ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
ترجمه از حسین رضایی H o s s e i n T L
باب، چیکار میکنی؟ ساعت دهه
دارم یه سری کارا رو تموم میکنم
پاشو برو ببینم. برو خونه
میرم. چند دقیقه دیگه
باب، درخواست نکردم. گفتم برو
خب؟ برو یه اگناگی چیزی بخور
ناسلامتی کریسمسه
- کریسمس مبارک - کون لقت!
برات مهم نیست!
انقدر بهم نگو آروم باش!
- الان یکی زنگ میزنه پلیس - خوبه، بذار زنگ بزنن!
با پلیس حرف میزنم. میان دستگیرت میکنن مرتیکه!
پس میخوای دستگیرم کنن؟
میدونی پلیسها چشونه؟
میدونی دیگه چی شده؟
چی؟
من طلاق میخوام
با تو خوشبخت نیستم
حرفی نزن که دیگه نتونم برگردم
ازت متنفرم مادرجنده. ازت بدم میاد
به تخمت هم نیست
- فقط یه شوهر دیگه؟ - آره، فقط یه شوهر دیگه
یه گوهخور دروغگو، مثل تو
- سلام - هو، هو، هو
بیرون رو نگاه کن
سلام
سلام دخترم
حالت چطوره؟
خوبم
چیه؟
هیچی
فقط امروز تو بازار
یه خانواده رو دیدم
یه مادر و پدر و بچهشون
که سوار یه وسیله بازی مسخره بود
وقتی تموم شد، مادره از پسره پرسید
«حالا میخوای چیکار کنی؟»
انگار تو اون لحظه
میتونستن هر کاری میخوان بکنن، میدونی؟
بعنوان یه خانواده
آره
گفتم احمقانهست
نه، احمقانه نیست
مادرت چطوره؟
عه... خوبه
از طرف من کریسمس رو بهش تبریک بگو، باشه؟
باشه میگم
شب بخیر
شب بخیر عزیزم
مامان؟
آهای؟
نه!
سایرس!
ببین چی پیدا کردم!
- نه! نه! - نگاشون کن
نگاشون کن!
نه! نه! ولم کن!
نه، نه!
یکی برای تو، یکی برای تو
خیلیخب. اینم برای تو
آرتور؟
آرت... بابانوئل؟
گَبی رو دیدی؟
گبی رو دیدی؟ قرار بود اینجا همدیگه رو ببینیم.
از اول صبح گوشیش اشغاله
- به خونه زنگ زدی؟ - آره، تلفن خونه،
گوشی، هیچ خبری نیست
باهام میای اونجا؟
اخلاقش رو که میشناسی. اگه فقط من برم یه جوریه
آره. طلاق لعنتی
هو، هو، هو
سارا!
گبی! بابابزرگ اومده
نکنه گازگرفتهای چیزی شدن؟
آرتور
اینجا منتظر بمون
آهای؟
سارا؟
گبی؟
باب!
خداوند شبان من است
محتاج به هیچ چیز نخواهم بود
در چراگاههای سرسبز مرا میخواباند
نزد آبهای آرام رهبریام میکند
جان مرا تازه میسازد
و بهخاطر نام خویش، به راههای درست هدایتم میفرماید
حتی اگر از تاریکترین وادی نیز بگذرم
از بدی نخواهم ترسید
زیرا تو با منی
چی شده؟
فکر میکنم
چی میخونی؟
آره، اونو خوندم
چرا تک و تنها نشستی تو تاریکی؟
تو تاریکی راحتتر نفس میکشم
نمیدونم چرا. ولی اینجوریه
دختر به این کمسنی
آره، کمسن
ای خدا
بنظرت هنوز زندهست؟
ممکنه
ولی اگه باشه...
