ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تــرجــمــه از مصطفــی و نیمـــا ElSHEN & Dark Assassin
چنگیز
چنگیز از دنیای مردگان ...به خواب تو میاد
تا نارضایتیش رو به گوش تو برسونه
ناراضی نیست
پس چرا هر شب به سراغت میاد؟
تا اعمالت رو تمجید کنه؟
و حالا هم مردم شورش کردند
خیابانهای چین رو بستند
خاندان سانگ بهخاطر مرگ امپراتورشون شورش کردند
من آخرین امیدشون رو هم ناامید کردم
دقیقا همونجوری هم که قصدم بود
خواهیم دید که برادرانت چه رایی میدن
کایدو هم شاید بمیره
یه مرگ راحت
چندبار میخوای از انتخابات فرار کنی؟ میخوای چندتا از رقیبانت رو بکشی؟
اصلا واسهی چی؟
که بچهها رو بدون کیفر و اعتراض بقیه بکُشی؟
یکم فکر کن چابی من، فکر کن
دفعهی آخر کی بود؟ - دفعهی آخر چی؟ -
دفعهی آخری که کار سختی انجام دادی؟
کاری که حالت رو بد میکرد؟
کاری که خودت هم میدونستی هیچوقت هیچوقت، بخشوده نمیشی؟
...قوبلای - هیچوقت نکردی -
چون فقط من چنین کارهایی رو میکنم
من...من...مـــن
من دیوار رو نابود کردم من برادرم رو اعدام کردم
من کاری که لازم باشه رو برای امپراتوریمون انجام میدم
...خواهش میکنم قوبلای
برام مهم نیست که تو چی میگی برام مهم نیست که به کدوم کارم اعتراض داری
برو بیرون
اطاعت میشه سرورم
دیگه به حرفات گوش نمیدم به مشورتهات عمل نمیکنم
!دیگه بسه چابی، بسـه
پس به حرف کی میخواید گوش کنید خان بزرگ من؟
از کی میپرسید که کایدو زنده میمونه یا میمیره؟
بگو که اشتباه میکنم - نمیتونم -
به مدت چند هفته مجبورشون کرد که زل بزنن به جسد اون بچه
تا اینکه شورش کردند و خیابونهای خودشون رو به آتیش کشیدند
خوشحالم که جسدش رو آوردند پایین
اون همیشه احمد رو به من ترجیح میداد
مهم نیست - مهم نیست؟ -
به نصیحت تو گوش نکردند
!دیگه تو سرم نزن
روزی تو خان میشی
یکی دیگه هم تصمیمات تو رو زیر سوال میبره
و مطمئن هستند که جواب اونا به صلاحت بوده
کار خان این نیست
اونوقت باهوش خانوم، کار خان چیه؟
که تصمیم بگیره
و به نتیجهی راههای مختلف توجهی نکنه
و به اینکه حق با کی بوده و ...کی اشتباه کرده و
و اینکه به کدوم برابر باید بهای بیشتری بده
تو وارث تختی
و تو هم باهوشترینی، مگه نه؟
اینجا محل آموزشی مقدسه
نه محل شرابخواری
حتما بعد از خوردن شراب
خوابم برده
تو چجوری سرپایی؟
من یه مَردم
اما هنوز نفهمیدم که تو دقیقا چی هستی
اگه بازم میخوای نصیحتم کنی که ...مشروب نخورم
نه میخوام...نه برام مهمه که به عصبانیتهای بچهگانهی تو
یا قهرمانپرستی رقتانگیزت یا مشکلات مسخرت گوش بدم
امپراتور تو رو به قتل رسوند نه امپراتور من رو
چرا من باید بیشتر از تو ناراحت باشم؟
فردی که طالب ناراحتیه راههای زیادی رو بهسمت هدفش پیدا میکنه
تو طالب چی هستی سیفو؟
خواستهی تو چیه که قتل یک بچه رو خوشآیند جلوه میده؟
آره، برامون بگو راهب
خواستهی تو چیه؟
من هدفی جز رسیدن به آرامش ندارم سرورم
همراهم بیا
برو
کارتون عاقلانهست؟
قراره که بریم بالا، مگه نه؟
به قله
میشه دلیلش رو بدونم؟
میخوای خبر سفر شوممون رو بهشون بدی؟
سلام برادر بله
باید بریم
ظاهرا که من زیادهروی کردم
فکر میکنم نظر شما درمورد اون بچه درستتر بوده
نمیدونستیم که نصحیت چه کسی صحیحتر بوده
!چون کسی به حرف من گوش نکرد - شما خیلی فروتنی برادر -
اما میدونیم که مشاورهی من خوب نبوده چون اجرا شده
و حالا...چند هفتهست که نتیجهی اون عمل عصبانیت بیمورد مردم رو در پی داشته
شاید در این سفر بتونیم با هم همعقیده باشیم
بدم نمیاد
خب، نصیحتی نداری؟
شما در سیاست خبرهاید
نیازی به مشاورهی من ندارید فقط خودتون باشید
منظورت اینه که شاهزادهی چینی باشم؟
!بهتون اطمینان میدم که بدتر از اینا رو به من گفتند
اسمش رو بگو
اون شیطان سفیدپوستی که باهاش به اینجا اومدی
برادر من خیلی قبل از اینکه این حیوونها
