ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
."اوه، تو خیلی عجیبی "رومن
.ولی ازش خوشم میاد - .هیس -
.تو اسم منو نمیدونی
.اوه، ببخشید
از اون کار خوشت نیومد؟
.نه عزیزم، جالب بود
.این خیلی زیاده
اسم منو میدونی؟
.تو همون بچهی توی آبنبات فروشی هستی
.دیگه وقتشه که بری
! خیلی خب، دخترا همه آمادین؟
!آره
،و شروع میکنیم ! یک، دو، سه ،چهار، پنج، شش
.بپرید، هفت، هشت .دوباره، یک، دو...بازوها محکم
،سه، چهار، پنج، شش .بپرید، هفت، هشت
،دوباره یک، دو، سه، چهار !پنج، شش، هفت، بپرید
،دوباره یک، دو، سه، چهار !پنج، شش، آخرین پرش...هفت، هشت
.خب، فیزیکِ ذرات این به چه معنی ـه؟
در اصل، ما این بحث رو .با نظریه نسبیت انیشتین شروع میکنیم
ما به سمت انفجار بزرگ حرکت میکنیم و بعدش دقیقاً برمیگردیم که
...حرفی که قبلاً زده بودم .ذرات
بنابراین، به این مفهوم میرسیم که ذرات بزرگترین ساختار
.با ذرات کوچکترین ساختار برابرند کسی سوالی نداره؟
"خانوم "بلوبل -
اونقدی که شما گفتین .واسه خواننده "قابل فهم" نبود
مطمئنم چیزی که گفتم این بود که . واسه خواننده بیشتر قابل درک و فهم ـه
،و اگه شما فکر میکنید که اینطور نیست خوشحال میشم
.که پایاننامه دوران کارشناسی ارشدم رو براتون بیارم .شما ازش خوشتون نیومد
.عاشقش شدم
...فقط اینکه
.بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنید اتفاقاتی افتاده
خب، چرا نگهش نمیداری؟
واقعاً؟
.دلم میخواد قبول کنی، بفرما
امشب ساعت 8 "بنکسی"
: "بنکسی" .داشتی میرسیدی بهم زنگ بزن
« قــســــمــت اول »
اینجا خونست؟
.آره، فکر میکنم نصف خونست
.پس خونهی عزیزم اینجاست
.خب، بریم ردیفش کنیم
.سلام بر همسایه
."اوه، پسر، "وینس
.وقتی عقلش سر جاش بود غمگین بود
وینس عاقل بوده؟
.آره، ولی نه زیاد
.اوه، ما سر کاریم
.اوه
.میرم یه قدمی بزنم - .باشه -
میرم شهر - ،باشه، قبل اینکه بری
.اون شاخ و برگارو هم آویزون کن
اوه، پسر
...اوه، این فقط
.اوه، عزیزم
.خداحافظ مامان
.سر وقت رسیدی
.ای دزد کوچولوی مامانی - ...ها؟ اون چیزه - اوه آره -
کجاست؟... - همهی وسائل تورو
گذاشتم اینجا، باشه؟
.واسه تمیز کردن اینجا رو کمک من حساب باز نکن
.قبلاً تمیز کردم
.عالیه
میدونی قدیمیها راجع به مروارید قبل از خوردن خوک چی گفتن؟
نه
.خب، بعداً واست تعریف میکنم ...خوراک خوک پختم ولی
.عیبی نداره
.خیلی خب
.سلامتی خونهی جدیدمون
.اوه، خدای بزرگ
.تو یه کولی هستی
.و توهم یه بِپا - دیدم که تو حوضچه خونهی -
.پدربزرگ، مادربزرگم شنا میکردی
.پس منو لخت دیدی - .اهمیتی نمیدم -
،فقط به این خاطر که یک رمان نویسم پس برام مهم ـه که
.انگیزه آدم هارو درک کنم
تو رمان نویسی، ها؟
.جالبه - وقتی رودخونهای دقیقاً همینجاست
چرا شنا تو حوضچهی اونارو ترجیح دادی؟
.چون رودخونه بیش از اندازه آلودست
،و واسه اینکه درست در جریان قرار بگیری
.در واقع دورگم
،"پدربزرگم، "نیکولای اون یک کولی اصیل رُمی
...اهل "کارپتیانس" بود ولی .اومد به ایالات و با یه زن کولیِ دیگه ازدواج کرد
این حرفایی که زدی یعنی چی؟
منظورم اینه ما "رومانسک" ها تا ابد روی کره زمین
.با تنهایی چیزایی که واسمون مونده میچرخیم
آبجو میخوای؟
.آبجو سلولهای مغز رو میکشه
.اه، پس بعضیهامون اضافه داریم
...خب، پس آدمی که اینجا زندگی میکرده باید
. یک دانشمند موشک بوده باشه
چه اتفاقی واسش افتاد؟
وینس"، دائیم" .به خاطر مسمومیت الکلی مُرد
شما شیطان پرستید؟
.اون میگه، ما شیطان پرستیم
.هرنشونی، نشون دهندهی یک عنصر ـه
بالاترینِ نشون دهنده وجود روح ـه
.به علاوه اینکه، این به نظر متال میاد
چیه؟
تو یه گرگینه هستی؟
