ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
ارائهای دیگر از تیم ترجمه Opus - SuB
«قسمت اول»
ترجمهی زیرنویس از ..::..Opus Sub TeaM..::..
از اهالی کجایی؟
این حوالی جز اینجا جای دیگهای نمیتونی نوشیدنی گیر بیاری
از اهالی موزو ای؟
شبیه اهالی گوران که نیستی
نکنه مالگالی هستی؟
ای وای، میبینم که شمشیر داری جنگجویی؟
شرابت که بدمزهست
خودتم یه ریز حرف میزنی
کسی مُرده؟
یا کسی رو کُشتی؟
...فقط دو نوع مردم تو همچین هوای مزخرفی
.گذرشون به اینجا میافته....
...یا کسانی که مُقدر شده کسی رو بکشن
یا کسانی که مُقدر شده کشته بشن
...با این زبان سرخت، خوب تا حالا زنده موندی
و سرتو به باد ندادی
...میخوای اون زبانتو از حلقومت بکشم بیرون
تا با خیال راحت عمر طولانی کنی؟
...زبون این پیرزن درسته نمیتونه خوب شراب رو مزه کنه
.ولی تو چرت و پرت گفتن مهارت پیدا کرده
بهنظر میاد مدت زیادی سرگردان بودی
قصد داری کجا بری؟
دنبال یه مهمونخونه میگردم
...شنیدم یه جایی این حوالی
یه مهمونخونه هست که ارواح مُرده ها رو تسلی میده
حتما دنبال مهمونخونهی ماه میگردی
اونجا رو میشناسی؟
...شنیدم یه مهمونخونه برای مُرده هاییه که
.هنوز تو این دنیا سرگردونن
اون مهمونخونه کجاست؟
باید کجا برم؟
تو نمیتونی بری اونجا فقط مُرده ها میتونن واردش بشن
درست مثل اون ارواحی که اونجا ول میچرخن
تو این تابوت چقدر روح سرگردان با خودت آوردی؟
همه کسانی هستن که بهخاطر من مُردن
به خاطر کسانی که مُردن، دیگه کیا رو کُشتی؟
خفهخون بگیر فقط بهم بگو چطور برم اونجا
قرص ماه»؟»
یه ماه ـه که از کینه پُر شده
بنال ببینم
...میخوام مسئولیت کسانی که کُشتم رو
به عهده بگیرم
تو حتی نمیتونی مسئولیت خودتو به عهده بگیری
...تو توانایی اینو نداری که
.مسئولیت زندگی دیگران رو به عهده بگیری
...بهت گفته بودم اگه حرف زیادی بزنی
.اون زبونت رو از حلقومت میکشم بیرون...
فقط بگو چطور میتونم برم اونجا
اگه فقط مُرده ها میتونن به اون مهمونخونه برن
.آمادهام که همین الان جون خودمو بگیرم
روح بیچاره
فکر کردی با قربانی کردنِ زندگی خودت میتونی واسشون جبران کنی؟
این فقط یه خیال خامه
...الان دیگه به جز این زندگی
چیزی ندارم که بتونم ازش دست بکشم
...مهمونخونهی ماه
جاییه که ارواح مُرده ها گِرد هم جمع میشن
تمام ارواح سرگردان در نهایت راه خودشون رو به اونجا پیدا میکنن
اونا هم انسانهایی بودن که به دستت کُشته شدن
اینجا بود؟
...یعنی با کُشتن همه
تبدیل به روح شیطانی شدم؟
و با پاهای خودم به مهمونخونهی ماه اومدم؟
متکبر و ابلهای
تو یه انسان رقتانگیزی که گرفتار ترحم به خود شدی
حالا که با پای خودت به محلی اومدی که تاوان گناهانت رو بدی
پس تاوانش رو بپرداز
...مهمونخونهی قرص ماه که پناهگاهی برای مردگان است
.صاحب جدیدی پیدا کرده...
