Solar Opposites

Solar Opposites

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 3

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Solar Opposites S03E05 The Gargoyle Ray 1080p HULU WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Solar Opposites S03E05 The Gargoyle Ray 720p HULU WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Solar Opposites S03E05 1080p WEB H264-CAKES
Solar Opposites S03E05 720p WEB H264-CAKES
Solar Opposites S03E05 720p WEB h264-KOGi
Solar Opposites S03E05 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Solar Opposites S03E05 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Solar Opposites S03E05 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Solar Opposites S03E05 720p HULU WEBRip x264-GalaxyTV
Solar Opposites S03E05 WEB XviD-RMX
കമന്ററി എഴുതിയത് SAHEB2485
🔴 30nama | صـاحب 🔴

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
x264
XviD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-07-13
ഡൗൺലോഡുകൾ: 53
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‏- لعنت بهت، ترنس!‏ ‏- منو صدا زدی؟

معلومه صدات زدم.‏

مگه تصمیم نگرفتیم سقف کاذب خونه رو نقاشی کنیم؟

آره.‏

مگه تصمیم نگرفتیم رنگش سفید تخم‌مرغی باشه؟

سفیدِ سفید.‏

سفید در حد سفید برفی.‏

سفید در حد کُن‌فَیکون شدن دنیا!‏

یه چیزایی یادمه.‏

پس این چه مرگیه رو سقف؟

هات‌داگ با رضایت کاپ‌کیک، گذاشته درش!‏

دیشب که با پایپ انگلیسیم شیشه زدم،‏ اینو کشیدیم.‏

کاپ‌کیک پنبه‌ای قرمز،‏ می‌دونی که حرف نداره!‏

آخ، پایپم رو شکوندی!‏

ها! بخورش، عوضی!‏

این رنگ مشبک قرمز تقدیم به تو!‏

آره!‏

کافیه! همه‌تون بس کنین!‏

قرار بود خانوادگی خونه رو رنگ کنیم.‏

مثل گلف بازی کردن،‏ یا اون موقع که...‏

یه پرتره از خودمون کشیدیم که توش با یقه اسکی مشکی و زنجیر طلا...‏

شبیه گروه «دث رو» شده بودیم.‏

‏- سلام، تری.‏ ‏- امکان نداره!‏

پیوپا نمی‌تونه به ما ملحق شه.‏ اون همیشه خودش رو رنگی می‌کنه...‏

بعد ما نمی‌فهمیم واقعاً چه رنگیه.‏

آره، یادته یه‌بار فکر می‌کردیم بنفشه...‏

و مجور شدیم جون اون بچۀ باکرۀ گیمر رو فدا کنیم؟

حیف که باکره مرد،‏ ولی لااقل باکره دفن نشد.‏

دیگه نمی‌شه کاریش کرد.‏

حالا به عنوان رهبر این خانواده و ستارۀ بی‌چون‌وچرای خونه...‏

دستور می‌دم سقف رو سفید کنیم.‏

خب، من با این چرندیات موافق نیستم؟ شما باهاش موافقین؟

‏- نه!‏ ‏- کری‌-او از «کاپیتان مارول»؟

خب، نظرات سنجیده‌تون رو شنیدم...‏‏

و شخصاً تصمیم گرفتم چی‌کار کنم.‏

می‌خوای با اون اشعۀ دیو ساز چه گهی بخوری، کله پَخی؟

هیچی. فقط می‌خوام بزنم خشک‌تون کنم...‏

تا بعدش سقف رو سفید کنم.‏

لعنت.‏

گوش کن، فیل، دکتر سارنر گفت...‏‎

این بهترین دستگاه دیالیزه.‏

لعنت! حالم از این فضایی‌های دیو ساز به‌هم می‌خوره!‏

نگاه باهامون چی‌کار کردن.‏

مبل‌: دیو.‏ تلویزیون: دیو.‏

سگ‌مون: دیو.‏

جناب پیچز حروم‌زاده نماد یه شیطان وحشیه!‏

اون بچه فضایی‌های عنترش هم بدون هیچ نظارتی هر گهی بخوان می‌خورن.‏

دیگه خسته شدم.‏

پلیس رو خبر می‌کنم قبل از اینکه تو رو...‏

حروم‌زاده!‏

شلورپ یه سیارۀ آرمانی بی‌نقص بود...‏

تا وقتی که یه سیارک بهش برخورد کرد.‏

به صدها فرد بالغ و کپی‌هاشون یه پیوپا دادن...‏

و به فضا فرار کردن...‏

و توی دنیای خالی از سکنه دنبال خونه گشتن.‏

ما توی زمین سقوط کردیم، گیر سیاره‌ای افتادیم که همین‌جوریش زیادی جمعیت داشت.‏

درسته، تمام این مدت من داشتم حرف می‌زدم.‏

کسی که پیوپا بغلشه منم.‏ اسم من کورووئه.‏

این سریال منه. من الان پیوپا رو انداختم.‏ دیدین منو؟

این مسخره‌ست.‏

از زمین متنفرم. خونۀ افتضاحیه.‏

آدما احمق و گیج‌کننده هستن.‏

باورم نمی‌شه آدما هنوز عدد پی رو حل نکردن.‏

تقریباً دلم می‌خواد جوابش رو بگم چون براتون جای خجالت داره.‏

خیلی خب، جوابش چهاره.‏

‏« ترجمه از: صاحب »‏ .:: @SAHEB ::.

