ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
وقتی میخواست برادرش باستر رو با وثیقه از زندان آزاد کنه
مایکل بطور اتفاقی دادستان خانواده رو آزاد کرد
واسه آزادی باستر چقدر وثیقه میخواند ؟ - نمیدونم. واسه چی افتاده زندان ؟ -
قتل؟ آدمکشی؟ - نه. نه -
قتلی در کار نیست
اون وقتی لوسیل 2 گم شد، تو مدارک دستکاری کرد
به نظرم حدود 50 هزار دلار
آره، خب،بهت گفتم، من هیچی ندارم
نمیتونی از شرکتت قرض بگیری ؟
چی داری میگی؟ لوسل آسترو یکی از بزرگترین سهام دارانه
ما رو سخت تحت نظر دارن
مگه جورج مایکل یه شرکت نداره که بتونه ازش پول قرض بگیره ؟
شما 15 هزار دلار لازم دارین ؟
نه، نه، اصلا. نه، خواهش میکنم.از تو نه
من هیچوقت ازت پول نمیخوام. بی خیال
تازه اونم 50 هزار دلاره
که من ازت نمیخوام، 15 تا نه، باشه ؟
که احتمالا میتونم بهت قرض بدم
من لازمش ندارم- نه؟ خوبه. آره ؟ -
خوبه، خوبه
خب " فیک بلاک " چطوره ؟
جورج مایکل دنبال یه موقعیت میگشت تا حقیقت رو
دربارهی فیک بلاک بگه
میخواستم بپرسم - ... ولی این اون لحظه نبود -
خب، پول فیک بلاک همش تو کارای قانونی
حق امتیاز و بازاریابیـه - به نظر جالب میاد -
آفرین به تو، آفرین به تو، آفرین به اون
میخواستیم یه راه حل واسه مشکل باستر پیدا کنیم
خب، اگه نمی تونی از پول شرکت واسه آزاد کردن باستر استفاده کنی
...بهتره یه راهی واسه اینکار پیدا کنی، بری
وگرنه از وکیل خودم استفاده میکنم
چی داری میگی؟ یه وکیل دیگه ؟
حدااقل نمی تونستی صبر کنی تا من اخراج بشم ؟
ااون وکیل طلاق ـه ؟ تا اونجام سوخت
راحتم بذار، من چیزیم نمیشه
میخواستم از طلاق تو استفاده کنم تا پول وکلیلمو بدم
اسمش داستین ردلرـه و من استخدامش نکردم
چون به لحاظ فنی، اون بی خیال انتخابات شده
وای خدا، آدمی که بی خیال انتخابات شده ؟
این همون سند هوبوـه ؟
فقط یه سوالـه
شما رابطهای هم با هم دارین ؟
! جوابشو نده
خواهش میکنم، من نمیتونم... نمیتونم گوش بدم
اون با خیالم بازی میکنه
... چی چیت ؟ اون
کدوم قسمت مامانم، خیالشـه ؟
بهتره ندونی من چی تو ذهنمه
و اون چیزی نیست که تو فکر میکنی
بس کن
رو ساحل قدم میزنیم
ما احساس ماسه زیر پاهامون رو دوست داریم
وای خدا، فکر اون پاهات
چیزی نیست
خوشحالم یکی داری باهاش حرف بزنی
خب، شاید رفتم یه سر به باستر زدم
وای، مامان کاری کرده اون حتی خیال هم نداشته باشه، ها ؟
نباید یه وکیل دیگه رو وارد این قضیه کنی
نمیخواد با آمادگی کامل وارد بشی، چون دادستان ناحیه
اون میخواد برای انتخاب مجدد کاندید بشه.اون یه قاتلـه
خدا، من حتی از گفتن اسمش نفرت دارم
آره، دادستان لوتی دوتی عوضی
خیلیخب. وقتی پای باستر به میون میاد، رسانهها مطلقا نباید چیزی بدونن
کاملا موافقم. باید سخت کار کنیم
رسانه بی رسانه
داریم دربارهی واقعیت حرف میزنیم یا
... یا فیلمنامه هم دیگه، چون من
چرا باید دربارهی خانواده فیلمنامه ای باشه ؟
مگه تو با ران هاوارد رو یه فیلمنامه کار نمیکردی ؟
داری میگی که پدربزرگ تو فیلم نباشه
چون مال قبل از قتل بوده
مایکل،بگو اون فیلمی که
داشتی دربارهی ما میساختی رو بی خیالش شدی
... فکر نکنم امکانش باشه. آخه، من
من نسخهی فیلم رو به کیتی دادم ولی شرکت داره لفتش میده
خب پس با کیتی صحبت کن و فیلما رو پس بگیر
نمیشه. کیتی از من متنفره
شنیدی؟
پسر. این محشره
اول، باستر رید بهت
بعدش وارد فیلم میشی
حالا داری تاوان کاری که واردش شدی رو میدی
چون کیتی ازت متنفره
فکر کنم امروز یکی از روزای کوفتی مایکل باشه
گفتی کوفتی ؟
آره. این یکی از اصطلاحات بابا بود. هر وقت کسی گند میزد بابا اینو می گفت
یکی از اون " بالاخره خودت یه روز میفهمی " اصطلاحات
باشه- میدونی چیه ؟ تو خوش شانسی -
چون کیتی تو کف منه. من باهات میام
نه. ممنون. نه - من می تونم برم. یا -
اگه برم کمکی می کنه؟ یا فقط یه روز ک. ف . ن دارم
..آه
ک.ف.ن میشه کفن، باید بگی کوفتی
