ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
اینجا نمیتونی همچین کاری بکنی.
خب، شما دوتا کی هستین کثافتا؟
ما؟
ما...
این زندگی قشنگه.
پر از خوشی.
انگار که ایدهآله.
صبح بخیر، عزیزم.
بذار ببینمش. هوم؟
آره، زندگی خوب اجازه میده پنهان کنی.
تمام غمهایی که حس میکنی رو.
تو واقعاً...
عاشق نمیشی.
چون نمیتونی ریسک کنی.
پس با خودت رو راست باش.
تلاش نکن وانمود به عشق کنی.
آره، زندگی خوب.
میبینمت، عزیزم. خداحافظ مامان.
که آزاد باشی و ناشناختهها رو کشف کنی.
مثل دلشکستگیها.
وقتی میفهمی که باید...
تنهایی باهاشون روبرو بشی.
لطفاً یادت باشه.
خداحافظ.
سامی؟ میوه لطفا. چشم.
بردی، پروتئینت رو بخور.
من خوبم.
لطفاً بشقابت رو تموم کن.
هی، اون مال باباست. اصلاً خونه هست؟
خداحافظ، لازانیا.
هی، یکم بهش سخت نگیر، باشه؟
همیشه.
وایسا.
دوستت دارم. باشه. دوستت دارم.
سلام عزیزم. دوستام اینجان.
باشه. اِ، روز خوبی...
هی، عزیزم؟
من اِ... تو زیرزمین خوابیدم.
که بیدارت نکنم. اوهوم.
باشه، بردی کجاست؟ میخوام درباره بازی بشنوم.
خب، اِ...
تیم مقابل یه جورایی، میدونی، فیزیکی بود.
آره؟ پس اون، اِ...
میذارم خودش بهت بگه. روز خیلی شلوغی بود.
من سه تا بازدید و یه فروش قطعی دارم.
و، اِ...
اوه. بردی قهوهات رو برداشت.
باید دوباره درست کنی.
خب، هاتچ، داری خونریزی میکنی.
باشه، ما باید، اِ...
اوه، لعنتی.
هی!
هی، رفیق.
هی، رفیق. خداحافظ مامان.
خداحافظ مامان. آره.
روز خوبی داشته باشی! باشه.
هی، بچهها. سلام سامی.
هی، تو... عاشقه کفشاتم.
صبح بخیر. منم عاشقه مال توام.
مال تو هم. ممنون.
آره، از پاساژ گرفتمشون.
برای تعطیلات تابستون جایی میری؟
آره، میرم بولینگ.
هاتچ؟
چی شده، عزیزم؟
میدونی.
اِ، تعطیلات تابستون چند روز دیگه شروع میشه، و...
ما باید یه کاری خانوادگی انجام بدیم. آره.
من، اِ... یه برنامه میریزم.
امروز یه برنامه میریزم و امشب بهت میگم.
سر شام. لازانیا درست میکنم.
حتما، هاتچ. نه، خودم میتونم انجامش بدم. من...
من... من امروز یه کار دارم.
اِ، ولی بعد امشب میبینی.
اِ، همه چیز برنامه ریزی شده.
چه خبره؟
هیچی.
اینجایی پس.
انگار روزت حسابی کش اومده.
یکم بیشتر... جدی بود.
بیشتر از چیزی که گفته بودن.
کارت دادهها.
یه کش رفتن ساده بود، هاتچ.
اولش یه کش رفتن ساده بود.
شماها تو کنفرانس خوش میگذرونین؟
کثافت، ما برای اون کنفرانس کوفتی اینجا نیستیم.
کارت کجاست؟
وای خدای من.
لطفا! یکی به ما کمک کنه.
یک اپراتور به زودی به شما کمک خواهد کرد.
آره. کش رفتن ساده.
آره. تا اینکه کرسیها با یوزیهاشون پیدا شدن.
صبر کن. نه، اونا امپی۷ داشتن.
کرسیها، هان؟
با امپی۷.
خب، ما همیشه شک داشتیم که ممکنه...
یه طرف заинтересо دیگه هم تو قضیه باشه.
