ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
نمیتونیم اینجا بمونیم
عقبنشینی کن. کمک کن بقیه برن بیرون
تا جایی که بتونم معطلشون میکنم
مطمئنی؟
آره. برو، برو
منم پشت سرتم
تو خیلی مردی
اوه، اینو فقط واسه این میگی
چون یه چیزی ازم میخوای
نه از تو. واسه جفتمون
نمیفهمم نقلمکان به واشینگتن بهخاطر شغل تو، چطوری به نفع جفتمونه
زن که راضی باشه، زندگی هم روبهراهه
ببین، کاملاً درک میکنم که پلیس دیسی
در بهترین حالت فقط یه تغییرِ سِمَتِ مشابهه
و تو این مرحله از شغلت
شروع کردن از صفر اصلاً راه نداره
اما فدرال شدن یه پله پیشرفته، نه؟
داری میگی افبیآی از پلیس الاِی بهتره؟
نه
نه
اما کلی آژانسِ اجرای قانونِ فدرال هست
که آرزوشونه تو رو داشته باشن
اصلاً قصد نداری بیخیال بشی، نه؟
جان، این شغل رویایی منه
ببین، میشه فقط یه تحقیقی بکنی
که ببینی شغل پلیسیِ فدرالی هست که جذبت کنه یا نه؟
حتماً
ممنون
عادلانه نیست
انتخابهای مردا راحته
کتوشلوار آبی یا خاکستری
کراوات قرمز یا آبی
درگیری سرِ اینکه چی
یه لباس رسمیِ زنونه محسوب میشه، واقعاً سخته
تو تو هر چیزی عالی میشی
مرسی
متن سخنرانی در چه حاله؟
خب
وای خدای من
واسه مراسم اعلام کاندیداتوریت چی بپوشم؟
دارم واسه دادستانی کاندید میشم نه ریاستجمهوری
خیلی شانس بیارم یه خبر کوتاه تو صفحه ۱۲ چاپ کنن
دروغ میگی، خودتم میدونی
انتخابات دادستان منطقهای لوسآنجلس جوریه که
توجه کل کشور رو جلب میکنه
واقعاً لباس مناسبی واسه همچین چیزی ندارم
میشه رو سخنرانی من تمرکز کنیم؟
که باید کمتر از ۴۸ ساعت دیگه ارائهاش بدم و افتضاح هم هست؟
خب، ما تو هالیوودیم
بده چند تا نویسنده کلهگنده متنت رو ردیف کنن، مثل کاری که تو اسکار میکنن
آره، ولی من دنبال شوخیهای لوس نیستم
یه چیزی میخوام که باورها و ارزشهام رو نشون بده
اینکه به عنوان کاندید کی هستم
اول از همه، دیگه هیچوقت نگو «باورها»
باید جوری حرف بزنی که مردم باهات ارتباط بگیرن
یه مرد خانوادهدوستِ پیشرو که با جرم و جنایت هم شوخی نداره
و حمایت پلیس رو هم پشتش داره
داری یه موجود افسانهای رو توصیف میکنی
آنجلا، نمیتونم همه رو راضی نگه دارم
الان حتی منم ازت راضی نیستم
جدی چی بپوشم؟
فهمیدم
تو استراحت ناهار، هارپر رو مجبور میکنم باهام بیاد خرید
هوم. باشه
پس سخنرانی من چی؟
عالی میشه
فاجعه میشه
از کجا میدونی؟
خیلی خب، باشه. شاید هم بشه
شاید کنفرانس زیستشناسیت
درباره موجودات تکسلولی خیلی بد پیش بره
و وسطش لباست پاره شه و آبروت بره
و بهخاطر فروپاشی عصبی اخراجت کنن
میدونی که از سخنرانی تو جمع خوشم نمیآد
هیچکس خوشش نمیآد، جز روانیها
ولی تو باهوش و جذابی
و عالی از آب درمیآد، باشه؟
در هر صورت، عاشقتم
افتضاح میشه، ولی
منم عاشقتم
زندگی با تو کلی چیزای خوب داره
ولی هممسیر شدنمون بهترینشه، چون میتونم
نیم ساعت بیشتر بخوابم و تو ماشین آرایشم رو تموم کنم
امروز صبح که خواب نبودی
اینقدر قیافه پیروزمندانه به خودت نگیر
چرا نگیرم؟ لذتبخش بود
هممسیر شدن عالی نیست؟
داشتم همین رو میگفتم
قربان، امروز صبح حالتون چطوره؟
وقتی بحث از خط چشم
به ضرب و شتم تغییر کنه، بهتر میشم
تمومش کن
دیشب داشتیم دو ساعت تو حیاط پشتی
فنون پرتابی جودو رو تمرین میکردیم
دیگه مردونگیت رو کاملاً ثابت کردی
به این میگن ماشین
ارونه. چه خبر؟
سلام
خانواده ثورسن خرپولن
اوه. سلام
