The Affair

The Affair

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Affair S04E06 WEB-DL FA
കമന്ററി എഴുതിയത് Notion
► notion عــرفـان ◄ | NightMovie.Co

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2018-07-24
ഡൗൺലോഡുകൾ: 32
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫ آنچه گذشت ...

‫کمک هزینه‌ات رو گرفتی؟

‫نه، راستش تو به من نیاز داری.

‫- چی؟ ‫- من از طرف اداره‌ی کل بهداشت کهنه سربازان اومدم.

‫فقط اومدم اینجا تا تجهیزات‌تون رو چک کنم

‫- و مطمئن بشم که همچی مرتبه. ‫- تو با اداره‌ی کل بهداشت کار می‌کنی؟

‫منو فرستادن اینجا ‫تا در مورد این روش درمانی تحقیق کنم.

‫- می‌خوای همیارم بشی؟ ‫- آره.

‫چشمات رو ببند.

‫چی متوجه شدی؟

‫لب ساحل هستم.

‫- چی می‌بینی؟ ‫- توی آبم.

‫تو توی آبی؟

‫نمی‌تونم نفس بکشم. ‫دارم توی آب خفه میشم.

‫- و این دستا ... ‫- دستای کی؟

‫دو دست بزرگ و قوی که منو ‫از آب میکشن بیرون.

‫این قیافه چیه؟

‫منو شگفت زده کردی.

‫سلام. اسم من بن‌ـه

‫و یه معتادم.

‫- سلام، بن. ‫- سلام، بن.

‫اون می‌دونه تو متأهلی؟

‫- نه. ‫- البته که نمی‌دونه.

‫می‌خوام حقیقت رو بهش بگم. ‫فقط بهم وقت بده.

‫هی، یه چیزی واست فرستادم.

‫- اوه خدا، چیه؟ ‫- یه کارت هدیه‌اس

‫که باهاش بلیط هواپیما ‫به کالیفرنیا بخری.

‫واسه تو و جونی.

‫یه دانش آموز تو کلاس ‫دستور زبان انگلیسیم دارم

‫آنتون گیت‌وود.

‫مطمئن نیستم تو زندگیش چه خبره

‫ولی احساس می‌کنم زیر فشار زیادیه.

‫- کجا میری؟ ‫- می‌خوام برم اعتصاب کنم.

‫همه همین‌الآن برگردن

‫سر کلاس‌شون!

‫- خانوم، باید برگردین عقب. ‫- خواهش می‌کنم!

‫یالا. اینا یه مشت بچه‌ن!

‫لعنت به پلیس!

‫همه اینا تموم میشه، می‌دونی؟

‫کل بعد از ظهر مشغول صحبت کردن ‫با هیئت مدیره بودم

‫که شغلم رو نگه دارم.

‫- آنتون چطوره؟ ‫- پیش پدرشه.

‫اون پسر داره شبیه پدرش میشه

‫و منم هیچ کاری نمی‌تونم بکنم.

‫ترجمه از عـرفـان notion ‫erfanam7@

‫بهتون که گفتم دخترا، ‫

‫اون چیزی به جز رابطه نمی‌خواد.

‫خیلی‌خب، بچه‌ها، فراموش نکنین

‫فردا با مقاله‌ی «سرزمین بایر»تون شروع می‌کنیم.

‫«با دستان قوی‌ام ‫ترس را بهت نشان می‌دهم.»

‫هی، برانکا

‫ازش اقتباس بگیرین. ‫هر کاری می‌خواین باهاش بکنین.

‫موضوعش رو تغییر بدین.

‫باهاش حال کنین.

‫آه، آقای سالووی. ‫یه لحظه وقت دارین؟

‫البته آنتون، چی شده؟

‫خب، ممنون که واسه مقاله‌ی «مزرعه حیوانات» ‫بهم نمره‌ی کامل رو دادین.

