ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
«نقشه اصلی» از گروه اواسیس
صدای موسیقی در ماشین
قطع شدن موسیقی
بستن در و قفل کردن
صدای نامفهوم گفتگو
صدای قفل و گفتگوی نامفهوم
باز شدن در
داداش، گوش کن، خواهش میکنم. باید وسایلت رو جمع کنی
مرد به زبان فارسی صحبت میکند
صدای باز شدن آب
احسان؟
احسان طارمی؟
به کسی گفتی که داری میای منو ببینی؟ نه
خب، چی واسم آوردی؟
چیزی که دارم، خیلی بزرگه
آدمهای زیادی ممکنه تو این ماجرا صدمه ببینن
صدها نفر کشته میشن
یه نفر هم هست که میتونم لو بدم
کسی که همه نخها رو میکشه. کی؟ کی پشت پردهست؟
اما چیزی که لازم دارم، تضمین امنیت خانوادهمه
برای زن و دخترهام
تو بابت اطلاعات خوب بهم پول میدی، مگه نه؟
چرا؟ مگه قاچاق مواد دیگه سودی نداره؟
من تو اون بخش از کار نیستم
پس چیکارهای؟ من فقط یه مترجمم
تجربه به من میگه آدمهای توی کارِ مواد همیشه با هم به مشکل میخورن
حالا، یه داستان مزخرفِ «تهدید امنیت ملی» سر هم کردی
و انتظار داری ظرف پنج دقیقه
امآی۵ برات یه خانهی امن و یه هویت جدید جور کنه
همینه؟ قصد کلک زدن ندارم
این... ربطی به مواد نداره
پس موضوع چیه؟ هان؟
من و خانوادهم باید در امان باشیم. تو اینو ردیف کن، منم حرف میزنم
باید حرفم رو باور کنی
نفسنفس زدن و نالهی جان
جان به سختی نفس میکشد
صدای درگیری و ناله
فریاد مرد
نفسنفس زدن او
صدای بوق ماشین در دوردست
خبر خوب اینه که ماشینت رو امشب برات میارن
خبر بد اینه که قراره یه گوشمالی حسابی بابت گندی که اونجا زدی بخوری
بابت اون افتضاحی که راه افتاد
این یه تسویه حساب بین باندها بود
اصلاً به امآی۵ ربطی نداره
شخصاً فکر میکنم یه خدمت عمومی انجام دادی
خنده کوتاه مرد
آخه واسه چی تنهایی رفتی؟
جدی، با خودت چی فکر کردی احمق؟
بهتره راه بیفتی رفیق. اون بالا منتظرتن
موفق باشی. چون بهش نیاز پیدا میکنی. (خنده مرد)
بستن در
زنگ خوردن تلفن
«من پیش مشاورم»
«کجایی؟» من نمیرسم بیام
«بهتره این دفعه یه بهونهی خیلی خوب داشته باشی»
بهم قول داده بودی
بوق قطع تماس
راستش، کارِ شوهرم طول کشیده
باید وقت رو عوض کنیم
صدای دستگاه اسکنر
این چه حسی بهت میده؟
چه حسی بهم میده؟
باعث میشه دلم بخواد برم تو یه کلاب
دوتا اسپرسو مارتینی بزنم بر بدن و با بارمن بخوابم
صدای بوق
همهمه
بهم گفتی یه روز مرخصی میگیری که بری مامانت رو ببینی
گوش کن... بهم یه دروغ شاخدار گفتی
رابط سرویس در پلیس منچستر بزرگ بهم گفت
که احسان در مورد یه تهدید امنیت ملی بهشون آمار داده
اونا هم موضوع رو به تو پاس دادن
تا تو همونی باشی که میره و خودش رو سکه یه پول میکنه
احسان اصالت ایرانی داشت
با باندی که از طریق ایران هروئین جابهجا میکردن ارتباط داشت
احسان به یه کشتار دستهجمعی اشاره کرد
حسم بهم میگفت که حرفش جدیه. همه میدونیم حست خوب کار میکنه
اما باید تو استفاده از منابعمون اولویتبندی کنیم
بهت گفتم اون سرنخ رو دنبال نکن. اونوقت تو چیکار کردی؟
پشت سر من، از گوشی شخصیت استفاده کردی
تا با یه منبع احتمالی ارتباط بگیری
تنهایی و بدون هیچ نیروی کمکی رفتی
و خودت رو بدجوری تو خطر انداختی
و حالا دو نفر مُردن
مجبور شدیم یه تیم بفرستیم تا گندکاری تو رو جمع کنن
این سومین سرنخ مزخرفیه که تو این چند ماه بزرگش کردی
همه میدونیم میخوای ثابت کنی هنوزم بلدی چیکار کنی، جان
اما این کارت فقط از روی ناچاریه
اگه سرنخ چرتی باشه که طرف رو نمیکشن
من با پلیس منچستر بزرگ صحبت کردم
تو استاکپورت پیچیده که کرگ بیستون
