The Affair

The Affair

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Affair S04E04 WEB-DL FA
കമന്ററി എഴുതിയത് Notion
► notion عــرفـان ◄ | NightMovie.Co

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-07-10
ഡൗൺലോഡുകൾ: 28
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫آنچه گذشت ...

‫- تو رو میشناسم؟ ‫- فکر کنم امروز صبح ...

‫- با تخته‌ات بهم زدی. ‫- آره.

‫بذار جبران کنم.

‫همین‌الآن مصرف موادت رو دیدم، عوضی.

‫پس چرا به پلیس زنگ نمیزنی، هان؟

‫خیلی دوست دارم بهشون بگم ‫اولین موادم رو کی بهم داده،

‫آقای لاک‌هارت.

‫کول، اون دخترشو جلوی در خونه‌ی ما ول کرد.

‫- اون هنوز مادر جونی‌ـه. ‫- لیاقتش رو نداره.

‫خب، می‌خوای چیکار کنم؟

‫بیا هر چی می‌خواد بهش بدیم

‫تا از فکرش در بیایم.

‫من طرفدار آلیسون نیستم.

‫ولی باید دخترش رو بهش برگردوند.

‫ما کار درستی کردیم.

‫اوه، لعنت.

‫سلام، افسر.

‫متنفرم که یه پلیس کوفتی ...

‫منو کنار میزنه ‫و تنها امیدم به اینه که ...

‫تو اونو بشناسی

‫و از تو خوشش بیاد ‫و منو بگا نده.

‫شاید بتونیم دوباره سعی کنیم ‫گرین کارت واست بگیریم.

‫چطور؟

‫من هیچ بچه‌ای ندارم.

‫نمی‌تونم زندگی سخت قبلیم رو اثبات کنم.

‫حدس بزن امروز صبح کجا بودم؟

‫- نمی‌دونم، الی. ‫- وودلاون بودم.

‫یه نفر مثل من، با تجربیات من،

‫می‌تونیم یه کار ازش بسازم.

‫کار؟

‫فقط سعی دارم زندگی قبلیم رو فراموش کنم.

‫من که اسم اینو ‫فراموش کردن نمیذارم.

‫- چرا؟ ‫- تو اساساً داری از مرگ اون ...

‫بعنوان شناسه خودت استفاده می‌کنی.

‫اون کنفرانسی که بهت گفتم،

‫داره توی مونتاوک برگذار میشه.

‫اینجا دفتر مالی گرانت‌ـه؟

‫- سلام. من آلیسون هستم. ‫- منم بن هستم.

‫چقدر از برنامه‌ات مونده؟

‫5ماه، دو هفته و سه روز دیگه.

‫ولی کیه که بشمره؟

‫ترجمه از عـرفـان notion ‫erfanam7@

‫می‌خوای به چی برسی؟

‫من نمی‌خوام به چیزی برسم، کول.

‫دارم ازت سوال می‌کنم.

‫ببین، آلیسون توی افسردگی سابقه داره

‫پس این اواخر چطور بوده؟

‫چه احساسی داشته؟

‫چه احساسی داشته؟

‫اون خوشحال بود.

‫چندین سال از اون موقع هست که خوبه.

‫همچین بلایی سر جونی نمیاره.

‫فقط آروم باش، کول.

‫جفری سعی داره کمک کنه.

‫صبرکن. اون سالووی‌ـه؟

‫سلام، کاراگاه.

‫ما از کارایی که دارین می‌کنین ممنونیم.

‫نه، نیستیم.

‫اون روی چیزای درست تمرکز نکرده.

‫مردی که باهاش قرار میذاشت چی؟

‫ام، بنجامین کروز.

‫- اون بهونه‌ی مناسبی داره؟ ‫- بهونه واسه چی؟

‫ببین، این یه تحقیق جرم نیست، کول.

‫آلیسون گم شده ‫و ما داریم روی اون تمرکز می‌کنیم.

‫اگه چیزی یادت اومد باهام تماس بگیر.

‫چیزایی که نگرانش بوده.

‫رفتارهای غیر منطقی. ‫حتی شاید ...

‫اوه، خدای من!

‫بهت گفتم که اون حالش خوب بوده!

‫آنتون.

‫اینجا بزن کنار.

‫بیاین یه چیزی بخوریم.

‫باشه.

‫اوه، لعنت.

‫می‌خوای جوابش رو بدی؟

‫من یه چیزی واست می‌گیرم.

‫ممنون.

‫سلام، لویسا. ‫حالت چطوره؟

‫وزیر امور خارجه. ‫

‫- چرا رئیس جمهور نه؟ ‫- کارش زیاده.

‫خب، ما دیگه باید بریم.

‫باید دندونای یکی رو مسواک بزنیم.

‫- می‌تونم تنهایی انجامش بدم. ‫- آره.

‫خداحافظ، نوآه. ‫بعداً می‌بینمت.

‫خداحافظ جونی. ‫ممنون که باهام حرف زدی.

‫خیلی‌خب، همشونو مسواک بزن، ‫حتی عقبی‌ها رو.

‫- میام نگاه می‌کنم. ‫- باشه.

‫خب ...

‫خب.

‫آه، بهتره خودمم برم.

‫آره.

