Haq

Haq (हक़)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Haq 2025 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-playWEB
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian Haq 2025 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-01-01
ഡൗൺലോഡുകൾ: 185
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

سلام

امروز روز فرخنده‌ای برای همه بینندگان ماست

بالاخره قراره با شازیه بانو گفتگو کنیم

این اواخر شما رو همیشه با لباس مشکی می‌بینیم. علتش چیه؟

مردم عادت دارن هر جور زباله و جوهری رو به سمتم پرتاب کنن

که روی رنگ مشکی دیده نمی‌شه

خانم بانو، شما جنگی رو شروع کردید

علیه سه طلاقه و برای حقوق زنان؛

علیه عباس خان و مردهایی مثل اون

چه پیامی برای تمام زنانی که اینجا هستن دارید؟

آروم حرف بزن

عاقلانه فکر کن

خیلی دقیق باش

و اگه ممکنه، اصلاً حرف نزن

اما شما با این حال پای خودتون ایستادید؟

و ده سال طولانی گذشت

که برای رسیدن به عدالت جنگیدید

دلم نمی‌خواست بجنگم

اما چاره‌ای نداشتم

شاید از جوابم خوشتون نیاد، اما

من عمیقاً عاشق عباس بودم

و دقیقاً به همین خاطر بود که این مبارزه شروع شد

چیزی که ده سال پیش به عنوان یه اختلاف زناشویی شروع شد

تبدیل شد به یه مسئله اجتماعی و بعدش هم یه نمایش برای کل جامعه

تمام چیزی که می‌خواستم عدالت بود، اما ملت

دوباره به دو دسته تقسیم شد

هنوز هم نمی‌دونم کجای کارم اشتباه بود

من شازیه بانو هستم

و جنگ من برای

حقوقمه

قبل از ازدواجمون، من و عباس با نامه با هم در ارتباط بودیم

فقط یه بار همدیگه رو دیدیم، اونم مخفیانه

من دلباخته‌ی این شهر زیبای سانکانی شدم

برای دخترِ روحانی درست نیست که با مردهای دیگه ملاقات کنه

کمی به سنت‌هامون احترام بذار

من فردا دارم ازدواج می‌کنم

پس عجله کن و حرفت رو بزن

باید برگردم خونه

برو به خونواده‌ت بگو

تو مال منی و من مال توام

من به داشتنِ کوه نوری از آسمان‌ها مفتخرم

کوه نور

حالا ما با هم هستیم

برای همیشه و تا ابدیت

من مال توام

نگاه کن عزیزم

اسمت روی دست‌هام نقش بسته

هر چی که دارم

حالا تسلیمِ تو می‌کنم

قلبم هیچ مرزی نمی‌شناسه

هر قدمم به تو ختم می‌شه

محو زیبایی تو شدم

در آغوش عشق تو، خودم رو گم می‌کنم

ازدواج شما با عباس خان، پسرِ مرحوم جنید خان

با مهریه‌ی ۲۰۰۰ روپیه قطعی شده

آیا به این ازدواج رضایت داری؟

بله

آیا می‌پذیری؟

می‌پذیرم

آیا قبول داری؟

قبول دارم. قبول دارم

تمام شرط و شروطت رو پذیرفتم

هر چی بگی رو قبول می‌کنم

هر روز و هر شب رو می‌پذیرم

که با تو سپری بشه

نگاه کن عزیزم

اسمت روی دست‌هام نقش بسته

هر چی که دارم

حالا تسلیمِ تو می‌کنم

چی داریم درست می‌کنیم؟

حلوای گوجه‌فرنگی

این غذای مورد علاقه‌ی آقا است. بله

چرا سه تا زودپز داریم؟

سوتِ یکی‌شون خرابه و واشرِ اون یکی سوخته

و درِ سومی هم گیر کرده

پس چرا ندادیم تعمیرشون کنن؟

خب، آقا حوصله‌ی این کارها رو نداره

ترجیح می‌ده یکی نو بخره

حالا که اومدی، دیگه مدیریت همه‌ش با خودته

خب، وظیفه‌ی منه که حسابی به عروس جدیدم برسم

پس امروز بعد از کار برات یه زودپز نو می‌خرم

بعدش شام می‌خوریم

و بعدش هم یه فیلم تماشا می‌کنیم

نظرت چیه؟ عالیه

اما تکلیفِ این همه غذا چی می‌شه؟

قلبم هیچ مرزی نمی‌شناسه

هر قدمم به تو ختم می‌شه

محو زیبایی تو شدم

در آغوش عشق تو، خودم رو گم می‌کنم

من این پیوند رو می‌پذیرم

با تمام سختی‌ها و غم‌هایی که داره

محو زیبایی تو شدم

در آغوش عشق تو، خودم رو گم می‌کنم

هر شرطی که می‌خواد باشه

تمام شرط‌های تو پذیرفته است

هر چی بگی رو قبول می‌کنم

هر روز و هر شب رو می‌پذیرم

که با تو سپری بشه

می‌خوام اینجا یه گلخونه‌ی رُز داشته باشم

سفارش دادم برام رُزهای آبی بیارن که اینجا بکارم

و اینجا هم گیاهان رونده آویزون می‌کنم. خیلی قشنگ می‌شن

این باعث می‌شه این دیوار خیلی جلوه کنه

