ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
کلیر، طرف تو پایینه
بالاتر جدی؟
میخوام باعث بشه که اونا حس کنن، کلاغ داره چشمشون رو از کاسه درمیاره.
خوبه.
هفتاد و پنج دلار؟ خیلی کمه من هیچوقت تو زندگیم چیزی نفروختم.
میخوام یکی بخردش ولی این یه عکس چاپی نیست.
جای خوبی گیرت اومده. اینجور فکر میکنی؟
مال منو دیدی؟ کجاست؟
موضوع همینجاست.
بیا دنبالم تا ساختمون فرعی چه هرم باحالی
این عجیبه الیویر میدونه که اونا مال تو رو گذاشتن اینجا؟
اون گفته فقط ٤ نفر از سال اولیها انتخاب شدن و بعضی ها هم قدر اینو میدونن.
قشنگ.
۵۰۰۰ منزجر کننه ست؟
اسپری رنگ مسی خیلی گرون بود باید پول قرض میگرفتم تا این چیز آشغالی رو بسازم
چه بد. من شام رو میخرم
هی بچه ها. من به کمک نیاز دارم
میتونید اینو یه کاریش بکنید؟ یه فارغ التحصیل احمق درستش کرده و به تمام معنا منو به گا داده.
الیویر، فکر میکنی من باید قیمت عکسام رو بالا میگرفتم؟
تو هم برچسب قیمت گذاشتی و هم جای خوب رو داری. این حال آدم رو بهم میزنه
تو ۲۰ سالته، تنها چیزی که باید بخوای این که کارت رو بدی بره.
هیشکی تو این کشور با روح به دنیا نمیاد. این باید داخلت رو دگرگون کنه
یه جای دیگه ش هم هست که خراب کردم خدا میدونه که این مال کجاشه
اینو دیدی؟
از این یارو خوشم نمیاد. خیلی رگه رگه ست.
گروهبان هم رگه رگه ای بود.
بیا همینو برداریم.
من نمیفهمم که چرا به فرانک نمیگیم برای اینکه چیز گفتنی نیست
یه چیزی بود که باهم حال کردیم میدونم حالی بود که قبلن نکرده بودیم.
خب یه میون وعده بود. ما در مورد این صحبت نکردیم.
میخوای در موردش صحبت کنیم؟ نه میخوای در مورد گروهبان حرف بزنیم؟
نه واقعن من فقط فکر کردم که شاید به مبحث درمانی باشه.
من بیشتر ترجیح میدم که در مورد ظرفها حرف بزنم. تو هنوز در مورد اون عصبانی هستی.
دیوید.
پدر جک. لطفن جک صدام کن.
حالت چطوره؟ عالى. شما؟
خوبم این عقب افتاده مال ٤ شنبه بوده
چی کرایه میکنین؟ یه چیزی کیث برداشته.
خواهر اکت باشه. جک با دوست پسر من آشنا شدی؟
فکر نکنم. این پدر جک از کلیسای بارتلمیو.
خوشبختم. به همچنین
شما هنوز عقب ترکوندن و باسنهای خوردنی ۲ را پس نیوردین
وقتش تا جمعهی پیش بود.
ممنونم.
متأسفم نمیتونم. دیگه نمیتونم یه بار دیگه این بحثو داشته باشم.
نمیتونم اون چیزی رو که میخوای بهت بدم. عشق؟
من بهت عشق میدم، لیزا. من لعنتی هر روز دارم بهت عشق میدم.
فقط همیشه یه چیز کوفتیی هست.
اینکه مایا رو قبل از تو به دوستام معرفی کنم، آخه کی اهمیت میده؟
همیشه همین اتفاق میفته انگار من نفر دومم مردم توجه میکنن.
من دیگه نمیتونم بهتر از این باشم.
میدونی بعضی زنها ممکنه با یه پدر و شوهر با وفا جانسپار و متعهد خوشبخت باشن.
پدر و شوهر من چیز دیگه ای برای تو ندارم
خب من قراره چیکار کنم؟ هیچ کاری نمیدونم.
این درست نیست.
چی درست نیست؟
همین. خودمون.
ولی فکر میکردم که عاشق منی هستم.
ولی نه به اندازه کافی برای من کافیه.
بهرحال کافی نیست. برای تو کافی نیست.
من مشکلی ندارم. کلن هیچ مشکلی با اونچیزی که داریم ندارم.
تو اونکسی هستی که خوشحال نیست ولی همه چیز رو باید ربطش بدی به من.
این همون چیزی که من دیگه نمیتونم باهاش زندگی کنم
خب چی میگی؟ میخوای بری؟ برم؟
اه نه من باید برم چون منم که همهی زندگیم رو آوردم توی این شهر آشغالی
برای من که نیومدی
پس میخوای جدا شیم؟
شاید، آره.