حالا میدونیم ادبیات تحت تاثیر کی و چی قرار گرفته
میخوای واسم یه خون آشام پیدا کنی تا باهاش
یه حال اساسی بکنم؟ - .چندش -
.ولی انگشت اشاره و وسطت هم اندازست
.و گفته میشه اونا تورو تبدیل به گرگینه میکنن
.خدای من
از کجا این چیزارو فهمیدی؟
.نمیدونم، تلویزیون یا یه همچین چیزایی
پس، تو یه گرگینه هستی یا نه؟
.البته
تو یه عقب مونده ای؟
.نه
.اگه اینطور نبود حواس گرگینه ایم متوجهش میشد
.فکر نمیکنم لازم باشه از اون کلمه استفاده کنی
"آره، "گرگینه .خیلی نژادپرستانست
.من "هیولا انسان نمای سکسی" رو ترجیح میدم
.دوباره میگم چندش .منظورم عقب مونده ـست
.میدونم منظورت چی بود
.اون "تام" ـه - تام"؟" -
.دوست پدرمه .آدم خوبی ـه
...من با بچه هاش میرم مدرسه - .نه، تا وقتی وقتش نرسیده نمیخوام بدونم -
.عجیبغریبی ها
.در اونجاست
بدجنس هم هستی
.امّا از نوع خوبش
.من همه فن حریفم
.به همسایگی خوش اومدید
خدایا ! واسه برداشت زمینا کمک لازم ـه؟
چیزی که بیشتر عذابم میده اینه که این جناب و
.واسه 14 ساعت از کارای همیشگیش در بیارم .ایشون یک قرار ملاقات دارن
.اوه، لعنتی کلاً فراموش کرده بودم
به "لیسا" گفته بودم بعدش میخوام .ببرمش پارک تفریحی
.فردا ببرش
.فردا مدرسه شروع میشه
.دقیقاً به همین خاطر لباس جدید لازم داری
.لباس جدید نمیخوام
این 17 ساله داره از قیافه من محافظت میکنه، خب؟
ظاهراً به اندازه کافی برای یادگیری تمایز بین .نو و کهنه وقت نذاشتی
.این لباسا دیگه به درد نمیخورن .میری خرید
"مگه این حرف "نورمن
نیست که میگه این اقتصاد نیاز داره که ما از زیاده خواهیمون
کم کنیم و به صرفه جوییمون بیافزاییم؟
.اینکار ما که همکاری محسوب نمیشه - و تو این فکرم -
اگه عمو "نورمن" ـت تورو 40 روز بفرسته مانیفست کمونیست
.باید بگردم دنبال دستورالعمل آبگوشت
میشه، عزیزم؟
...رومن"، بزرگ شدی دیگه" .کم و بیش
اگه ترجیح میدی که روزتو با دخترعمو
.و مامانت بگذرونی، فقط لب تر کن
.ترجیح میدم با همون "لیسا" برم بیرون
.البته عزیزم
"حالا، من مطمئن نیستم که "نورمن ...قبول کنه ولی
من یه سورپرایز کوچیک واسه اذیت نکردن
.مادر پیرت تو آخرین روز تعطیلات تابستون ترتیب دادم
تو "پنسیلمینیا" رو اجاره کردی؟
.همینطوره
.خیلی خب
سلام، دخترا
.سلام - .سلام، بابا -
اوه، خدارو شکر .میتونم یه دفترچه تلفن بخورم
.دیگه از اونا درست نمیکنن - خب، تو میتونی -
مال اونم بخوری، چون .مثل اینکه دخترت دیگه سوشی نمیخوره
از کی؟ - ،سوشی میخورم -
.جیوه خور نیستم
هی، چی میخونی؟
"سلام "روم چیکار کرده؟
فرشتگان؟ - پنسیلمینیا؟ -
.باشه ! پس میبینمت
.خیلی خب، صبرکن .بذار امتحان کنم
خوشگله
خیلی خب، خیلی خب - .صبرکن، باشه -
.آخرین... آخرین بازمانده
.تمرکز کن - صبرکن، یک، دو، سه
.اوه، عجب
اسمشو چی میخوای بذاری؟
میدونی که اون پنسیلوینیا بیشتر از هر پایتخت ایالتی تو کشور
گروه های مخالف داره؟
.واسه برنده شدن چیزی نیاز به زمان داریم
ما همچنان مردم و به مصرف شیرینی و پشمک تشویق میکنیم
.برام عجیبه که اینا به هم ربط دارن یا نه
برتری اخلاقیِ لاغر بودن؟
.یالا
.امشب نه
جدی میگی؟
.تو حالم نیست
بیخیال ! کی دیگه میتونی بدون اینکه تو صف وایسی سوار این بشی؟
کی شده که اصلاً تو صف وایسی؟
فکر میکنی چی راجع به ما فکر میکنن؟ - کی؟ -
.دقیقاً
خب... من به چی فکر میکنم؟
.همم... اینکه ای کاش تابستون هیچوقت تموم نمیشد
.به این فکر میکنم که وقتشه بریم خونه
واقعاً؟
.اوهوم - .بیخیال، نه -
.اوهوم - باب" رو نمیخوای؟" -
.چرا
یالا، بچه عمو .بجنب که از اینجا بریم
"سلام، "همینگوی
.اینطوری صدام نکن
.باشه
No comments yet. Be the first to leave one.