Cobra Kai

Cobra Kai

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 6

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Cobra KaiS06E07 WEB H264-RBB
കമന്ററി എഴുതിയത് Ali__Master
🆔 Ali_Master | FilmKio.Com 🆔

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-11-15
ഡൗൺലോഡുകൾ: 172
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫امتیاز برای آیرون دراگون‌ها

‫امتیاز برای کبرا کای

‫توری نیکولز یه امتیاز ‫دیگه برای کبرا کای گرفت

‫یه پیروزی قاطع از طرف ‫زارا که طرفدارای زیادی داره

‫که یه امتیاز دیگه برای ‫آیرون دراگون‌ها به دست آورد

‫زارا! زارا! زارا!

‫- خیلی‌خب، لاروسو، بجنب بریم ‫- یادت باشه تمرکز کنی

‫نترس. برو تو. برو تو. تهاجمی باش

‫فقط آروم پیش برو

‫نه، آروم نه. باید بهشون حمله کنیم

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫- برو سمتش! عقب‌نشینی نکن! ‫- آروم باش

‫جانی، میذاری منم مربیگری ‫کنم؟ باید تعادلشون رو حفظ کنن

‫خب، باید ریسک کنیم، ‫وگرنه باید برگردیم خونه

‫میگل دیاز از میاگی‌دو ‫شجاعانه مبارزه می‌کنه،

‫و از پا نمی‌افته

‫کانال زیرنویس‌های فیلمکیو: ‫@SubKio

‫امتیاز

‫امتیاز

‫امتیاز

‫و امتیاز آخر این دور ‫به آیرون دراگون‌ها می‌رسه

‫«کبرا کای»

