Surviving Life (Theory and Practice)

Surviving Life (Theory and Practice) (Přežít svůj život)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Surviving Life Theory and Practice
കമന്ററി എഴുതിയത് mehdip

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2019-06-02
ഡൗൺലോഡുകൾ: 40
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

خانمها و آقايان

ما نتونستيم پول کافي جمع کنيم

،اين فيلم قرار بود، يه فيلم بلندِ معمولي باشه

،ولي به اين دليل که پول نداشتيم .مجبور شديم از تکنيک هاي ساده تر استفاده کنيم

...انيميشن ِکاغذي

.مثل برنامه کودک هاي قديمي تلويزيون

اينجوري تونستيم تمام صحنه ها رو توي استوديو .فيلم برداري کنيم و هزينه رو به حداقل برسونيم

،ما همچنين تونستيم پول بازيگر نديم چون عمدتاً از عکسهاشون استفاده کرديم

،و همچنين پول غذا .چون عکس ها غذا نميخورن

بنابراين اين فيلم، يه تجربه جدي به حساب نمياد

فقط يه جايگزين ناقص و ضعيف .براي يه فيلم معموليه

.يه جور فيلم تلفيقي

من اسم اين ژانر رو گذاشتم .کمدي روانکاوانه

روانکاوانه چونکه يکي از شخصيت ها .يه روانکاوه

در مورد کمدي بودن فيلم هم، بهتون تضمين ميدم ...توي اين فيلم چيز زيادي براي خنديدن پيدا نميکنين

همونطور که خودمون هم موقع فيلمبرداري .پيدا نکرديم

يه روز صبح از خواب ِرويايي ام بيدار شدم :و به خودم گفتم

.اين رويا شبيه صحنه ي آغازي يه فيلم بود

.بنابراين صحنه هاي ديگه رو هم نوشتم

من هميشه ميخواستم فيلمي بسازم که در اون .رويا با واقعيت ترکيب بشه

.و بالعکس

همونطور که جورج کريستوف ليختنبرگ ...به ما ميگه

فقط تلفيق رويا و واقعيت، قادر به .ساختن زندگي ِانساني ِکامله

متاسفانه، تمدن ما .وقتي براي رويا نداره

.چونکه پولش نيست

من اين مقدمه رو به فيلم اضافه نکردم .تا ميل خودشيفتگي ام رو ارضاء کنم

،دليلش اين بود که وقتي فيلمبرداري تموم شد .فهميديم فيلم، خيلي کوتاه از آب دراومده

.مشکل فيلم انيميشن همينه

.مدت زمان فيلم کاهش پيدا ميکنه

اين فيلم ها خيلي سريع تر از .فيلم هاي معمولي هستند

.دو دقيقه و نيم .خيلي زياد نيست

!ميلان

!ميلان

!ميلان! هي، صبر کن

منو صدا کردي؟- پس کي رو صدا کردم؟-

.فکر کنم اشتباه ميکني .منو با يه نفر ديگه اشتباه گرفتي

!بيا، ميلان .بايد باهات صحبت کنم

.ولي باور کن اسم من ميلان نيست

.باشه. ببخشيد. من کاملا مطمئن بودم...ببخشيد

،اينکه من ميلان نيستم ...معنيش اين نيست که

.نميشه با هم بريم يه فنجون قهوه بخوريم

باشه، ولي من اول بايد برم .لباسم رو عوض کنم

با اين سر و وضع .نميتونم جايي بيام

ببخشيد. يه بليتِ خالي لطف مي کنين؟

.در بغل

منظورتون از در بغل کجاست؟- .سينما-

ببخشيد؟

.توي سينماي بغل .قسمت باکس آفيس

سينما؟

!بله. سينما

.احتمالا شوخي ميکنين

!زود باش، ميلان- !کارت رو بکن-

!کارت رو بکن- !زود باش ميلان-

!شرش رو بکنين- !بندازينش بيرون-

!کارت رو بکن-

:شماره ي برنده ي قرعه کشي امروز

3, 5, 12, 28,

32, 33.

برنده ي خوش شانس، بياد جلو .و جايزه اش رو بگيره

...تکرار ميکنم: شماره ي برنده ي

:قرعه کشي امروز

3, 5, 12, 28,

32, 33.