‫جمله‌ی که واسم نوشتین ‫خیلی ارزش داشت.

‫خب، مقاله‌ی خوبی بود.

‫می‌خواستم بدونم

‫می‌تونین روی مقاله‌ی دیگه‌ای که ‫دارم روش کار می‌کنم، نگاهی بندازین

‫شاید بتونن ‫نظرتونو در موردش بگین.

‫چاپش کردم. ‫می‌دونم ...

‫بعضی‌وقتا معلم‌های پیر ‫از این کارا خوششون میاد.

‫درسته.

‫ممنون، آنتون.

‫چیه؟ ‫یه داستان کوتاه؟

‫نه، فقط یه مقاله‌اس.

‫چیز خاصی نیست.

‫داری دوباره واسه دانشگاه پرینستون ‫اقدام می‌کنی؟

‫آره، شاید، ‫نمی‌دونم.

‫از وقتی که بهم گفتی

‫«کورنال وست» اونجاست ...

‫یه دوست قدیمی از کالج دارم

‫که الآن مدیر قسمت دستور زبان اونجاست.

‫- جدی میگی؟ ‫- آره.

‫اگه بخوای می‌تونم یه زنگ بهش بزنم.

‫- این کارو می‌کنی؟ ‫- معلومه که این کارو می‌کنم.

‫و اینم می‌خونم، ‫و نظرم رو بهت میگم.

‫خب، ممنون.

‫آقای سالووی

‫بهتون برنخوره، ولی

‫بنظرم معلم خوبی هستین

‫ولی شاید بهتر باشه تکالیف دانش‌آموزا رو

‫اول کلاس بگین

‫چون در انتهای کلاس ‫هیچکس گوش نمیده.

‫نکته‌ی خوبی بود.

‫آقای سالووی، مدیر مدرسه ویلسون ...

‫- با هیئت مدیره پشت تلفنه ... ‫- تو چت شده؟

‫هیچ می‌دونی این ما رو ‫چقدر بد نشون میده؟

‫گند خیلی بزرگیه، جنل.

‫بله ران، یه نامه‌ی تأسف باره.

‫ولی اتفاقات تأسف همیشه اتفاق میوفتن.

‫بخاطر همین ‫مدرسه مدیر داره.

‫از طرف دادگاس.

‫- و تو فکر کردی بهمون نگی؟! ‫- در رو ببند.

‫منظورم اینه که، بیخیال. ‫هیئت مدیره فکر می‌کنه ...

‫اوضاع اونجا خیلی درهم برهمه.

‫دارم با تلفن حرف می‌زنم. ‫چی می‌خوای؟

‫...اما واسه خودم هم سوال شده.

‫روی بی‌صدا گذاشتمش

‫- چی می‌خوای؟ ‫- می‌تونم صبر کنم.

‫چه خبره؟

‫در طول اعتصاب

‫یه دختر اسپری آسم‌ش رو گم می‌کنه.

‫چیزی نمیگه.

‫فقط میشینه و رنگش می‌پره.

‫پدر و مادرش عصبانی میشن، ‫چندتا وکیل استخدام می‌کنن

‫و یه نامه به هیئت مدیره می‌فرستن.

‫این اتفاق هیچوقت نیوفتاده.

‫- خدای من. ‫- بذار من باهاش حرف بزنم.

‫- چی؟ صبرکن. ‫- هی، ران، ران

‫نوآه سالووی صحبت می‌کنه.

‫نوآه؟ ‫نمی‌دونستم اونجایی.

‫آره، نه، همین‌الآن سرزده اومدم تو.

‫خب، شروع خوبی داشتی.

‫اون روز مصاحبه‌ات رو توی تلوزیون دیدم.

‫آره، ببین، باید بگم

‫روز خیلی سختی بود، ‫و جوری که جنل

‫جوری که مدیر مدرسه ویلسون

‫قضیه رو کنترل کرد

‫باید خوشحال باشی ‫که اونو داری.

