ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
:.: تقديم به تمام دوستداران سينما و تلويزيون :.: تنظیم مجددg0dsend313(mlm1102003)
جــنـگــيــر
خب حالا، "پطرس"... هيچوقت فرصتِ خودنمايي رو از دست نميده
ميبينه عيسي مسيح داره روي آب راه ميره
،و ميگه، «يه چيزي رو ميدونين
«شرط ميبندم منم ميتونم اينکار رو بکنم
:و به خاطر همين عيسي مسيح بهش ميگه
«از قايق پياده شو، قدم بردار»
ببخشيد، دوستان. آه، صداي من رو ميشنويد؟
اين ماسماسک کار ميکنه؟ صداي من رو ميشنويد، دوستان؟
نه؟ بسيارخب
...خب
،پطرس»، روي آب قدم برميداره» ،خيلي هم بهش خوش ميگذره
.براي همه دست تکون ميده
به جزء اين که، باز، اين "پطرس"ـه که داريم درموردش حرف ميزنيم
و چيکار ميکنه؟
.زير پاش رو نگاه ميکنه
فکر ميکنيد بعدش چه اتفاقي موفته؟
."درسته، "لوئيز
.مثل يه سنگ ميوفته تو آب
.به همين سادگي
و بعدش عيسي مسيح دستش رو ميگيره
:دوباره پرتش ميکنه تو قايق و ميگه
مشکلت چيه؟»
«من بهت گفتم که ميتوني روي آب راه بري
«چرا حرفم رو باور نکردي؟»
.شک داشتن عيبي نداره
.سوال داشتن عيبي نداره
.خدا ازتون ميخواد که خودتون راهتون رو پيدا کنيد
،اما بعضي اوقات، هر از گاهي
.خدا يه وظيفه بهتون ميده
،و وقتي اون وظيفه بهتون داده شد بايد آب دستتونـه بذارين زمين
.و فقط قدم برداريد
.ممنون که تشريف آورديد
.ممنونم - ."هي، "کيسي -
حال خواهرت چطوره؟ برگشته خونه، درسته؟
آره. آه، تازه همين هفتهي پيش گچش رو باز کرده
.خوشحالي از همهجاش ميباره
.بهش بگو احساس غريبي نکنه
.باشه - .خداحافظ -
."خداحافظ، "هنري
.اوه، بله
.پدر، نيايش زيبايي بود
.اوه
.کيسي"، کلاهش رو سرش نکرده"
.آم، ازتون ميخواين اين رو داشته باشين
.اين براي شماست
...اوه - .براي ترميم کليسا -
...انجلا"، اين" - .نه، نه، نه -
خيلي خوبه بتوني جايي بري
.که براي "هنري" آشنا باشه
حالش چطوره؟
.آه، روزهاي خوب و بد داره
،اگه زماني خواستي درد و دل کني .در من هميشه بازـه
.ممنونم
.بابا
کت"؟ دونات خريديم"
کت"؟"
.گرسنهام نيست
.شرمنده - .سلام، آبجي -
فهرستسازي خيلي طول کشيد
."هي، "لوئيز
.رفيق
.هي
."لوئيز"
.مامانت اومده
...آم
ميخواي بهم بگي که اين نامه درمورد چيه؟
...اون
.مسائل خصوصيـه
از کي تا حالا "جسيکا" برات نامه مينويسه؟
اصلاً چرا داري باهاش حرف ميزني؟
.اون دوست منـه
.اون متأهلـه
دوست داشتن براي آدمهاي متأهل غدغنـه؟
ميدوني چه آدمهايي نامه مينويسن؟
.کسايي که نميخوان خودشون رو درگير کنن
اوليويا"، چيز خاصي بين ما نيست، خب؟"
چيز خاصي نيست
.دفعهي اول هم همين حرف رو زدي
،توماس"، اگه دلت نميخواد يه کشيش باشي"
،پس کشيشي نکن
.ولي نميتوني بازم به اينکارهات ادامه بدي
کي گفته من دلم نميخواد يه کشيش باشم؟
مامان؟
سلام، عزيزم
بهت خوش گذشت؟
آره؟ بيا بريم
.اوه، کفشهات هنوز پاته
،گوش کن، حرف من اينه
.مادربزرگ ديگه اينجا نيست
،خجالت نداره که بگي «هي، يه امتحاني کردمش»
هي، من چيزي رو امتحان نميکنم، خب؟
.من عاشق کارم هستم، تو کارم ماهر هستم
.چيز خاصي بين من و "جسيکا" نيست
قول ميدي؟
...آره، به اين
پيتزاي روغني و محشر
.که قراره الان بخوريش قسم ميخورم - ...من پيتزايي نميخـ -
تو يه احمقي
خيليخب. به دايي "توماس" چي ميگي؟
.ممنونم - ميبينمت، رفيق، هان؟ -
.خداحافظ - .ممنونم -
