Shadows House 2nd Season

Shadows House 2nd Season

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Shadows House 2nd Season (2022) E1-12
Shadows House 2nd Season (2022) E1-12 720p
Shadows House 2nd Season (2022) E1-12 1080p
Shadows House 2nd Season (2022) E1-12 480p
Shadows House 2nd Season (2022) E1-12 480p
Shadows House 2nd Season (2022) E1-12 1080p
Shadows House 2nd Season (2022) E1-12 720p
കമന്ററി എഴുതിയത് Only_overlord_anime
🟦►نیما پناهی | https://t.me/AniPlus ارائه‌ی اختصاصی انی پلاس◄🟦 ◄||🔻🔺 ████████ --------------|| ---------------------TRX-------🔻🔺 █ __ __امتیاز یادت نره__ ||►

ടാഗുകൾ

720p
720
1080
480p
480
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-09-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 41
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

...صدای که الان شنیدیم

به نظر می‌رسه باید از اینجا اومده باشه، مگه نه؟...

.در راهرویی که به داخل می‌رسه بازه

...فکر می‌کنم کسی که قوانین خانه‌ی سایه‌ها رو زیرپا گذاشته

.باید جزو جناح بچه‌ها باشه...

.ستاره‌ی حامل باربارا هستم

کسی اینجاست؟

!تسلیم شو، خودت رو نشون بده

یه سوختگی (ناپاکی)!؟

.باربارا ساما، لطفاً عقب بایستین

.باربی، مراقب باش که اون‌ها توی دهنت نرن

.این دیگه چیه؟ خیلی ازشون هست

تازه واردان به بلوغ رسیده

تازه واردان به بلوغ رسیده

تازه واردان به بلوغ رسیده

تازه واردان به بلوغ رسیده

تازه واردان به بلوغ رسیده

تازه واردان به بلوغ رسیده

!همه‌ی عروسک‌های زنده باید توی سالن جمع بشن

.چی؟ مگه چه اتفاقی افتاده

مطمئنی اون یه عروسک مخفی‌شده نبوده بوده؟

.تا حالا عروسکی مثل اون ندیدم

.تازه، جدیداً تعداد ناپاکی‌ها داره افزایش پیدا می‌کنه

.باید هرچی سریع‌تر به اِدوارد ساما گزارش بدم

به اون متجاوز؟

.هرچی نباشه اون هنوز سرپرست جناح بچه‌هاست

امکانش هست کار اِدوارد ساما بوده باشه؟

.باید خیلی پرت باشی بخوای یک اشتباه رو دوبار تکرار کنی

.اون تازه به خاطر اشتباهش مجازات شده

...همین که وارد جناح بچه‌ها شد

....و هشدار جدّی‌ای که بهش داده شد....

.اگه یه خورده مطیع‌تر می‌شد واقعاً بهتر می‌شد

.اصلاً مهم نیست کی باشی

.با هیچ متخاطی مدارا نمی‌شه

...البته ممکنه هم که کار سرپرست اِدوارد ساما باشه

.اما کسانی که مراقب جناح بچه‌ها هستن ما، ستاره‌ی حامل هستیم

...چه متجاوز باشه و یا چه خائن

.باید اون رو نابود کنیم...

.همه این‌ها به خاطر «خاندان سایه‌ها»‌ـست

یعنی چی شده؟

!سریه به خط بشین

!عجله کنین

.همین چند دقیقه پیش، یه آدم ناشناس با رَبا توی سالن ظاهر شد

.کسی اگه چیزی می‌دونه باید گزارش بده

.در صورت عدم گزارش، اگه مشخص بشه مجازات می‌شین

!تموم شد

.هوی، سان‌شاین

ب-بله؟

این‌دفعه که دیگه زیر سر تو نیست، مگه نه؟

...اگه داری چیزی مخفی می‌کنی

.عاقبت خوبی نداری...

روب ساما؟

.آره، یه چهره مشکوک دیده که عبا به تن کرده بوده

همه این‌جوری صداش می‌زنن؟

!نه، خودم این اسم رو براش انتخاب کردم

...اگه خدایی نکرده که سایه باشه، نمی‌خوام بی‌احترامی کرده باشم

.برای همین اسم «چهره‌ی عبا به تن کرده» براش انتخاب کردم...

.که این‌طور

...یه چهره‌ی مرموز که توی جناح بچه‌ها ظاهر شده

غیرممکنه، یعنی اِدوارد بوده؟...

