Marty Supreme

Marty Supreme

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Marty Supreme 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-BYNDR
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian Marty Supreme 2025 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-02-09
ഡൗൺലോഡുകൾ: 348
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 195 വരികൾ.

خانم ماریان، سایز نه‌ونیم رو دارین؟

آره، خیلی خوش‌شانسی. وای، هیجان‌زده‌ام

آخرین جفته. بذار اون پاهای قشنگت رو ببینم

پای راستت میزونه؟

بیا، بکنش تو

خیلی تنگن. عیبی نداره. باشه

اینا نه‌ونیمن؟ آره، نه‌ونیمن

یه سایز بزرگتر دارین؟

نه، از برند «کری‌بروک» نه. واسه همینه که از کری‌بروک خوشم نمیاد

چون قواره‌شون خیلی کوچیکه. انگار واسه عروسک‌ها ساختنشون

خیلی تنگن. باشه، درشون بیار. فدای سرت

تا حالا «وایتالیتی» رو امتحان کردی؟ نه

الان میام خدمتت

ببخشید، معذرت می‌خوام

من اون روز یه جفت کفش از این آقا خریدم، اونی که عینک می‌زنه

مارتی. بله؟

این خانوم میگه یه جفت کفش از تو خریده

آها، آره. اون مری‌جین‌های قهوه‌ای رو خریدی، درسته؟

آره، همون‌ها رو. عالی‌ان. همون‌جا پوشیدمشون و از مغازه رفتم بیرون

خب. پس کفش‌های قدیمی‌م رو اینجا جا گذاشتم

خب، چه شکلی بودن؟

پاشنه‌بلندِ دو رنگ بودن، از این مدل وینگ‌تیپ‌ها

لوید، کفش‌های این خانوم رو ندیدی؟ نه

ممکنه مثلاً گذاشته باشینشون توی یکی از اون جعبه‌های

کفش‌هایی که داشتم امتحان می‌کردم و بعدش برگردونده باشین تو قفسه؟

باشه. خیلی خب. اوم

ایرادی نداره همکارم چند لحظه راهنمایی‌تون کنه؟

لوید، می‌تونی اینجا به ماریان کمک کنی؟

حتماً، حتماً

آره، انبار رو چک می‌کنیم. بیاین

ممنونم. ببخشید

لوید کمکتون می‌کنه. اون «وایتالیتی‌ها» رو بردارین

باشه. روی قیمتش فکر می‌کنم

الان میام پیشت. بذار کارم اینجا تمام بشه

باشه، ممنون

چیه؟ هیس

مارتی. ای لعنت بهش

می‌خوام یه چیزی نشونت بدم. بیا اینجا

چی؟ یه لحظه. فقط بیا پایین. خم شو

واسه چی باید خم بشم؟

چطوری؟ مارتی، ببین چی برات آوردم

این چیه؟

ببینش

دارم به چی نگاه می‌کنم؟

برِش گردون

مدیر؟ مدیر

بی‌خیال ماری

هر کاری می‌کنی بکن، فقط به لوید چیزی نگو

ببین، من خیلی باهات روراست بودم

قصد بی‌احترامی ندارم. تو اینجا یه چیز خیلی تحسین‌برانگیز راه انداختی

نمی‌خوام، نمی‌خوام الان در این مورد حرف بزنم

وایسا. وایسا. بذار یه چیزی بگم

اینکه این‌قدر از نزدیک اینجا رو دیدم واسه روحیم خوب بود

ولی من فروشنده‌ی کفش نیستم. نمی‌خوام در این مورد بحث کنم

من فروشنده‌ی کفش نیستم. نمی‌خوام راجع بهش حرف بزنم، باشه؟

ولی من می‌خوام حرف بزنم، چون وقتی از سفر برگردم، دیگه همه‌چی تمومه

دیگه برنمی‌گردم این کار رو بکنم

راستی حالا که حرفش شد، می‌تونیم الان تصفیه کنیم؟ باید بلیت هواپیمام رو بخرم

وقت تعطیل کردن تصفیه می‌کنیم