‫ترجمه و زیرنویس از: ‫Ali_Master

‫همه گوش کنن

‫خب، مسابقه امروز صبح سخت بود،

‫ولی بیاید هنوز ناامید نشیم

‫امروز دو تا مسابقه دیگه داریم

‫حذفی‌ها تا دومی شروع نمیشن

‫ وایسا، وایسا، وایسا

‫اگه این دور حذفی نبود، پس چیه؟

‫قراره با شمشیر سرمون رو ببرن؟

‫می‌دونستیم قرار نیست آسون باشه

‫داریم با بهترین دوجوهای ‫دنیا مبارزه می‌کنیم،

‫ولی یادتون نره

‫شما هم یکی از اونایید

‫آره، پس مثل اونا مبارزه کنید

‫ جانی، بس کن دیگه

‫بهترین کاری که الان می‌تونید بکنید

‫اینه که ذهنتون رو خالی کنید، یکم ‫استراحت کنید، این قضیه رو فراموش کنید

‫شما از پسش برمیاید، باشه؟

‫من بهتون ایمان دارم

‫خب، یالا بریم

‫هی، گوش کن، من میرم یه سر به چوزن بزنم

‫چرا زحمت می‌کشی؟ اونجوری که از ‫صبح داره بالا میاره، تا آخر روز بیدار نمیشه

‫هنوز نمی‌فهمم چرا ‫فکر می‌کنه با مست کردن

‫می‌تونه شکست عشقیش رو فراموش کنه

‫چون آدما همیشه راه ‫درست رو انتخاب نمی‌کنن

‫- مثل روش مربیگری تو ‫- باز شروع شد

‫وقتی دارن زنده به گور ‫میشن بهشون میگی آروم باشن

‫داد زدن سرشون باعث ‫نمیشه بهتر مبارزه کنن، باشه؟

‫اونا فعلاً به تشویق و تمرکز نیاز دارن

‫اونا به امتیاز نیاز دارن

‫یادت که نرفته اینجا یه مسابقه‌ست؟

‫اگه موقع شروع دور حذفی ‫ته جدول رده‌بندی باشیم،

‫همون بهتر که خداحافظی کنیم

‫جانی، ما نمی‌تونیم اینجوری ‫به بحث کردن ادامه بدیم

‫نه اگه می‌خوایم این باشگاه‌های ‫کارته دیگه رو شکست بدیم

‫آیرون دراگون‌ها مبارزایی ‫از سراسر دنیا داره

‫سنسی‌شون سه دوره قهرمان سابق بوده

‫برام مهم نیست. اون یه ‫بزدله. من ازش نمی‌ترسم

‫آره، خب، اون هم مطمئناً از ما نمی‌ترسه،

‫اونم وقتی می‌بینه حتی نمی‌تونیم ‫با هم درست مربیگری کنیم

‫من گذاشتم تو این کسشعرای «برو چرت ‫بزن و تعادلت رو پیدا کن» بکنی تو مخ‌شون،

‫ولی معلومه که جواب نمیده

‫چطور انتظار داری این ‫بچه‌ها میاگی‌دو رو یاد بگیرن

‫وقتی یکی از سنسی‌هاشون ‫مدام بهش میگه کسشعر؟

‫می‌دونی چی کسشعره؟ ‫اینکه بذاری همین‌طور ببازن

‫چون برات مهم‌تره میراث ‫یه مرده رو حفظ کنی

‫تا اینکه کاری کنی که واقعاً ‫کمکشون کنه برنده بشن

‫آقای لاروسو؟

‫- یکی این رو براتون گذاشته ‫- ممنون

‫پشمام

‫چیه؟ صورتحساب مینی‌باره؟ ‫چوزن باید پرداخت کنه ها

‫[آقای لاروسو، سنسی سرانو می‌تونه شما رو ‫ساعت 11 صبح ببینه ایشون سنسی شمار می‌شناخت]

‫- نه. باید برم. این مهمه ‫- مهم‌تر از مسابقه؟

‫هنوز چند ساعت وقت داریم ‫قبل از رویداد بعدی برمی‌گردم

‫باشه. تا وقتی عقلت جا نیومده برنگرد

‫خب، اینجا چی داریم؟

‫یکی عجله داره انگار

‫چیه، داری بعد از عملکرد ‫درخشان باشگاه‌ت فرار می‌کنی؟

‫خب، من که بدجور گند زدم اونجا

‫همه‌مون افتضاح بودیم

‫آره، ولی من صاف با کونم خوردم زمین

‫خدایا، باورم نمیشه چقدر ‫دارم خودمو ضایع می‌کنم

‫اگه سنسی‌هامون با هم ‫هماهنگ بودن کمک می‌کرد

‫جانی باید بیشتر با بابام همکاری کنه

‫خب، یعنی فکر نمی‌کنم همش ‫تقصیر سنسی لارنس باشه

‫چطورین همه؟ ملکه‌ی کاراته اینجاست

‫الان دومین رویداد سکای ‫تایکای رو تموم کردیم،

‫که دارگون‌ها حسابی ترکوندن

‫البته خیلی باحال بود

‫که دخترهای خفن دیگه‌ای ‫رو هم دیدیم که کاراته می‌زدن

‫به هر حال، ببینیم کدوم از این باشگاه‌ها ‫سعی می‌کنن ما رو از تاج و تخت بندازن پایین

‫و به همه‌ی طرفدارام، ‫من اینجام تا برای شما ببرم

‫پس حواستون باشه. بعد از ‫رویداد بعدی دوباره پست می‌ذارم

‫زارا، خداحافظ

‫ببخشید، من فقط برای مبارزهایی که تو ‫رویدادهاشون برنده میشن معرفی می‌ذارم تو استوریم

‫مسئله‌ی برندینگ‌ـه، پس به خودتون نگیرین

‫واو

‫«مسئله‌ی برندینگ‌ـه»

‫نظرتون چیه بقیه‌ی رویدادها رو بپیچونیم؟

‫بریم لاس رامبلاس، یه کم چوروس بخوریم؟

‫چی؟ داری جا می‌زنی؟

‫خب، بیاین واقع‌بین باشیم

‫هیچ راهی نیست که بتونیم ببریم

‫تو این شرایط، ترجیح میدم بیشتر از ‫این سلول‌های مغزم رو از دست ندم

‫خدای من، فهمیدیم. داری میری ام‌آی‌تی ‫بهشون در مورد گوزهای بوگندوت هم بگو

‫نه، نه. اون من نبودم

‫فقط میگم. معمولاً هر کی ‫انکار کنه کار خودش بوده

‫هی، میگل، داداش. خوبی؟

‫خیلی خوب مبارزه کردی

‫مرسی داداش. آره، من... من ‫خوبم، ولی نمی‌دونم رابی چشه

‫نمی‌دونم تو سرش چی می‌گذره ‫ولی مثل همیشه مبارزه نمی‌کنه

‫احتمالاً به خاطر حضور ‫توری تو کبرا کایه ناراحته

‫باید باهاش کنار بیاد. با این وضع، ‫مهم نیست اگه به دور بعد بریم

‫چون تو فینال اون ‫باید برامون مبارزه کنه

‫کارمون تمومه

‫نمی‌دونم چقدر مهمه، ولی... ‫همه‌مون فکر می‌کنیم تو باید اونجا باشی

‫راست میگه. آره

‫چیه؟

‫اوه، هیچی، نه

‫اوم، ما فقط داشتیم پرونده قدیمی اینکه ‫دیشب کی گوزیده رو بررسی می‌کردیم

‫و همونطور که همه می‌دونیم، ‫هر کی بو رو حس کنه...

