The Beast in Me

The Beast in Me

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Beast in Me S01E05 Bacchanal 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 The Beast in Me 2025 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-13
ഡൗൺലോഡുകൾ: 110
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

هیچ وقت نرسیدیم به این اتاق.

خونه وقتی خریدیمش خیلی کار داشت. یه لیست بلندبالا داشتیم.

فکر می‌کردم زیاد اهل مشروب نیستی.

من هیچ‌وقت اینو نگفتم.

فقط...

شرابتو نمی‌خواستم.

اوه، ممنون.

خدایا، چی شده؟

باید قیافه اون یکی رو می‌دیدی. بهم حمله شد.

آره، بیرون دفترم.

خیابون ۵۵ و مدیسون. فقط نصف بلاک پیاده رفتم تا یه آب چغندر بگیرم.

وای خدای من.

و اون کجاش بود...

نوچه‌ت؟

اتفاقاً شب مرخصی داشت. آره.

یه نفر از پشت اومد سمتم و وانمود کرد که انگشتش تفنگه.

یعنی، فکر نمی‌کنم، امم، می‌دونست من کی‌ام.

فقط یه احمق دیگه با کفش‌های گوچی.

جنگ طبقاتی قطعاً سر رسیده.

خودت هم یه خورده داغون به نظر می‌رسی.

آره، خب...

فکر کنم کلاً روز گندی بود.

چطور بود با پدر و مادر مادی؟ گفتن بهشون سر زدی.

نگفتی که هنوز باهاشون در تماسی.

تو هیچ‌وقت نپرسیدی. اونا خانواده همسر منن، مگه نه؟

باید اعتراف کنم، اون، امم...

اون یه پیچش غیرمنتظره بود.

چی؟ اونا از مردی که دخترشونو کشت، اینقدر خوب حرف می‌زدن؟

خب، دقیقاً چی گفتن؟

خب، من...

مطمئنم خودت می‌تونی حدس بزنی.

هوم.

داستان فرق می‌کنه با اون دوستت برایان ابوت.

خب، کلاً چند بار باهاش حرف زدی؟

یعنی...

مگه مهمه؟

فقط کنجکاوم.

نمی‌دونم.

دو بار؟

حضوری؟

یه بار حضوری و یه بار تلفنی. چرا؟

می‌دونی که اون معتاده، درسته؟

اداره بیشتر از یه بار تعلیقش کرد. فرستادنش اجباری کمپ ترک اعتیاد برای الکل، قرص، کوکائین.

چی؟

نه، فقط...

آره، این باهاش جور درمیاد.

با چیزی که من دیدم.

اوه آره.

یه سری مشکلات درونی داشت، این برداشت من بود.

آره.

و اون درباره من چی گفت؟

که من شیطان خالصم و مطمئنه من کشتمش؟

و تو باورش کردی.

یا... یا حداقل می‌خواستی باورش کنی.

لعنتی، اگه من این کارو کرده باشم، کتاب بهتری میشه، مگه نه؟

اوه، اَگی.

ناامید شدی.

اشکالی نداره. دلخوری‌ای نیست.

زنت بود؟

پدر.

تو این ساعت؟

سلام بابا. - تو کدوم گوری بودی؟

دو بار زنگ زدم.

آره، یه خورده کارم گرفت. چه کاری؟

مهم نیست. آخرین خبر چیه؟ برنامه دوم داریم؟

باشه.

درسته.

وقت کافی داریم؟

خیله خب. خب... عالیه.

من خواهم...

آرامشی برای خسته‌ها نیست.

کاری هست که باید انجام بدی؟

اوه، تحت کنترله.

خب، کجا بودیم؟

فکر کنم داشتیم یه لحظه خاص رو تجربه می‌کردیم.

اون "کارم گرفت" لعنتی اصلاً یعنی چی؟

یعنی چی مهم‌تر از این؟ چند تا هستن؟

اوه، هفت تا. هر کدوم پنج هزار.

نگران نایل هستم.

منظورت کتابه؟ آره.

آره، کتاب یه بخشی از اونه. نه همه‌ش.

داره یه کاری می‌کنه.

داره بی‌پروا میشه.

این حرفا از کجا میاد؟ آره.

اون بالا توی آتیکا دیدمش. یه سری آدما هستن...

نمی‌تونستن آروم بگیرن.

نمی‌تونستن جلوی خودشونو بگیرن. به خاطر همینه که داری مواظبشی.

آره، برای همینه که دارم تلاش می‌کنم.

یعنی، نمی‌تونم ۲۴ ساعته مراقبش باشم.

تقریباً رسیدیم.

این رأی‌گیری رو رد کنیم، کارمون با جارویس یاردز تموم میشه.

و بعد، ریکی، من دیگه تموم کردم.

برای همیشه تموم کردم.

نایل هر گندکاری کامیکازه‌واری که دلش می‌خواد می‌تونه بکنه.

اون دیگه مشکل ما نیست.

آدمایی مثل برایان ابوت...

باید باور کنن که کل دنیا علیهشونه.

وگرنه فقط خودشون مقصرن. اونا از برنده‌ها متنفرن.

من لعنتی عاشق سیگارم. آره، می‌دونی چه حسی داره.

انجامش داخل خونه یه جورایی مثل... شاشیدن تو شلواره.

