ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...به یه دختر غریبه زیباترین هدیه رو دادم
هدیهی تبدیل شدم به یه موجود خونآشام
.خونخوار سایهها
دیدی؟
هنوز به شکل خونآشامی کاملش
،شکوفا نشده
.ولی فکر میکنم داره میرسه
چه بلایی داره سر من میاد؟
ببخشید اگه توی
...حالت معمول خودم نیستم، فقظ
.یه سری تغییرات رو دارم میگذرونم
.رویاهای دیوونهواری میبینم
.یعنی، خیلی عجیب هستن
.دوستهام متوجه شدن
.تغییرات روحیه، میلهای غیرعادی
.معمولاً گیاهخوار هستم
.دیگه کی؟ مایکلآنجلو بوناروتی
...مایکلآنجلو
دچار حساسیت چشمی
.و پوستی شدم
...و بعضی وقتها
بعضی وقتها میل به
.تیکه پاره کردن هماتاقیم دارم
ترجمه از شقایق و امیرعلی کارهایی که در تاریکی انجام میدهیم
از همگی ممنونم که به این جلسهی خانگی .اومدید
باید به همگی یادآوری کنم که اگر میخواید یه قربانی رو به خونه بکشونید
،و بذارید زنده بره بیرون
.راه خروج رو نشونشون بدید
.بلند و واضح شنیدم - .منصفانهست -
.ادب رو نشون میده - .باشه، قبول -
.همینطوره - .همینطوره -
،همچنین
ممکنه، وقتی از خونه خارج میشید
شمعها رو خاموش کنید؟
.مشاهده کنید
.به همین سادگی از وقوع فاجعه
.جلوگیری میشه - این بوی -
چندش، گندیده چیه؟
مثل... مار روی آتش؟
.فکر کنم بوی منه
یه ادکلن جدید زدم به اسم .آقای هایجینکس" زدم"
...خب، عالیه - کرم بعد از اصلاح؟ -
یه ترکیب ادکلن، کرم بعد از اصلاحه
.و سر کار توی دستشویی پیداش کردم
.عالیه
میشه فقط دیگه درمورد ادکلن حرف نزنیم، لطفاً؟
اصلاً چرا باید ادکلن بزنی؟ - !هیس -
.تا روی اعصاب تو برم
.آفرین - !لطفاً، دارم اینجا حرف میزنم -
،و وقتی من رهبر کشورم بودم
هرکسی که وقتی داشتم درمورد شمع حرف میزدم وسط حرفم میپرید
.میکُشتم
تو رهبر یه کشور بودی؟
.بله. من رهبر الکولندار بودم
.انگار اسمش رو همین الان از خودت درآوردی
.بهنظر ساختگیه - .نه، از خودم در نیاوردمش -
.یه کشور واقعیه
.کشور ساختگی نیست .کشور واقعیه
.الکولندار
.عافیت باشه - گیرمو، توی دستگاه تلفن هوشمندت -
.برو و دنبالش بگرد
...هجیش کن
.ای، ال، کلمهی جدید - .آها -
.پیداش کردم - !عالیه -
اوضاعش چطوره؟
.زیاد خوب نیست. نابود شده
چی... کِی این اتفاق افتاده؟ - .1401 -
اینکه بفهمی کشورت
از سال 1401 دیگه وجود نداشته
.شوک ناگهانیای هست
.اونجا خونهام بود
بله، به خاطر غارت
،کشتار و شکنجه بیرون انداخته شدم
و منطقیه، راستش. ولی الان چی دارم؟
.هیچجا خونهی من نیست
برای من خیلی منزجرکنندهست که .این دختر کوچولو رو اینطوری ببینم
،شبیه یه الاغ خیلی ناتوان
بیماره
که دلت میخواد جمجمهاش رو خرد کنی فقط چون
.نگاه کردن بهش خیلی ترحمانگیزه
فکر میکنم اون اولها که من هم خونآشام شده بودم
.فرق زیادی باهاش نداشتم
هیچکس صحبتی درمورد
.تبدیل غیرمقدسم باهام نکرد
.هیچکس رو نداشتم که راهنماییم کنه
این یه کیسه از خاک سرزمینمه
.که وقتی سفر میکنم با خودم میبرم
.این تنها چیزیه که از الکولندار باقی مونده
!الکولندار
.الکولندار... لعنتی
!خدای من
.فراموشش کن
چی؟
.آزادی
.گرسنه نیستم
...فقط
تازه فهمیدم که کشورم دیگه وجود نداره
.و خیلی بابتش ناراحتم
.و اشتهام رو از دست دادم
.دلت نمیخواد درمورد این چیزها بدونی
.داشتی فرار میکردی - ...چی -
حالت خوبه؟
،لطف داری که میپرسی .ولی وافعاً میگم، تو برو
