ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
- مامان؟ - وسایلتونو جمع کنین
- چی شده؟ - باید بریم
- ولی... چی شده؟ - زودباش کریس
- ارتشیها دارن میرن - آره توی خیابون دیدیمشون
- داشتن تخلیه میکردن - اگه اونا برن ما هم باید بریم
فکر کردم اوضاع بهتر شده فکر کردم از شرشون خلاص شدیم
دارن عقب نشینی میکنن
.اینجا موندن امن نیست دیگه باید خودمون از خودمون مراقبت کنیم
برمیگردیم سر نقشه اصلیمون میریم به شرق
- بجنبین - به اندازه کافی آب و غذا داریم
پس مامان چی؟
میریم اون و نیک رو نجات میدیم زود باش
- چطوری بابا؟ - چی؟
چطور نجاتشون بدیم؟
جایی که ازش حرف میزد رو پیدا کردم
مُردهها هم توش بودن
نزدیک پایگاهشونه میتونیم ازش استفاده کنیم
به نظرم هرچی میدونسته بهمون گفته
- نه هنوزم بهش نیاز داریم - میتونه فرار کنه
- میتونه بقیه رو خبر کنه - سربازا دارن میرن
سربازا هنوز اونجان کلی نگهبان هست
- گفتم نه - پادگان
میدونین پادگان کجاست
،میدونین پادگان کجاست
ولی وقتی برین اونجا نمیدونین باید کجا برین
کدوم ساختمون، کدوم طبقه، کدوم سالن
نمیدونین اعضای خانوادهتون کجان
اونجا مثل یه هزارتوی نفرین شده ست
میتونم براتون یه نقشه بکشم. خب؟
بدون من نمیتونین داخل بشین
اونو با خودمون میبریم
توی ماشین پیش خودت میشینه
چرا؟
از چیزی خجالت میکشی؟
میترسی بچهها همه چی رو بفهمن؟
،اگه کریس تو خطر بود
هرکاری میکردی که ازش محافظت کنی
مگه نه؟
اوفلیا
میخوایم بریم مادرتو پیدا کنیم
با خودمون ببریمش
به کمکت احتیاج دارم
اندی چی؟
اونم میبریم
بهم دروغ گفتی
تمام زندگیم
تمام این مدت، ازت محافظت میکردم
مامان هم میدونه؟
فکر میکردم خودت قربانی بودی
مگه ترجیح نمیدادی همینطوری باشه؟
اوفلیا
آلیشا سوار ماشین شو
- چیه؟ - همسایههامون نمیدونن
وقتی ارتشیها اومدن سراغمون اونا هیچکاری نکردن
20 تا مریض موندن ،وضعیت 12 تا وخیمه
بقیه خوبن. هیچکدوم آلوده نیستن
یه هلیکوپتر نفربر میتونه تمام مریضها و پرسنل رو ببره
به علاوه دو جین سرباز دیگه. تمام
در حال اعزامه. تمام
موقعیتش چیه؟ تمام
0215 تمام
دریافت شد. تمام
بچهها، پایگاه هوایی ادواردز جای خالی داره
وسایلو جمع کنین قراره پرواز کنیم
بهتره بجنبین
پسرم چی؟
درخواستش رو میدم ببینیم چه جوابی میدن
و بقیه خانوادهم؟
بستگی داره به کی بگی خانواده؟
منظورت پیوند خونیه یا ازدواج؟
یه پسر به پدرش احتیاج داره
درسته. ولی پدری که دوست دخترشو میخواد
دوست دختری که بچههاش رو میخواد
همه اینا خانوادهان؟ اینقدر دلرحم نباش
اگه دلرحم نباشم قول میدی کریستوفر رو بیاری؟
آره. فقط همون؟
و پدرش، تراویس
باید تا الان منو شناخته باشی
اون پیرمرد دیر یا زود منو میکشه
نه نمیکشه
فکر میکنی توی السالوادور همین کارو کرده؟
مردم رو شکنجه داده و آزادشون کرده؟
سوار ماشین شو
نمیتونی جلوشو بگیری زن خودت گذاشت این کارو بکنه
- چشمشو بست و رفت - شما بچهش رو بردین
نه، من نبردم من هیچکاری نکردم
آدم خوبی بود. با دخترش مهربون بودم
دست منو جرواجر کرده ناقصم کرده
فقط ما رو ببر جایی که باید بریم
بهت میگم کجا باید برین
کمکت میکنم خانوادهت رو پیدا کنی فقط منو آزاد کن، لطفاً