می‌خواستم توی زمان استراحتم برم آژانس هواپیمایی

تو بعد از ناهار دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گردی

در مورد من این‌جوری فکر می‌کنی؟

بله. فکر می‌کنی می‌ذارم برم و دیگه برنگردم؟

بله. گفتم موقع تعطیل کردن تصفیه می‌کنیم، باشه؟

همین؟ آره، همینه. خداحافظ

دوستت دارم

بی‌خیال. وایسا. فقط منتظرم بمون

داشتم... داشتم می‌آمدم پیشت

نه، آیرا تو خونه مریض افتاده

اوه، اوه، نه. من نباید مریض بشم. چی؟

مسابقات قهرمانی رو پیش‌رو دارم

نه، مسمومیت غذاییه. مسموم شده

کاش می‌تونستم تو چمدونم پنهانت کنم

خیلی دلم می‌خواد باهات بیام

بکهند. بکهند. بکهند

فورهند. فورهند. فورهند

بکهند. بکهند. بکهند

فورهند. فورهند

بکهند. بکهند

و لاب

فورهند

مارتی! چیه

تلفن! بهش بگو ۲۰ دقیقه پیش رفتم

من پیغام‌رسانِ لعنتیت نیستم! اون تلفنِ وامونده رو جواب بده

نمی‌تونم. والی، اون پیرهن سفید رو دربیار

نمی‌تونم توپ سفید رو جلوی پیرهن سفید دنبال کنم

بس کن دیگه. تو از اون‌هایی هستی که از سایه هم می‌ترسن

آره جون خودت. دوستت دارم. دوستت دارم

الو؟

جودی‌ام

سلام جودی

مادرت، حالش خیلی بده

جدی؟ واقعاً؟

آره. رنگش مثل گچ پریده. داره هذیون میگه

سراغ تو رو می‌گیره. باید بیای خونه

انگار وضعش خیلی خرابه. احتمالاً بهتره زنگ بزنی آمبولانس

کی قراره باهاش بره؟

اوم، نمی‌دونم. لابد تو باید بری چون خیلی نگرانشی

یه لحظه صبر کن

باورش نمی‌شه

فقط بهش بگو نفسم قطع شده

عمراً. مسخره‌ست. من این رو نمی‌گم

بهش بگو داری من رو می‌بری بیمارستان

باشه، خیلی خب. من می‌برمش اورژانس

و اونجا می‌شینم و خدا می‌دونه تا کی باید منتظر بمونم

تو هم می‌تونی بیای اینجا و داروی شوهرم رو بدی

و تمام شب پاهاش رو ماساژ بدی

بهش بگو بیهوش شدم

وای خدای من! مامانت همین الان از حال رفت

باید همین الان بیای خونه

الو؟

سلام. یه ثانیه بهم وقت بده

نمی‌دونم می‌خوای چی بگم، جودی

سرم شلوغه. تایم ناهارمه

صدای پچ‌پچش رو می‌شنوم. همون‌جا کنارت واستاده

بهت گفتم که از حال رفته. داری رو اعصابم می‌ری دیگه

داری با کی حرف می‌زنی؟

اوه. با کسی حرف نمی‌زنم

جودی فقط یه ساعته که خط رو اشغال کرده

برات یه کم سوپ گرفتم

اینکه یخ کرده

آره، چون توی مغازه صفش خیلی طولانی بود

آره جون خودت؟ پس اگه زنگ بزنم بپرسم همینو میگن؟

باورم نمی‌کنی؟ بهم می‌گی دروغگو؟

گوشی رو بردار زنگ بزن بهشون

اول باید جودی رو از پای تلفن بکشی کنار

آهان، باشه

هی جودی، تلفن رو قطع کن

خب، این یه توپِ معمولی و مورد تأییدِ فدراسیونه

سعی کن توپ سفید رو توی زمینه‌ی سفید دنبال کنی

تقریباً غیرممکنه، نه؟

اصلاً نمی‌بینم چشمات تکون بخوره

اگه من پیرهن سفید بپوشم، تو نمی‌تونی توپ رو ببینی

حالا تصورش کن با یه توپ نارنجی، چیزی که تا حالا به فکر هیچ‌کی نرسیده

می‌بینی؟ الان داری خیلی بهتر دنبالش می‌کنی. به چشماش نگاه کن

می‌بینی چطوری نگاه می‌کنه؟ آره، می‌بینم

الان مشتاق‌تر به نظر میای