!سلام

!سلام

!من اينجام

.من خودم رو معرفي نکردم .من اوژن هستم

.اوا

!باهاش خوش رفتار باش، حرومزاده او يه قديسه، ميفهمي؟

!يه قديس

ميشنوي؟

!اوژن، بيدار شو

!بلند شو

چه خوابي داشتي ميديدي؟

همچنين نفس نفس ميزدي .انگار يه نفر داره خفه ات ميکنه

اوژن، ديروز بليت "اسپورتيپو" رو گرفتي؟

اونها ديوونه شدن. ميدوني ...چي به من گفتن

.پس دوباره يادت رفت

"اين هفته جايزه ي "جک پات .نود ميليونه

خب که چي بشه؟ ...ميدوني

شانس برنده شدن ما چقدره؟ !حدود يک در سي ميليون

.درسته، ولي هميشه يه نفر برنده ميشه

چرا اون يه نفر ما نباشيم؟

.صبحونه ات روي ميزه

چيه...چي شده؟

.داشتي خرناس ميکشيدي حالا حداقل خواب خوشي ميديدي؟

منظورت چيه؟

وقتي داشتي چُرت ميزدي، من احتمال دادم .که داري خواب ميبيني

براي همين من رو بيدار کردي؟

.فکر کنم ميديدم .همه خواب ميبينن

منظورم از اون روياهاست که .از مغزت بيرون نميان

،مطمئني يه معني دارن .ولي معنيشون رو نميفهمي

،روياهاي بسيار شفافي که ...براي مدتي نميفهمي

.که آيا صرفاً رويا بودن يا واقعاً اتفاق افتادن

.صبر کن، آره ،من يه چنين رويايي داشتم

.ولي خيلي وقت پيش بود چند سالم بود؟ هفت؟

.يا شايد هم هشت؟ مهم نيست

هرشب خواب ميديدم، سربازهاي خارجي .دارن تعقيبم ميکنن

،توي رويا، ميدونستم اگه بگيرنم .زنده ام نميذارن

،پس از طريق محوطه .از دستشون فرار ميکردم

،اون روزها توي "ورشويتز" زندگي ميکرديم ...و اونجا يه محوطه کوچيک

...و يه باغ، بين ساختمون ها بود

ديوار و حصار هم داشت. من از طريق اون محوطه .از دست سربازها فرار مي کردم

هر شب قبل از خواب ...به راههاي فرار جديد، فکر ميکردم

براي همين، توي خواب، ميدونستم .از کدوم طرف بايد در برم

.هر شب اون رويا رو ميديدم

،اين وضعيت، براي يک ماه ادامه پيدا کرد ...تا اينکه يه روز فهميدم

.راه فراري برام باقي نمونده

.من تمام موقعيت ها رو سوزونده بودم

چرا هرشب بايد يه راه جديد انتخاب ميکردي؟

اگه يه راه مطمئن بود، ميتونستي .چندبار ازش استفاده کني

.نه. نميتوستم

،توي اون رويا، کسي اينکار رو ممنوع اعلام نکرده بود ...ولي کاملا مشخص بود

،که از هر راه فرار .فقط يه بار ميشه استفاده کرد

.اين قانونش بود- چرا؟-

.نميدونم. ولي کاملا مطمئن بودم

وقتي راه ديگه اي برام ...باقي نمونده بود، تصميم گرفتم

،به جاي اينکه خودم رو به کشتن بدم .قيد خوابيدن رو بزنم

.خانواده ام باهام دعوا ميکردن .مامانم گريه ميکرد

.پدرم کتکم ميزد ...ولي من کاملا مصمم بودم

.که به هيچ وجه نخوابم

آخرش چي شد؟- .خب، نخوابيدم-

.فردا صبحش، مامانم منو بُزد دکتر

دکتر چي گفت؟- ...به مادرم گفت غذاهاي سنگين-

براي شام، بهم نده. دکتر ميگفت .شکم پر باعث ميشه خواب ببيني

و بعد؟ -منظورت از بعد چيه؟- بعد چي شد؟-

مادرم از اون به بعد .برام شيربرنج درست ميکرد

سربازها چي شدن؟

کدوم سربازها؟

ديگه چيه؟- شام چي ميخوردين؟-

شام...کِي؟- مادرت چي براتون مي پخت؟-

.بهت که گفتم... شيربرنج

،نه، منظورم قبلشه .وقتي رويا ميديدي