!بگریز. بگریز
ارباب، حالتون خوبه؟
.هیچ کشوری ندارم، هیچ خونهای ندارم
چی؟ .نه اینجا خونهتونه
.و اینجا کشورتونه
.نه، نیست و نیست
خب، شاید اگه شهروند آمریکا بودید احساس بهتری پیدا میکردید؟
شدنیه؟ - .البته -
.بله
یه پیمان با این ملت غیرمقدس میبندم
و اینجا رو برای همیشه تبدیل به !خونهی خودم میکنم
.حالا شد
.فکر میکنم اونجا ایستگاه اتوبوسه
.تو خونه میبینمت
آره، کاملاً برام واضح شده که
.دارم تبدیل به خونآشام میشم - .من گردنت رو گاز گرفتم -
.مجبورت کردم خونام رو بخوری فکر کردی دارم چیکار میکنم؟
نمیدونم. فقط فکر نمیکردم خونآشامها ...واقعی باشن و
داری کنایه میزنی؟
.خوشم اومد
قرار تا ابدیت احساس گوهی داشته باشم؟
عزیزم، احساس گوهی داری چون .داری گوه میخوری
داری مثل یه پسر کوچولوی .دودکش تمیزکن زندگی میکنی
،اگه میخوای یه خونآشام قدرتمند، قوی باشی
.فقط باید تبدیلت رو کامل کنی
چطور اینکار رو بکنم؟ - عزیزدلم، چیز خاصی نیست. فقط -
.باید یهمقدار خون انسان بخوری، عزیزم
همین. بهت یاد میدم چطور .آدم بُکشی
خب، راهی هست که فقط بتونم ،خونشون رو بخورم
ولی نکُشمشون؟ - .هیس -
،فعلاً فقط خفه شو .کوچولوی احمق
.باشه
خب به اربابم قول دادم کمکش کنم
.برای تابعیت درخواست بده - بله؟ -
.گیرمو، عالیه
با ادارهی مهاجرت تماس گرفتم، و
.واجد شرایط گرفتن تابعیت هستید
،درواقع فرایندش رو شروع کردید - .عالیه -
.ولی تمومش نکردید
نکردم؟
.نه. سال 1992
اقدام به گرفتن تابعیت آمریکاییم
.در سال 1992 کردم
،فقط و فقط به پنج دلیل
.جانسون، جوردن، برد، بارکلی، اوینگ
فهرست آغازین تیم بسکتبال مردان
.ایالات متحده در المپیک 1992
.تیم رویایی، عشقم
.این رو نقطهی دانکام میدونم
.بیرحم بودند
.تیتانهایی در میان انسانها
.فاتحین زمین بازی
واقعیتش مجبور بودم
.اتحاد جاودانم رو به ملتشون میدادم
خب، توی 1992 چه اتفاقی افتاد؟
چرا مراحل کار رو کامل انجام ندادید؟
.شاید به این دلیل که ماکارینا همهگیر شد
پس... راستش وقتی برای چیز دیگهای .نداشتم
خب، هر خونآشامی قدرت .خاص خودش رو داره
،خب، باید ببینیم قدرت تو چیه
که بتونی اولین غذای انسانیت رو .شکار کنی و بخوری
.میتونم زبونم رو مثل تاکو بپیچونم
چطوری؟ .نه
.نه. سعی کن... من رو اغوا کنی
.من فقط یه مرد انسان احمقم
.آخ، آخ، تخمهام
.دوست دارم آبجو بخورم
.باشه - .با حالت فریبندهای لبت رو گاز بگیر -
.باشه
.شاید فریبندگی قدرت خاص تو نیست
خب، فدرت تو چیه؟
.من خزندهی فوقالعادهای هستم
.میتونی ببینی
.همهکار میتونه بکنه
.یالا، تو هم امتحان کن .شاید مثل من یه خزندهی عجیب غریب باشی
،عزیزم، خیلی آسونه
.میتونی از دیوار بکشی بالا
.خیلیخوب. یالا ...همینه. داری انجامش میدی
وای، نه، حالت خوبه؟
اینجا چه خبره؟
این همه بهم ریختگی برای چیه و تو اون بالا چیکار میکنی؟
آروم باش، لازلو. داشتم فقط به این بچه کوچولوی احمق خونآشام
.یاد میدادم چطور بخزه
کی؟ - .جنا -
جنا کیه؟ - .همونجاست-
.درسته، ندیدمت
.باید بندازیمش توی قفس
.لازلو
.خیلی حرف بدی بود
.ببین چیکار کردی .اعتماد به نفسش رو نابود کردی
.لعنتی - .احمق -
خب، فقط تصور کنید توی ادارهی مهاجرت هستیم
.و من مأمور دولتام
کجا و کِی به دنیا اومدید؟
.الکولندار. 1262
و اون کجاست؟
.جنوب ایران
No comments yet. Be the first to leave one.