نمیدونم.شاید.
یه لحظه.
اه سلام. امیدوارم که مزاحمت نشده باشم.
به هیچ وجه. بفرما داخل.
اون آهنگ آخری خیلی قشنگ بود. خودت اونو نوشتی؟
آره. فوق العاده بود.
خیلی خوشحالم که خوشتون اومده
فکر کردم اسمش رو بذارم سمیفروسیوس
برای خاله پرل؟ تا اندازه گیبله.
من نمیدونم که تو چطوری آهنگی به این قشنگی را از دل یک کامپیوتر در میاری
آره غیر منتظره ست.
بچه که بودم ویولن میزدم ولی وقتی که رفتم دانشگاه...
هم اتاقی های ظالم زیادی داشتم که ویولن م رو از پنجره خوابگاه انداختن بیرون
اونو عموم قبل از اینکه از بیماری عفونت بمیره با دستهای خودش برام ساخته بود
خلاصه بگم که دست از ویولن زدن و و دانشگاه برداشتم و رفتم به آموزشگاه مرد شور خونه
اونجا بود که تو اتاق کامپیوترشون روش دیگه ای برای موزیک ساختن پیدا کردم.
اه خدا.
میخواستم بدونم اگه فردا وقتت آزاده با من بیای بریم به افتتاحیهی این گالری.
جمع آوری اعانه برای مدرسه کلیر.
مثل اینکه بعضی از این فارغ التحصیل ها هنرمندای شناخته شده ای هستن
متأسفانه هیچ کدوم از اسمها برام آشنا نیست
کلیر خیلی هیجان زده شده بود. اون یکی از دانشجوهایی بود که کاراش انتخاب شده بود.
فکر کنم براش اهمیت داشته باشه که ما اونجا باشیم.
باعث افتخار من.
اگه که از نظر شما اشکالی نداشته باشه.
خب البته که نداره تو یه عضوی از این خانواده کوچکمون هستی.
ممنون.
این برای من خیلی معنی داره
ر از اون اختراع ۳ در یک هست که اسمش، بالابر هست.
قسمت اولش ۱۵ سانتیمتر هست که در دل کار قرار میگیره
قسمت دومش ۷ سانتیمتری هست که...
چیکار داری میکنی؟
از شام چه خبر؟ نتونستم تصمیم بگیرم.
برای چی؟ چه اهمیتی داره؟ همون خوراک گوشت خوبه
پس باید برم بیرون گوشت بخرم
خب پس برنج و لوبیا درست میکنیم
بچه ها برای ناهار برنج خوردن. طوری نیست همین یه روز
یادم نمیاد که دیشب چی خوردیم.
دیشب همبرگر داشتیم.
پس دیشب گوشتمون رو خوردیم.
داروهات رو میخوری؟ آره.
فقط دو هفته شده اون گفت بعضی موقع ها یک ماه طول میکشه که جواب بده
یعنی تو این یک ماه هیچ اتفاقی نباید بیفته؟
من ٣ کیلو وزن اضافه کردم، یعنی اینکه یه چیزایی داره میشه
مادرش کاملن دیوانه شده. اون نمیتونست با برنامه ریزیهای مراسم روبه رو بشه.
فکر نکنم که میلیندا بهش گفته باشه که ما جدا شدیم
میلیندا چیزی در رابطه با اینکه چه چیزی برای مراسمش میخواد نزاشته؟
نه اون یه نوشته برای من گذاشته.
ولی دربارهی مراسمش نیست.
من سعی کردم قبلش رابطه مون رو تموم کنم...
ولی همش میگفت که داره
هرگز فکر نمیکردم که اون میخواسته این کار رو بکنه.
ولی شایدم یه جورایی من کرده باشم...
چون سالها باهاش بودم و بعد خواستم که برم.
بالاخره دو هفته پیش رفتم.
و فکر میکردم که اون مشکلی نداره.
خیا اون خیلی...
آروم بود.
و بعدش... انگار منتظر نشسته باشم و بفهمم که همش اشتباه بود.
تقصیر تو نیست.
نوشته.
خیلی ناگواره
تو نمیتونی خودت رو سرزنش کنی باید زندگی خودت رو میکردی
افسرده شده بود؟ آره، سالها.
چه کار میکرد؟ ریکو.
انگار مثل اون قبیله ها یا حالا هر چیزی که...
فکر میکردن اگه ازشون عکس بگیری اونا روحشون رو از دست میدن
انگار روحش دزدیده شده بود.
و تنها چیزی که مونده بود بدنش بود که اونم دیگه نمیخواستش
تحت درمان بود؟ همه جورش از هر نوع داروئی که بگی
اغلب وضعیت بدتر میشد.
