The Grand-ish Tour

The Grand-ish Tour

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Grand-ish Tour 2026 S01E02 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX Fa
കമന്ററി എഴുതിയത് Srt_hub

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-06-17
ഡൗൺലോഡുകൾ: 14
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫" تقدیم به جانفدایان راه آزادی "

‫«گرند تور»

‫«آسایشگاه آمونیا لودج»

‫«منطقه کاتس‌ولدز، ۲۰۴۰»

‫«پارکینگ مخصوص معلولین»

‫«منوی امروز»

‫«بروماید، شربت خوراکی»

‫مرده؟

‫شایدم.

‫بی‌اختیاری داره.

‫- این صندلی رو ببین چقدر راحت تمیز میشه. - یه لحظه صبر کن.

‫- اومد. ‫- سلام.

‫- سلام. ‫- خیلی خوش اومدی.

‫تو این برنامه قراره در مورد چی حرف بزنیم؟ یه ایده‌ای دارم.

‫طی این سال‌ها کلی چیز میز ساختیم.

‫وقتی می‌گی "ساختیم"،

‫منظورت این نیست که مصالح درست و حسابی رو دور هم جمع کردیم

‫اونم با ترتیب درست تا قرن‌ها دووم بیارن

‫مثل "آکروپولیس" و پل معلق "کلیفتون"

‫و "نیوکاسل آپون تاین".

‫بلکه منظورت اینه که یه سری چیزا رو سرسری و با عجله سر هم کردیم

‫بعدش نشستیم و تماشا کردیم که چطور همه‌چیز از هم می‌پاشه.

‫تو هم که بدون شک تو این کارا استادی.

‫مثل همون پروژه‌ی «ام‌جی‌دی» که راه انداختی.

‫که توش دو بار یه ماشین قراضه ساختی.

‫یه «مرسدس» سالم رو داغون کردی و اسمش رو گذاشتی «عالی».

‫– واقعاً هم عالی بود، اینو چند باری شنیدم. ‫– البته به جز اینکه اصلاً هم این‌طور نبود.

‫متأسفانه فقط بحثِ ماشین‌ها نبود.

‫یادت میاد وقتی می‌خواستی یه وسیله بسازی تا رکورد سرعت روی آب رو بشکنی؟

‫حتی بخشِ تست موتور هم یه فاجعه‌ی تمام‌عیار بود.

‫– حتی نمی‌تونی سمعک بذاری. ‫– آخه کار نمی‌کنه.

‫چیزی نشنید. باید حرفی که زدی رو تکرار کنی.

‫"نوآوری‌های (جیزا)"

‫ماشین "ام‌جی‌دی" منو خیلی یاد "آئودی آر 8 اسپایدر" می‌ندازه.

‫می‌دونم توی ماشین "آئودی" دکمه‌ها کار می‌کنن،

‫سوییچ‌ها و ترمزها و فرمون هم همین‌طور،

‫تازه تعادلش هم بیشتره.

‫چی؟

‫- قضیه اینه که... - خیلی معذرت می‌خوام، الان میام پیشتون.

‫- داری چیکار می‌کنی؟ - دارم سمعکم رو شارژ می‌کنم!

‫- تلویزیون رو خراب کردی. - الان دوباره روشنش می‌کنم!

‫حالا دیگه می‌تونی بشنوی، ‫ولی دیگه چیزی واسه تماشا نداریم.

‫اما هر دوتاشون قابلیت چهار چرخ متحرک دارن،

‫دو تا صندلی دارن و موتورهای 8 سیلندر.

‫ولی یه دنیا تفاوت بین این دو تا ماشینه.

‫توی یه "آئودی" نمی‌تونید همچین کاری بکنید.

‫آره.

‫همین چند لحظه پیش داشتم تو پیست مسابقه باهاش می‌روندم. ‫ولی حالا نگاه کنید.

‫فوق‌العاده‌ست.

‫الان نه احمق!

‫منظورم اینه ای خوشگله.

‫ساسات؟

‫آره.

‫داره خاموش می‌شه.

‫واسه صرفه‌جویی تو مصرف سوخت، ‫بعضی وقتا با دوتا سیلندر کار می‌کنه.

‫وقتی واسه بار دوم راه افتادم، ‫فهمیدم عجب احمقی‌ام.

‫اشتباهم این بود که این ماشینو ‫بهتون معرفی کردم...

‫قبل از اینکه تستش کرده باشم.

‫ماشین‌سازها این‌طوری کار نمی‌کنن.

‫اونا اول ماشینو تست می‌کنن، بعد جلو ‫رسانه‌ها و مردم ازش رونمایی می‌کنن.

‫ولی من دقیقاً برعکسش رو انجام دادم.

‫قبل اینکه خودم تستش کنم، جلوتون ازش رونمایی کردم.

‫ای وای من.

‫ای جانم، خوشگل کوچولوی من.

‫یه ماشین معرکه‌ست، بی‌خود اسمشو نذاشتم "دی اکسلنت".

‫تجهیزات داخلشو از یه "لندرور دیسکاوری" آوردیم.

