The Wild Blue Yonder

The Wild Blue Yonder

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Wild Blue Yonder 2005 DVDRip
കമന്ററി എഴുതിയത് Aram Matin
ارائه ای از تیم ترجمه فارسی سابتیتل * مترجم آرام متین * نظر و ریت یادتون نره

ടാഗുകൾ

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2014-06-07
ഡൗൺലോഡുകൾ: 32
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: Yes

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

" طــبــيــعــت آبــيِ دور "

اين داستان منه در حال حاضر ، اين داستان منه

من از آنسوي کهکشان آندرومِدا اومدم * آندرومدا : نزديکترين کهکشان مارپيچي که شبيه کهکشان ماست *

، تصور کنيد : سياره زمين رو ، منظومه شمسي رو کهکشان راه شيري رو

کشهکشان خودتون رو

من از يه کهکشان ديگه اومدم

يه کهکشان آبي راهي فراتر از راه هاي جهان شما

" به جايي که من ازش اومدم ميگن " طبيعت آبيِ دور

* دعـا بـراي سـيـاره در حـال مـرگ *

ستاره ما درحال مرگ بود شبيه عصر يخبندان شده بود ، حتي چيزي بيشتر از اون

بايد حرکت ميکرديم ، بايد اونجارو ترک ميکرديم

تمام افرادمون از سفينه ها بيرون رفتن و تو کُل عالمِ هستي پراکنده شدن

نميدونم الان کجان به نظرم همشون گم شدن

تعداديمون اينا رو تو سياره شما ساختن تو سياره زمين

* بـنـيـانـگـذاران بـيـگـانـه *

تعداد کمي از ما زودتر رسيدن به وقت خودمون چند دقيقه ميشد

ولي به وقت زميني صدها سال از بقيه زودتر رسيدن ! اونا از آسمون اومدن پايين و واي پسر

! چه استقبالي ازشون شد

بعدش چه بلايي سرشون اومد رو نميدونم

ولي اين چيزا رو زمين زياد دلخوشمون نکرد

ما دلتنگ و نا اميد شده بوديم

حتي يکي ـمون سعي کرد خودکشي کنه

ولي جون سالم بِدر بُرد

ميدونيد ، ما جَد اندر جَدمون

دانشمنداي خوبي بودن

ولي اين سفر طولاني و خسته کننده بود

و وقتي رسيديم اينجا ، صدها سال دير شده بود

اون افرادي هم که رسيدن اينجا

به فنا رفتن

منم با گروه سوم اومدم و چند تا نقشه ي بزرگ هم داشتيم

ميدونستيم که ميتونيم يه اثر بزرگي رو بسازيم بنابراين تصميم به ساخت اين شهر پاييخت گرفتيم