.شاید هنوز تسلیم نشده

.نگران نباش. کیت پیش تو هست

!می‌دونم

...تازه، اینکه همه شما رو این موقع شب صدا زدن

.حتی با اینکه اضطراری بوده، می‌خواسته دست پیش رو داشته باشه

.آره، منم حسابی تعجب کردم

...مخصوصاً تو و کیت

.همه رو پشت سر گذاشتیم و به بلوغ رسیدیم...

ولی با اینکه به بلوغ رسیدیم، ستاره‌های حامل از ما بالاتر هستن، مگه نه؟

...خب، آره، ولی

.به این معنی نیست که هرکاری دلشون خواست انجام بدن

...ها! باربی هم

نکنه چیزی بهت گفته؟

.آره

!«بهم کگفت: «این‌دفعه که دیگه زیر سر تو نیست، مگه نه؟

«.اگه چیزی مخفی کنی، قطعاً پشیمون می‌شی»

...این موقع شب همه رو بیدار کنی

...و همچین حرف‌های بدی بزنی...

...ولی من

!واقعاً خوشحال شدم که منتظرم موندین، کیت ساما

.پس بذار یکبار دیگه بهت بگم

.شب‌بخیر، اِمیلکو

!شب شما هم بخیر، کیت ساما

.از الان به بعد نظارت‌های باربارا شدیدتر می‌شه

.منم متحدان کم‌تری دارم

.شست‌ و شوی مغزی ریکی و لو هم هنوز شکسته نشده

.تنها کسی که از دست اون خلاص شده شون هست

.ای رُز دوست داشتنی، کیت. ژربرای شکوفه داده شده، لوئیس

.امروز هم به کار خودمون ادامه می‌دیم

.بهتون آموزش داده می‌شه چه‌جوری توی خانه‌ی اصلی زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشین

.خیلی ممنون

!‌ایول

.سارا خیلی به لوئیس علاقه داره. نزدیک شدن بهشون سخته

.حرکاتت خیلی بهتر از قبل شده

.اینجا نیازی نیست رسمی باشی

!درسته

...برای خدمت ‌رسانی کردن به پدربزرگ اعظم

.همه‌‌‌ی شما بچه‌ها باید سخت تلاش کنین تا به این هدف برسین...

.و تازه شما به بلوغ رسیدین

!الان دیگه می‌تونین به راحتی توی خانه‌ی اصلی هرجا که دوست دارین برین

!هر روز زیبا‌تر از روز قبل هست

.این خواسته‌ی «مِری‌رُز»‌‌ ‌هم هست

!توی کتابخانه مطالعه کنین

!گل‌های توی گلخانه رو ستایش کنین

.قلب خودتون رو توی اتاق موسیقی جَلا بدین

.و توی سالن رقص برقصین، شخصاً مِری‌رز بهتون آموزش میده

.پیشرفت کردن وظیفه‌ی شما بچه‌هاست

.تا می‌تونین لذت ببرین

...زودباشین، باید به هم اعتماد کنیم

!چون ما اینجا، توی خانه‌ی سایه‌ها زندگی می‌کنیم...

ها، خیلی حال میده، مگه نه؟

مگه اشکالی داره توی اتاق خودمون کتاب بخونیم؟

.هیچ اشکالی نداره

...توی اتاق تفریح، علاوه به کتاب، یه دفترچه هم وجود داره

.و طبق قانون باید زمانی که اونجا بودین رو ثبت کنین...

...اگه چیزی وارد نکنین

به عنوان یک سایه بی‌ارزش حساب می‌شی چون .هیچ قصدی برای پیشرفت کردن نداری

...اون حرف از آزادی و تفریح می‌زد

.ولی این یعنی این‌قدر آزاد نیستیم که بخوایم تنهایی اینجا بگردیم...

همه چیز جوری تنظیم شده که حتی بچه‌ها هم که .از چیزی اطلاع ندارن مراقب هم باشن

.کیت باید این رو به جان بگه

...جان

راهنمایی شما هم به اتمام رسید؟

.آره

.در مورد نکات اصلی صحبت کردیم

.فوق‌العاده‌ـست

.ولی جان و پاتریک سرد برخورد می‌کنن

نکنه دوباره چیزی بهشون تلقین شده؟

.در این صورت، اون نامه برای کیت حسابی دردسر ایجاد می‌کنه

.این‌جوری دشمن متوجه شورشی که می‌خوام به پا کنم می‌شه

...یعنی کیت می‌تونه نامه‌ای بهشون بده

...وقتی این‌جوری این همه آدم دور و برمون هست

ما همین الان هم تحت نظر هستیم؟

.از اون‌جایی که گروه‌هامون فرق می‌کنه، نمی‌تونم باهاشون صحبت کنم

.حداقل دوست دارم در مورد شرایط فعلی که توش قرار گرفتن بدونم

...قبل از اینکه سایه‌های دیگه به چیزی مشکوک بشن

.باید یه مکالمه‌ی عادی رو آغاز کنم...