با این حال، پلیس نسبتاً خوبیه
شنیدم چی گفتی. پس فکر میکنی نسبتاً خوبم؟
سرجنت، سلام
گلهایی که فرستادم دستت رسید، مگه نه؟
بله، قشنگ بودن ولی خیلی زیاد بودن
نه، نه، نه، اصلاً
واسه بیست شدن تو امتحان، لایقشون بودی
در ضمن، شنیدم نمرهات از سرجنت بردفورد هم بیشتر شده
بحث این نیست
و یه نصیحت
وقتی نصف گلفروشی رو میخری
باعث میشی بقیه دوستپسرها بد به نظر بیان
یا باید سنگ تموم بذاری یا اصلاً کاری نکنی، نه؟
راستی، تو باید اهل تگزاس باشی
بله قربان. مایلز پن
ارون
دوره آموزشیت تقریباً تمومه، درسته؟
ماه دیگه تموم میکنم
حالا تا اون موقع ببینیم چی میشه
بهش گوش نده
خب، اینجا چیکار میکنی؟
اوه، گِری خواست بیام تا درباره
عضویت در کارگروه ویژه «مونیکا» صحبت کنیم
اوه، چه عالی. آره
احتمالاً چون تو همون دنیای خرپولهای
پست و رذلِ اشرافی میگردی
که خیلی از جنایتکارای کلهگنده هستن
خب، من ترجیح میدم فکر کنم چون به کارم احترام میذاره دعوتم کرده
ولی شاید هر دوتاش باشه
وضعیتم واسه فارغالتحصیلی خوبه، نه؟
یه وقت عجله نکنی خیالم رو راحت کنیا
چی؟ درباره اینکه طبق برنامه
داری دوره آموزشی رو تموم میکنی؟
اوه، آره. آره، ببخشید
آره، آخه یه چیزی ذهنم رو مشغول کرده
راستش، تا این لحظه میتونم بگم
چکلیستهای لازم رو به حد کافی پر کردی
اونم طبق زمانبندیِ تعیینشده
اما ماه آینده خیلی حیاتیه
خیالم راحت شد؟
نه واقعاً. هوم
میتونم کمکی کنم که ذهنت کمتر مشغول بشه؟
اوه، نه
دوستدختر قبلیت کاملاً موافقِ
رویای تو واسه اومدن به لوسآنجلس بود؟
آره، کاملاً
اوایلش
عاشق هم بودیم
فکر میکردیم تا وقتی با همیم
همه چی خودش درست میشه
الان به نظرم سادهلوحانه میآد که فکر میکردیم
میتونیم با تفاوتِ خواستههامون تو زندگی کنار بیایم
چرا؟ داری به جابهجایی فکر میکنی؟
نه
خب، نمیدونم
راستی، با راج چطوری؟
خوبیم
آره؟
رابطه از راه دور سخته
ولی تور اروپاش هفته دیگه تموم میشه، پس خوب میشه
قابلتوجه تمامی واحدها، تیراندازی نزدیک تاکوما و لینکلن
واحد ۷-آدام-۱۵، در حال اعزام
واحد ۷-آدام-۳۰۰ هم در حال اعزامه
مرکز، ما با واحد ۷-آدام-۱۵ تو وضعیت «کد ۶» هستیم
در محل تیراندازی
یه ماشین کلانتری اینجا پارک شده
درِ راننده بازه
اثری از سرنشینها نیست. مفهومه؟
به ما اطلاع نداده بودن که اونا تو این منطقهان
با مرکز اونا چک میکنم
مرکز، درِ خونه شماره ۱۷۰۱ خیابون میر جنوبی بازه
داریم بررسی میکنیم
لطفاً دو تا واحد کمکی بفرستید
اینجا یه افسر تیر خورده
آره، اینجا هم همینطور. منم یکی پیدا کردم
معاون، تیرانداز هنوز اینجاست؟
فرار کردن
بهمون شبیخون زدن
به یه آمبولانس تو موقعیت من نیاز هست
دو تا افسر زخمی، یه مرد حدوداً ۳۰ ساله
دومی زن حدوداً ۲۰ ساله، هر دو هوشیارن و نفس میکشن
این خیلی درد داره
ولی باید جلوی خونریزی رو بگیرم
آخ
اوه، لعنتی
آروم باش، آروم
چه اتفاقی افتاده اینجا؟ دنبال کی باید بگردیم؟
آرویو. آرویو دیگه کیه؟
اون یه مخبره
گفت اطلاعات داره
ولی وقتی اومدیم، شروع کرد به تیراندازی
چه خبرا جناب ستوان؟
صبح بخیر جناب ستوان
ممنون که اومدی
اوه. مدل قدیمی. خوشم اومد
اینا همون کلهگندههایی هستن که
مونیکا ادعا میکنه میتونه تو گرفتنشون بهمون کمک کنه
آره، پس طبیعتاً یاد من افتادی
در واقع، ایده من بود
این برادرزادهام، اِلناست
No comments yet. Be the first to leave one.