شهري که بتونه با شهر ( واشنگتن ) دي.سي رقابت کنه

... اينجا

اينجا منظره ـش عاليه ، چون

دوتا خط قطار کنار هم درست همينجاست

اينجا ، يه بازار ساخته بوديم ، يه مرکز خريد اصلي

اونجا هم ديوان عالي کشور بود

و اون طرف هم مجلس سِنا

(و او پايين هم پِنتاگون (وزارت دفاع

و تَهِ تهِ ته ِ اين جاده هم

بناي يادبودِ بزرگ آندرومِدا ست

ولي همش بي فايده بود هيشکي نيومد ، هيشکي نموند

هيشکي هم خريد نکرد

ميبينيد که بيگانه ها ، بنيانگذار تکنولوژي پيشرفته ـَن

کسايي که در عرض دو دقيقه شهر نيويورک رو با خاک يکسان ميکنن

راستش ، از گفتن اين متنفرم ، ولي ما ، بيگانه ها ، هممون

به فنا رفتيم

ببينيد

همش شکست خورد

شهر دي . سي رو ببينيد

به نظرم ، شکست خورديم

همه اين چيزا منو ناراحت ميکنه ، واقعا ناراحتم ميکنه

تنها داستان موفقيت آميزمون همون مردي بود که از دانش ـِش براي آسمون

و ساخت ماشين هاي پرواز استفاده کرد

او رئيس کميته برنامه ريزي استراتژيک تو پنتاگون شد * پنتاگون : وزارت دفاع *

با احترام فراوان ميشه گفت که

خطوط هوايي خدمت کوچيکي رو در

جنگ جهاني اول کرده

در هر حال ، بعد از اينکه خودش رو اثبات کرد

به آسوني ، به رسميت شناخته شد

که با تجهيزات مناسب و در زمان ديگه اي

هوانوردي ممکنه تبديل به

يه ابزار واقعي جنگي بشه

* بررسي مجددِ رازِ بشقاب پرنده هاي راسول *

اول فکر ميکردم که قراره تو يه جايي مثِ سازمان سيا پذيرفته بشم

ولي اينجا هيچي پيدا نکردم ، جز يه سِري آدم که به شغلاشون علاقمند بودن

هيچوقت ترفيع نگرفتم . سعي کردم بهشون بگم که يه چيزايي حاليمه ، بگم که خيلي چيزا حاليمه

ولي گوش نکردن و اين منو خيلي عصباني ميکرد

پس حالا ، من جلو روتون وايسادم و آماده ـم به همتون بگم

من تو بازسازي (بشقاب پرنده) راسول دست داشتم

وقتي 50 سال پيش فرود اومد ، نميدونستن که اون چي بود

واسه همين ، اونا رو تو يه سري سيلوهاي زيرزميني مخفي ـش کردن و به دروغ گفتن که

يه سري اختراعات رسانه اي بوده

حالا که اون (بشقاب پرنده) اومده اونم بعد از 50 سال کَند و کاو

و اونا هم تصميم گرفتن ، با کمک گرفتن از تکنولوژي پيشرفته بيان و يه نگاه ديگه بهش بندازن

