In Treatment

In Treatment

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

In Treatment S04E10 720p WEB H264-GLHF
കമന്ററി എഴുതിയത് mehrdadss

ടാഗുകൾ

web
1080
720p
720
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-04-29
ഡൗൺലോഡുകൾ: 43
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫من یه اشتباه کردم، این مجازاتمه

‫تحمل می‌کنم

‫و کلی آدم دارن اون بیرون از من بد میگن

‫و منم کاری ازم برنمیاد

‫پس با یکی دعوات شد که به نظرت...

‫روانی بود

‫نمی‌دونستم می‌خواد منو از نرده‌ها پرت کنه پایین

‫ولی کاری که کردم مهم نبود

‫هیچکس از من خوشش نمیاد

‫تو هم مثل بقیه

‫چه اهمیتی داره من خوشم بیاد یا نه؟

‫برام مهم نیست!

‫فقط برام اون فرم لعنتی مهمه که باید برام امضاش کنی

‫تا بتونم برم پی زندگیم!

‫اگه می‌خواستم کل روز رو بشینم درمورد احساساتم...

‫حرف بزنم الان هنوز زن داشتم!

‫از یک تا ده، الان چقدر ترسیدی؟

‫اصلا نمی‌ترسم

‫پس میشه یک

‫می‌دونی، اگرم می‌ترسیدی هم ایرادی نداشت

‫- برات آب بیارم؟ ‫- بله

‫آره، ممنون. عالیه

‫اینجا راحتم

‫اگه هنوز کمردرد داری

‫بهتر شدم. ممنون

‫از این صندلی خوشم میاد

‫حتما تو هم همین حس رو داری

‫ندارم

‫« ترجمه از فـرزانـه و مهـرداد » ‫ .:: Mehrdadss & Farzaneh ::.

‫می‌دونی، از اون گیاه خوشم میاد

‫همه جا می‌بینمش

‫تو کافه‌ای که امروز صبح رفتم هم یکی بود

‫اسمش انجیر برگ کمانچه‌ایه

‫وقتی روی پای خودم وایسادم...

‫می‌خوام بیشتر برم تو کار گل و گلدون

‫من دوست دارم ازشون مراقبت کنم

‫آرامش میده

‫دنیای خاص خودشون رو دارن

‫با طول عمرشون ما رو مسخره می‌کنن

‫وقتی همه‌مون مردیم، کلی بهمون می‌خندن

‫- منظورت چیه؟ ‫- می‌دونی، همه‌مون خیلی تلاش کردیم...

‫خیلی نگرانی کشیدیم...

‫برنامه ریختیم، از همدیگه عصبانی شدیم، ‫برای چی؟

‫می‌دونی، امروز یه دعوا دیدم

‫دو نفر درگیر شده بودن...

‫سر یه جای پارک

‫حرف از نارضایتی‌های احمقانه شد...

‫امم

‫برای اون زنی که درموردش بهت گفتم، نامه نوشتم

‫همون نویسنده مقاله؟

‫آره بعد از آخرین جلسه‌مون بهش فکر می‌کردم

‫- معلومه عصبی هستی ‫- نه، من...

‫بهش چی گفتی؟

‫خب، خیلی حرفا رو امتحان کردم...

‫اولش، می‌دونی، خیلی بچگانه حرف زدم

‫کلمات زهردار و پر از نفرت رو استفاده کردم

‫ولی به مرور زمان، آروم شدم

‫- خب نتیجه چی شد؟ ‫- نفرستادمش

‫فقط...

‫فقط...

‫به نظرم بعید بود اثری داشته باشه

‫و در نهایت فهمیدم که دارم حرفای...

‫بزرگوارانه‌ای می‌نویسم که خودم بهشون اعتقادی ندارم

‫و تنها دلیلی که داشتم اینکارو می‌کردم این بود که...

‫تو رو تحت تاثیر قرار بدم

‫من؟

‫آره. خواستم خوب تمرین کنم تا وقتی که...

‫بتونم بیام و اینجا و بهت نشون بدم...

‫چه آدم خوبی هستم

‫به نظر خودم که تحت تاثیر قرار گرفتم

‫همم

‫به نظر میاد یه دیدگاه صادقانه...

‫برای انگیزه‌هات پیدا کردی، و...

‫به نظرم شجاعانه‌س

‫و خوشحالم که براش نفرستادی

‫آره، ممنون. خودمم خوشحالم

‫فکر می‌کنی چرا می‌خواستی...

‫منو تحت تاثیر قرار بدی؟

‫خب، چون آخرای جلسه قبلیمون...

‫گفتی از من خوشت نمیاد

‫گفتم کار من اینجا این نیست...

‫که از تو خوشم بیاد

‫متوجهی که این حرفت به نظر میاد از من خوشت نمیاد؟

‫و تو هم متوجهی که...

‫چقدر از اون چیزی که به نظر میاد متفاوته؟

‫باشه، پس مهم نیست که تو از من خوشت بیاد

‫ولی برای من مهمه!

‫نمی‌دونم چه برداشتی ازم میشه

‫مشتاقم که تو نظرتو بگی

‫ولی همینه که هست، و...

‫فقط...

‫- می‌خوام از من خوشت بیاد ‫- باشه

‫اینو به عنوان یه درونگرایی در نظر می‌گیرم و...

‫- قبول می‌کنم. برای... ‫- برای چی؟

‫دوست داشتن تو

‫عوضی

‫هردومون مثل گیاه هستیم. داریم بهش می‌رسیم

‫خب، اینکه نامه نوشتی و تصمیم گرفتی نفرستی...