‫بعدشم با بدنه براق و خیره‌کننده یه "مرسدس اس‌ال" جفتش کردیم.

‫تلاشی برای خلق یه ترکیب خالص از...

‫"دی اکسلنت"

‫اون کلمه چی بود؟

‫آشغال.

‫- لگن نیست که. ‫- با قلم‌مو رنگش کردی یا سطل؟

‫چراغ جلوش توی هر پیچ از جاش درمیاد.

‫- خب داره نشون میده کجا می‌خواد بره. ‫- باشه.

‫یه سوال دارم، دوست دارین صاحب کدوم ماشین باشین؟ ‫"دِ اکسلنت" یا اون "پورشه"؟

‫اون پورشه رو.

‫- چرا؟ ‫- چون از هر لحاظ که بگی سرتره.

‫واسه اینکه به این دوتا همکارِ مسخره‌م ثابت کنم در اشتباهن، ‫دعوتشون کردم بریم یه دوری بزنیم.

‫- قشنگه. ‫- اینو می‌بینین؟

‫قشنگ اندازه آدمای قدکوتاهه.

‫- راحتی "هموند"؟ ‫- نه.

‫- نه. نمی‌تونم بیشتر برم داخل؟ ‫- نه.

‫اینو گوش کنین.

‫داره حرکت می‌کنه!

‫فقط بعد از چند کیلومتر، ‫«ریچارد» و «جیمز» نظرشون عوض شد

‫و فهمیدن که "دِ اکسلنت" بهترین ماشینیه که تا حالا سوار شدن.

‫نه، ما این کار رو نکردیم! انقدر با صدای ضبط‌شده دروغ نگو.

‫فکر می‌کردم نظرتونو عوض می‌کنین.

‫شاید یه کم. فکر کنم از اونی که فکر می‌کردم بدتره.

‫- می‌تونم بخاری رو روشن کنم؟ ‫- وصل نیست.

‫- واقعاً؟ ‫- آره.

‫- این عقربه پایینی چیه؟ ‫- کیلومترشماره.

‫چرا اینو داری ولی اونو نه؟

‫- چون اون کار نمی‌کنه. ‫- آمپر بنزین داری؟

‫هیچ‌کدوم رو ندارم.

‫- آمپر آب داره؟ ‫- نه.

‫یه عالمه سیم از داشبورد زده بیرون که به هیچ‌جا وصل نیستن.

‫تازه، به ظاهر داخلش هم اصلاً نرسیدی.

‫- جاده رو می‌بینم. ‫- منم همین‌طور.

‫نه، منظورم اینه که کف ماشین سوراخه.

‫«هاموند» و «می» چندتا انتقاد جزئی داشتن،

‫ولی خودشون اعتراف کردن ‫که اگه ماشینم رو بفرستم برای ساخت...

‫سود کلانی به جیب می‌زنم.

‫نه، ما اصلاً همچین حرفی نزدیم.

‫راستش رو بخوای، حساب کتابش رو کردم.

‫قیمت «دیسکاوری» ۲۵۰۰ تا بود ‫و «مرسدس» هم ۴۵۰۰ تا.

‫اگه ۷ هزار پوند هم بابت دستمزد خودم بذاریم روش، ‫کلاً می‌شه ۱۴ هزار پوند.

‫می‌تونم ۱۲۰ هزار تا بفروشمش.

‫- نه، نمی‌تونی. ‫- چرا، می‌تونم.

‫قیمت یه «کاین توربو» ۱۲۰ هزار تاست.

‫چون «کاین توربو» یه ماشین واقعیه ‫که شرکت «پورشه» ساختدش.

‫اینم که دوتا تیکه آهن‌پاره‌ست که یه احمقی مثل تو چسبونده‌شون به هم.

‫واسه آدمایی مثل شما دوتا ساخته نشده.

‫منظورت چیه؟ آدمای عاقلی که چشم دارن؟

‫دقیقاً بهتون می‌گم کی همچین ماشینی رو می‌خره.

‫آدمای عجیب‌غریب.

‫- فوتبالیست‌ها. ‫- اصلاً هم این‌طور نیست!

‫فوتبالیست‌ها عاشق «فراری» هستن.

‫و «بنتلی» و «رنج‌روور» ‫و «استون مارتین» و این‌جور چیزا.

‫نه این لگن رو.

‫«باشگاه فوتبال چلسی»

‫واسه اینکه ثابت کنم اشتباه می‌کنن،

‫تصمیم گرفتم برای تمرین برم ورزشگاه چلسی.

‫اینا خوره ماشینن، نه شما دوتا.

‫واقعاً هم همین‌طوره.

‫واسه همینه که رفتن رنج روور اسپورت و استون مارتین خریدن.

‫اونا رو خریدن چون هنوز این خلاقیت رو ندیدن.

‫- عاشق ماشینمم. - این که لگنه.

‫دارن براش سر و دست می‌شکونن.

‫ببین چی می‌شه.

‫اینجا بود که نادونیِ همکارام رو نادیده گرفتم.

