Clarkson's Farm

Clarkson's Farm

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Clarksons Farm S01E05 720p WEB-DL
Clarksons Farm S01E05 1080p WEB-DL
കമന്ററി എഴുതിയത് vahids3
ترجمه و زیرنویس: وحید مستغیث @vahids3

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-07-01
ഡൗൺലോഡുകൾ: 71
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫مقامات دولت چین

... ‫در حال تلاش برای

.‫کنترل میزان شیوع ویروس هستند

‫در بعضی از بخش‌های چین

... ‫سفیر دولت چین

.‫از برخی کشورها به دلیل واکنش بیش از حد، انتقاد کرد

‫او گفت که شیوع آنفلونزا زمستانی در آمریکای شمالی

.‫خطر جدی‌تری نسبت به ویروس کرونا در پی دارد

.‫درسته، نگهداری

.‫دروازه ساختمون

.‫اوه، کیر توش

.‫درسته و کارمون تمومه

.‫زدم تو خال

.‫اوه، نه

‫کاملاً دروازه رو نپوشونده؟ مگه نه؟

.‫اینو ببین

‫دروازه اندازه نبود

.‫پس یه دیوار سنگی درست کردم، اولین دیوارم رو

‫گفتم که راحت تره تا همچین شغلی رو قرار بدی

.‫و بعدش نمیتونی اونو به قلاب بندازی

‫همون کاری رو می‌کنی که پسر بچه‌ها توی مسیر انجام میدن

‫یکی دو مورد دیگه هم دارم ‫اگه بخوام از بحث خارج بشم

... ‫فقط اینکه ما

.‫76 تا گوسفند. درست خورد به هدف

‫یک خوشه قابل توجه از مبتلایان

... ‫در کره جنوبی

.‫ژاپن و ایران ظاهر شده است

... ‫کره جنوبی در نظر دارد تا آزمایش

‫لذت‌های خیلی معدودی تو زندگی وجود داره

‫که قابل مقایسه با باز کردن در یخچال باشه

‫و پیدا کردن یه تیکه گوشت بره که نمیدونستی اونجاست

‫برشش بزن

‫نون سفید، یک لایه نازک از کره

‫و چاتنی؟ ‫یک نوع ترشی

.‫نه، چون نمیتونی مزه گوشت بره رو حس کنی

.‫تست کرونا معاون وزیر بهداشت ایران، مثبت اعلام شد

‫سه، چهار، پنج، شش، هفت

‫همین که فوریه جای خودشو به ماه مارس داد

‫فهمیدم که فقط یک چیز وجود داره که

‫باید در موردش نگران باشم

.‫به دنیا اومدن قریب‌الوقوع بره هام

‫ولی بعد، یهویی

.‫چیز دومی هم بود که باید نگرانش می‌شدم

.‫از عصر امروز، دستورالعمل ساده ای رو به مردم بریتانیا اعلام می‌کنم

.‫باید توی خونه بمونید

... ‫ویروس کرونا، بزرگ‌ترین تهدیدی است

.‫که این کشور در طول چند دهه اخیر با آن مواجه شده است

.‫ویروس استثنا قائل نمی‌شود

‫مهم نیست که کی هستید، کجا هستید

.‫یا چند ساله هستید

‫تمامی بخش‌های کشور

.‫در وضعیت اضطراری قرار گرفته است

... ‫وقتی کل کشور

‫به خواب زمستانی رفت

‫تصمیم گرفتم که میزبان یک جلسه با ‫رعایت فاصله‌گذاری اجتماعی باشم

‫با تیم مدیریتی مزرعه

‫حالت چطوره؟

‫خب، از ترس به خودم ریدم

‫واقعاً؟

... ‫-تو 22 سالته .‫21 سالمه

‫بیست و یک. من دارم می‌رسم به 60 سالگی