آه! قبض آب این ماه‌مون دیوونه کننده‌ست.‏

چرا حموم رفتن‌تون انقدر طول می‌کشه؟

باز کارهای خاک‌برسری می‌کنین؟

انقدر از این کارا نکنین وگرنه بی دم و دستگاه می‌شین.‏

پسر، این خیلی مزخرفه!‏ اون هات‌داگ هنر بود.‏

نه، تری، فیلم «بازیکن شمار سه آماده» هنره.‏

چس‌ناله رو بذار کنار و یه سطل رنگ بده بهم.‏

این؟ اینو می‌خوای؟ باشه.‏

بگیرش. بیا.‏

مجبورم نکن خودم بیام پایین.‏

‏- بگیرش.‏ ‏- لعنت بهت!‏

‏- اونو بده من!‏ ‏- بیا بخورش!‏

وای!‏

هیچ‌کس تکون نخوره!‏ سازمان صیانت از کودکان!‏

یه مورد ناشناخته داریم که بچه‌ها تبدیل شدن به دیو.‏

جیم. بچه‌ها کدوم‌ان؟

پشمام. این دو تا دارن چای می‌خورن و قبض‌های خونه رو پرداخت می‌کنن.‏

ولی اونا بزرگ‌ترن.‏

بعلاوه، انگار این یکی روحیۀ پیری داره.‏

ها؟

می‌گه روحیۀ پیری داری!‏

هیس.‏

فقط یه راه هست بفهمیم بچه‌ها کدوم‌ان.‏

خب، ازتون تست آی‌کیو گرفتیم...‏

و امتیاز شما دو تا پایین‌تر بود،‏ پس حتماً بچه‌ها شمایین.‏

مزخرفه، می‌دونین که این تست‌ها از نظر فرهنگی با گونه‌ها نبات سرشت...‏

تضاد دارن.‏

از من خوب تست نمی‌دم!‏ من اختلال عدم تمرکز دا...‏

اوه، عاشق ژاکتت شدم!‏ از کجا خریدیش؟

از برند تاپ‌من خریدی؟

هرکسی متوجۀ این نمی‌شه.‏

اون سقف فقط یه نماد سفیده از اینکه چقدر منو درک نمی‌کنین.‏

من باید کنار کسایی باشم که...‏ قراره سوار این ون خوشگل بشیم؟

‏- جلو می‌شینم!‏ ‏- لعنت بهت، تری.‏

هی.‏

آخ. نزن.‏

ای بابا.‏

چه بلایی سرشون میاد؟

اگه خوش شانس باشن،‏ تسلیم دست‌های تقدیر می‌شن...‏

عاقبت کارتن خواب می‌شن...‏

و واسه یه لقمه نون می‌افتن به دله‌دزدی و کثافت‌کاری.‏‏

وای پسر، این واسه تری عالیه.‏ حسابی رشد می‌کنه تو این زندگی.‏

‏- چه کاری از ما بر میاد؟ ‏- بی‌خیالِ بچه‌ها.‏

به زندگی‌تون برسین.‏

برین شعبۀ ساندویچ «جیمی جان»‏ بخرین.‏ یا «جرسی مایک». یا شایدم ساندویچ «بلمپی»؟

یا هر فست‌فود زنجیره‌ای دیگه‌ای.‏

این شغل دوم‌مه.‏ کار داشتین در خدمتم.‏

به‌نظرت مشکلی واسه تری و کوروو پیش نمیاد؟

