ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:. © Elka © فرشــاد © Rain Angel © پری ســــا
...مصیبت این دنیا
"برای "نورویل گرنت ...غیرقابل تحمل شد
برای همین تصمیم گرفت ...اونها رو پشت سر بذاره
.زودتر از زمانی که خداوند در نظر داشت
...اما الان در آرامش خوابیده
...و به محبوبش، "الیس" برگشته
...و اونهایی که تنهاشون گذاشته
.به یادش خواهند بود
دوست داری چیزی بگی؟
."کیلب"
.بذار وسایلم رو بیارم
.لعنتی
.ببخشید دیر کردم
.نمیدونستم کسِ دیگهای میخواد بیاد
شما از خانوادهش هستین؟
.نه
.یکی از دوستاشم
میدونستم که با ،از دست دادن "الیس" درگیـــره
اما... نمیدونستم که .چقدر احساس ناامیدی میکرده
.تسلیت میگم. کشیش "اندرسون" هستم
."سیدنی"
."سیدنی"
شما و "نورویل" صمیمی بودین؟
.نه واقعا. نه، قربان
.من همسایهش بودم
.تو اون مرد جوونی هستی که پیداش کردی
.آره. "کایل بارنز" هستم
.نورویل" در مورد شما حرف میزد"
اوه، جدی؟ - .از روی علاقه -
من مدتی توی شهر خواهم بود .تا به مسائل اقتصادی "نورویل" رسیدگی کنم
.امیدوارم بعدا ببینمتون
.بله. حتما
.خداحافظ، دوست قدیمی
.جناب کشیش
.خب، خیلی خرت و پرت جمع میکنی
اینا چیان؟
.کلکسیون من هستن
...ببین
،کسایی که بهشون کمک کردم ...یه چیزایی بهم دادن
.یادگاریهای کوچیک
درست نیست که اونا رو ...بریزم دور، واسه همین
.اینا موفقیتهایی هستن که داشتی
...خب، من باشم اینو نمیگم، اما
.اونا نماد پیروزی هستن، آره
خب، این کوچولو از کجا اومده؟
حالت خوبه؟
...این یکی
.آره. آره، این از اون سختاش بود
.فکر کنم همهشون اینطور بودن
."زن سابقـم، "جانت .اون فکر میکرد غمانگیزه
مثل یه پیرمردی که داره دوباره .بعنوان یه بازیکن فوتبال آمریکایی، توی روزهای پیروزیش زندگی میکنه
گمون نمیکنم زیاد در مورد .کلکسیون من فکر کرده باشه
واقعا برام مهم نیست .چی فکر میکنه
!ای لعنت
خوبی؟
آره. میشه زیپم رو بکشی بالا؟
دستپاچهای؟
.شب قرارمونه .قرار نیست که بریم کاخ سفید
.اوه، دست بردار .شب قرار خیلی بهت فشار میاره
.میدونم چون حسش میکنم
.خیلی وقتــه که چیزی برای صحبت کردن ندارم
خیلی طول کشید تا .برای امشب موضوع خوبی پیدا کنم
.نیازی به نظر تو ندارم
.بهتر، پس نهایت تلاشت رو بکن
.تنها کاریه که میکنم
.اوه - در رو برای پرستار بچه باز میکنی؟ -
.آره
خیلی خب، برای موضوع صحبتِ امشب آمادهای؟
!منتظرش باش. تعطیلات
با حساب کتاب من، فکر کنم .بتونیم یه هفته بریم دریا
"برادر زن "داگ مایر .یه خونه توی ساحل "میرتل" داره
،یعنی لب دریا نیست، اما میدونی ...ده دقیقه باهاش فاصله داره
.و از اونجا هم پنج دقیقه تا آب فاصلهست
خوبی؟
.میخوام به "پــم" زنگ بزنم
.اوه، اون حالش خوبه
.یه دقیقه دیگه میام
."سلام "مگان
.فکر کردم تو باشی
ببخشید، شما رو میشناسم؟
.من "مارک هالتر" هستم
.درسته
اسبتون کجاست؟
ببخشید؟
...اوه، فقط "مگان" همیشه میگفت
که یه شوالیــه سوار بر اسب سفیـد .قراره یه روز بیاد و اونو ببره
یادت میاد، "مگان"؟
...اینو همیشه با باربیهات بازی میکردی
با اون اسب پلاستیکی کوچیک .که دمش شکسته بود
.فکر کنم یه پلیس از اونم بهتر باشه
ببخشید. شما کی هستین؟
."اوه ببخشید، "دانی همل
.من و "مگان" همدیگه رو میشناسیم
از کجا میدونستی من افسر پلیسم؟
.از فیسبوک