‫250 هزارتا سیگار کشیدم

‫قبلاً ذات‌الریه داشتم پس ریه هام آسیب دیدن

... ‫اگه کرونا بگیرم

.‫آره، امید زیادی به زنده موندنت نیست

‫این نگران کننده است

‫تنها چیزی که در موردش عصبانیم

.‫اینکه موهام رو فر نکردم

‫چی؟

.‫موهام رو فر نکردم

‫دیروز، قرار بود که موهام رو فر کنم

.‫ولی لغو شد

‫چی، سلمونی لغوش کرد؟

.‫آره، بخاطر ویروس کرونا

‫قرار بود که مدل موی جدیدت باشه

.‫آره، قرار بود که قدم بعدی برای کیلیب جدید باشه

‫آره، خب مطمئن نیستم که لغوشدن .‫فر موهات تو اخبار اعلام بشه

‫بگذریم، مسئله اینکه تو و من، به شکل عجیب و غریبی

‫به عنوان کارگران کلیدی، اسممون ثبت شده

‫پس دولت گفته که

‫اگه شما توی تولید غذا دخیل هستین

..‫-که ما دخیل هستیم .‫-آره، آره

... ‫کشاورزی

‫هنوز اجازه فعالیت داره

‫آخه خیلی خنده‌داره

‫دولت سه هفته قبل گفت

‫ به نظر دولت، این تفکر که کشاورزان بریتانیایی

.‫ غذای مردم بریتانیا را تامین می‌کنند، از رده خارج و مسخره است

‫ غذا تون رو از خارج کشور بخرین

‫ و بعدش ما هم کل مناطق روستایی رو

.‫ به پارک طبیعی تبدیل می‌کنیم

‫الان ببین دارن چی میگن

‫فک می‌کنم که اگه اینقدر فاصله داشته باشیم

‫همیشه

‫همه چیز رو هم ضدعفونی کنیم

‫تیم فیلمبرداری رو هم دور نگه داریم

‫خب، تو تراختور خودت رو برون، همون لامبورگینی رو

.‫و منم تراختور خودمو میرونم

‫راستش، فکر بدی نیست

.‫فکر خیلی خوبیه. از الان هر کس تراختور خودش رو میرونه

.‫کارکنان کلیدی

.‫قراره که ملت رو نجات بدیم

‫تو هم داری دیوونه‌وار وسایل می‌خری؟ .‫منظورش همون خرید دیوانه‌وار دستمال توالته

.‫اون روز، پنج تا کنسرو ساردین خریدم

‫-اینم حساب میشه؟ .‫-نه زیاد

‫-تو خرید دیوونه‌وار داشتی؟ .‫نه

‫در حالی که کارگر کلیدی، کیلیب

‫دوباره برگشت سر کار با تراختور

.‫من راهی مرکز فرماندهی رویداد بزرگ بعدیمون شدم

‫همگی، خوش اومدین

.‫به بیمارستان جدیدی که برای گوسفندها ساختیم

.‫بخش زایمان، و مادران باردار هم اینجا هستن

‫74 گوسفند باردار اینجا هستند

‫ما الن چوپان رو اینجا خواهیم داشت

‫میتونیم بگیم خانم چوپان؟

‫نمیدونم که این روزها میشه همچین چیزی گفت یا نه؟

.‫به هرحال، متخصص گوسفند

‫قراره که اینجا باشه، ولی نه همیشه

‫پس باید یاد بگیرم

‫و با تماشای اون قرار که یاد بگیرم

:‫فک کن بعد این کار، چقدر مهارت دارم

‫دریفت کشیدن موقع داد زدن

‫قابله بودن

‫کار اول

‫این بود که مطمئن شم که مادرهای باردار

.‫بطور یکنواختی در آغل‌های جداگانه، تقسیم شده باشن

‫هفت، هشت، ده، دوازده

‫حالا چرا همه تون میرین اونطرف؟

‫چرا اینکارو کردن؟

... ‫در نهایت همه چیز آماده

‫ورود 138 بره بود

‫و الان، باید منتظر مادر طبیعت می موندیم