‫تا بتونم دستگاه ترجمه رو راه بندازم.

‫فردا صبح اولین کاری که می‌کنم

‫اینه که از شر همه‌ی ماشینام خلاص شم

‫و یه ماشین مثل این بخرم.

‫واسه منم خیلی عالیه

‫چون سقف نداره.

‫این دره ابهت "رولز رویس" رو میاره پایین.

‫می‌دونی دارم به چی فکر می‌کنم؟

‫داری فکر می‌کنی ۱۲۰ هزار تا قیمت مفتیه.

‫فکر کنم که...

‫واقعاً معرکه‌ست.

‫«عجب چیزیه، واقعاً معرکه‌ست!»

‫«پیشنهادی هم بهت شد؟»

‫«وقتی داشتیم می‌رفتیم، پارکینگ هنوز پر از مرسدس بنز کلاس جی بود.»

‫«- متوجه شدم. ‫- آره.»

‫«ببینید، من می‌تونم ماشینم رو توی یه حراجی لوکس بذارم»

‫«و 120 هزار پوند هم فروش می‌ره.»

‫«عمراً!»

‫«این کار رو کردم تا دوباره ثابت کنم که اونا دارن اشتباه می‌کنن.»

‫«کویز، تأسیس در 1919»

‫«دست‌ساز توی یه نمایشگاه معروف بریتانیایی.»

‫«با ظرافت تمام با شاسی جفت‌وجور شده...»

‫این رو خودت نوشتی؟

‫- دوتا تیکه رو به هم چسبوندی و یه آهن‌پاره ساختی. - من نوشتمش.

‫«با یه ذره رسیدگی، داخلش بهتر می‌شه...»

‫- ممکنه. - آره، با یه نارنجک دستی!

‫مزایده شماره 132.

‫حراجی خیلی زود شروع شد.

‫285 هزار پوند برای یه ماشین «کونتاش».

‫- 134. - کونتاش به قیمت 285 هزار پوند فروخته شد.

‫فکر کنم بتونم "د اکسلنت" رو با قیمت بالاتری بفروشم.

‫خب، دیگه وقتشه.

‫و حالا می‌ریم سراغ مزایده شماره "138 E".

‫"د اکسلنت".

‫کاملاً دست‌ساز و با ظرافت بالا، همون‌طور که می‌بینید لنگه نداره.

‫باهوش‌بازی درنیارید.

‫یه "مرسدس بنز"یه که خیلی شیک تیونینگ شده.

‫مزایده رو از 425 پوند شروع می‌کنم.

‫425 پوند.

‫پیشنهاد بالاتری نیست؟

‫۵۰۰ پوند.

‫۵۵۰ کسی نبود؟ ۵۵۰ تا داریم.

‫۶۰۰ اینجاست. ۶۵۰. ۷۰۰ کسی نبود؟

‫- قیمتش داره می‌ره بالا. ‫- ۶۵۰. ۷۰۰ کسی نبود؟

‫۷۰۰ تا داریم. ۸۰۰ کسی نیست؟

‫من هزار پوند می‌دم.

‫بالاتر نبود؟ می‌خوایم این ماشین رو بفروشیم.

‫- هزار پوند از طرف این آقا سمت راستی. ‫- جدی داری قیمت می‌دی؟

‫- جرمی، تو هم داری قیمت می‌دی؟ ‫- ۱۵۰۰ اینجاست. دو هزار کسی نبود؟

‫۲۵۰۰ کسی نیست؟

‫تا اینجا 3 هزار تا. 3500 کسی نبود؟

‫- 3100 می‌دم. ‫- 3100 تا پیشنهاد شده.

‫3100 پوند. 3200 پوند.

‫- 3500 پوند. ‫- واسه خودم 14 هزار تا آب خورده بود.

‫4 هزار پوند.

‫بالاتر نبود؟

‫فروخته شد به قیمت 4 هزار پوند.

‫- بعد از حراجی می‌تونی بیای پیشمون. ممنون. ‫- همین الان 10 هزار پوند ضرر کردم.

‫می‌تونست مستقیم بریزتش تو چاه توالت.

‫مزایده رو از 30 هزار پوند شروع می‌کنیم.

‫۳۰ هزار تا؟ ۲۰ هزار تا.

‫«تست موتور»

‫- همه‌ی اینا رو خودت ساختی؟ ‫- آره.

‫- می‌تونم یه سوال بپرسم؟ ‫- چی؟

‫رکورد فعلیِ سرعتِ ‫یه وسیله‌ی نقلیه‌ی دوزیست چقدره؟

‫۶۲.۹ کیلومتر در ساعت.

‫فکر نمی‌کنی این دیگه خیلی زیاده‌روی باشه؟

‫«یوسین بولت» روی خشکی می‌تونه ‫با سرعت ۴۳ کیلومتر در ساعت بدوئه.

‫ولی اگه تا کمر بره توی آب، ‫سرعتش حتی به یک کیلومتر در ساعت هم نمی‌رسه.

The Grand-ish Tour subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Grand-ish Tour

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left