دیوار سانگ رو نابود کنند من رو برای جاسوسی به اینجا فرستاد
از اون موقع زندانیشون بودم
صحیح
!خیلی هم شبیه زندانیهایی
دخترم در اسارت خانـه
چارهای نداشتم
نمیدونستم که میخوان بکشنش
قسم میخورم که بیاطلاع بودم
با این حال هنوز به منابع جنوبی
و زیرزمین خاندان سانگ دسترسی داری؟
من خود زیرزمینم
دشمن ما مشترکه
کار زیادی هست که میتونیم برای همدیگه انجام بدیم
!واسه هم نه، واسه تو
اگه بتونم اون مرد و انتقامی رو که میخوای رو بهت بدم، اونوقت چی؟
تو واسم یهکاری کن تا منم جبران کنم
میخوام دلیل بالا رفتنمون رو بدونم
از تنگری بپرسم که کایدو زنده میمونه یا میمیره
دشمن تو در جلگه بسر میبره - کدوم دشمن؟ -
قوبلای رفته به منطقهی مرکزی؟
غیرممکنه
یا خودشه، یا یکی از همخونانش
شاید شاهزاده
تو از کجا میدونی؟
زیرسوال بردن یعنی آشکار کردن جهلت
اما قبول کردن سحر و جادوت باعث آشکار شدن خردم میشه؟
بلاخره قوبلای فهمید که باید جواب مبارزهطلبی من رو بده
پس اون هشت سری که همراه حرومزادش فرستاده، چی بودن؟
اسمش بیامباست
اون کار هم بدون جواب میمونه؟
قوبلای فقط قدرتنمایی کرد تا نشون بده مبارزهطلبی من رو جدی گرفته
و تو با گذشتن از اون واقعه ضعفت رو بهنمایش میذاری
مطمئنم که اگه پدرت هم بود دقیقا همینکارو میکرد
برادرت رو خبر کن
که چیکار کنه؟ - یه پیام بفرسته -
بیامبا سر افرادمون رو برگردوند تو هم باید همینکارو بکنی
چرا نرم به خانبلیق و سر قوبلای رو هم برات بیارم؟
کاش میتونستی
برو
به بیامبا چی بگم؟
!بـرو
آوردیش؟
آمادهای که جانشینت رو نامگذاری کنی؟
پس فکر کردی چرا ازت خواستم که بیاریش مادر؟
اوراس خیلی خوشحال میشه
شش ماه طول میکشه که تار و پود کافی برای اون کمان فراهم کنی
تازه اگه بهار پرباری داشته باشیم
نگران نباش قدرت فوقالعادهای خواهد داشت
چه بد که کمان قبلیت رو شکستی
بد بهحال کلهی خالی آربان
اوراس وسایلت رو بردار باید بریم
کجا؟ - زودباش -
داری میری؟ - قبلا هم درموردش حرف زدیم -
چیزایی هست که نمیتونی درموردش با من حرف بزنی
آره، با تــو
چون اگه ندونی بهتره
صبر داشته باش
...یکم بیشتر تا بعدش
بکنیم و شکار کنیم و همونجوری که میخوایم زندگی کنیم
فقط باهام خدافظی کن، باشه؟
خدافظ
امروز از دیروز سردتره
بله سرورم
باد هم شدت گرففته
درسته سرورم
یهبار دیگه بهم بگی سرورم
از همین کوه میندازمت پایین
چرا از دستم ناراضی شدید؟
چون مثل زنای ترسویی
من تو رو رنجوندم جفتمون هم میدونیم
بعدا درمورد چیزی که دیدی حرف میزنیم
تو مسئول پیدا کردن اون بچه بودی
پیداش کردی پس مرگ اون گردن توئه
اون همه روزی که توی خرابههای جنوب
دنبال اون بچه میگشتی
!به ذهنت نرسید که من چارهای جز کشتنش ندارم؟
مسئولیت فکر کردنش با من نبود - نـه -
چون اون موقع مجبور میشدی که تا خرخره مشروب بخوری
و با عواقب کارت کنار بیای
بگو
حرف بزن
هرگز فکرش رو نمیکردم اینقدر خودتون رو خار کنید و یه بچه رو بکشید
!اون بچه امپراتور چین بود
!خوبه، هنوز دنبالمونه
ببین کی اومده
پسر خان خانها
آربان از قبیلهی شمالی
...گرل از غرب
مفتخریم که قبول به دیدارمون کردید
قوبلای خان بزرگ پیش ما نمیاد
یا حتی ما رو دعوت به پیش خودش هم نمیکنه
بهجاش، جانشینش رو میفرسته
ما رو با توهین به خون سلطنتی استقبال میکنید؟
نایبالسلطنه
باید احمق باشیم که انتظار ناامیدی رو در هنگام رسیدن نداشته باشیم
وقتی که کسی انتظار خان بزرگ رو میکِشه ...ما باید قبول کنیم که
فرستادهای بیش نیستیم
از ناامیدی ما ناراحت نشدید؟ - به هیچ وجه -
این هم مهم نیست که با کایدو معاشرت کردید
و برای بدست آوردن افتخار خیانتتون زحمت رفتن به کاراکوروم رو کشیدید
ما دعوت شده بودیم - با ادعای دروغین کایدو -
فقط برای یک شکار رفتیم
No comments yet. Be the first to leave one.