.‫تا آستین هاش رو بالا بزنه

‫شمار قربانیان ویروس کرونا در بریتانیا، افزایش چشمگیری داشته است

‫دولت اسکاتلند

‫پیشنهاد داد تا مردم صورت خود را بپوشانند

... ‫در مواقع معدودی که امکان فاصله گذاری اجتماعی

.‫روزها سپری شد و خبری از بره‌ها نبود

‫ولی بعد، یک روز صبح که داشتم به مرغ‌ها غذا می‌دادم

!‫با همدیگه دعوا نکنین

‫سلام؟

‫چی؟

.‫دارم میام، دارم میام

‫داره بره میاد ... پیش بسوی بره‌ها

‫همونطور که انتظارش می‌رفت، یکی از گوسفندها

‫صبر کرده تا الن چوپون، برگرده خونه

.‫و بعد تصمیم گرفته که زایمان کنه

‫برو که بریم

‫داره میشینه

‫و اگه کم کم جلو بری

‫بهت عادت میکنه

‫توی یک دنیای ایده آل

‫باید خودش بتونه از پس زایمان بربیاد

... ‫من فقط اینجام

.‫که پشتیبانی کنم

... ‫داره سعی میکنه

‫نگاش کن

‫اوه، خدایا، یه چیزی داره ازش میاد بیرون

‫جرمی، فقط مطئن شو که اول سرش بیاد بیرون

... ‫آخه چطوری قراره که ببینم اگه

.‫اوه، بلند شد، بره بیرونه، بره بیرونه، بره بیرونه

!‫آره، نگاش کن

‫اوه، این خیلی عالیه

.‫خیلی هیجان زده ام

.‫اون یه کیسه بزرگ خونه

.‫اوه، پشمام

‫کل پروسه زایمان، در عین حال که .‫دوست داشتنیه ولی حال بهم زن هم هست

‫صحنه جلو، مثل عکس کارت تبریک عید هستش

‫صحنه پشتی

‫حتی جان کارپنتر هم

.‫به همچین چیز حال بهم زنی فک نکرده

‫اولین تولد دیدلی اسکواتی مون

.‫خوب پیش رفت

‫ولی مادر دوقلو باردار بود و موضوع نگران کننده این بود که

.‫هیچ نشانه ای از بره دوم به چشم نمی‌خورد

‫واضح بود که یه مشکلی وجود داره

‫و زنگ زدن به کیلیب هم هیچ فایده ای نداشت

‫چون که خیلی رک و راست گفته .‫بود که به این موضوع علاقه ای نداره

.‫میدونی، زیاد با گوسفندها میونه خوبی ندارم

:‫جرمی باید منتظر این باشه

‫توی تابستون، وقتی که هوا خیلی گرمه

‫اونم سرش با تراختور گرمه تا ذرت‌ها رو بکاره

‫یه دفعه، از دور میبینه که

‫یکی از گوسفندهاش داره به خودش میپیچه

:‫پس با خودش میگه ‫ باید برم بهش سر بزنم

.‫و یهویی میبینه که ازش داره لارو مگس بیرون میریزه

‫یا سرش توی حصار گیر کرده و خوشو به کشتن داده

.‫چون قطعاً میدونی که این چیزا اتفاق می افته

‫وقتی دارن بره میارن، همه چیز خوبه

‫ اوه، به اون بره خوشگل نگاه کن ‫ولی صبر کن

‫تابستون که بیاد، همشون دارن فرار میکنن

‫و می‌دون بیرون

:‫و جرمی هم قراه بگه !‫ گوسفندهای کیری

... ‫خوشبختانه، توی انباری

.‫الن به موقع رسید تا اوضاع رو مرتب کنه

... ‫خب، ما اینجا داریم

‫یدونه سر و هیچ پایی

‫آو، مشکل این بود؟

‫یدونه پا اینجاست

More Farsi Persian subtitles for Clarkson's Farm

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left