فقط یکی؟
برزیلیها؟ آره.
با قمه؟
از نوع تیزش
وای
آره
وای
خب، من میگم ارزشش رو داشت
چون این تأیید شده
که ۸۰۰ هزارتا بیشتر به تسویه حسابت نزدیکت میکنه
و چقدر دیگه بدهکارم؟
۳۰ میلیون، کم و زیادش
مأموریت بعدیت
نمیتونم
هاچ
دارم کمکت میکنم تا یه بدهی رو تسویه کنی
بدهیای که با کمال لطف، ما از طرف تو حسابش کردیم
وقتی تمام پولهای روس رو سوزوندی
با این سرعتی که داری میری
تا بهار، حساب آبشچاک رو تسویه کردی
میرم یه
میرم یه استراحت کنم
موفق باشی
من شانس به چه دردم میخوره؟
تو... استراحت کنی؟
این کار توی ذات توئه
و ذات آدم همیشه برنده است
هر جا که بری
خودت اونجایی
روزهای پرماجرایی در راهه!
این تابستون، بزن بریم پلامرویل
درست وسط آمریکا
و با وایلد بیل، به ما برای تفریحات تابستونی بپیوندین
با محوطه بازیهای باشکوهش
هی!
و روی همهی اینها، اولین و بهترینِ آمریکا
پارک آبی!
به شما بچهها خوش میگذره؟
بله، حتماً، آقای وایلد بیل
کیلومترها سرسره!
چون پلامرویل، اینجاست
سامرویل!
پس باز و باز به (مجموعهی) وایلد بیل برگردین!
دوباره و دوباره
آره
اِم، اون تبلیغ خیلی قدیمی بود
مطمئنی هنوز همچین جایی هست؟
آره، همه چیزش هست. من... من چک کردم. هستش.
هتل و پارک آبی
ام، قایقهای اردکی و میدوی
قایق اردکی چیه؟
این، اِم... مثل یه اتوبوسه که روی آب میمونه
اِم، یه وسیله نقلیه نظامیه
پدربزرگ عاشقش میشه
پدربزرگ رو هم میاریم؟ پدربزرگ رو میاریم؟
آره، البته
میدونی چیه؟ اِم، من داوطلب میشم تو خونه بمونم
نه، همچین چیزی نمیشه
آره، بردی، گوش کن
این قراره کلی خوش ب
چشمت چی شده؟
یکی توی بازی بهم خطا کرد
کدوم بازی؟
همونی که تو از دست دادی
حق با توئه
واقعاً باید بیشتر با هم وقت بگذرونیم
به عنوان یه خانواده. آره
اینجا از اون جاهاییه که وقتی بچه بودی رفتی
باشه، این طوری به نظر میاد که
من کلی جا رفتم، باشه؟
بابا فقط یه بار ما رو برد مسافرت
یه بار. به پلامرویل
گوش کن
توی زندگی، وقتی اوضاع سخت میشه
باید خاطرات خوب داشته باشی که کمکت کنه دوام بیاری
و من فقط میخوام به شماها نشون بدم
جایی که منو از همه خوشحالتر کرد
میدونی، برای شما هم خاطره بسازم
اجازه میدین این کارو بکنم، لطفاً؟
خب، سلام، لازانیا
باشه
باشه، هاچ. حتماً
واقعاً؟ آره
واقعاً؟ آره
یالا بچهها، میتونه یه ماجراجویی باشه
یه ماجراجویی
آره. همینه
یادم نمیاد کدوم روز بود
پدربزرگ
هی بابا. اِم-هوم
باید سیگار برگ رو خاموش کنی
دود دست دوم
از این خبرا نیست
بزن بریم!
عاشق توام
با هر روز، راه تازهای میاد
هاچ، ماشینو روشن کن!
اینجا؟ آره
هر وقت لبهات رو میبوسم
فکرم شروع میکنه به پرسه زدن
و اگه تمام آرزوهام به حقیقت بپیونده
من با تو وقت میگذرونم
امروز بیشتر عاشقتم
No comments yet. Be the first to leave one.