.اگه منم مثل اِمیلکو بودم، به راحتی می‌تونستم باهاشون حرف بزنم

.توی چنین مواقعی، حسابی بهش حسودیم می‌شه

!کیت! می‌خوام در مورد نامزدی صحبت کنم

.در واقع می‌خوام در اون مورد باهات صحبت کنم

دارین در مورد چی صحبت می‌کنین؟

...شنیدی دیگه

.خوشحالم که جان یه آدم ساده و احمق هست...

چی؟

اگه قصد نامزدی هم باشه، قبل از همه باید لوئیس رو ترجیح بدی؟

!خوب ببین چه صورت نازی داره

.واقعاً که احمقی

!اون موقع، صطح ما هنوز هم مشخص نشده بود

.البته این‌جوری هم نیست که از روی قیافه انتخاب کرده باشم

...دیونه

!تو آخرین کسی هستی که دوست دارم همچین چیزی ازش بشنوم

!به هر حال درخواستت رو قبول نمی‌کردم

!با شما هستما! این‌قدر حرفم رو قطع نکنین

...داشتم می‌گفتم، کیت

.مجبور نیستی که خیلی زود جواب بدی...

.جان دوست داره تا اون‌جایی که بشه برای شناختن هم‌دیگه زمان بده...

...برای همین... فعلاً، اگه امکانش هست

.از دست تو. باشه، فهمیدم

.خدا رو شکر که جان هنوز جان هست

.انگار همه الکی این همه استرس داشتن

.واقعاً که مسخره‌ـست

.کورکورانه قلبت رو توی این عشق الکی از دست بده

.اون موقع، پاتریک، قراره تبدیل به یک سایه‌ی فوق‌العاده‌ای بشه

...جان

.پس اینجا هستین

...ستاره‌ی حامل سوسانا

.قراره یک درس ویژه داشته باشیم

.اون کسانی که به بلوغ رسیدن، از این طرف بیان

فقط جفت سایه‌ای؟

.شاید این همون فرصتی هست که دنبالش می‌گشتم

!سوسانا این درس رو خیلی دوست داره

...درست مثل کیت چان، جان چان و لویئس چان که فوق‌العاده به نظر می‌رسن

!نمی‌تونم جلوی این هیجانم رو بگیرم...

چان؟

!شما بچه‌ها فوق‌العاده‌این! سوسانا دوست‌ـِتون داره

!تمومش کن! ما که بچه نیستیم

.از روی عادت همیشگی این کار رو کردم

.اِمیلکو، صورت کیت این‌جوری که الان گرفتی اصلاً نیست

.اون خیلی عجیبه

.ولی... باید احتیاط کنیم

.نباید کاری کنیم که سوسانا متوجه چیزی بشه

.پاتریک به این درس ویژه دعوت نشد

.و، بخوام صادق باشم، نمی‌تونم ذهن لوئیس رو بخونم

...کیت یه خورده نگرانه

.ولی انگار فقط جان می‌تونه اون نامه رو دریافت کنه...

یه درس ویژه؟

یعنی در مورد قدرت دوده‌ای هست؟

...اینکه همه‌ی شاگردای پاتریک ساما قدرت‌ خودشون رو بیدار کردن من رو

.قدرت جان که الان دیدی... نباید چیزی راجبش بگی

.از همون اول، بهم دستور دادن چیزی نگم

!دلم می‌خواد به پاتریک ساما بگم

...ولی

.قوانین خانه‌ی سایه‌ها به هیچ وجه نقض نمی‌شه

.از اینجا به بعد، مسیر ما از عروسک‌های زنده جدا می‌شه

!سوزی! بقیه‌ش رو به تو می‌سپارم

.اینجا اتاق تمرین هست

.می‌خوایم در مورد قدرت دوده‌ای خودمون آموزش ببینیم

.از اون‌جایی که می‌تونین قدرت دوده‌ای رو کنترل کنین، پس سایه‌های ویژه‌ای هستین

کیت می‌تونه یک سوال بپرسه؟

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left