My Brilliant Friend

My Brilliant Friend (L'amica geniale)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

My Brilliant Friend S04E03 SUBBED WEB-EDITH-PSA-MeGusta-mSD-playWEB-ADWeb
കമന്ററി എഴുതിയത് K o o R o s H
©️ هومن صمدی 𝑅𝒶𝓎𝓁𝒶𝓃 𝒢𝒾𝓋𝑒𝓃𝓈 ✌ تلگرام ↪️ RaylanGivensSubs ↩️

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-09-25
ഡൗൺലോഡുകൾ: 70
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

شش سال بود که به محله برنگشته بودم

«از زمان دعوام با مادرم در «فلورانس نه دیده بودم‌ش، نه خبری ازش داشتم

می‌ترسیدم از دیدن من سر باز بزنه

و شاید به‌همین‌خاطر به‌ش زنگ نزدم که سرزدن‌م رو اعلام کنم

،اما بخوام صادق باشم

،برگشتن‌م دلیلِ دیگه‌ای داشت دلیلِ محرمانه‌تری

برای من، محله بیش‌تر از خانواده‌م، یادآورِ لی‌لا بود

اعلامِ سرزدن‌م همچنین به‌معنای پرسیدنِ این از خودم بود که می‌خواستم اوضاع با اون چطور باشه

می‌خواستم ببینم‌ش؟ آمادگی داشتم؟

« گـِـرِکــو »

