ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه در "صـــــد" گذشت
اسکایکرو تنهایی پناهگاه رو نمیگیره
ما اون رو تقسیم میکنیم
یه نفر باید بره ریون رو بیاره
- من داوطلب میشم - منم بهت ملحق میشم
- نه - مامان، ریون به کمک ما نیاز داره
ما هنوز 23 ساعت وقت داریم تا موج مرگ برسه
پس خیلی جا برای اشتباه باقی نمیزاره
اینجا چه کار میکنی؟
زمانی برای برگشت نیست
ما بر نمیگردیم، ما میریم بالا
ما میخوایم ما رو از زمین بلند کنی
قبل این که موج مرگ برسه
چی میگی؟
من میگم موج مرگ هیچ غلطی نمیتونه بکنه
5 سال.
میتونی اون بالا دووم بیاری؟
ریون میگه ما میتونیم
به محض این که امن باشه یه راهی برای برگشت پیدا میکنیم
ما دوباره هم رو میبینیم
من منتظر میمونم...
زیر زمین
تو دیگه اون دختر کوچولو نیستی
اون چیه؟
فکر نکنم برای این آماده باشم بل
اونا یجوری به من نگاه میکنن انگار میدونم دارم چکار میکنم
چون فقط من یه جنگو بردم
اونا اونجور بهت نگاه میکنن
جون نجاتشون دادی
ولی زیاد طول نمیکشه
-الان باید رهبری کنی -چطوری؟
من یه رهبر نیستم
باید تو باشی یا کلارک یا...
بس کن
هیچکدوممون نمیتونیم کاری رو که تو کردی بکنیم
و این فقط بردن یه جنگ نبود
تو به مردم امید دادی وقتی امیدی نبود
تو پرومیتیوس هستی
از خدایان آتش میدزدی
و به نژاد انسان میدی
پرومیتیوس به یه سنگ زنجیر شد
که عقابا بتونن جگرشو بخورن
ممنون که استعارمو خراب کردی
دوستت دارم، داداش بزرگه
فکر کنم لازم بود دنیا تموم شه تا اینو بگم
- بل؟ - من هم تو رو دوست دارم
بلامی؟ بلامی، صدامو می شنوی؟
او اونجایی؟
-بلامی میتونی صدامی بشنوی؟ -هستی؟
- بلامی... - نه نه نه. زود باش
شاید دوباره همو ببینیم
شاید دوباره همو ببینیم
هی...
پیش اوناست؟
بلامی؟
بیسیم خراب شده
نمیتونی با مامانت خداحافظی کنی
متاسفم.
هی...
آه...
کلارک، بلامی، بیاید پایین
وقتش رسیده
میدونم خسته ای ولی ما باید تمرکز کنیم
روی برگزیده
1200 نفذ منتظر دستورتن
کی بخوابن، کی غذا بخورن
چطور زندگی کنن
ناآرامی، به خشونت تبدیل میشه.
قبلا دیدمش
باید رهبریشون کنی
این چیزی بود که برادرم گفت
ایندرا، من یه فرمانده نیستم
زمان فرمانده ها گذشته
زمان درگیری ها گذشته
الان زمان توئه
بذار کمکت کنم.
همینه
ما تنها کسایی هستیم که از نسل بشر مونده
من بهت دروغ نمیگم
5 سال آینده آسون نیست
روزایی میرسه که آرزو میکنیم اون بیرون بودیم
ولی بهت قول میدم اگه کنار هم باشیم
اگه ما ونکرو باشیم...
