ആദ്യത്തെ 137 വരികൾ.
Remnant Island
انیمورلد تقدیم میکند
کونان
پسرِ آینده
majidnippon برگردان از
بر اساسِ کشندِ باورنکردنی
اثرِ الکساندر کی
«.اکنون زمین بیدار میشود»
،دریا در یک خواب آبیست
Umi wa aoku nemuri
،زندگی در خشکی در حال شکوفاییست
Daichi ni inochi mebae
و در آسمان، و در آسمان
Soshite sora ga soshite sora ga
.رویای فردا دیده میشود
Ashita o yume mite
نگاه کن! تولد دوبارهی زمین رو
Hora umarekawatta chikyuu ga
.و خوشآمد بگو به بامدادِ بیداری
Mezame no asa o mukaeru
.شنا کن و موج بساز، بدو و خاک رو لگد کن
Oyoge nami ketate hashire tsuchi o keri
.چرا که تو زمین رو خیلی دوست داری
Konnani chikyuu ga suki dakara
.چرا که سپیدهدم بسیار زیباست
Konnani yoake ga utsukushii kara
.آواز بخوان و صدات رو اضافه کن، با رقص به دیگران بپیوند
Utae koe awase odore kata o kumi
،چرا که تو زمین رو خیلی دوست داری
Konnani chikyuu ga suki dakara
.چرا که سپیدهدم بسیار زیباست
Konnani yoake ga utsukushii kara
در ماه هفتم از سال ۲۰۰۸
.بشریت با بحرانهای مواجه شد که او را به انقراض تهدید میکرد
سلاحهای ابرمغناطیسی با قدرت تخریبِ بیشتر از سلاح های هستهای
.در آنی، سبب نابودی نیمی از جهان شد
کره زمین دچار بهمریختگی صفحات زمین ساختی .و پیچش (کج شدن) محور خود شد
در نظریه زمین ساختِ صفحهای به صفحاتی از پوستهِ زمین که حرکت میکنند، صفحاتِ زمین ساختی گفته میشود. م
.پنج قاره بطور کامل از هم جدا شده و در دریا غرق گشتند
«جزیرهِ بازمانده»
بیست سال از زمانی که سفینه ما
.در این جزیره سقوط کرد میگذره
ویرانی صورت گرفته از جنگِ بشرِ نادان
.سبب شد جز سایهای از شکوه پیشینِ زمین باقی نماند
.اما اکنون گیاهان رشد کرده و پرهام (طبیعت) دستخوش یک بازآفرینی دوباره است
با این حال دوستان من در سفینه، یکی پس از دیگری مردند
.و من همچنان دارم پیر میشم
.من شگفتزده خواهم شد اگه آدمای دیگهای هم نجات پیدا کرده باشند
!پدربزرگ
!پدربزرگ
!پدربزرگ
.نگا کن! اون «پوزه سفید» لعنتی دوباره پیداش شده
.اون تقریبا تمام ماهیهایی رو که نگه داشته بودیم کشت
.امروز حتما میگیرمش
!کونان خیلی سخت نگیر
!گرفتمت
!انجامش دادم
!انجامش دادم! انجامش دادم
!پدربزرگ، انجامش دادم
!آخ جون
!وای وای وای دردسر
!دردسر! دردسر
!تکون بخور! تکون بخور! تکون! تکون
چی شده؟ چرا اینجا خوابیدی؟ گشنته؟
!پدربزرگ
!پدربزرگ
!بدبخت شدیم
!پدربزرگ
.اوه، پوزه سفیده، سرانجام گرفتش
!یه آدم تو ساحل خوابیده، بهتره عجله کنی
چی گفتی!؟
!یه آدم
زندهست؟
!تکون خورد، اما دوباره گرفت خوابید
آهای، عجله کن پدربزرگ
...آ-آب
!برو آب بیار، تند باش
...آب...آب
!زود باش
!آخ، دردم گرفت
.هی، جرعه جرعه بخور، بذار یکی بره پایین بعد برو رُوش
.کونان، یه چیزی واسه خوردن بیار
!آخ...آخ...آخ
...خووو-ردنی
اینجا کجاست؟
.خیالت راحت، اینجا کلبه منه
اینجا «هایهاربر» یا «اینداستریا» ست؟
.هایهاربر نیست؟ مگه نه
.این جزیرهِ بازماندهست، البته این چیزیه که ما صداش میکنیم
آیا کسی به نامِ استاد «برایک لائو» در این جزیره وجود داره؟
در زبانِ ژاپنی هاکاسه به معنای پرفسور و یا دکتر است که معادل آن استاد (در معنای دانشگاهی خود) به کار میرود. م
.توی این جزیره فقط من و کونان زندگی میکنیم
.بفرما، خوردنی
...نه نه! یه چیز نرمتر...مث اون سوپ
...دخترم! لطفا یه چیزو بهم بگو
به غیر از ما و تو آدمای دیگهای هم تو این سیاره نجات پیدا کردند؟
.پس که اینطور
.خیلی خوب شد
.پس فقط ما نیستیم
.خب، حالا بیا اینو بخور
.آها، پیش از اون باید لباسای خیست رو عوض کنی
.از پیرهنای خودم بهت میدم
.کونان، لطف میکنی بری بیرون
.چرا؟ میخوام اینجا باشم
.مهم نیست چرا. فقط برو بیرون
!آهای، چشمچرونی نکن
...آخ...آخ
.کونان
.بیا برو اینا رو بشور
!عجب بوی عجیبی
!عجب بوی عجیبی
.لطفا ببخشش، اون بغیر از ما دوتا آدم دیگهای ندیده، مخصوصا اگه دختر باشه
پسرِ آینده
کونان
@AWsub/@AWforum
majidnippon
پسرِ آینده
کونان
اون زندهست؟
.نگران نباش! اون زندهست
میخوای یه کوچولو بهش سیخونک بزنم؟
!برید بیرون
!من شماها رو نمیشناسم. برید بیرون
.چکار کنیم؟ بریم بیرون
.اون با ما نیست. داره تو خواب حرف میزنه
پدربزرگ، پدربزرگ تو کجایی؟
.نگران نباش، من دقیقا همینجام
...پدربزرگ
،طفلکی، مثل که خیلی بد باهاش رفتار شده
...نشد ازش از جزئیات بپرسم
...پدربزرگ
زندهست؟
.اون خوبه، نگران نباش، تو برو بگیر بخواب
.باشه
.شب بخیر
.که اینطور
.ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.