سختیای که داره میکشه رو اون بَرههای کلِی
نمیتونن حتی تصور کنن
میخوای بری پایین؟
یکم از اون کوکیهای اسماتیزدار داریم
میتونیم بریم... هزار تا ازش بخوریم
تو فکرمه که برای اداره پلیس مینت نامه بنویسم
کیس هاردین؟ باب هایتاور هستم
میخوای...؟
اون کارش دروغ گفتنه باب
ناسلامتی تو یه فرقه بوده
ضرب و جرح با چاقو، فاحشگی
توطئه برای فروش هروئین
واقعا فکر میکنی قابلاعتماده؟
میگه اطلاعات داره
باشه. بیارش اینجا. بنشونش جلوی من
- پول آژانسش هم من میدم - بیخیال جان
همچین آدمایی راحت نیستن بیان اینجا
نه بابا، فکر میکردم راحته
- خواهش میکنم، شیش هفته شده - باب
شیش هفته گذشته ولی به هیچجا نرسیدیم
باب! داریم تمام تلاشمون رو میکنیم
گذاشتم تمام پروندهها رو برداری و تمام سرنخها رو دنبال میکنیم
درسته؟ کار درست همینه
و منم اگه جای تو بودم به هیچ چیز دیگهای راضی نمیشدم
خب اینم سرنخه
ولی اینجور سلیطهها کارشون رو بلدن
این کار برای تو خیلی سخته
ببین، باز اگه یه مامور تحقیق
باتجربه بودی یه چیزی، ولی...
ولی چی؟
یالا، بگو
تو یه پلیس پشتمیزی هستی باب
یه کارمندی
ببخشید ولی حقیقت رو میخواستی منم گفتم
بله قربان
قهوه میخوای؟
آره، مرسی. ساده باشه
اگه میشد بهت آبجو تعارف میکردم
ولی تا چهل پنجاه سال دیگه الکل نمیخورم
بنظرم این یه قتل فرقهای بوده
نه دزدی و مزخرفاتی که تو روزنامه میخونی
عکسای اون شب رو دارم
میتونی یه نگاه بندازی بگی نظرت چیه
باشه
گبی مواد مصرف میکرد؟
نه
- مطمئنی؟ - مطمئنم
دخترم رو میشناسم
دوستاش تو فاز چیزای شیطانپرستی و اینا بودن؟
شیطانپرستی؟
اون 14 سالشه
به قیافهش میخوره با همچین کسایی بپره؟
ما تو یه اجتماع مسیحی کوچیک زندگی میکنیم
اصلا رفتارهای منحرف بینمون وجود نداره
ما همه از اجتماعهای خانوادهمحور اومده بودیم
حتی من
این یارو معتاد بود؟
این جای سرنگه
واقعا؟
این یکی چی؟
نوشته قضاوت. چی ازش میدونی؟
بهش فلجکننده زده بودن؟
چی در موردش میدونی؟ کیس؟
- نه، نه - باید فکر کنم
باید بهم بگی چی میدونی
نه، نمیتونم
کیس
- نه - کیس. کیس، وایسا
نه، لطفا. فقط بذار برو
باید هر چی میدونی بهم بگی
- چه خبر شده؟ - میگم برو!
من زنم رو از دست دادم. دخترم رو از دست دادم
بهم بگو چی میدونی!
دیگه کافیه آقای هایتاور
دارم میرم
چی گفتی؟
نشنیدم
چیچی شده؟
گفتم دارم میرم
آره. منم همینو...
منم همینو شنیدم
نه! سایرس، سایرس، اون نمیدونه...
دخالت نکن
کس دیگهای هست که بخواد بره؟
ها؟
تو چطور زنیکه؟ میخوای دوباره امتحانم کنی؟
یه چکمه دیگه هم دارمها
کون لقت
ماشین رو روشن نگه دار
سلام، منم
نمیخوای بهم شلیک کنی که؟
قرار نبود کسی بیاد
چی میخوای؟
فکر کنم میدونم دخترت رو کی برده
و شرط میبندم زندهست
No comments yet. Be the first to leave one.