- نمیتونم. سوار شو - چرا؟ چرا؟
- گفتم سوار ماشین شو - تو مثل اونا نیستی
میتونم ببینم که مثل اونا نیستی
یا سوار شو یا به زور سوارت میکنم
تنها دلیلی که نگهم داشته اینه که منو بکشه
خودتم خوب میدونی
...خواهش میکنم
هر اتفاقی بیفته آخرش منو میکشه
خدایا، همینطوری گذاشتن و رفتن
ولمون کردن به امون خدا
دارن میگن ادواردز
- کی داره میگه ادواردز - مافوقها
دیگه مافوقی نمونده رفیق
هیچکس نمونده
اون دیگه چیه؟
تبدیل شده؟
مردهها که چراغقوه ندارن رفیق
ممکنه آلوده باشه
شب قشنگیه
قربان، وارد یه منطقه تحت محافظت شدین
همونجایی که هستین بمونین
نمیخوام مجبور بشم بهت شلیک کنم پیرمرد
بهتره مهماتتون رو هدر ندین
!وای خدا! وای خدا
!گندش بزنن یه عالمه آلوده از شمال غرب نزدیک میشن
هدایتشون کردم به سمت دروازه شمالی
حواس همه سربازا پرت شده
حالا دیگه میتونیم بریم
چیکار کردی؟
بهم گفت کجا میتونیم پیداشون کنیم
- بهت گفت؟ - آره. منم حرفشو باور کردم. باشه؟
- همونجوری که تو باور کردی - کار درستی کرد
خواهید دید انجام کارای درست چی نصیبتون میکنه
کریس
اگه اوضاع خراب شد ،اگه هرچی دیدی
با ماشین فرار کن
ماشین رو بردار و برو یه کم دورتر
اگه بیشتر از نیم ساعت دیر کردیم برو
بابا، منو اینجا تنها نذار، میتونم کمک کنم
- خودم میخوام، بذار بیام - پیدات میکنیم. قول میدم
من تاحالا رانندگی نکردم
اگه لازم شد، آلیشا میتونه رانندگی کنه
کریس، مشکلی پیش نمیاد
مواظبش باش، باشه؟
بریم
تو هم مواظبش باش
نمیخواد بیخودی توجه جلب کنی
دارم روانی میشم
فکر میکردم خونهمون بده
تصور کن یه جای دیگهای
با یه سوزن توی بازوت
خونه ت کجاست؟
نزدیکه. السرینو
قدیمیترین محله لسانجلس
نقطه تولد شهر
پر جنب و جوش و سر زنده و متنوع
من اگه بودم اونجا رو تبدیل میکردم به بهترین محله شهر
یه زمان دیگه، یه دنیای دیگه
چی شد؟
چه خبر شده؟
!دارن تعطیل میکنن
- وقت رفتنه - خب کجا باید بریم؟
چی شده؟
عوضیا
چیه؟
به پادگان هجوم آوردن
اونا هم فهمیدن
!اینجا
!کمک خبر کنین! زود باشین
خدای من
قسمت سختش تموم شد
،اگه آلودهها بیان داخل چطور بریم بیرون؟
اون میشه قسمت سختتر
تاخیر برای چیه؟ تمام
منتظر باش دکتر، منتظر باش. تمام
محوطه امنه. آماده رفتنیم
دکتر گزارشهایی داریم در مورد حضور آلودهها در اطراف شما. تمام
اونا بیرونن. محوطه پادگان امنه
اگه الان بیاین وقت کافی برای خروج داریم. تمام
داریم شرایط رو ارزیابی میکنیم. تمام
دکتر اکسنر
برو
همه برن. ماشینها پایین هستن
- نمیان؟ - نه
پس مریضا چی؟
خودم حواسم بهشون هست. تو برو
کریس چی؟
،اگه تا حالا سراغش نرفته باشن دیگه هیچوقت نمیرن
متاسفم
برو لایزا. فرار کن
صبر کن دکتر، تمام
این دیوونگیه
برمیگردن
اگه نتونن وارد بشن برمیگردن
و بقیه رو ول میکنن؟
ترجیح میدی همهشون بمیرن؟
نمیخوام هیچکس بمیره
نمیخوام
مثل بابات حرف میزنی
آره. اونم تلاششو میکنه
نمیتونی همه رو نجات بدی
- چرا همچین حرفی میزنی؟ - چون نمیتونی
ببخشید. ولی واقعیته
- خفه شو - چی؟
سوار ماشین شو سوار ماشین شو
بیا بیا
!ما رو آزاد کنین
No comments yet. Be the first to leave one.