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click
شنیدیش؟
از پلیس تا جزیره 210 مایله
با توجه به چیزی که آخرین پهبادمون نشون داد
موج شدت گرفته
اگه حداقل 20 دقیقه قبل این که برسه از زمین بلند نشیم
جریان الکتریکی در ابر آذرآوار
سیستم موشک رو خاموش میکنه
یعنی پرواز نمیکنه
که به ما 90 دقیقه وقت میده که یه برسی 6 ساعته قبل پروازو انجام بدیم
اکسیژ ساز رو از فانوس دریایی بیار
یه کابین خلبان دو نفره رو 8 نفره کن
و انبارشون با غذا پر کن به اندازه ای که
تو فضا از گشنگی نمیریم تا به جلبک خوردنمون برسیم
فکر کردم گفتی این قراره سخت باشه
این قسمت سختش نیست
بکا موشکشو طوری طراحی کرده که روی پولاریس فرود بیاد نه کشتی
یعنی باید خودم هدایتش کنم به کشتی
چیش سخته؟
اینم قسمت سختش نیست
قسمت سختش چیه ریون؟
با فرض اینکه ما در زمان مناسب پرتاب بشیم
اسکرابر CO2 روی موشک دو نفره
8 نفرمونو ساپورت نمیکنه
پس ما از اکسیژن ذخیره استفاده میکنیم
مخازنمون فقط یه ساعت اکسیژن نگه میدارن
درسته، ما یه ساعت زمان داریم که به مدار برسیم
توی لنگرگاه فرود بیایم و سیستم رو درست کنیم
از تولید کننده اکسیژن برای تامین
اتاق یه فانوس دریایی استفاده کنیم
تو برای متقاعد کردن آدما برای این کار گند میزنی
میدونی که؟
هر کسی که اینجاس باید متقاعد بشه؟
خوبه، حالا میدونیم راه های زیادی هست
که ممکنه امروز بمیریم، چرا به ما نمیگی
برای زنده موندن چکار کنیم؟
چقدر دیگه مونده تا فانوس دریایی؟
پس میتونی حرف بزنی، برام سوال شده بود
از طرف همین درختاست
مشکلت با من چیه؟
چکارت کردم؟
جز تلاش برای کشتن بهترین دوستم
بعد از این که یه نیزه بهش خورد
چون تو رو بیدار نگه میداشت؟
خب اون خیلی سر و صدا میکرد
راست میگی، حرکت بدی بود، باشه؟
جاسپر از اون چیزی که بنظر میرسید قوی تر بود
شرم آوره که راه ترسو ها رو پیش گرفت
- هی، هی، هی! - هی! تو نباید اینو بگی!
آروم باش و گرنه لباسمو پاره میکنی
البته که فقط همین برات مهمه
ببین، دوست ندارم حرفاتو قطع کنم
ولی زمان داره میگذره
8 نفر تنها توی فضا برای 5 سال
یکی از اونا جان مورفیه
باید چای رو میخوردم
زمان داره میگذره مورفی
ایجاست، اینجاست، بیا
یکم نور بمن بده
بکا عالی بود
شرکتش بیشتر تکنولوژیهایی که
توی ایستگاه فضایی ارک درست شدنو طراحی کرده
پس سازگار بودنش مشکلی نیست؟
از چون چیزی که به نظر میرسی باهوشتری
بیا، من به کمکت احتیاج دارم
سیم کشی پشتشه
تو بکش من باز مینکنم، ولی خیلی نه
ما لازم داریم همه سیما به ارک وصل بشه
گرفتم
بیشترین از این نمیشه
تو باید بهش برسی
نمیتونم، دستکشام خیلی بزرگه
من دستکشامو در میارم
-ببخشید، میخوای چکار کنی؟ -ما وقتمون داره تموم میشه
میمیری
نگهش دار
بچه ها، به کمکتون احتیاج دارم هارپر، بیا بریم
من نگرانم.
منم نگرانم، ولی ما اینو انجامش میدیم
بیا کمکم کم
پس بزار یه بار دیگه مرور کنیم
ما دو ماه قبل از ساخت مزرعه جلبک رو پیش بینی کردم
تولید به اندازه کافی هست که به ما غذا بده
اگه ما سهمیه بندی کنیم به اونجا میرسیم
زمینیا توی فضا، خیلی عجیبه
زنده موندن یه کار گروهیه مخصوصا اون بالا
این تنها انتخاب بود.
تنها انتخاب، همچنین یه چیز عجیب در ضمن
عرق سرد هم همینطور
هنوز برای راه حل خون شب امیدتونو نگه دارید
هیچ موقه راه حلی نبوده
A.L.I.E. راجبش حق داشت
جنگ ما تموم نشده
مادرم یه رویا راجب مردن من دیده بود
مثل همونی که ریون دیده بود
که بهش گفته یه موشک اینجاست
اینا یکی نیستن
آره
و ابی هم چیزیش نمیشه
ریون بهش گفت که چطور متوقفش کنه
راجب این حرف نمیزنم
اگه اتفاقی برای من بیوفته
اتفاقی برات نمیوفته
بیا دوباره حساب کنیم
خواهش میکنم بلامی، باید اینو بشنوی
ما با هم خیلی چیزا رو گذروندیم
من اولش ازت خوشم نمیومد این یه راز نیست
ولی همون موقه هر کار احمقانه ای که میکردی
برای محافظت از خواهرت بود
اون همیشه اینو نمیفهمید، ولی من میفهمیدم
تو قلب بزرگی داری بلامی
کلارک...
مردم از تو پیروی میکنن
تو بخاطر این الهام بخششونی
No comments yet. Be the first to leave one.