‫...خودش گوزیده

‫صبر کن، بذار ببینم درست فهمیدم، دنیل

‫تو داری میری که

‫با یه مبارز مرموز و احتمالاً خطرناک

‫وسط کشوری که زبونش ‫رو بلد نیستی ملاقات کنی؟

‫یه کم اسپانیایی بلدم

‫- تازه، گوگل ترنسلیت هم دارم ‫- دنیل، مسخره بازی درنیار

‫فکر کردم توافق کردیم دیگه ‫گذشته آقای میاگی رو کنکاش نکنیم

‫اون قبل از این بود ‫که درباره سربند بفهمم

‫اوه، پس حالا داریم می‌ذاریم یه تیکه پارچه ‫قدیمی کاراته تصمیماتمون رو هدایت کنه

‫ وقتی اولین بار ‫با آقای میاگی آشنا شدم،

‫بهم گفت که مخالف مسابقاته

‫حالام می‌فهمم که احتمالاً ‫تو بزرگترین مسابقه دنیا

‫تو دوره‌ای از زندگیش که هیچ‌وقت ‫ازش حرف نزد، مبارزه کرده

‫همسر و نوزادش تازه مرده بودن

‫خب... فقط می‌تونم تصور کنم چی کشیده

‫می‌دونم. اگه این یارو آقای میاگی رو ‫می‌شناخته، می‌تونه روشن کنه چه اتفاقی اُفتاده

‫یعنی، بابا، حداقل باید باهاش حرف بزنم

‫ببین، می‌فهمم، ولی فقط...

‫نمی‌شد صبر کنی؟

‫فکر کردم امروز دو تا مسابقه دیگه داری

‫سرانو فقط الان می‌تونست ببینتم ‫زیاد دور نیست. به موقع برمی‌گردم

‫کی میدونه؟ شاید چیزایی یاد ‫بگیرم که تو مسابقه به دردمون بخوره

‫فقط مراقب باش

‫دوستت دارم

‫حتماً. منم دوستت دارم

‫آدرس‌تون اون بالاست

‫مطمئنی درسته؟ توریست‌ها اینجا نمیان

‫آره

‫زیاد طول نمی‌کشه. موردی ‫نداره اینجا منتظر بمونی؟

‫اینجا صبرکن؟

‫هی، هی!

‫گفتم صبرکن!

‫یکی از اون کیک کوچولوها رو می‌خوام

‫ماگدالنا ‫(کیک کوچک)

‫- به من چی گفتی؟ ‫- اسم چیزیه که داری می‌خوری

‫چهار تا تخم مرغ می‌خوام، ‫بدون زرده. و بدون نمک

‫هی، می‌دونی چیه؟ تو تنها ‫کسی نیستی که اسپانیایی بلده

‫من هم بلدم

‫راستش، اوم، این کاتالان‌ـه

‫اینجا تو بارسلونا به ‫این زبون حرف می‌زنن

‫«بارث-لونا»ست، احمق

‫البته که همین‌طوره

‫چرا باید سر هر بوفه‌ای ‫اینقدر رو مخ باشی؟

‫خب، چون مهمه چطور به ‫بدنمون سوخت می‌رسونیم

‫من با سرمشق به شاگردام یاد میدم

‫که غذاهای سرشار از ‫پروتئین و آنتی‌اکسیدان بخورن

‫تا بهترین عملکرد رو داشته باشن

‫شاید جایی که تو از اونجا میای، ‫فقط آت و آشغالایی مثل این می‌خورن

‫تو هیچی درباره من یا ‫جایی که ازش میام نمی‌دونی

‫من آمریکایی‌ها رو می‌شناسم

‫لوس، از خود راضی،

‫برخوردار

‫تو هیچ ایده‌ای نداری فداکاری یعنی چی،

‫گرسنگی کشیدن یعنی چی

‫حتی برای یه وعده

‫همه چیز تو زندگیت کالری‌های بی‌ارزشه

‫پس شاید راست گفتن

‫تو همونی هستی که می‌خوری

‫آره؟ من این کالری‌های ‫بی‌ارزش رو می‌گیرم و می‌کنم تو...

‫توجه شرکت‌کنندگان سکای تایکای

‫مسابقه بعدی تا 90 دقیقه دیگه شروع میشه

‫خبر خوب اینه که باشگاه شما چندان ‫اینورا نمی‌مونه که وقت همه رو هم تلف کنه،

‫چون امشب حذف می‌شید

‫کسشعر نگو. فقط امیدوار ‫باش اون بیرون با ما روبرو نشی

‫یکی دو چیز درباره جایی که ‫ازش میایم بهت نشون می‌دیم

‫انتظار سوپرایز ندارم

‫آقا؟

‫وای خدا

‫فقط پنج یورو

‫ترسوندیم. اوم...

‫باشه

‫ممنون

‫خواهش می‌کنم. متشکرم

‫اینجا باید همون جا باشه

‫بابا؟ کجایی؟ دارم نگران ‫میشم. لطفاً بهم زنگ بزن

More Farsi Persian subtitles for Cobra Kai

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left