ایده‌ی خوبیه، اما با این سایه‌بون اینجا به مشکل می‌خوریم

چون به خاطر این، بوته‌های رز نور کافی نمی‌گیرن

درسته

به اینجاش فکر نکرده بودم

همسایه‌تون، لیاقت، این رو غیرقانونی ساخته

برای اینکه آب بارون توی خونه‌ش نریزه

نمی‌تونیم خرابش کنیم؟

هی

با اجازه‌ی کی دارین این کار رو می‌کنین؟

هی، بیا پایین

از اینجا برین بیرون! سلام

من با همسرتون، سلیمه‌بی حرف زدم

سایه‌بونِ شما وارد حریم ما شده

اون کی باشه که بخواد در این مورد تصمیمی بگیره؟

و تو، از اینجا برو بیرون

نه. برادر، تو همون‌جا بمون

آقا لیاقت

لطفاً درک کنید که سایه‌بون شما وارد ملک ما شده

من می‌خوام اینجا گل رز بکارم

برام مهم نیست چی می‌خوای اونجا بکاری

همین الان بیا پایین وگرنه زنگ می‌زنم پلیس

بیا پایین! حداقل می‌تونی مؤدبانه حرف بزنی؟

سلیمه‌بی، لطفاً بهش بگید. چطور می‌تونه این‌طوری با ما حرف بزنه؟

من دارم با آرامش باهات حرف می‌زنم

و تو داری سر ما داد می‌زنی. هی، بیا پایین

وگرنه همین الان زنگ می‌زنم پلیس. بیا پایین

ما زنگ می‌زنیم پلیس! هی، همه‌تون خفه شید

مگه اینجا ملک توئه که می‌خوای زنگ بزنی پلیس؟

هنوز یه سال هم نشده

و تو همین الان داری سر مِلک دعوا راه می‌ندازی

من فقط به خاطر احترامی که برای عباس قائلم، دارم تحملت می‌کنم

بهتره همین الان بری داخل

تمام شرط‌های شما پذیرفته است

واقعاً اون این حرف رو زد؟

بله، و تهدید کرد که زنگ می‌زنه پلیس

این‌کار رو کرد؟

بله! مگه شوخیه؟

ای وای! من باهاش حرف می‌زنم

سلام

سلام آقا عباس! سلام

چطور بانو می‌تونه برای زمینی که مال خودش نیست، تهدید به پلیس کنه؟

آقا عباس، این‌جور اشتباه‌ها پیش میاد. بی‌خیالش بشید

چطور بی‌خیالش بشم؟

برای اینکه دیگه این اشتباه تکرار نشه

اون زمین رو به نام همسرم زدم

عزیزم، از این به بعد اگه جرأت کرد حتی صداش رو بلند کنه

فقط زنگ بزن پلیس

زندگی زناشویی من کاملاً معمولی بود. اما برای من

چیزی کم از یه رویا نداشت

بعد از یک سال و نیم ازدواج، اولین فرزندمون به دنیا اومد

قمران، پسر کوچولومون

گفتگوهای ما

حالا حولِ محورِ شعر، شیر خشک و حریره می‌چرخید

بعدش صاحب فرزند دوم شدیم. کنیز، دختر کوچولومون

میونِ تمام مسئولیت‌های زندگی روزمره

نفهمیدیم بچه‌هامون چقدر زود بزرگ شدن

پسرم، اینجا مکان مقدسیه که عزیزان و بزرگان ما در اون دفن شدن

بیا برای آرامش روحشون دعا کنیم

کف دست‌هات رو این‌طوری بگیر بالا

خیلی خوبه

مسئولیت‌های یه خونواده‌ی در حال رشد داشت بهمون فشار می‌آورد

همین‌طور کارِ عباس که اون رو از ما دور نگه می‌داشت

نه فقط توی خونه، بلکه حتی پشت تلفن هم کمتر با هم حرف می‌زدیم

اون‌هایی که یه زمانی ادعا می‌کردن

که همسرِ عباس اون رو جادو کرده

کم‌کم متوجه شدن که جذابیتِ بین ما داره از بین می‌ره

آقا، من هفته‌ی دیگه باید برم خونه

برادر بزرگم داره ازدواج می‌کنه

یه برادر دیگه داری؟

نه. این ازدواج دومِ برادر بزرگمه

مگه حدوداً ۵۰ سالش نیست؟

این یه هدیه‌ی کوچیک از طرف من و بانوئه

ممنونم

آقا، چند باری از خونه‌تون تماس گرفتن

بسیار خب

لطفاً پرونده‌ی "شروف و شروف" رو برام بیار

چشم

کنیز، ترسیدی؟

ای بچه‌های لوس و نُنُر

این چیزیه که مادرتون بهتون یاد می‌ده؟

که با یه سگ کثیف بازی کنین؟

سگ توی اسلام نجس محسوب می‌شه

چه جور مسلمون‌هایی دارن تو این خونه بزرگ می‌شن؟

این چه اراجیفیه

ببخشید

الو. - الو، عباس

این لیاقت دوباره داره داد و بیداد می‌کنه

بچه‌ها وحشت کردن

لطفاً یه کاری بکن

منظورت از "یه کاری بکن" چیه؟

منظورم اینه که، مدیریتش کن

هر دو دقیقه یک بار به من زنگ نزن

تو که از رفتارهای اون باخبری

من می‌تونم تحمل کنم

اما اگه کسی بچه‌هامون رو دعوا کنه... - من سرم شلوغه

هی پشت سر هم به من زنگ نزن

و اگه یه بار دیگه زنگ بزنی، می‌دم تلفن خونه رو قطع کنن

من ناراحتم

More Farsi Persian subtitles for Haq

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left