."پدر "مارکوس
.خيلي از "رم" دور شدي
اوه، خوشحالم که اين رو فهميدي از اونجايي که تقصير توئه که اينجام
.26روزـه که کسي چيزي ازت نشنيده
خودم اطلاع دارم
از اين هم اطلاع داري که کليسا جاهاي مخصوصي
براي کسايي که از دستور مستقيم سرپيچي ميکنن، داره؟
ميخواي من رو از کار بيکار کني، "بنت"؟
اگه دستام بسته بشه، بدون هيچ تعللي
."نبايد به اين کارت ادامه بدي، "مارکوس
اين مردم ترسيدن
ترسيدن؟
هائيتي» رو فراموش کردي؟»
اين که چطور اونها با ملافه دور گردن اون دختر رو بستن؟
...از شاخههاي درخت انبه آويزونش کردن
.من «هائيتي» رو به ياد دارم - وقتي ما دست رو دست گذاشتيم... -
مطمئنم که پيشرفتهايي کردي
.هر روز يک پيشرفتـه
.قدرت در تکرارـه
."خيلي شاعرانه بود، "مارکوس
تو چيکار کردي؟
.کارم - کارت؟ -
.اون بچه داره ميميره
.اون پسر قويـه. ميتونم برشگردونم
.اين کار خيلي از پروتکل به دورـه
.پروتکل شما. نه من
!اين کار همين الان خاتمه پيدا ميکنه
.اون پسر رو به بيمارستان ميبرم
."بنت"
بهم شليک ميکني؟
.بدون هيچ تعللي
.اون پسر به کمک من نياز داره
.من تنهاش نميذارم
."رم» اينکارت رو نميبخشه، "مارکوس»
.من دنبال بخشش اونها نيستم
مادر من کجاست؟
مادرت تو همين اتاق بغليـه
گابريل"، گوش کن چي ميگم"
...درد داره
.من تو رو نجات ميدم، بهت قول ميدم .ولي تو هم بايد به مبارزه ادامه بدي
...درد داره
...روزي روزگاري گربهاي بود»
...با پاهاي پارچهاي
...و چشمهاي وارونه
دوست داري دوباره برات بخونمش؟
.گابريل"، "گابريل"، برگرد پيش من" .برگرد پيش من
برگرد. بايد مبارزه کني
.خدا تنهات نذاشته - ."مارکوس" -
!"مارکوس"
اينجا کجاست؟
با ارادهاي آزادانه قرباني را پيشکش تو ميکنم
هر روح ناپاک، هر نيروي اهريمني
هر يورشي از سوي دشمنان شيطانصفت
آهاي؟
...فرمانت ميدهيم، برو
مي... ميتوني صدام رو بشنوي؟ - و به دور از کليساي خدا پرواز کن... -
خواهش ميکنم، صداي من رو ميشنوي؟
!"مارکوس"
.فرمانت ميدهيم - !"مارکوس" -
.انجلا"، همهچي تحت کنترلـه"
خيليخب، نمايشگاه رو رزرو کن. «پالمر» سعي ميکنه ...تا رزرو دقيقه 90 رو برداره
«پالمر»؟ از کي تا حالا ما نگران «پالمر» شديم؟ "انجلا"؟
بله؟ - .برو با خانوادهات باش -
."انجلا" - .باشه -
.برو. برو
.خيليخب
تصميم بعد از سالها فشار از سوي
بانکها اتخاذ شده، که نشانگر افزايش سنگين سرمايه موردنياز ميباشد
حالا، رقباي با استاندارد بالاتر هم ...با استدلال به اين که
مامان؟
.سلام، عزيزم
حالت خوبه؟ - تمرين چطور بود؟ -
.تمرين خوب بود
.خوبه
واي خداي من
تو اين خانواده همه به نور حساسيت دارن؟
.شام آمادهست
اوه، اين بوي چيه؟
بوي توئه؟
چي ميخواي؟
...من همينالان
...همينالان مچ مامان رو موقع گريه کردن گرفتم، پس
.اصلاً هم عجيب نبود
.هوم. مطمئنم که تصادفي بوده
.خيلي باهاش لج افتادي
اون فقط وقتي نياز به توجه داره از صليبش بالا ميره
حالا اين خصوصيتش شبيه کيه؟
هي، ما... ما جمعه با «ديپاول» بازي داريم
اگه خواستي، ميدوني
...شايد يه روزي از اين اتاق بزني بيرون
.نميخوام
.پسر هم مياد اونجا - .ديگه عمراً -
ميدوني اين مظلومبازيها ديگه بامزگيش رو از دست ميده
وقتي ميرسي به...14 سالگي؟
تو چرا گير دادي؟
.چون تو خواهر خل من هستي
.همچنين، واقعاً ميگم، من خيلي گرسنمه
No comments yet. Be the first to leave one.