Creation of the Gods II: Demon Force

Creation of the Gods II: Demon Force (封神第二部:战火西岐)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Feng Shen 2 2025 1080p iTunes WEB-DL DD 5 1 H 264-DreamHD
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian Creation of the Gods II: Demon Force - 2025 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-23
ഡൗൺലോഡുകൾ: 82
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

یین جیاو رو تا اینجا آوردیم.

اگر می‌تونی نجاتش بدی، همین الان این کارو بکن.

اگر هم نمی‌تونی، بگو.

چرا دست‌دست می‌کنی؟

نژا!

گستاخی نکن.

یک قدم دیر رسیدیم.

نتونستیم یین جیاو رو نجات بدیم.

مردگان رو نمی‌شه زنده کرد.

این راه تغییرناپذیر آسمانه.

یین جیاو مُرده.

الان نجات دادن اون، سرپیچی از اراده آسمانه.

وقتی از راه آسمان سرپیچی بشه،

فاجعه‌ای عظیم در پی خواهد داشت.

التماس می‌کنم استاد بزرگ، تجدید نظر کنید.

شروع کنید!

یین جیاو...

قبل از نبرد، مردد بودی.

خیلی ناامیدم کردی.

پدر رو میارم اینجا...

تا خانواده‌مون دوباره کنار هم باشیم.

این اینجا چی کار می‌کنه؟

برو بیرون!

حاضرم به جای پدرم، خودم رو به آتش بسپارم.

تو تخت من رو می‌خوای؟

یک کمی زیادی عجله نداری؟

عجیبه...

یین جیاو مُرده...

ولی جوهر حیاتش متلاشی نشده.

حتی فهرست ایزدان هم نمی‌تونه اون رو به خودش بگیره.

اون انسان نیست. یک دیو روباهیه!

پسر شرور! تو واقعاً قصد کشتن پدرت رو داری!

پدر، من به طور اتفاقی به شما آسیب رسوندم...

فقط به این خاطر که داشتم تلاش می‌کردم این دیو رو بکشم.

فردا در دروازه ظهری سرش زده خواهد شد.

این زندگی که به من دادی...

جوهر حیاتش باقی مونده...

چون قلبش پر از کینه و نفرت است.

نمی‌خواد از بین بره.

این غیرطبیعیه. می‌ترسم نشانه شومی باشه.

کسی با چنین کینه ریشه‌داری...

اگر دوباره زنده بشه...

عواقبش غیرقابل تصوره.

من عمیقاً باور دارم که یین جیاو فرمانروای آینده همه است.

او کسی است که می‌تواند فهرست ایزدان را باز کند.

نفرین بزرگ بر سرمان آمده است.

یین جیاو آخرین امید دنیای فانی است.

و شاید...

آخرین امید ما هم.

آرایه رو تشکیل بدید!

این بده! داره قدرت جادویی ما رو جذب می‌کنه!

انتقال انرژی‌تون رو متوقف کنید!

نمی‌تونیم متوقف کنیم!

آرایش قفل شده. نمی‌شکنه.

داره سریع‌تر و سریع‌تر جذب می‌کنه.

اگر این طوری ادامه پیدا کنه...

آخرین ذره از قدرت ما رو هم تخلیه می‌کنه.

استاد بزرگ!

تمام قدرت شما رو جذب کرده!

ما مرتکب یک گناه کبیره علیه آسمان شدیم.

فرمانده ون ژونگ از سلسله شانگ،

در دریای شمال به سختی و برای ده سال جنگید.

امروز، پیروزمندانه به دربار باز می‌گردد!

من، ون ژونگ، در دریای شمال لشکرکشی کردم.

بعد از ده سال جنگ تلخ، در وظیفه‌ام کوتاهی نکردم.

اکنون نشان فرماندهی را پس می‌دهم.

من، ون ژونگ، در دریای شمال لشکرکشی کردم.

بعد از ده سال جنگ تلخ، در وظیفه‌ام کوتاهی نکردم.

اکنون نشان فرماندهی را پس می‌دهم.

جی فا، پسر دوک غربی جی چانگ،

گستاخانه سعی کرد اعلیحضرت را ترور کند...

و در شیکی شورش کرده است.

جان اعلیحضرت به تار مویی بند است.

او متاسف است که نمی‌تواند خودش لشکرکشی را رهبری کند...

و از فرمانده می‌خواهد که حمله به شیکی را رهبری کند.

من خدمتگزار پادشاه فقید بودم.

از وقتی که پادشاه فقید درگذشته‌اند،

پیر شده‌ام و دیگر برای خدمت مناسب نیستم.

مایلم از مقامم بازنشسته شوم.

از آنجا که دیگر مایل به خدمت به کشور نیستید...

اعلیحضرت جرات نمی‌کند شما را به ماندن وادار کند.

به نظر می‌رسد...

سرنوشت شانگ بزرگ مُهر شده است.

پادشاه هنوز زنده است...

اما شانگ بزرگ...

از دست رفته است.

من، دنگ چانیو،

اجازه می‌خواهم تا علیه شورشیان لشکرکشی کنم.

