Night of Blood

Night of Blood

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Night of Blood 2026 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-Fa
കമന്ററി എഴുതിയത് Srt_hub

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-06-15
ഡൗൺലോഡുകൾ: 20
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫" تقدیم به جانفدایان راه آزادی "

‫- آخ، ببخشید.

‫- خانم، اون چاییه.

‫- ای وای، امم، الان ‫میرم یکی دیگه براتون میارم، شرمنده.

‫- خانم، من گفته بودم ‫این بدون پیاز باشه.

‫- ببخشید، امم، میگم ‫یکی دیگه براتون درست کنن.

‫اون بشقاب رو نگه دار. من ‫فقط یه بشقاب دیگه میارم.

‫- نمی‌فهمم چرا ‫نمی‌تونی فقط اعتراف کنی.

‫به چی اعتراف کنم؟ ‫من که کاری نمی‌کردم.

‫دیوونه نشو.

‫- با روانم بازی نکن. ‫من دیوونه نیستم.

‫دیدم داشتی اون صندوقداره رو دید می‌زدی.

‫هر بار که می‌اومد این‌طرفا،

‫داشتی با نگاهت ‫سوراخش می‌کردی.

‫اصلاً متوجه نیستی.

‫من، من فقط می‌خوام ‫قبولش کنی. -

‫- متاسفم. واقعاً ‫نمی‌خوام باهات بحث کنم.

‫- «متاسفم» که اعتراف به

‫چیزی که ازت می‌خوام نیست.

‫الو؟ نمی‌خوای ‫چیزی بگی؟

‫- اینجاست. ‫- چی؟

‫- بالاخره رسید، کثافت.

‫آخ، بده‌ش من.

‫- آره، زود بازش کن پسر، ‫چون بدجوری بهش نیاز داریم.

‫بعدش به این پوله نیاز داریم تا ‫این کسری رو پر کنیم، لعنتی.

‫- هی، مو، می‌شه واسه اون انچیلادای دونفره ‫پیاز نذاری؟

‫شرمنده. فکر کردم ‫همون دفعه اول گفتم.

‫- تو کردی. ‫اصلاً برام مهم نیست.

‫- مو.

‫- شوخی کردم، ‫سه دقیقه دیگه.

‫- مرسی.

‫- بابات چطوره؟

‫- راستش، بهتر شده.

‫آره، دیگه، اِم، الان دیگه خودش ‫رو پای خودش وایمیسته.

‫همین که بتونه خودش ‫تنهایی بره دستشویی،

‫اونجاست که می‌فهمیم ‫واقعاً دلش می‌خواد زنده بمونه.

‫آره، امیدوارم، ‫البته با این وضعی که داره پیش میره،

‫می‌تونم ترم بعد برگردم ‫دانشگاه.

‫- هرزه؟

‫- مهندس شیمی.

‫- اوه، پس از اون هرزه‌های باکلاسی.

‫- عوضی.

‫هی، اِم، چیزی ‫برای من هست؟

‫- نگاه نکردم.

‫دکترت درباره‌ی ‫سردردهات چی گفت؟

‫- باز هم ضربه مغزی.

‫اگه یکی دیگه باشه، مغزم ‫آسیب جبران‌ناپذیری می‌بینه.

‫- فکر کنم بهتره دیگه سر راهِ ‫یه راننده مستِ دیگه سبز نشی.

‫- آره واقعاً، مگه نه؟

‫رسید.

‫- نامه پذیرشِ اون شب‌نشینیه؛ ‫قبولمون کردن.

‫- مسابقه؟

‫- جیرینگ، یه میلیون دلار تو جیبمونه، ‫اروپا، منتظر باش که اومدیم.

‫- چراغ‌قوه داریم؟ ‫- چراغ‌قوه؟

‫- آره، همیشه یه چراغ‌قوه کوفتی ‫با خودت برمی‌داری

‫وقتی می‌ری به یه همچین ‫جاهای جن‌زده‌ای.

‫- آره. ‫- کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کنه.

‫- قراره معرکه بشه!

‫- جدی؟ ‫- آره.

‫- آره. ‫- بزن بریم، لعنتی.

‫به «وال‌ورده» خوش اومدین.

‫- ممنون، باید همین‌جا ‫پذیرش بشیم؟

‫- بفرمایید بشینید.

‫یه نفر میاد پایین ‫تا همه‌چیز رو براتون توضیح بده،

‫البته وقتی که همه رسیدن.

‫- اِم، می‌شه یه نوشیدنی بخورم؟

‫- یه چند لحظه دیگه.

‫- سلام، پیج.