این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

فسقلی‌ها دیگه مادربزرگ‌شون رو هم یادشون رفته

لوس نشو. برید تو

سلام، اِلسا. یه ماچ بده

دده، ببین چقدر خوشگل‌ای

مامان‌بزرگ، می‌شه باز هم بخورم؟

هرقدر که می‌خوای، بخور، تخم‌مرغِ تازه‌ست

می‌شه بریم بازی کنیم؟ - برید پایین توی حیاط -

نه، نه. حیاط نه. اون‌جا بازی کنید

مامان‌بزرگ، می‌شه بریم؟ - گفتم که، آره -

همون پایین بمونید، دور نشید

نقل‌مکان کرده‌ام این‌جا

توی «ویا پترارکا» خونه گرفته‌ام

خوش به حال‌ت

،باید یه کتاب دیگه بنویسم

ولی نمی‌تونم، تمرکز ندارم

به من چه؟

شربت آبلیمو واسه چی؟

چون همین‌که ریخت تو رو می‌بینم، آب‌روغن قاتی می‌کنم

حال‌ت خوب نیست؟

خیلی هم خوب‌ام

نه، نیستی

اِلیسا خبر داره حال‌ت خوب نیست؟

اِلیسا بارداره

چی؟ چرا هیچ‌کس به من نگفت؟

مامان، من می‌برم‌ت دکتر

حال‌ت چطوره؟

این همه‌ش به‌خاطر حرص‌وْجوش‌هاییه که تو دادی

به‌خاطر تو، یه رگ توی معده‌م منفجر شد

از چی حرف می‌زنی؟

درسته، تو باعث شدی اندرون‌م بترکه

مامان. من دوست‌ت دارم

من نه

تنهایی با دخترها اومدی «ناپل»؟

آره

شوهرت نمیاد؟

توی این دوره‌زمونه، اوضاع مثل قدیم نیست

حتی اگه شوهرت رو به‌خاطر یه نفر دیگه ترک کنی هم می‌تونی آبرومند باشی

راست می‌گی؟ - آره! آره -

،اما حرفی از اِلیسا نمی‌زنی !که ازدواج‌نکرده باردار شده

تو اِلیسا نیستی

...تو فکر می‌کنی همون توقعی رو از خواهرت داشتم که

از تو داشتم؟

من کارهایی انجام می‌دم که باید به‌شون افتخار کنی

گِرِکو داره تبدیل به نام مهمی می‌شه

دربارۀ تو کلاً اشتباه می‌کردم

فکر می‌کردم اونی که حق‌به‌جانب بود، لی‌لاست، ولی توئی

این‌جا لی‌لا همه رو روی یه انگشت خودش می‌چرخونه، حتی میکله سولارا رو

تو کی رو روی یه انگشت خودت می‌چرخونی؟

اون نینو سارّاتورۀ الدنگ؟

الآن لی‌لا کسب‌وْکار خودش رو داره

اون و اِنزو می‌دونستن چطوری جلو بیوفتن

بیاید بریم، سریع

کجا می‌ریم؟ - خونه -

منتظر بابابزرگ نمی‌مونیم؟

نه، یه وقت دیگه

بچه که بودی، این‌جا رو دوست داشتی؟

اون‌موقع کلاً یه جور دیگه بود

الآن همه‌چی عوض شده

خدافظ - خدافظ -

واقعاً همه‌چی عوض شده بود، این حقیقت داشت؟

یا من بودم که آمادگی نداشتم تا با گذشته‌م پیوندی دوباره برقرار کنم؟

« اِلنا فرّانته بر اساس رمانی از »

« دوســت نــابــغــۀ مــن »

« داســتــان کــودک گــم‌شــده »

« بخش بیست‌وْهفتم: سازش‌ها »