پدر فقیدم، دوک دنگ جیو،

تمام زندگی‌اش را در میدان جنگ گذراند...

و افتخار مردن برای کشورش را داشت.

از جوانی در کنار او جنگیده‌ام.

می‌خواهم میراث او را ادامه دهم...

و شکوه تازه‌ای برای شانگ بزرگ کسب کنم.

اعلیحضرت از شما می‌خواهند که نزدیک شوید.

من ۸۰۰ سواره‌نظام و چهار ژنرال خانواده مو را رهبری خواهم کرد...

و بلافاصله حرکت خواهم کرد.

اگر شورشی جی فا را دستگیر نکنم...

جانم را به عنوان عذرخواهی تقدیم خواهم کرد.

به تو زرهی عطا می‌کنم.

برو حالا

به جای پدرِ مرده‌ات برای من بجنگ.

برای شانگِ بزرگ بجنگ.

جی چانگ، چه خوب که مردی.

راحت خلاص شدی.

تو مجبور نیستی ببینی که مردم شیکی

چطور توسط پادشاه بزرگ ما سلاخی میشن

یکی یکی.

همش به خاطر اینه که پسرت رو خوب تربیت کردی.

که سعی کرد پادشاهش رو بکشه و شورش کنه.

جی فا.

تو که واقعاً باور نداری پادشاه مرده، درسته؟

من با دست‌های خودم کشتمش.

مرگش رو به چشم دیدم.

جی فا.

این جعبه رو یادت میاد؟

این جعبه...

زمانی سرِ "سو هو" توش بود.

و این شمشیر؟

این شمشیر "گویی هو"ی "یین جیائو"ئه.

همین شمشیر بود

که سر یین جیاو را از تن جدا کرد.

منظور پادشاه

باید الان برایت روشن شده باشد.

یین شو سر مرا می‌خواهد؟

پادشاه، با یادآوری پیوند دیرینه‌تان،

لطف ویژه‌ای در حق شما می‌کند.

به شرطی که شما

برای کفاره گناهتان، جان خود را بستانید،

اعلیحضرت شیشی را امان خواهد داد.

سپاه عظیم شانگ

در راه است.

آیا تنها خواهید مرد؟

یا کل شیشی

با شما بمیرد؟

باید همین حالا سرتان را از تن جدا کنم!

صبر کن!

رها کن او را!

کنده‌ها به هم بسته می‌شن

پلی شناور بنا می‌شه

با خورشید به پا می‌خیزیم

و با غروبش آرام می‌گیریم

برای گذر از رود طوفانی

تبرها می‌کوبند، تق تق

این قایقران‌های شیکی رو که جمع کردن

خیلی شاد و شنگول دارن کار می‌کنن

طناب‌ها محکم گره خوردند

نمی‌دونم بازم اینقدر سرحال می‌موندن

اگه می‌دونستن ما اومدیم بکشیمشون

کنده‌ها به هم بسته می‌شن

شک دارم اون وقت هم آواز می‌خوندن

پلی شناور بنا می‌شه

با خورشید به پا می‌خیزیم

یه فرمانده زن هست

دوشیزه‌ای در حسرت بهاره

رودخانه خروشان می‌گذره...

چرا تو یه قایق با هم نباشیم؟

و زیر این آسمون، با هم بریم؟

چطور جرئت می‌کنید چنین

آهنگ‌های مبتذلی برای فرمانده‌مون بخونید؟

مگه دنبال مرگید؟

بذارید بخونن.

بلندتر!

بلندتر برام بخونید!

می‌شنوین؟

فرمانده، یه لحظه لطفا.

جی فا از شیکی

براتون استقبالی تدارک دیده.

کمینه!

کمکم کنید!

برید!

دنبالشون!

اینجا جای خوبی برای کمین بود.

فقط یکی از چهار فرمانده خاندان مو با ما اومد.

فرمانده، باید منتظر بمونیم؟

از اسب پیاده شید و تسلیم بشید!

این شمایید که باید تسلیم شید!

مو لی‌چینگ!

شلیک کنید!

بگذارید قدرت شمشیر ابر لاجوردی را ببینند.

کمانداران!

از اینجا برید!

به شهر شیکوئی عقب‌نشینی کنید!

فرمانده دنگ!

فرمانده دنگ!

با مهارت‌هایی مثل شما...

جرأت می‌کنی شورش کنی؟

اصلاً می‌دونی یین شو چه کارایی کرده؟

تو جرأت می‌کنی اسم پادشاه رو ببری؟

پادشاه شما...

پدر و برادرش رو به قتل رسوند.

تا تاج و تخت رو غصب کنه.

او داجی، دیو روباه رو به عنوان همسرش برگزید.

او ملکه جیانگ را کشت.

معلم بزرگ بی گان

و ولیعهد یین جیاو.

او چهار دوک بزرگ را به خیانت متهم کرد

و همه آنها را به کشتن داد.

او حتی برادر بزرگترم، بو ییکائو را...

به شکل پای گوشت پخت و پدرم را گول زد که آن را بخورد.

Creation of the Gods II: Demon Force subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left