امیدوارم چیزی نشه.‏ دوست‌شون دارم.‏

امروز قراره یکی از اون روزهای عجیب «مخالفان خورشیدی» باشه، ها؟

حق با توئه. گمونم بهتره باهاش کنار بیایم.‏

اونی که آخر به اتوبوس برسه تخم شیطانه!‏

به سازمان صیانت از کودکان خوش اومدین.‏

واسه صرفه‌جویی در هزینه دفترمون با رستوران «وینگ استاپ» مشترکه.‏

شانس آوردین، چون دفتر پلیس با مکانیکی «جفی لوب» مشترکه.‏

‏- مادر قحبه!‏ ‏- تکون نخور!‏

وینگ استاپ حرف نداره!‏ ایول!‏

هنوز از دستت عصبانی هستم ولی در این مورد حق با توئه.‏

این «مانگو هابانرو»ها با چرخ‌ریسک درست می‌شن.‏

مطمئنم با سس تری مزه‌ش عالی می‌شه.‏

آره. بهم بده!‏

خیلی بد شد چون تو نقاشی‌م رو خراب کردی!‏

دیدی اون بچه چی‌کار کرد؟

گمونم بالاخره یه مورد واسه ‏«پروژۀ نخبگان پلید» پیدا کردیم.‏

تک‌شاخ کوچولو، کد امگا 3.‏

فرانکلین، واسه انتقال آماده‌ش کن.‏

‏ ‏

‏- لعنت!‏ ‏- وای نه!‏

شما دو تا اسکل تو راهرو چه غلطی می‌کنین؟

آخ!‏

وایستا، فکر کردم قرابود خواهرهای استیسی دیگه ما رو اذیت نکنن.‏

اتحادیه قلدرهای ما با اتحادیۀ معلم‌ها مذاکره کرد...‏

و توافق نهایی این شد که ما اجازه داریم سیگار بکشیم...‏

و چهارشنبه‌ها بچه‌ها رو اذیت کنیم.‏

خدایا، به من صبر بده!‏

باید این خانم‌ها رو تحسین کنی.‏

با واگذار کردن قلدری‌هاشون،‏ دست خودشون رو آلوده نمی‌کنن.‏

بهش می‌گن انکار موجه‌نما، احمق‌ها!‏

از بابام یاد گرفتم.‏

مدیر کوک، می‌شه به این دو تا بگی دست از سرم بردارن؟

امروز نمی‌تونم با دانش‌آموزها حرف بزنم.‏

وضعیت جالبی ندارم.‏

اوه! چرا؟ چرا دنیا از من متنفره؟

خدایا، باید زندگی‌مون رو جمع کنیم...‏

وگرنه ما هم عاقبت‌مون می‌شه مثل این دیوونۀ افسرده.‏

تنها راه شکست خواهرهای استیسی اینه که...‏

بفهمیم چطور فکر می‌کنن.‏

می‌تونیم با اشعۀ کالبدی وارد مغزشون بشیم.‏

می‌دونم چی تو کله‌ته، و ازش خوشم اومد.‏

خب، پسر فضایی به دختر فضایی بگو پاهاش چقدر چندش هستن.‏

پاهات شبیه دو تا نی‌ سبز هستن.‏

دیدی، کوین، رئیس‌ها این‌جوری فرود میان.‏

برو پیش مادر هرزه‌ت گریه کن.‏