.اوه، آهان - .آره -
وحشتناکه که اطلاعاتمون رو همه میتونن ببینن، نه؟
.آره - .ضمنا بچهی بانمکی دارین -
.ممنونم
پس شما... این اطراف زندگی میکنید؟
.نه افسر، سالهاست که اینجا نیستم
.برای کار به شهر برگشتم
.من نمایندهی ناحیهایِ "تایر اوتپوست" هستم
،پس اگه لاستیک جدید نیاز داشتین .خبرم کنین، من ردیفش میکنم
.خیلی خب، حتما - .خیلی خب -
.و من و تو باید یه روز بریم قهوه بخوریم
،من بیرون شهر توی "بیمونت" هستم .توی بزرگــراه
.مطمئنم جاش رو بلدی
...خب
به هر حال، نمیخوام بیشتر از این .مزاحم شامتون بشم
.عالی بنظر میای .آشنایی با شما باعث افتخار بود، قربان
.آره. همچنین
.خیلی خب. از غذاتون لذت ببرید
باید حسودی کنم؟
.اصلا بامزه نیست
اون یارو مشکلی داره؟
.آره، راستش
.یه عوضیـه
،یه ورزشکار احمق و قلـدر
.و فکر میکردم دیگه هیچوقت نمیبینمش
...واسه همین
میخوای دهنش رو سرویس کنم؟
نه. اما حق نداری .ازش لاستیک بخری
چجوری دوست داری؟
.اوه، میخوام یکم خام باشه
تو گوشت میخوری؟ .برات برگر گیاهی گرفتم
.یجورایی تازه شروع کردم به چشیدنش
.اون دائما غافلگیرم میکنه
.رازی برای یه زندگی موفق
بعد از 32 سال فکر نمیکنم .برای ما سورپرایزی مونده باشه
اوه، این یه چالشه؟
.نه خانوم .نمیخوام باهاتون دعوا کنم
اوه عسلم، میشه بذاری بیاد بیرون؟
.زود باش
!اوه
!بازی" بس کن! "بازی"، نه"
.خیلی متاسفم
چه مرگت شده؟
چه مرگت شده، "بازی"؟
."دست بردار، همین حالا، "بازی
.بازی" بس کن، پسر خوب" - .متاسفم -
.پسر خوب، پسر خوب
.پسر خوب
،خدا رحم کنه .نمیدونم چی عصبانیش کرده
اوه، همین الان داشت .بهمون حالی میکرد رییس کیه
کسی چیزی از داخل لازم نداره؟
.نه ممنون
.بهتره آروم پیش بری، پسر بزرگ
.هرگز
.میرم برای نوشیدنیها به "رز" کمک کنم
.متاسفم
.میگن اونا شخصیت آدما رو خوب قضاوت میکنن
.خب، تو رو خوب شناخته
.داشت یادم میرفت
.غافلگیر شدم
مال توئــه، نه؟
.مطمئنا .اصلا فکر نمیکردم دوباره ببینمش
چطور گمش کردی؟
.اوه، درست نمیدونم
کت" همیشه بهم میگه" .سرکار دستم نکنم
.ممکنه هر جایی بوده باشه
کجا پیداش کردی؟
.یکی اونو به ایستگاه تحویل داد
خوبه که اون بیرون هنوز .آدمای صادق وجود دارن
چی میتونم برات بیارم؟
."فقط یه آبجو. فکر کنم یه "باد
.خیلی خب
.ممنون
.خب، خب، خب، ببین کی اینجاست
...من میگم یه تصادفه، میدونی
اما با توجه به اینکه ...این شهر چقدر کوچیکه
شاید اگه نمیدیدمت .عجیبتر بود
اینجا چیکار میکنی؟
،هم بخاطر کارای جدید .هم کارای قدیمی
،حالا که صحبتش شد .امروز "مگان" رو دیدم. خوشگل شده بود
!خیلی خب! خیلی خب! ولش کن
!ولش کن
!بیرون دعوا کنید
پس قراره اینجوری باشه؟
.گور بابات
.آروم باش
.لعنتی
!آروم باش، کثافت احمق
.بهش نزدیک نمیشی
همیشه سعی میکنی .نقش فرشتهی نجات رو بازی کنی
هنوز نفهمیدی همچین موجوداتی وجود ندارن؟
.لعنتی
،امروز در ویرجینیای غربی ...آسمان ابری خواهد بود
.اما بعد از ظهر آسمان صاف خواهد شد
الان آهنگی پخش میشه .که یکم بهتون انرژی بده
الو؟
کجایی؟ .تمام صبح داشتم بهت زنگ میزدم
.ببخشید .شماره رو نشناختم
گوشی جدید خریدم. کجایی؟
.توی فروشگاه خیـریهام چی شده؟
.دیشب "دانی" رو دیدم
.گفت تو رو دیده اتفاقی افتاده؟
مگان"؟"
.چیزی نشده
No comments yet. Be the first to leave one.