بعدش یه چیزی مصرف کرد که واقعن جواب داد البته به نظر من.
چی بود؟ پاکسیل (ضد افسردگی)؟ پاکسیل اونو خیلی عصبی و حشت زده میکرد.
ترکیب زلفت و یه چیز دیگه بود.
به نظر بهتر شد.
اگه میدونستم که اون خوب نمیشه هرگز از پیشش نمیرفتم
چیزی نیست.
مامان خوبه.
من فهمیدم بعد از اینکه ظرفائی که تو شسته بودی من دوباره شستم...
باعث شد که تو حس کنی که انگار من فکر نمیکنم که تو به اندازهی کافی خوب باشی
دیوید درست فهمیده؟ بله.
برای همین من متأسفم و سعی میکنم که دیگه انجام ندم
مرسی.
از آخرین جلسه ای که داشتیم چیزی پیش نیومده؟
نه زیاد. دیوید؟
ما سکس ۳ نفره با یه غریبه داشتیم.
من فقط میخوام مطمئن بشم که نظر فرانک هم همین که این کار یه چیز طبیعی و سالم بوده.
چه حسی برای تو داشت؟
خب خیلی لذت بخش تر از تفنگ بازی بود.
شما چی فکر میکنی؟ ایمن بود؟
البته.
البته روشهای گوناگونی هست که زوج ها میتونن از سکس شون لذت ببرن
پس هیچ مشکلی نداره که ما با هر کسی سکس داشته باشیم؟
به طور کلی بهتر که به مذاکره ای بین زوج باشه...
که قانونهای مربوط به اون موقعیت رو برای خود تعریف کنن...
برای همین اینجوری هر دو تا راحت میشن
دو تائیتون با اون چیزی که اتفاق افتاده راحت بودین؟
آره. ما در مورد قانون هاش مذاکره ای نکردیم.
یهوئی اتفاق افتاد.
چیزی هست که بخواین دوباره انجام بدین؟
خیلی راحت و از بند قید در اومدن بود که...
بی اختیار و یه جورائی دیوانه وار با هم باشیم...
بجای اینکه مثل همیشه خیلی مراقب همه چیز باشیم.
وحشی بودن و دیوانه وار بودن باحال بود.
اگه این چیزی باشه که بهش فکر میکنی ممکنه که دوست داشته باشی دوباره انجام بدی...
پس بهتون پیشنهاد میکنم که برای این چیز یکم قوانین بذارین
باشه.
نمیخوای یکم خجالت بکشی؟ این لباسی که پوشیدی زیاد نمیترکونه
اشکالی نداره امشب نیازی ندارم که بترکونم
میخوای یکم از اینا رو بذاری تو کیفت؟ من ترک کردم یادت نیست؟
نمیدونستم که هنوز رو اون دنده ای هدف این که رو همون دنده باقی بمونی.
من کنجکاو شدم چی باعث شد فکر کنی که همچین چیزی برات مشکل بوده؟
که روز و شب تو فضا باشم؟ بیخیال هیچوقت این شکلی نبوده
از کجا میدونی؟ من با معتادها کار کردم. تو معتاد نیستی.
تو یه جدائی سختی داشتی و نیاز بود که یه کاری بکنی، ولی اون فقط استرس بوده.
هیچ علاقه ای ندارم که این بحث رو باهات بکنم.
تو فقط به نظر خیلی حالت دفاعی داشتی وقتی که بهت یه سیگار ماریجوانا پیشنهاد دادم.
ازت ممنون خواهم بود اگه که به انتخابهای من احترام بذاری.
اگه فکر میکردم که اینا انتخابهای خودت بوده...
و نه کلاسهای ۱۲ قدمی دینی مسیحی احساس خیلی بهتری درباره ش داشتم
کی شده تو زندگیم بخوام شخصی باشم که متعصب مذهبی؟
این مشکل در دساز من نیست. ولی زیادی داری خودت رو به دراماتیک گرایش میدی.
متأسفم ولی من تو رو خیلی وقته که میشناسم
ممنونم بخاطر پشتیبانیت مامان
ولی متأسفم اگه فکر میکنی که من بی عاطفهم.
ممنون.
حاضرین؟ ماشین رو دوبل پارک کردم. من فقط باید کتم رو بپوشم.
حالت چطوره؟ خوبم.
من از اینکه همیشه خیلی هشیار باشم خسته شدم.
انگار که به شدت کسل شده باشم و قدرتم تحلیل رفته باشه
میدونم منظورت چیه.
امشب چه نوع کاری داری؟ جدیده ممکنه چرند باشه
No comments yet. Be the first to leave one.