‫آهان. آره.

‫خب، خوشحالم که می‌شنوم...

‫هنوز تو رو نترسوندیم، نوآه.

‫جنل، میشه الآن ‫منو از روی بلندگو برداری؟

‫می‌خوای اخراجم کنی؟

‫باشه. ‫خیلی‌خب..

‫اوهوم.

‫متوجه‌ام.

‫متأسفم. ‫متأسفم.

‫کاری هست بتونم بکنم؟

‫به اندازه‌ی کافی انجام دادی، نوآه.

‫چرا اینجایی؟

‫آه، فکر کردم باید اینو بخونی

‫بهش نگو بهت دادمش.

‫هی، نوآه.

‫دفعه بعدی در بزن.

‫سلام، صندق صوتی تروور.

‫دارم راه میوفتم، پس می‌خواستم ببینم

‫واسه ساعت 6 آماده هستی.

‫فکر کردم بتونیم قبل کنسرت ‫یه غذایی بزنیم.

‫هر جا که تو بخوای.

‫باشه؟

‫خیلی‌خب، به زودی می‌بینمت. ‫نمی‌تونم صبر کنم.

‫کنسرت عالی میشه!

‫سرت شلوغه؟

‫یه عذرخواهی بهت بدهکارم.

‫نه، نه، من بد موقع اومدم تو.

‫خب، هنوزم رئیسمی؟

‫بهم اخطار دادن.

‫هفته بعد باید به هیئت مدیره توضیح بدم

‫که یه صخره هستم یا یه جای سخت.

‫خب، من چی هستم؟ صخره؟

‫نه، بنظرم جای سخت هستی.

‫چرا به تو داده؟

‫گفت نظرم رو می‌خواد.

‫پس چرا به من دادیش؟

‫خب، اون در حال تصمیم گیری ...

‫خیلی سختیه. پس ...

‫گفتم شاید اگه تو بخونیش ‫بتونی بهش کمک کنی.

‫امروز رسماً دهنم رو سرویس کرد.

‫ممنون بابت این.

‫حتماً ...

‫حتماً می‌خونمش ‫و یه فکری واسش می‌کنم.

‫خب، خوشحالم که با تو بیانش کردم.

‫اگه یه ...

‫رفیق خواستی.

‫رفیق؟

‫خب، می‌دونی

‫مثل یه دوست، همدم.

‫همم.

‫کسی که انتخاب می‌کنی ‫باهاش وقت بگذرونی

‫چون از همراه شدن باهاش لذت می‌بری.

‫امشب چطوره؟

‫واقعاً؟

‫آره، می‌تونم در مورد ‫مقاله‌ی آنتون حرف بزنیم،

‫مشروب بخوریم و چرت و پرت بگیم.

‫جدی میگی؟

‫تو چی فکر می‌کنی؟

‫فکر می‌کنم جدی نمیگی.

‫و مجبورم امشب ...

‫با پسرم به کنسرت برم.

‫امم.

‫بهرحال جواب نمیداد.

‫نه.

‫احتمالاً کار درست همینه.

‫بابت خبرت ممنونم، نوآه.

‫شب خوبی داشته باشی.

‫کجاشو نشنیدی؟

‫خب، حداقل می‌تونه بیاد اینجا.

‫شب خوبی نیست.

‫چرا نمی‌تونی تشویقش کنی بیاد بیرون

‫و جلو صورتم توضیح بده ‫که چی اینقدر مهمه

‫که 300 دلار رو صرف خرید ‫یه چیز کاملاً مضخرف کردم.

‫نمی‌دونم. شاید مشکل همینجا باشه.

‫تروور، همین‌الآن بیا بیرون.

‫- 300دلار. ‫- باشه، من 300 دلار رو بهت میدم

‫فقط برو.

‫تروور، تا سه می‌شمارم!

More Farsi Persian subtitles for The Affair

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left