پس این کاریه که می‌خوایم بکنیم. الان توی دنیای پینگ‌پنگ

مجبوری مشکی بپوشی فقط واسه اینکه بتونی توپ سفید رو دنبال کنی

این رو ببین. این تد بیلیه

اون کیه؟

اون در حال حاضر نفر اول رنکینگ دنیاست

قهرمان بریتانیاست. راستی، قبلاً بردمش

حالا این رو نگاه کن

این جک کریمره، نفر اول تنیس

تفاوتش چیه؟ اون سر تا پا سفید پوشیده

همه‌چیش سفیده. قشنگه

از نظر من، این یعنی لوکس بودن. یعنی پرستیژ. می‌تونی این رو بفروشی

مارتی، یه توپ سفارشی مثل این کلی پولش می‌شه

معلومه که سفارشیه. یه توپِ خاص واسه یه آدم خاص

این توپِ «مارتی سوپریم» هستش، نه «مارتیِ معمولی»

ولی هزینه‌ش چقدر می‌شه؟

هزینه اصلاً مهم نیست. نباید واسه این کار خسیس‌بازی دربیاریم

مبلغش ناچیزه، آقای گالانیس

همیشه می‌گفتی واسه پول درآوردن باید خرج کرد، درسته؟

یه فنجون قهوه واسم بیار

نه. به منشیت بگو واست قهوه بیاره

نانسی سرش شلوغه. فقط یه قهوه واسم بیار

بابا، ما داریم اینجا مثل دو تا مرد در مورد بیزنس حرف می‌زنیم

من واست قهوه نمیارم. اون قهوه صاحاب‌مرده رو واسم بیار

مارتی، تو قهوه می‌خوای؟

نه، خوبم. کافئین نمی‌خورم

گوش کن

ممنونم که با پسرم دوستی

اون توانایی‌هاش محدوده

سالشه. هنوز تو خونه‌ی ما زندگی می‌کنه ۳۰

کار خاصی نکرده

از بیزنس هم چیزی نمی‌دونه. هزینه‌ها رو نمی‌فهمه

با تمام احترام آقای گالانیس، من فکر نمی‌کنم اون محدود باشه

منظورم اینه که به موفقیت شغلی خودتون نگاه کنین

این توی ذاتتونه و به «دیون» هم منتقلش کردین

فقط هنوز بیدار نشده. نمی‌دونم

اگه از تهِ وجودم به این کار باور نداشتم

اینجا نبودم که بخوام پاتون رو بکشم وسط

من برای پول شما احترام زیادی قائلم. می‌دونم باورش سخته

ولی دارم بهتون می‌گم، این بازی اون‌ورِ آب استادیوم‌ها رو پر می‌کنه

و فقط مسئله‌ی زمانه که اینجا هم توی آمریکا استادیوم‌ها رو پر کنه

قبل از اینکه عکسم روی جعبه‌ی کورن‌فلکس بره و بهت زل بزنم

من هیچی از این بیزنس نمی‌دونم

نه، نمی‌دونی. واسه همینه که باید به من اعتماد کنی

همین موقع در هفته‌ی آینده، من اولین آمریکایی می‌شم که مسابقات اوپن بریتانیا رو برده

این من رو می‌فرسته صدر رنکینگ واسه مسابقات قهرمانی جهان

مجله‌ی «لایف» پوششِش می‌ده. مجله‌ی «لوک» هم همین‌طور

مجبورن. سردبیر مجله‌ی لوک عاشقمه. همه‌شون من رو دوست دارن

من در موقعیت خاصی هستم که می‌تونم چهره‌ی کلِ این ورزش در آمریکا باشم

لوید

دارم تعطیل می‌کنم

آره، می‌بینم. فقط اومدم عموم رو ببینم

رفت

رفت؟ منظورت چیه که رفت؟ واسه امروز؟

مجبور شد مادرت رو ببره بیمارستان

ای بابا، شورش رو درآوردن. اون مریض نیست

هی لوید، اون به من پول بدهکاره. قرار بود امروز تصفیه کنیم

خب، شاید اگه اون ناهارِ پنج ساعته رو نمی‌رفتی

می‌تونستی باهاش حرف بزنی. اوه، خفه شو

More Farsi Persian subtitles for Marty Supreme

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left