که اين يه اشتباه بزرگ بود

اونا نبايد يه همچين کاري ميکردن

از همون اول ، اون کاروان نظامي ، احساس بدي نسبت بهش داشت

اونا دنيا رو بي خبر گذاشتن نه رسانه اي ، نه دوربين هاي تلويزيوني ، نه عکسي

اين فيلم هم فقط واسه فايل هاي سِري ـشون گرفته شده

اتفاقاتي اونجا رخ داد ، عواقب گسترده اي هم داشت

که باز شما ازش بي خبريد

همه چيز کاملا مهروموم شده بود

پسر ، کارشون اونجا خيلي تميز بود

لباس هاي ضايعات سمي واسه افرادشون حتي کاميونا رو هم پلاستيک پيچ کرده بودن

حدس ميزدن که ممکنه يه چيز خطرناک در کمين ـشون باشه

چيزي که اونا نميدونستن اين بود که اون از سياره ما اومده بود

اون يکي از سفينه هامون بود که ما رو جلوتر از بقيه فرستاد

و زندگي همه ـمون به اون بستگي داشت

زندگي که تو سياره زمين ناشناخته بود

، و باز چيزي که اونا ازش بي خبر بودن اين بود که فيلمي که اونموقع تهيه کردن

همين فيلمي شد که الان به بيرون درز کرده

فيلمي سربسته ، سِري و واقعا کُشنده که

از امن ترين مکان درز پيدا کرده

و قراره تو کل دنيا پخش ميشه

اونا قرنطينه شده بودن و هرچي بيشتر تلاش ميکردن کمتر به نتيجه ميرسيدن

و اين باعث نگران ـيشون شده بود واسه همين يه طرح مخفيانه ديگه ريختن

اونا يه گروه از فضانوردان رو فرستادن فضا

ماموريتشون پيدا کردن يه محل قابل سکونت واسه زندگي انسان ها بود

يه جايي که بشه جايگزين زمين کرد

* ماموريت خارج از زمين *

فضانوردان گفته بودن که ميخوان ماموريت ـشون رو

.تا مرز منظومه شمسي ما هم گسترش بدن ولي هيچکس نميتونست يه همچين ريسک بزرگي کنه

و سفر اونا رو واسشون وحشتناک تر کنه

اين ماموريت ديگه تبديل شده بود به يه بليط يِسَره

واين فيلم ضبط شده هم به بخش کنترل ماموريت برگشت

و تو تمام اين سال ها اونو سربسته نگه داشته بودن

به مرور زمان خسته شدن ولي باز محتاطانه به دور زمين ميچرخيدن

ماموريت به هيچ جا نرسيده بود اونا به يه راه براي بازگشت احتياج داشتن

خدمه روي زمين تشويقشون ميکردن و حتي فکرشو نميکردن

که يه ميکروب (سفينه ) بيگانه براشون انقدر دردسرساز بشه

اونا تقريبا قانع شده بودن ، آروم شدن

ميخواستن فضانورداشون بازم ادامه بدم

تا بتونن فقط يه بهشت اَمن براشون پيدا کنن

اونا تو يه جاي ناجوري گير افتاده بودن و

نميدونستن چجوري بايد ازش خلاص بشن

ديديد ، من ميتونستم بهشون بگم همه چيو ميدونستم

فضانوردان تصميم گرفتن تا يه کاوشگر فضايي رو

براي اکتشاف بفرستن به اطراف منظومه شمسي

اين کاوشگر ميتونست از سياراتي که باهاش روبرو ميشد ، عکس برداري کنه

اونا اسم اين کاوشگر رو " گاليله " گذاشته بودن

اونا هفته ها صبر کردن ماه ها صبر کردن

و بالاخره اين تصاوير به دستشون رسيد

تصاوير ثابت کردن که در اون حوالي ، هيچ جاي قابل سکونتي وجود نداره

کاملا واضح بود که هيچ جاي ديگه اي براي سکونت وجود نداره

زمينيا ميدونستن که به يه نقشه جسورانه تر براي

سفر به خارج از فضا احتياج دارن

براي رياضيدانان تنها سوال فقط وجود يک مسير متفاوت بود

انرژي پتانسيل تغييري نکرده و صفره

بدست مياد" V دلتا V " سرعت ثابت ميکنه که اين مشتقات از * در رياضيات نماد سرعت ـه : V *

اين راه ها فقط نيازمند نيروي جاذبه از سياره زهره

.و پرواز در ارتفاعات مشتري بود .به نظر که شدني ميومد

اگه ما به معادله استاندارد سرعت نگاه کنيم

ميبينيم که رفتن به سمت سياره زهره ، نيازمندِ سرعتي بينهايت ـه

و اينکه به تعداد کافي سفينه هم احتياج داريم

اينطوري ميتونيم از پايين مدار زهره حرکت کنيم

وهمچنين سرعت سياره زهره اونقدر زياد هست که مارو به سرعت مورد نظرمون براي

رسيدن به مشتري برسونه ، که جواب هم ميده

به نظرم ما ميتونيم از اين روش براي خارج شدن از منظومه شمسي استفاده کنيم

براي مثال : اين خورشيده

و زمين که به دورش ميچرخه

به جاي اينکه فکر کنيم طبق يه الگوي ثابت خورشيد تو مرکز قرار داره و زمين به دورش ميچرخه

ميايم يه محور ميکشيم

و خورشيد رو با زمين روي محور قرار ميديم

بنابراين ، زمين به نظر ثابت ميشه

حالا ما با يه سيستم چرخشي سروکار داريم

در اين سيستم چرخشي اگه ما يه سفينه کوچيک داشته باشيم

مثلا يه دبليو ، يا حالا هرچي

دور ميچرخه و مقداري سرعت در سيستم چرخشي داره

و اين انرژي پتانسيل ـش نسبت به زمينه و اين انرژي پتانسيل نسبت به خورشيده

مقدار ثابت جَکوبي برابر است با

نصف مجذورِ سرعت

و من تمام اين روش ها رو باور دارم

پس يه علامت منفي در کنار انرژي جنبشي ميذاريم

به علاوه مقدار ثابت گرانش خورشيد تقسيم بر فاصله از خورشيد

به علاوه مقدار ثابت گرانش زمين تقسيم بر فاصله از زمين

درحال حاضر ، ما فقط ميخوايم از زمين بريم ، بدون اينکه توجه کنيم از کدوم مسير يا بوسيله چي پرواز کنيم