نه، جدی میگم. مگه برای همین نبود که ازدواجت از هم پاشید؟

ببخشید؟ با همسر سابقت. وینی؟ شری؟

شلی. شلی، درسته.

نینا میگه اون خیلی آدم بی‌اعتمادی بود. حتماً از موفقیت تو بدش میومد.

خب، راستش رو بخوای، ای کاش نینا تو این مسائل دخالت نمی‌کرد.

از سرش میفته. احتمالاً دیگه هیچ‌وقت باهام حرف نمیزنه.

قاتل روانی، Qu'est-ce que c'est

فا-فا-فا-فا، فا-فا-فا-فا-فا خیلی بهتر.

بدو، بدو، بدو، بدو.

چی؟ چی خنده‌داره؟

اوه، اوه، اوه.

قاتل روانی.

فکر نمی‌کنی این فقط...

...فقط یه کم تابلو نیست؟

صفحه توئه.

من که سعی نمی‌کنم دنیا رو قانع کنم که من قاتل روانی نیستم.

آره، ولی من مجبور نیستم کسی رو قانع کنم چون تو این کارو برام می‌کنی.

آه، درسته.

درسته! نایل جارویس واقعی.

نایلی که هیچ‌کس نمی‌شناسه.

اوه، حتماً.

ولی جداً، چی شد بین تو و شلی؟

مشکل چی بود؟

چی؟ تو اجازه داری همه سوالا رو بپرسی. این منصفانه نیست.

خب، از هم دور شدیم. خیلی چیز عادی‌ای بود.

پس چرا دنبال زندگیت نرفتی؟

کی میگه نرفتم؟

ببخشید. امم...

خانم؟

این مزخرفات رو نشون نده. اوه، بیخیال.

چی؟ داری امیدوار میشی برگرده؟ نه؟

نه؟ نه.

منظورم اینه، باور کن، اون حسابی قانع شده که من یک جامعه‌گریزم.

خب، پس به درک.

نمیدونم. شاید حق با اونه. من... من خیلی خودخواهم.

مگه خودخواهی چه ایرادی داره؟ خودخواهی چیزیه که کارا رو راه میندازه.

آره. به بازار آزاد اعتماد کن.

و چی؟ تو... تو یه سوسیالیستی؟

خبر خوبی برات دارم خانم ویگز. تو دقیقاً توی معبد زندگی نمی‌کنی.

آره، شاید.

شاید مشکل من همینه.

با من برقص. بیا.

نه. بیا، بیا.

فقط قرار نیست این اتفاق بیفته.

چی؟ لزبین‌ها نمی‌رقصن؟ نه، هیچ‌وقت.

توی... توی مرام‌نامه ماست. اوهوم.

ما کوهنوردی می‌کنیم. گلف بازی می‌کنیم.

ما...

...خونه میسازیم.

هیچ قسمتی از وجودت نیست که منو بخواد؟

حتی یه ذره کوچولو؟ اوه خدای من!

یا عیسی مسیح.

من فقط میگم کارمون عجیبه، درسته؟

منظورم اینه، به ما نگاه کن.

نصفه شب، زنم نمیدونه کجام.

یه کمی سکسیه.

حالا میخوای بهم بگی من فقط آلت مناسب رو پیدا نکردم؟

خب، چند تا امتحان کردی؟ به تو چه ربطی داره؟

هی، مثل بودایی‌ها، مفهوم خود رو رها کن.

آره، من... مطمئن نیستم منظورشون این بود.

سوجیال رینپوچه؟

ما به هویت‌های ثابت میچسبیم تا از ترس مرگ دور بمونیم.

صبر کن، اون نبود که به یه راهبه مشت زد؟

روشنگری اشکال مختلفی داره.

راستی، واقعاً باید برم دستشویی.

اوه، امم، شاید از دستشویی بالا استفاده کنی.

و اگه لوله‌ها صدا دادن...

...فقط نادیده بگیر.

وای، واقعاً باید حقوقت رو بگیری.

نایل؟

شما با پیغام‌گیر صوتی...

نایل؟

هی.

نمی‌تونی اینجا باشی.

نه، جدی میگم. هی!

میدونی، اونا تنها حیواناتی هستن که با غذاشون بازی می‌کنن؟

اُرکاها.

یه ماهی رو میگیرن و قبل از قورت دادنش، این‌ور و اون‌ور پرتابش می‌کنن.

فقط برای تفریح.

میشه بریم پایین؟ لطفاً؟

از کی اینجا بودی؟

یه لحظه بشین.

بیا.

آره، دفعه بعد خودم میارم. وحشتناکه.

بابام...

...بابام همیشه همون بطری گلن‌فیدیک سینگل مالت رو برای مهمونا داشت.

من... یه شب مچش رو گرفتم که داشت با دیورز و آب شیر پرش می‌کرد.

آره.

گفت: "مردم به برچسبش توجه می‌کنن."

آدم باهوشی بود. هوم.

۱۲ سالت بود وقتی دستگیر شد؟

آره. بابا جون.

اون موقع تقریباً یه جور آرامش بود.

ما همیشه در حال جابه‌جایی بودیم. حتی اگه نمیدونستم چرا.

همیشه...

...فقط این...

...این احساس که ممکنه همه چی بهم بریزه.

میخواستم کوپر یه چیزی دائمی داشته باشه، میدونی؟

هوم.

این خونه.

The Beast in Me subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left