،ماه‌های آتی که به دیدن مادرم می‌رفتم و برمی‌گشتم

قادر بودم از لی‌لا دوری کنم

بالای یک سال بود که باهاش حرف نزده بودم

دوباره ناپدید شده بودم

،نمی‌خواستم ببینم‌ش

نمی‌خواستم دوباره غرقِ اون و دنیاش بشم

سلام

این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

.من دیگه به‌ت زنگ نمی‌زنم خواستی، تو به من زنگ بزن

خونه‌ت روبه‌دریاست؟

آره

و دریا از اون بالا چیه؟

یه خال رنگی

،به‌ش نزدیک‌تر بشی، بهتره

اون‌طوری متوجه می‌شی که ،چیزی نیست جز گِل‌وْلای، لجن، شاش

آبِ آلوده

امثال تو که کتاب می‌نویسن، دوست دارن دروغ بگن

دوست ندارید حقیقت رو بگید

من الآن دیگه اون‌جا زندگی می‌کنم

می‌تونی تغییر کنی

چقدر پیش میاد که حرف‌وْعمل‌مون یکی باشه؟

این‌جا یه خونه بگیر

می‌بینم‌ت

سلام، بابا - هی، لنو -

به لی‌لا برخوردم

اومده بود من رو ببینه

.من هیچ‌وقت دخترهات رو نمی‌بینم چرا بیش‌تر نمیاری‌شون این‌جا؟

ما مایۀ سرافکندگی‌ت‌ایم؟ - معلومه که نه -

بعدازظهرها مشق دارن. همیشه سرمون شلوغه

مامان، باید یه متخصص ببینی

!ان‌قدر عذاب‌م ندید، همه‌تون

!من پول نمی‌ریزم تو شیکم دکتر

سلام، بابا

سلام - سلام -

من دکتربرو نیستم، اون‌ها از مردمِ بیچاره و ندار سوءاستفاده می‌کنن

چی شد؟ - از خواهرت بپرس -

خیال می‌کنه زرنگه و می‌گه من شِروْوِر می‌گم

نه. من فقط گفتم باید بری دکتر. شما به‌ش بگید

!جرئت دارید جیکّ‌تون درآد

!دیگه نمی‌خوام بشنوم

!کُفر من رو درمیارید - !هی، بچه‌ها -

!بس کنید دیگه

بعد از این‌که میکله فرصت‌طلبی کرد ،که بیش‌تر از بقیه پول درآره

دوست‌ت جیگرش رو داشت که راه‌ش رو از سولاراها جدا کنه

و حالا با کسب‌وْکار خودش، کُلی پول درمیاره

اون باهوشه، خیلی باهوشه

اون کاری رو انجام می‌ده که هیچ‌کس ازش سر درنمیاره

اِنزو. اِنزو باهوشه

اِنزو کجا بود دل‌ت خوشه

اِنزو هیچ‌کاره‌ست

،اون عروسکِ خیمه‌شب‌بازیِ لی‌لاست

لی‌لا هر کاری بخواد، می‌کنه

و بهترین جاش اینه که سولاراها اصلاً متوجه‌ش هم نشدن

اون خوش‌قلبه، دست‌وْدل‌بازه

...تو چه می‌دونی

مامان، بیا

مامان، بیا

سلام

!سلام

ظاهراً از عشق‌وْحال جا موندم

ببخشید، کارم دیر تموم شد

یه چیزی بخوریم؟

نه، عصری توی دانشگاه گشنه‌م شد

و یه چیزی خوردم

ولی من منتظرت موندم - یه لیوان شراب می‌خورم که تنها نباشی -

مهم نیست، دیگه گشنه‌م نیست

وقتی خبر فوق‌العاده‌م رو بشنوی، من رو می‌بخشی

می‌خوای بشنوی‌ش؟ - نه -

دخترها. شما می‌خواید یه خبر فوق‌العاده بشنوید؟

!آره - !آره -

بگو بشنویم

...خب

«من رو دعوت کرده‌ان به «نیویورک

برای سخنرانی

...هزینۀ همه‌چی پای اون‌هاست: پرواز، هتل

نیویورک» کجاست؟» - توی «آمریکا»، خنگِ‌خدا -

ما هم میایم؟

نه، این‌دفعه مامان رو می‌برم. دفعۀ بعد که خواستیم بریم «نیویورک»، می‌تونیم با هم بریم

نه، من نمیام - چرا؟ -

کی از اون‌ها مراقبت می‌کنه؟

می‌ریم «میلان» پیش عمه‌جون - نه، من می‌خوام برم پیش مامان‌بزرگ وْ بابابزرگ -

چه بد، چون پیش من می‌مونید

برید لباس‌خواب‌تون رو بپوشید، دیروقته

بفرما

حالا بیا یه فهرست آرزوها برای هدیه‌های «نیویورک» درست کنیم

اِلسا - من اسکیت می‌خوام -

«نیویورک. اِلسا: اسکیت»

از اون سفیدها نه ها، از اون رنگی‌ها

«اسکیت رنگی»

دده

نمی‌دونم - بی‌خیال -

کتاب‌م اخیراً توسط یه انتشارات کوچک در «بوستون» چاپ شده

من خبر نداشتم، چه عالی

،می‌تونم برم به‌شون سر بزنم روی انتشارش کار کنیم

حرف نداره، می‌تونی جفت‌ش رو با هم یکی کنی

ولی نمی‌دونم دخترها رو بذارم پیش کی

نمی‌شه بذاریم‌شون پیش پی‌یترو؟

پی‌یترو درحال‌حاضر خیلی مشغول کاره

،نمی‌خوام به مادرش رو بندازم

از خواهرش هم مدتی هست که بی‌خبرم

مادرم هم خسته‌ست، حال‌ش خوب نیست

...خب

چرا از لی‌لا نمی‌خوای؟

لی‌لا؟ - هوم -

می‌دونم سرش خیلی شلوغه - امتحان‌ش که ضرر نداره -

،علی‌رغم فاصلۀ بین‌مون

اون رو تنها کسی به حساب میاوردم که می‌دونستم

خودش رو کامل وقف این می‌کنه که راحتی دخترها رو فراهم کنه

اما اون به این معنا بود که دوباره به‌ش متکی بشم

من جواب می‌دم

شام ده دقیقۀ دیگه حاضره - باشه -

الو؟

لی‌لا، داری شام می‌خوری؟

نه، نگران نباش

بعداً زنگ بزنم؟ - چیه مگه؟ -

به کمک‌ت احتیاج دارم

حالا جوری به نظر می‌رسه که فقط به‌خاطر اون به‌ت زنگ زدم

گوش کن، لنو، من به‌زور روی پاهام وایساده‌ام

ان‌قدر طفره نرو، دارم سردرد می‌گیرم

بگو، نگران نباش

،«این فرصت رو دارم که برم «نیویورک

یه انتشارات کوچک داره کتاب‌م رو منتشر می‌کنه

ولی نمی‌دونم دخترها رو بذارم پیش کی

تو می‌تونی نگه‌شون داری؟

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left