‫فکر می‌کنی این چیزیه که...

‫بتونی با خودت حلش کنی؟

‫می‌دونی چیه؟ ‫نمی‌خوام بهش فکر کنم

‫نوبت اونم می‌رسه، بالاخره یه اشتباهی می‌کنه...

‫و کل دنیا علیه‌ش میشه

‫اونوقت من یه جا لم میدم و میگم...

‫کون لقت

‫ولی تا اون موقع می‌خوام از ذهنم بیرونش کنم

‫باشه. آرزوی نابودی یه نفر چیز خوبی نیست

‫ولی ما هم وقت زیادی نداریم

‫پس خوشحال میشم بریم سر مسئله بعدی

‫عالیه. چی مثلا؟

‫مثلا تو

‫اوه، صحیح

‫خب، بذار ببینم

‫گیاهان. عاشقشونم ولی درموردش حرف زدیم

‫اه...

‫- بیرون رفتن رو دوست دارم ‫- حالا این شد یه چیزی

‫آره، من تو جنگل بزرگ شدم...

‫تا زانو توی گِل، بیشتر وقتا هم کون لخت

‫خونه‌مون تو جاده گرین‌ویل بود

‫کنار رودخونه سن لورنزو

‫اونجا بود که پدر و مادرم اسم انتخاب کردن. ‫و منم عاشق...

‫جایی که پدر و مادرت اسم انتخاب کردن؟

‫برای شرکتشون

‫- مواد غذایی گرین‌ویل ‫- همون شرکتی که...

‫بیسکوییت زغال اخته تولید می‌کنه؟

‫- با چیزای دیگه ‫- عاشقشونم!

‫فکر کنم چندتایی تو خونه داشته باشم

‫آره. همه‌مون داریم بروک

‫- هنوز تو این کار هستن یا... ‫- اوه نه

‫نه، خیلی وقته مُردن

‫ولی آره، آره. ‫از درست کردن گرانولا...

‫توی اون کلبه کوچیک روی رودخونه شروع شد...

‫و تبدیل شد به یه چیز بزرگ

‫تو هر فروشگاه موادغذایی سالم

‫- به هم نزدیک بودین؟ ‫- مم، آره

‫یعنی...

‫می‌دونی، «آره»

‫آدمای همیشه مشغولی بودن

‫والدین شاغل از نظر یه تراپیست...

‫اتفاق خوبیه

‫آره؟

‫حل کردن مشکلات والدین شاغل ‫خیلی راحت‌تر از والدینیه که...

‫بیش از حد به بچه‌شون توجه می‌کنن

‫بستگی داره به اینکه چیکار می‌کردن. ‫اگه مثلا مشغول...

‫کوکائین بودن...

‫این بده.

‫کی فوت کردن؟

‫امم...

‫حدودا 10 سال پیش

‫واو

‫آره، داره 10 سال میشه

‫داشتن می‌رفتن...

‫به یه کنسرسیوم تو آلاسکا

‫مدیران شرکتهای سازگار با محیط زیست

‫می‌دونی...

‫رفته بودن قایق سواری...

‫و... تو هیدروپلینی بودن که غرق شد

‫چه وحشتناک

‫آره

‫- خیلی متاسفم ‫- ممنونم

‫آره، همیشه سفرهای خاص می‌رفتن

‫می‌دونی، ولی اون موقع من 14 یا 15 سالم بود

‫دوست نداشتم برم سریلانکا

‫می‌خواستم با دوستام وقت بگذرونم

‫از اون موقع بود که بدون من می‌رفتن سفر

‫عالی بود. دو سه هفته نبودن

‫اعیونی زندگی می‌کردم

‫می‌دونی، مک اند چیز می‌خوردم

‫هرشب می‌رفتم راک کلاب

‫- آرزوی هر بچه‌ایه ‫- فقط...

‫خیلی خوش می‌گذشت!

‫هر گروه موزیکی رو که اسم بیاری...

‫تو یه کلاب تنگ و کثیف و دم کرده دیدم

‫هرکی رو که بگی

‫کسایی که اون موقع هیچی نبودن

‫هنوز با بعضیاشون صمیمی هستم

‫یا بهتره بگم بودم

‫تو به کدوم علاقه داری؟

‫موزیک منظورته؟

‫هر موزیک پاپی که می‌شد...

‫دور از چشم پدرم گوش کرد

‫پدرم رو جَز تعصب داشت

‫آهنگ راهب لونیوس رو می‌ذاشت و می‌گفت...

‫«به این میگن موزیک واقعی»

‫ولی من کلاس هشتم بودم...

‫وقتی درِه و اسنوپ گل کرده بودن

‫الان کم کم دارم شیرفهم میشم

‫حتی نمی‌دونستم ازش خوشم میاد...

‫یا فقط به خاطر این بود که همه گوش می‌کردن...

‫مسخره نیست؟ چیزایی که تلاش می‌کنیم بهشون علاقمند بشیم؟

‫می‌دونی، منم اون آهنگ رو گوش کردم. وای خدا...

‫حتی یه کلاه مسخره خریدم که شبیهش بشم

‫و اثری نداشت

‫نه بابا؟

‫خدایا، وقتی بهش فکر می‌کنم، انگار...

‫یه نمایش بود

‫من موزیسین‌های باحال و سطح بالا...

‫دوست داشتم

‫می‌خواستم غیرقابل تشخیص باشم

‫دوست داشتم یه غریبه بهم نگاه کنه...

More Farsi Persian subtitles for In Treatment

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left