‫خداحافظ، پیج.

‫- بچه‌های این دوره زمونه، ‫زیاد حرف نمی‌زنن، مگه نه؟

‫داداش، اون نوشیدنی چی شد؟

‫- گفتم یه دقیقه دیگه. باید ‫منتظر رئیس بمونیم.

‫- دقیقاً همین‌طوره.

‫چطوری وینی جون، ردیفی؟

‫آه، ببخشید، نه.

‫نمی‌خواستم اون‌طوری صدات کنم.

‫- اوه، ‫این می‌تونه جالب بشه.

‫- آره، الان تو هتلم، ‫دیگه تمومه، معامله جوش خورد.

‫آره، نه، نه، نه، تو رو خدا، آره،

‫لطفاً بهشون بگو ‫دیگه تمومه، حله.

‫آره، آره، فردا ‫پول دستمه.

‫سلام.

‫لعنت بهت.

‫چه خبر؟ استیون.

‫- خب؟

‫- اوه، لعنتی، ‫تو دوانته پارکری.

‫پسر، تو یه قراردادِ غول ‫با میامی داشتی،

‫بعدش زدی اون خانواده رو کُشتی.

‫- هوی هوی هوی، من کسی رو ‫نکُشتم، خب؟

‫- پسر، خیلی ضدحاله خدایی.

‫واقعاً سر اون قضیه ‫گند زدی به همه‌چی.

‫لعنتی. ‫- می‌دونی چیه؟

‫تا دو سال دیگه برمی‌گردم ‫به لیگ، مگه نه؟

‫تعلیق شدم، پس هنوزم ‫پولدار و موفقم.

‫تو هم هنوز بی‌پولی ‫و قیافت همین شکلیه.

‫این فقط واسه پول به جیب زدنه ‫تو فصل تعطیلات واسه من.

‫- خیله‌خب. ‫- آره، یادت باشه.

‫سعی کردم خاکی باشم. ‫- حساس.

‫- باز اون اراجیف رو شروع کردی.

‫- چه خبر؟

‫- بعد از ظهر بخیر، ‫شرکت‌کننده‌ها و مهمان‌ها.

‫من چارلز هستم، مجری برنامه.

‫- گوشی‌ها، همین الان، ‫بدون استثنا، پی‌پد هم نباشه،

‫ساعت‌های عجیب‌وغریب هم نباشه، هیچی.

‫- پیج، عزیزم، ‫ناهار خوردی؟

‫- نه بابا.

‫- خب، بیا یکم کمتر ‫نوشابه بخوریم.

‫- واسه ناهار یه نوشیدنی می‌خوام.

‫- آب چطوره؟

‫- یخ، اونم که از آبه.

‫- آره، فکر کنم همین‌طوره.

‫واسه خودت یه ساندویچ درست کن.

‫داستی، می‌تونم یه چیزی بنوشم؟

‫- اوه، واسه من یه ‫آرنولد پالمر بیار، لطفاً.

‫- اِ، خب، ‫همینه؟ کل پول همینه؟

‫- می‌تونم ببینمش؟

‫- این هتل از همون موقعی که ساخته شده ‫جن‌زده بوده.

‫بویلر منفجر شد

‫و پنج تا کارگر رو ‫توی یه آتیش‌سوزی وحشتناک کشت.

‫و روح از توی لوله‌ها ‫راه پیدا کرد

‫به تک‌تکِ اتاقایِ ‫این هتل.

‫هر چند سال یه بار، ‫یه نفر دیگه می‌میره،

‫و توی این ۱۰۰ سالِ گذشته،

‫هیچ غریبه‌ای نتونسته ‫شب رو اینجا بمونه،

‫اونم درست تو سالگردِ ‫اون انفجار.

‫روحِ اونجا به زور بیرونشون می‌کنه.

‫شب مرگ تموم می‌شه،

‫و هیچ‌کدوم از شماها ‫دیگه اینجا نیستین.

‫از خنده روده بر می‌شی

‫و بعضی‌هاتون دیگه هیچ‌وقت مثل قبل نمی‌شین.

‫خب، مگه اینکه بعضی‌هامون عوضی نباشیم.

‫و مثل یه بچه راحت بخوابی.

‫- عجب سلیطه‌هایی، نه؟

‫- اه، شل کن بابا. منظورم ‫اونجوری نبود.

‫- آره حتماً، لابد بعدش هم می‌خوای ‫به بقیه بگی بزدل.

‫- خب، حداقل به بعضیاتون.

‫- خب، اگه اونقدر خوش‌شانس ‫باشین که تا طلوع آفتاب اینجا بمونین،

‫جایزه‌تون اینه.