فقط ميخوايم به اون نهايت سرعت دست پيدا کنيم

و راه حلش اينه که از سيارات ديگه استفاده کنيم که نمادشم اشتباه کشيدم

بايد مريخ باشه

و حالا که از زهره استفاده ميکنيم ، جاي اشتباهي هم نميريم استفاده از سيارات ديگه

مقدار ثابت جَکوبي رو به يه مقدار جديد تغيير ميده

و اين يه روش بازي با مقدار ثابت جَکوبي ـه که به وسيله اين معادله سفر جالبمون شروع ميشه

تو سفينه ، موافقت با تغيير دادن مسيرشون تنها نقطه پيشرفتِ نقشه پروازشون بود

زندگي ادامه داشت روز مي آمد و ميرفت . تازه شروع فاجعه بود

هر چقدر بيشتر و بيشتر دور بشيد ، ديگه خورشيدي نخواهيد داشت

ديگه طلوع خورشيدي نداريد

ديگه نميتونيد چيزي جز نقاطي از روشنايي ببينيد

ديگه هيچ حسي به نزديک شدن با چيزي نداريد

اينجوري شما به يه جزيره تبديل ميشيد و شروع ميکنيد به پذيرفتن يه زندگي متفاوت

صادقانه بگم ، من حدس ميزنم که اونا فکر نميکردن که بخوان انقدر دور شن

چون اگر هم ميتونستيد بخوابيد ، صبح روز بعدش به جاي اينکه به مقصد برسيد باز تو خوابگاه سفينه بيدار ميشديد

* مــرگ يــک رويــا *

من ميتونستم بهشون بگم ، از همه اين چيزا باخبر بودم خدايا

ما اينهمه راهو از اونور کهکشان آندرومدا طي کرديم

اصلا ميتونيد تصور کنيد که چقدر از اينجا دوره ؟

نه ، نميتونيد

بذاريد از اول براتون توضيح بدم

نزديک ترين ستاره به اين سياره

که به اندازه يه ذره اي از کل عالم ـه فقط 4.5 سال نوري از اينجا فاصله داره

و به جرات ميتونم بگم که آلفا قِنطورس * نزديک ترين ستاره از صور فلکي ، به منظومه ماست *

چند ميليون درجه هم گرم تره

البته ، اغراق نميکنم ، کاملا حقيقت ـه

حالا ، سرعت ـش نسبت به سرعت نور چقدره ؟

، با استفاده از سوخت هاي متداول منظورم سوخت هاي موشکي ـه

ميشه فقط به 30 درصد از سرعت نور دسترسي پيدا کرد

اين همه مخازن سوخت رو کره زمين هست که اندازه ـش به اندازه رشته کوه هاي راکي ـه

که همه اين توده ها ، با چشم غير مسلح هم قابل ديدنه

تو زمين هست ، تو خورشيد ، تو منظورمه شمسي

، تو کهکشان راه شيري ، تو همه ستاره هاي کهکشان ـتون . حتي تو همه ستاره هاي کهکشان هاي ديگه

حالا ، سرعت شما چقدره ؟

، سريعترين سرعت شما رو در روز سفينه کاوشگري به نام وُيجِر ثبت کرد که

اين سرعت حدود 55000 مايل در ساعت ـه و اين سرعت درحال حاضر از منظومه خورشيدي

... به اعماق فضا ميره . حالا

، بيايد فرض کنيم که اين سفينه شماست شما هم فضا نورداي

اين سفينه ايد و شما ميخواد به سمت آلفا قنطورس بريد البته بايد يادآوري کنم که

با اينجا 4.5 سال نوري فاصله داره

حالا ، بيايد فرض کنيم که شما سفرتون رو 20 هزار سال پيش شروع کرديد

و الان زمان انسان هاي اوليه ، غار نشيني و نقاشي کشيدن رو ديوار غارها

تو جنوب فرانسه ـست . شما هم درحال شکار گاوميش و . کرگدن و ماموت ها ييد

The Wild Blue Yonder subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left