‫خوشگل شدی.

‫مممنون.

‫حالتم خوبه؟

‫آره، فکر کنم.

‫تو چی؟

‫آره، منم خوبم.

‫هلن داره دیدن بچه‌ها رو

‫واسم سخت می‌کنه، ولی ...

‫خب، بخاطر همین بیرونی؟

‫البته، ولی تو که هلن رو می‌شناسی.

‫وقتی اوضاع می‌تونه سخت و دردناک باشه

‫چرا باید راحتش کرد؟

‫آره، خب، داری کار درست رو انجام میدی.

‫بچه‌ها می‌فهمن داری واسه دیدنشون می‌جنگی.

‫و یه روز براشون خیلی ارزش پیدا می‌کنه.

‫امیدوارم.

‫باور کن، پدرم این کارو نکرد، پس می‌دونم.

‫هی، یه چیزی واست فرستادم.

‫اوه خدا، چیه؟

‫هیچی. ‫فقط یه کارت هدیه‌اس.

‫چه جور کارت هدیه‌ای؟

‫که بلیط هواپیما واسه کالیفرنیا بگیری

‫واسه تو و جونی.

‫در صورتی که خواستی از اونجا بری.

‫مایلم شخصاً یه بار دیگه ببینیمت، آلیسون.

‫چون، می‌دونی، واسه دو سال اول

‫من اون دختر رو به عنوان بچه‌ی خودم بزرگ کردم.

‫می‌دونم.

‫چون می‌دونی، فکر می‌کردم دختر خودمه.

‫آره.

‫فقط واسه یه زمانی که لازمت میشه نگه‌اش دار.

‫باشه.

‫همینکارو می‌کنم.

‫ممنون.

‫اون بیرون موفق باشی.

‫توئم همینطور.

‫خیلی‌خب.

‫بفرمایید. ‫خوش بگذره.

‫سلام.

‫سلام. می‌تونم کمکتون کنم؟

‫ام، بیلی، آلیسون.

‫بذار ببینم. بله.

‫آها، اینجاست.

‫- بفرمایید. ‫- ممنون.

‫از کنفرانس لذت ببرین.

‫ممنون.

‫چشمات رو ببند.

‫نفس بکش.

‫چی متوجه شدی؟

‫سینک آشپزخونه ...

‫پُر از ظرفای کثیفه.

‫خیلی‌خب، خوبه.

‫دوباره برو.

‫چشمات رو ببند.

‫نفس بکش.

‫چی متوجه شدی؟

‫مادرم توی راهرو وایساده.

‫اون ...

‫یه نامه دستشه.

‫باشه، خوبه.

‫بیا یه بار دیگه بریم.

‫اگه مریض از حرف زدن دست کشید ‫یه راه دیگه هست ...

‫که نرمی دست‌شون رو به این شکلی فشار بدین.

‫خیلی‌خب.

‫ننفس بکش.

‫چشمات رو ببند.

‫چی متوجه شدی؟

‫اون داره گریه می‌کنه.

‫داره عذرخواهی می‌کنه.

‫میگه تمام مدت می‌دونسته.

‫خوبه.

‫خیلی‌خب. خیلی ممنون، تریا.

‫می‌خوایم همینجا بس کنیم، باشه؟

‫وقتی جلسه رو شروع کردیم گفتی ...

‫پریشان و ناآرامی.

‫مجبور شدی راز خواهرت رو ...

‫این همه سال، مخفی نگه داری.

‫گفتی حدود 9 یا 10 بوده.

‫درسته؟

‫- وقتی بهش فکر می‌کنم، آره. ‫- درسته.

‫و گفتی نمی‌ذاشتی هر چند مدت یه بار

‫بهش فکر کنی، درسته؟

‫چون واست دردناک بود؟

‫میشه یه لطفی بهم بکنی ‫و الآن بازم به فکرش بیوفتی؟

‫و؟

‫و سطح ناآرامیت چنده؟

‫شاید دو باشه.

‫احساس می‌کنم ازم دور شده.

‫و این بلا سر یه نفر دیگه اومده.

‫خیلی‌خب.

‫خب، پشت این ایده

‫حساسیت‌زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد ‫ای.ام.دی.آر.

‫خاطرات ما رو دوباره تشکیل میده

‫جوری که آدما واسه تعریف کردن خاطراتشون ‫خنثی باشن و کمتر احساس گناه کنن.

‫بله؟

‫چرا جواب میده؟

‫اگه بخوام راستش بگم ‫کسی ازش مطمئن نیست.

‫اما ما فرض می‌کنم

‫که تقلید کردن از موقعی که ‫از مغز اسکن می‌گیرن

‫می‌تونه اثر بخش باشه.

‫اساساً، ما معتقدیم که بهبود روحی

‫ربطی به بهبود فیزیکی داره.

‫بدن ما بخواد خودشو تعمیر کنه.

‫اما اگه یه شی خارجی ‫یا زخم باز شده

‫مدام دستکاری بشن، ‫نمی‌تونن خوب بشن.

‫ذهن ما هم واسه آسیب روحی

‫به همین شکل خوب میشه.

‫اگه سیستم توسط یه خاطره‌ی مختل کننده

More Farsi Persian subtitles for The Affair

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left