پنج کیلو از هروئینش غیب شده
فکر میکنم خودت رو وسط دعوای
موادِ گمشده انداختی
هنوز هویت ضارب رو شناسایی نکردیم
اما این کارِ اینجور آدمهاست، جان. مثل موشهایی هستن که تو یه کیسه به جون هم میافتن
تجارت مواد مخدر منچستر مربوط به پلیسه
اگه بازجویی بشه، حسابی به دردسر میافتی
ممکنه پرونده انضباطی برات درست شه
دمِ هر دوتون گرم که حالم رو پرسیدین
فکر میکردم این روزها سلامت روان اولویته
آه کشیدن زن
تو یه اتفاق خیلی تلخ رو تجربه کردی
نیاز داری یه مدتی استراحت کنی
نیازی به استراحت ندارم. تو یه نفر رو کشتی
من صلاح سلامت روانت رو میخوام، جان
اون فقط یه نمایش بود؟
ممنون. متشکرم. به سلامتی
دور شدن ماشین
باز شدن در و صدای کلیدها
متاسفم
میدونم کارت چجوریه، جان
خب... البته، دقیقاً که نمیدونم
آه کشیدن او
لعنت به این قانون مسخره رازداری
لعنت به این قانون رازداریِ آشغال
میدونم، میدونم، میدونم
واقعاً باورت کرده بودم وقتی گفتی این بار میای
میدونم
معذرت میخوام
میتونیم یه وقت دیگه بگیریم؟
اون زنه همین الانشم ما رو یه موردِ ناامیدکننده میبینه
اوه، بیخیال، اینجوری نگو. ما خوبیم
میفهمم چرا میخوای بریم
واقعاً میفهمی؟
آه کشیدن ملایم زن
اشکالی نداره. گذشت. حالم بد نیست
دوباره وقت میگیریم
چرا این لباسها رو پوشیدی؟
سر کار یکم اوضاع به هم ریخت
همه وسایلم رفت توی کیسه مدارک
چی شده؟
میدونی که نمیتونم بهت بگم
بچهها عصرونه خوبی خوردن؟
آره
کلویی پرسید میتونی شنبه ببریش فوتبال؟
آره... به شرطی که مجبور نشم برم سر کار
ناله جان
باسنت در چه حاله؟
خیلی درد میکنه. میخوای نگاهش کنم؟
این بهترین پیشنهادی بود که امروز بهم شد
باشه پس. وقتِ شیطنته
بیخیال! میدونی که با داشتن باسنِ هلوییِ من، بلیطت برده
خدای من
اوه. کلاً کبود شدی
آره، بهت که گفتم سر کار اوضاع خیط شد
مامانی
گریه و زاری
من میرم
ناله بچه
خوبی رفیق؟
بیا. بیا اینجا. بدو، بدو
بدو. بیا اینم از این
چیزی نیست. بیا. خوبه، خوبه
بدو
الکس. امضا: الکس
«کلینت ایستوود» از گروه گوریلاز
بابا؟ جانم عزیزم
به نظرت من مهاجمم یا مدافع؟
مهاجم. کنج دروازه، قهرمان هتتریک
قهرمانِ زنِ هتتریک، درسته؟
آره کلویی، درست بهش بگو. همینه
من امروز نمیرم سر کار
کارم گفتن چند روزی استراحت کنم
پس بابا امشب میاد دنبالتون
هورا! آره، باید استراحت کنی. حالت خوبه؟
آره، ردیفم. لیست کارهامون چیه؟
میتونی این خریدها رو انجام بدی
و شاید یه وقت از دکتر عمومیِ خودت بگیری؟
باید مطمئن بشی که فقط هموروئیده
هی مارتا. صبح بخیر
قرار چطور بود؟ عالی
بعداً برام تعریف کن
آره، حتماً. دختر خیلی دوستداشتنیای بود
اووه، هنوزم میخوای من مراقب بچهها باشم؟
آره، لطفاً! فعلاً
اووه، خونهای. اوهوم
خداحافظ! خداحافظ
مریضی؟ هیچوقت این موقع خونه نبودی
باز شدن در یخچال
هورا
روکش رو بکشیم روش؟ هان؟
بیا. باریکلا پسر. اردکها رو میبینی؟
اردکها چه صدایی میدن؟ کواک، کواک
باریکلا پسر. باریکلا
گشنمه
بابا؟ بابا؟
صدای پیامک
به سختی نفس کشیدن
«این پیغامگیر سیمون گرانت است. لطفاً پیام بگذارید.»
هی سیمون، جان هستم
ایمیلِ دلبرانهت همین الان به دستم رسید
میتونی مستقیم بری به جهنم. فهمیدی؟ گمشو
من جایی نمیرم. صدام رو میشنوی؟
میشه ردیفش کرد. آره
میشه. میخوای از زرد استفاده کنی مثلاً؟
میخوای یه صورت کوچولو واسه تیرکس بکشی؟ هوم؟ تیرکس؟
مارتا؟ هوم؟
شستشوی سریع رو چجوری میزنی؟
یه ثانیه صبر کن
No comments yet. Be the first to leave one.