،چون من تک پسر خانواده بودم ...اجازه داشتم براي شام

.باقيمونده ي ناهار رو هم بخورم

.خواهرم خيلي حسوديش ميشد- ناهار چي ميخوردين؟-

،بابام خيلي سُس دوست داشت .هميشه با پيراشکي، سس ميخورد

.لب به سيب زميني نميزد .گاهي فرني هم داشتيم

گوش کن ميلادو، امروز داريم ...کتابخونه رو مرتب ميکنيم

.شب يه کم دير ميرسم

.شام رو تنها بخور

.من برا خودم يه ساندويچ ميگيرم

.مراقب باش سالم باشه

چي؟- .مراقب باش گوشتش خراب نباشه-

باشه، حتما، مطمئن ميشم .خراب نباشه

...ببخشيد

.من تاس کباب هم ميخوام

.بعد گوشت خوک و سالاد کلم

...بعدش بيفتک و سس گوجه ...با شش تا پيراشکي

.چندتا شيريني خامه اي هم ميخوام

من کل وقتم رو ميذارم ...تا برات غذاي سالم بپزم

!اونوقت تو ميري بيرون و خدا ميدونه چي ميخوري

.عين يه بچه رفتار ميکني

.اينا رو بگير .بخورشون

با اين سن و سالت، بايد مراقبِ .غذايي که ميخوري، باشي

.نبايد هرچي گيرت اومد رو بخوري

.حالا اين رو بگير ...پنج قطره بريز توي يه قاشق

.و قبل از هر وعده غذايي بخور

فقط هم يه لقمه نون و يه ليوان چاي !با غذات بخور. بدون شکر

.من يه دقيقه ديگه برميگردم .سعي کن بخوابي

استاندا، انقدر زود نرو. خيلي وقته .همديگه رو نديديم

.من همين چندروز پيش براي بواسيرت اومده بودم

خب، ديگه چي اذيتت ميکنه؟

...ميدوني ...نميدونم چطور بگم

.حرف بزن، ولي سريع باش- تو از روياها چي ميدوني؟-

.ببين، من براي اين چيزها وقت ندارم .من پزشک عمومي ام

سردرد داري؟ .بهت قرص ميدم

دستت رو توي اجاق سوزوندي؟ ...بهت پماد ميدم

بواسيرت افتاده بيرون؟ .بهت شياف ميدم

ميخواي بهت آرام بخش بدم؟ .جلوي خواب ديدنت رو ميگيره

.برعکس- برعکس ِچي؟-

برعکس. من يه سري قرص ميخوام .که باعث شن، خواب ببينم

سمت مواد نرو، خب؟ .سن ما از اين چيزها گذشته

.من در مورد مواد حرف نميزنم

در مورد روياهاي سالم و معمولي .حرف ميزنم

.ببين، من واقعا ديرم شده

.اين زن همه چي رو راجع به روياها ميدونه .جزئي از کارشه

من توي سمينار مباحثِ جنسي ِانسان .باهاش آشنا شدم

دکتر هولوبوا؟ کي هست؟

.يه روانکاو

.اسم من اوژنه

.آلوشکا

.من فکر ميکردم اسم تو اوا ست

.نه آلوشکا ست .هميشه آلوشکا بوده

مادرم من هم، يه کيف .عين اين داشت

تنها فرقش اين بود که .روش نوشته شده بود: اوژنيا

.وگرنه، عين همين بود

.خوشحالم که اينجايي

.ميترسيدم ديگه نبينمت

.فکر کردم شايد ازم خوشت نمياد

ميلان اگه بفهمه چي ميگه؟ اصلا اين ميلان کي هست؟

.من اين اسم رو از خودم درآوردم

.نميدونستم چي صدات کنم

.فقط ميخواستم يه جوري صدات کنم

.بيا اوژن. بريم خونه ي من .همين بالاست

.ميخوام برات قهوه درست کنم

...اشکالي نداره؟ آخه اين همه لباس هاي

!لباس ها کار خودشون رو کردن

.نه. نه. من خيلي بد ميرقصم

....خواهش ميکنم

Surviving Life (Theory and Practice) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Surviving Life (Theory and Practice)

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left