارو نمیکنم
،نمیتونم چیزی رو ازت مخفی کنم پس فکر میکنم در امانی
یه نگاه به صورتم کنم، همهچی رو متوجه میشم
آره
من چی؟ فکر میکنی بفهمم؟
همم
فکر میکنم تا یه مدتی وانمود میکنی که همهچی روبراهه
و بعدش یه صحبتی باهام میکنی
و بعدش میذاری میری
چه جواب بیش از اندازه دقیقی
کارم همینه، یادته؟
خب، امیدوارم هیچوقت این اتفاق نیوفته
نمیوفته
من این زندگی رو بهخطر نمیندازم
خودت اینو میدونی، درسته؟
نمیتونم زندگیم رو بدون تو و دالی تصور کنم
تا کجا فکر میکنی پیش بری؟
چطوری منظورته؟
...احساسی، واسم
واسم میجنگی؟
معلومه که واست میجنگم
...منظورم اینه
یه چاقو برداری و تهدید کنی که رگت رو میزنی
اینکارو میکنی؟
راجع به چی حرف میزنی؟
بههرحال، این حرکت بیشتر به تو میخوره تا من
بزرگ شدم دیگه
گمون کنم
گوشیت امشب چه زنگی میخوره
اوه، تدارکاته
از الان بهشون زنگ زدی؟ - فقط واسه قیمت -
بیا اینجا
،نمیدونم اونشب چی شد ولی معذرت میخوام اگه زیادهروی کردم
،وقتی میدونم چی میخوام بهگمونم میتونم وحشی باشم
خوابه. مشکلی نیست
هی عزیزم
ادامه بده
بهم دست نزن
دست نزن. میدونم دقیقاً چی میخوام
...احساس تنهایی میکردم
خارج از خودم
و وقتی بیدار شدم، شهوتی بودم
...و چه موقع خواب و چه وقتی
،میدونی...
فکرم فقط پیش اونه
میدونی، سعی کردم به چیزای دیگه فکر کنم
CNN مثل، این خبرنگار توی
یا "امیلی"، دوستدختر قبل از سیدنیم
...یه بار توی مکزیکو، توی یه وان آب داغ عمومی
ولی همیشه سیدنی رو جاشون میذارم
،مهم نیست فانتزیم چطوری شروع میشه همیشه با اون تموم میشه
بعضیاوقات، وقتی سعی میکنیم به ،چیزی فکر نکنیم
همونچیز بیشتر میاد توی سرمون
،پس اگه بهت بگم به سیب قرمز فکر نکن به چی فکر میکنی؟
یه سیب قرمز - دقیقاً، ببین -
با مقاومت کردن، درواقع داری بهش قدرت بیشتری میدی
،قسمت ناجور اینه که بعد از اون رویا
،وقتی بیخیال میشم و دیگه کارم تموم میشه
خیال میکنم سیدنی با همه هست جز من
تموم این آدمهای عوضی همهشون تو یه زمان باهاش میخوابن
این یجور مدل تنبیه عجیبغریبه
نمیتونی اجازه بدی سیدنی اینجور قدرتی روت داشته باشه
مثبت یا منفی، یه راهی واسه پس ایست شدن روش پیدا میکنی
،جفتمون، توی جلساتمون خیلی داریم بزرگش میکنیم
...میدونم، موافقم ولی فقط
نمیدونم چیکار کنم که ذهنم سمتش نره
بیا راجع به امیلی صحبت کنیم. چه شکلیه؟
ثابت و سالم. زیاد اهل ماجراجویی نیست
ولی فکر میکنم واسه همین سیدنی اینقدر واسم جذابیت داشت
چون دقیقاً برعکس امیلی بود
درسته، ولی اون خودخواه و خطرناکم هم هست
با توجه به حرفهای خودت
،پیدا کردن کسی که عاشقته ...بخاطر چیزی که واقعاً هستی
تو بهترین و بدترین شرایط، این عشق حقیقیـه
نه اینکه همش دنبال ماجراجویی بگردی
داشتم فراموش میکردم
عالیه سم
چه عجب
آره، شرمنده، کارم طول کشید - تو خیلی مراعات میکنی -
،من همینکه ببینم دقیقه به 50 میرسه پَر مراجعین رو باز میکنم
ناهارو اینجا میخوری؟
نمیتونم... کلی کار دارم واسه مهمونی دیوونهام کرده
خدایا، تو که قرار نیست تبدیل به یه مادر کانکتیکاتی بشی، آره؟
نه، غیرممکنه
،ولی با داستانی که توی مدرسه پیش اومده با خودم گفتم باید یه خودی نشون بدم
سعی کنم و بقیه مامانهارو نرم کنم
رویای یه مادر
No comments yet. Be the first to leave one.