ആദ്യത്തെ 188 വരികൾ.
کسی هست؟
کمکی از دستم برمیآد؟
سلام، اوم... یه اتاق واسه امشب میخواستم، لطفاً
حتماً
میشه شبی ۱۱۹ دلار، بهاضافهی ۷۵ دلار بیعانه
ببخشید، میدونید بهترین راه
واسه رفتن به مرکز شهر «ونوس» از اینجا کدومه؟
آره که میدونم
اونجا بزرگ شدم
راستش زیاد شبیه مرکز شهر نیست
کلاً حدوداً
نفر جمعیت داریم، واسه همین بیشتر شبیه یه خیابونه ۴۸۶
ببین، بپیچ به راست
بعدش به چپ، مستقیم میرسی بهش
حدود هفت مایل جلوتره
ممنون
امضا کن
ممنون. اها
اتاق شماره ۲۴ مال شماست
ممنون بابت راهنماییتون
میبینمت
راستش من حوله رو برداشتم. ممنون
تامارا اینجاست؟
نه، اتاق رو اشتباه اومدی
تامارا اینجاست؟
خواهش میکنم
بهم آسیب نزن
مگه چیکار کردم؟
چرا منو گرفتی؟
چون اینجایی
چی؟ چی؟
هنوز زندهای، نه؟
این تنها راه فراره
یه گلوله
آروم باش
اینجا هیچکس ماسک نداره
به سلامتی مردهها
بشین
این واسه اونه
اسمش رایان بود
دوستات رو کشتن؟
آره
ولی دوستای جدید پیدا میکنم
چند وقت بود با هم بودین؟
از همون اول
از وقتی بچه بودیم
اومدی اینجا واسش دعا کنی؟
واقعاً فکر میکنی اون به حرف من گوش میده؟
دعا کردی؟
واسه رایان؟
تو اونو کشتی
قصدش رو نداشتم
چرا، داشتی
فکر کنم حالا یر به یر شدیم
خب، حالا چی؟
گورتو از اینجا گم کن
به نظرت چرا خدا گذاشت قابیل هابیل رو بکشه؟
نمیدونم
آره، منم نمیدونم
شاید فقط میخواسته تماشا کنه
کلانتر، بشنو
بگو، تامی
دبی، خواهر مایا، زنگ زد
یه آمبولانس فرستاده به خونهی ساحلی واسه مایا
ولی آمبولانس ناپدید شده
ناپدید شده؟
شرکت آمبولانس تماسش قطع شده
راننده جواب نمیده
خواهرش از پورتلند داره میآد
تا صبح میرسه به ونوس
برو سمت خونهی ساحلی. ببین کادر پزشکی اونجان یا نه
مفهومه
تمام
مایا
همه جا رو دنبالت گشتیم
انگار از وسط جهنم دراومدی
میدونم کجان
کجان؟
منو از اینجا ببر بیرون تا بهت بگم
کجا میخوای بری؟
هر جا که خواهرم هست
خواهرت از پورتلند داره میآد اینجا
باشه
منو ببر پیشش
و
بذار از گوشیت استفاده کنم
اینجاها اصلاً آنتن ندارم
باشه
خدای من، ببخشید. اوم
جعبه کمکهای اولیه داری؟
دستم خیلی درد میکنه
آره
آره، یکی اون پشت دارم
کلانتر
دارم میرم سمت خونهی ساحلی
به نظر میرسه یه ۱۲۴۹ داریم، چندین قتل رخ داده
هنوز خبری از دختره نیست
دستور چیه؟ چطور ادامه بدیم؟
بشنو
نه، نه، نه
نه، نه، نه! نه
نه، نه، نه، نه
طبق معمول
به خاطر سن پایین پسرتون
دولت ترجیح میده که بازپروری
توسط والدین انجام بشه
به همراه مشاوره منظم
و گزارشهای پیشرفت مرحلهای
با این حال
به خاطر ماهیت شنیع
و بیرحمانهی این اعمال
اون باید حبس بشه
کلانتر راتر، لطفاً بلند شید
من خیلی روی این موضوع فکر کردم
اما تا حد زیادی به خاطر
سابقهی درخشان شما در نیروی انتظامی
این دادگاه
تصمیم گرفته که حضانت پسرتون رو به خودتون بسپاره
چی؟
ولی فقط کافیه یه تخلف دیگه ببینه
اونوقت دستور حبسش رو میدم
حداقل تا سن ۱۸ سالگی
ممنونم، جناب قاضی
جدی میگم پسر جون، حواست رو جمع کن
چیکار کردی پسر؟
این اولین شکارته
واقعاً گند زدی به همه چی
دعا میکردم دیگه هیچوقت این اتفاق نیفته
یه جورایی میدونستم که باز تکرار میشه
خودم درستش میکنم
دیگه سراغ اهالی شهر نمیری، فهمیدی؟
بله قربان
بیا، بیا اینجا رو تمیز کنیم
دختره رو پیدا کردین؟
هنوز نه کارول. پیدا میشه
ببخشید، همگی گوش کنید
اسم من هاوارد گرانیکه
و این عکس خواهرزنمه، مایا
مطمئنم که خبر دارید
نامزدش همینجا کشته شد
چند روز پیش
و حالا خودش هم ناپدید شده
کسی اطلاعی داره
که خواهرم کجاست؟
حتی یه سرنخ کوچیک؟
من خواهرتون رو دیدم
به نظر آدم خوبی میاومد
حقش نبود این بلاها سرش بیاد
اون داره چیکار میکنه؟
کس دیگهای نبود؟
هی، آنی
سلام
حس کردم حرفای بیشتری واسه گفتن داشتی
اما نمیخواستی اونجا جلوی بقیه بگی
الان دیگه فقط خودمونیم
فقط حالم بد میشه که باز داره این اتفاق میافته
ولی هیچکس دربارش حرف نمیزنه
منظورت چیه؟
قبلاً هم اینجا آدمها غیب شدن؟
اوهوم
ولی نه آدمهای اهل اینجا
باید برگردم
صبر کن. نه، نه، صبر کن
ببین، چند نفر دیگه؟
و چه بلایی سرشون اومد؟
ببخشید، واقعاً دیگه بیشتر از این نمیدونم
خواهش میکنم، آنی
این خواهرمه
لطفاً
بهم کمک کن
کلانتر
اون از هر چیزی که اینجا اتفاق میافته خبر داره
اون میدونه مایا کجاست
زیاد نزدیک نشو، مارکوس
این سه تا رو توی خونهی ساحلی پیدا کردیم
پرستار دانیکا
دوستدخترش
و هماتاقیش، وین
ونِ آمبولانس رو هم پیدا کردیم که واژگون شده بود
حدود سه مایلی جاده اصلی
اثری از مایا نیست
راننده آمبولانس هم نیست
گرگوری هم همینطور
باید به پلیس ایالتی خبر بدم
میدونی، همیشه با این موضوع مشکل داشتم
خیلی وقته که باهاتم، ولی
اینا آدمهای خودمونن
اونا قبلاً هیچوقت از خودیها نمیکشتن
No comments yet. Be the first to leave one.