...چطوره شماها همراهِ من به
یه مکان راحت بیاین؟
« هتل دللونا » @OpusSub
پسرم
با اینکه امروز تولدته نتونستم واست جاجانگمیون بگیرم
اشکالی نداره. گشنهام نیست
بیا بریم با این پول جاجانگمیون بخریم
آقا - هی، پسر -
این پول از دستتون افتاد - ممنون -
خدایا، عجب پسر خوبی هستی
پیشانی بلند و چشمان درخشانی داری
چهرهی مبارکی داری
تولدت امروزه؟
سال و ساعت تولدت رو بهم بگو
هی خانم. ما گل نمیخریم برین پی کارتون
...وای عزیزدلم. سالهای اول عمرت رو
به خاطر متولد شدن به عنوان پسر این پدر گرفتار بدشانسی بودی
اما نمیشه گفت رابطهی بد اقبالیه
اینکه اول زندگی سختی بکشی یعنی آماده میشی در آینده بخت خوب بهت رو کنه
الان داری بدشانسی رو از خودت پاک میکنی
چی؟ بدشانسی؟
چطور میتونی واسه فروش گل به بچه همچین مزخرفاتی بگی؟
پسرم، فقط یکم صبر کن ....بابا کلی پول در میاره
و واست هدیهی تولد میگیره
هدیه؟ - !گل -
واسه تولد باید گل بگیرین
گفتم که گل نمیخریم
گل هم خوبه بابا
به جای اینکه پول بدی بخری میتونی چند شاخه واسم بچینی
پس به خاطر پول خودت رو به خطر ننداز
خدای من
تو هنوز بچهای واسه چی خودتو نگران همچین چیزایی میکنی؟
اونجا رو نگاه کنین - همه جا رو خوب بگردین -
هیچی اونجا نیست؟
اون طرف - اونجا رو بررسی کنین -
خانم رئیس، بیدار شدین؟
امشب قرص ماه کامله پس گمون کنم مهمون زیادی داشته باشیم
وقتایی که مهتاب نورانیه، میتونن از راه دور هم به خوبی اینجا رو ببینن
واسه همین از همه طرف به اینجا سرازیر میشن
پس تابلوی هتل رو روشن میکنم
کارتون رو شروع کنین
هرموقع قرص ماه کامله حال و روزم خوش نیست
مخصوصاً امروز از همیشه بدترم
ارواحی که به مرگ فجیعی مُردن رو قبول نکن
با این حال، درست نیست مهمونها رو انتخاب کنیم
گفتم قبولشون نکن
به هرحال که مُردن، عجلهاشون کجا بود
خوب حواسمو جمع میکنم که جلوی روی شما آفتابی نشن
این ماه کوفتی
بدجوری ازش خسته شدم
همونجا وایسا! وایسا ببینم
آخ
وای، نزدیک بود بمیرم
اینجا کجاست؟
یعنی فقط واسه وارد شدن ازم پول میگیرن؟
تنها تشریف آوردین؟
بهخاطر میارین چه مدت از مرگتون میگذره؟
حدود ده روز
گمونم اون آسانسور باشه
!وای خدایا، اینجا چقدر بزرگه
یعنی بابت نشستن ازم پول میگیرن؟
حالتون خوبه؟ بهنظر روبهراه نمیرسین
کجا اینقدر خیس شدین؟
رودخونهی هان
رودخونهی هان؟
نصفهشبی تو رودخونه آبتنی میکرده؟
این هتل گرونه؟
بهنظرت واسه نشستن تو لابی ازمون پول میگیرن؟
.خبر ندارم. منم اولین باره اینجا میام
...واستون چه اتفاقی
افتاده؟...
از پله ها افتادم پایین
خیلی وقت بود روحی که تو آب خیس شده بود، نداشتیم
یه روح خیس؟ - بله -
احیاناً ظاهرش ناجور به نظر میاد؟
...خُب، یکمی
امروز رئیس جانگ زیاد حالشون خوش نیست
تا خانم ندیده، زودتر بفرستش به اتاقش
چشم
مشکلی پیش اومده، قربان؟
...مهمونی که الان رد شد
به اینجا تعلق نداره اشتباهی اومده
...پس یعنی اون مرد
نمُرده؟
زنده ست؟
اگه رئیس جانگ ببینش تیکه بزرگش گوششه
باید زود پیداش کنیم و از اینجا بفرستیمش بیرون
باید حداقل واسه دو ساعت اینجا مخفی بشم
چطوره تو دستشویی قایم بشم؟
آره. فکر خوبیه تو دستشویی قایم میشم
از طلاست؟
وای، به نظر خیلی گرون میاد
نه. نه. الان این چیزا مهم نیست
امیدوارم باز همدیگه رو ببینیم
ساحل اینجا چی کار میکنه؟
آقا، میخواین تو آب شنا کنین؟
ما مایو بهتون قرض میدیم
شمارهی اتاقتون چنده؟
نه، ممـ... ممنون
خوش اومدین
نمیدونستم این ساختمون اینقدر بلنده
عجیبه
چه ترسناکه
یه موجود زنده وارد اینجا شده؟
...انگار بیخبر از اینکه اینجا چه جور جاییه
داره تو هتل ول میچرخه
اگه هر چه زودتر نره بیرون، حتماً میمیره
،اگه بمیره که تمومه
ولی اگه خانم جانگ بفهمه پوستمون کنده است
بلایی سرمون میاره که تا 50 سال یادمون نره
میدونین که همیشه چی میگه
عرضهی یه کار ساده رو هم ندارین؟
انگار هنوز نفهمیدین با کی طرفین
،یه بار دیگه از این اشتباهات بکنین
همه ـتونُ میکنم تو یه اتوبوس و میفرستم ـتون اون دنیا
شیرفهم شد؟
وای نه
.فکر کنم اشتباه از من بود که اومد تو حالا چه خاکی به سرم کنم؟
چرا همیشه تقصیرا رو گردن میگیری؟
ولی این دفعه تقصیر توئه - ها؟ -
من که نمیتونم گردن بگیرم
هنوز تو این دنیا کار دارم
نمیتونم سوار اتوبوسی شم که داره میره اون دنیا
بدبخت شدم، دخلم اومده
آخه اون احمق واسه چی باید بیاد اینجا؟ مرده شورشُ ببرن
...رئیس جانگ دیر یا زود میفهمه
که یه روح زنده داره تو هتل میچرخه
اگه خودِ رئیس جانگ پیداش کنه دیگه هیچوقت نمیتونه از اینجا بره
No comments yet. Be the first to leave one.