‫کلید ‫اتاق‌هاتون رو بهتون می‌دیم،

‫و پیشنهاد می‌کنم ازشون استفاده کنین.

‫همون‌جا بمونین ‫چون توی راهروها

‫و جاهای خلوت، همون‌جاییه ‫که تا حالا مشکل پیش اومده.

‫اگه از هتل بری بیرون، ‫جایزه‌ت می‌پره.

‫- باشه، ولی اگه هیچ‌کدوممون ‫از هتل نریم بیرون چی؟

‫اون‌وقت چی؟

‫- تا حالا همچین اتفاقی نیفتاده.

‫- باشه، اینو می‌فهمم، ‫ولی اگه واقعاً اون‌طوری بشه چی؟

‫- اون‌وقت جایزه ‫مساوی تقسیم می‌شه

‫بین کسایی که زنده موندن.

‫- خب این وسط ‫چی گیر شما میاد؟

‫- این‌که تماشا کنیم چطوری ‫خودتونو خیس می‌کنید

‫قبل از این‌که بمیرین.

‫آخرین فرصت.

‫- فقط کلید اتاقمو ‫بده بهم داداش.

‫- همه‌مون بعد از شام ‫می‌زنیم به چاک.

‫جرئت نمی‌کنیم این‌جاها بمونیم

‫همین که همه چی ‫شروع کنه به عجیب شدن.

‫- ترسناکه.

‫- خب، شماها نظرتون چیه؟

‫- چی، مثلاً ‫یه مشت سر و صدای ترسناک

‫و هولوگرام‌ها قراره ‫ما رو فراری بدن؟

‫- تا حالا شنیدین کسی ‫واقعاً این کار رو کرده باشه؟

‫- من که چیزی نشنیدم.

‫یه سال پیش ‫فهمیدم قضیه چیه، وقتی گفتن،

‫۱۰ ساله که هیچ‌کس ‫نتونسته تا صبح دووم بیاره.

‫- خب، کسی نگفت ‫چی بقیه رو فراری داده؟

‫- نه اینکه من خونده باشم.

‫- خب، پس تکلیف پول چی می‌شه؟ ‫چطور شده که ۱۰۰ هزار تا نیست؟

‫چطور شده که الان شده یه میلیون؟

‫- خب، سال به سال ‫داره همین‌جوری زیاد می‌شه.

‫آخه هیچ‌کی برنده نمی‌شه.

‫- اصلاً این پول از کجا اومده؟

‫- حساب امانی‌ای، چیزیه،

‫اوم، شاید هم مثل «میلیون‌های بروستر» باشه.

‫- آهان، مثل ‫«میلیون‌های بروستر»؟

‫- ولی تهش مردم ‫کارشون به بیمارستان می‌کشه.

‫- قرار نیست چیزی از یه توافق‌نامه

‫یا اینکه چی بقیه رو مجبور به رفتن کرده بشنوی

‫چون همه یه قرارداد ‫«عدم افشا» امضا می‌کنن، مگه نه؟

‫یعنی اگه لو بدی ‫اینجا چه اتفاقی می‌افته،

‫باید یه میلیون دلار جریمه بدی.

‫شیرفهم شدی، استیون؟

‫- یعنی این یارو با اینکه شش تا غریبه

‫تمام شب تو خونه‌ش ول بگردن و یه میلیون دلار ‫اون بالا باشه، مشکلی نداره؟

‫- خیلی خب، ببین، ما فقط باید

‫تا وقتی آفتاب بزنه تو اتاقمون بمونیم.

‫بیا دیگه عشقم. بیا بریم ‫در رو قفل کنیم و حرف بزنیم

‫درباره اینکه چطوری ‫پول‌هامون رو خرج کنیم.‌

‫- اوه، اوه، اوه، ‫صبر کن ببینم، ترمز کن.

‫شما دوتا لعنتی با هم جفتین؟

‫چطوری هر دوتاتون ‫وارد این قضیه شدید؟

‫من سه سال منتظر موندم ‫تا وارد این معامله بشم.

‫- ما هم مثل بقیه درخواست دادیم ‫و تایید شدیم.

‫- ولی خیلی خفن می‌شه، ‫نه؟ مگه نه؟

‫- تو خیلی مریضی. ‫- اون بطری رو بده من.

‫- ردیفه.

‫- اگه اینجا دوربینی باشه، ‫خیلی خوب مخفی‌شون کردن.

‫- کسی اینجاست؟

‫- اونجا دستشوییه؟ ‫- آره.

‫- دنبال دوربین گشتی؟

Night of Blood subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left