تری کجاست؟ مرده؟ تو کنتاکی‌ـه؟

تری خاصه، فرستادیمش مدرسۀ بچه‌های خاص.‏

باشه، فکر می‌کردم به‌خاطر چپ‌گراهای مبارز، دیگه نمی‌تونیم...‏

یه اونا بگیم خاص.‏

من چی؟

یه خونۀ عالی با یه پدر و مادر مهربون برات پیدا کردیم.‏

من تنها بچه‌شون می‌شم؟ مرکز توجه‌شون؟

تک ستارۀ زندگی‌شون؟ تافتۀ جدا بافته‌شون؟

آره. بابات حساب‌داره، هورا!‏

مادرت هم مسئول نوشتن دفترچۀ راهنمای...‏

تمام یخچال‌های «بست‌بای» هست...‏

خفه شو، نظرم نسبت به یخچال‌های بست‌بای جلب شد.‏

‏[ مدرسۀ «خاویر»، و آزمایشگاه دولتی مخفی که توش با بچه‌ها یه کارایی می‌کنیم. (بین خودمون باشه، خب؟)‏ ]‏

دکتر، ودرستون، ورودی‌های جدید چطورن؟

واسه نظر دادن زوده.‏

مورد دلتا 2 انگار می‌تونه از آلتش، آتیش شلیک کنه.‏

مورد گاما 4 می‌تونه با ذهنش آناناس‌ها رو تکون بده.‏

تتا 5 هم یه تقلید بی‌ادبی از رابرت دنیرو انجام می‌ده.‏

من پستون دارم، می‌تونی شیرم رو بدوشی، گِرگ؟

این تقلید خیلی راحته، مثل عروسک کرمیت.‏

بندازش تو کوره.‏

ولی وگا 6 واقعاً استعداد خوبی داره.‏

استعداش قابل محاسبه نیست.‏ این‌جا رو نگاه کن.‏

نیویورک، آتلانتا، کالیفرنیا، واشنگتن...‏

بوهیلز، میامی، یوتا، واشنگتن...‏

واشنگتن، کالیفرنیا، کالیفرنیا،‏ نیویورک،‏ بوهیلز، پتوومک، میامی، یوتا...‏

کل سریال «خانمان خانه واقعی» رو حفظه.‏

هیچ بچه‌ای تا حالا نتونسته بود به این بی‌نقصی یه این‌ها رو نام ببره.‏

همونه که می‌خوایم.‏

خاصه، ولی بی‌گناه هم هست.‏

تو چشم‌هاش می‌شه دید.‏ نگرانم زنده نمونه.‏

بذار قضیه رو برات روشن کنم، دکتر ودرستون...‏

برام مهم نیست که تو مهربون‌ترین شریکی هستی که داشتم...‏

این‌جا رئیس منم.‏

واسه جراحی آماده‌ش کن.‏

قراره یه‌سری کصخل‌بازی‌های شیطانی انجام بدیم.‏

این کار اشتباهه.‏

یکی باید یه کاری بکنه،‏ اونم خیلی زود، وگرنه...‏

اوه، وقت ناهاره!‏

سالاد تاکو، بیا پیش خودم.‏

گوش کنین!‏

More Farsi Persian subtitles for Solar Opposites

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left