خب چرا تو... امروز همون روزه
چرا تو هنوز اینجایی ؟ برو زنتو پیدا کن
نمی دونم کجاست
خب، رد دوست پسر سابقشو بزن
تانتو رو هم با خودت ببر
آره، البته، مارکی بارک
همون دیوث
فکر کنم احتمالا بدونم کجا بتونم پیداش کنم
! زود باش بیا - ! اومدم -
وقتی توبیاس و پسر تازه پیدا شدهاش راهی شدند
جورج مایکل و دختر عمه ش
تو حیاط پشتی همدیگه رو دیدند- باورم نمیشه این سومین پارتی -
باشه که برای برگشت از زندان گرفتیم
آره
میدونی باید چیکار کنیم ؟
چرا یه بار دیگه همدیگه رو نبوسیم تا بهشون درسی داده باشیم ؟
نمیتونم، چون بابام اینجاست و فکر میکنه من هنوز با ربل هستم
چطور بوسیدن ما به اونا درس میده ؟
به ربل درس میده، منظورم ربل بود
من قراره بعدا یه قرار باهاش داشته باشم
صبر کن، پس هنوز باهاشی ؟
نقشهمون چی شد پس
وقتی بعد دو ماه تعقیب کردنش اومدی پیش من و
درخواست سکس داشتی و اون باهات کات کرد ؟
بهت نگفته بودم؟ اون دو ماه خارج از شهر بود
وقتی برگشت خونه جوری بنظر رسید انگار من دو ماه منتظر برگشتش بودم
اون فکر می کنه ما الان از همیشه به هم نزدیکتریم
من بهش گفتم به مراسم کباب پزون باباش میرم
... نمی تونم خونوادشو ببینم. من
هی، جورج مایکل .. هی
جریان مورفی براون تو رو ناراحت کرد ؟
اون بازیگره مُرد؟ تو، 2015
نه. این فرق میکنه... دوست توبیاس
اسمش مورفی براونـه
اون فقط همکارش تو فیلما نیست
دوست پسرشـه
نه، اون پسرشـه
پسر دوست پسرش
متاسفم میبی
تو... حسودیت میشه ؟
نه، البته که نه
آخه، اون یارو بدون اینکه بفهمه پدرش کی بوده بزرگ شده
ممکنه هر احساسی داشته باشم، ولی حسودیم... میشه
آره. این... این کلمهی خوبی واسشـه
من درست شنیدم گفتی ربل دوست نداره تو خونوادش رو ببینی ؟
نه، اونا
... تو خونه ی باباش یه مراسم کباب پزون دارن
ولی تو رو دعوت نکردن. وای
نه، فکر کنم می تونم برم ولی اون ظاهرا زیاد مشتاق نبود، پس
از من نباید بپرسی. وقتی من یه کوچولو
به ربل علاقه داشتم، می دونی
ولی حتی اینم اغراقـه. من تو امتحان ران بدجور باختم
باشه؟ اگه بخوام در حق ران منصف باشم .. منم فکر میکردم اون
.. اون
معشوقشه ؟
رئیسشه
ولی گوش کن، تو نمیخواد عجله کنی
نمی خواد سریع با همه شون پسرخاله بشی
احتمالا اونا دنبال یه آدم بله قربان گو یا یه دست و پا چلفتی هستن
تو که اینطور نیستی
نه، نه. هر چی نباشه من یه الگوی خوب داشتم
دمت گرم
... خب ، من
خب، دمت گرم
اگه با اون خانواده ملاقات کردی
... کاری که باید بکنی اینه که توبیاس رو نبری - خودم باشم -
خودت باش، جورج مایکل
جورج ماهاریس
آره، جورج ماهاریس باش، جورج مایکل
حالا، داستان یه خانوادهی ثروتمند
که همه چیشو از دست داده و یه پسر که چاره ای جز
نگه داشتن اونا کنار هم نداره
این، توسعهی ناتمامـه
مایکل بلوث برادرش رو با خودش می برد تا مطمئن بشه
که کیتی فیلمی دربارهی باستر نسازه
تاوان کاری که واردش شدی میدی - منظورت رو رسوندی -
من باید باستر رو بهش می دادم
فیلم نمی تونست دربارهی من و جورج مایکل باشه ما هر دومون با ربل قرار گذاشته بودیم
و ربل نمی دونست اون پسر منه
یه فاجعه بود- آره -
تو نمی دونستی من با کی قرار میذارم واسه همین بهم تهمت همجنس بازی زدی
با کی قرار میذاشتی؟ - جولی بوون -
در واقع، اون تونی واندر بود
جادوگر همجنس بازی که از وقتی تو زندگیش پیدا شد
جوب بی صبرانه منتظر شنیدن خبری ازش بود
... و بعد، خیلی زود
ناپدید شد
جریان ربل نزدیک بود رابطه ی من و پسرم رو خراب کنه
و فکر کنم این اتفاق خوبیـه که
اون دیگه به مایکل علاقه نداره
... باید بهت بگم - این با عقل جور در نمیومد -
با عقل جور در نمیومد
با عقل جور در نمیومد، چون می دونی
اون و خانوادهی ربل به هم نمی خوردند و فکر می کنم من و جورج مایکل
از همیشه به هم نزدیکتر میشیم
اون به پدر نیاز داره... هنوز به پدر نیاز داره
تنها مادری که اون
... تو زندگیش داشته - مامان بوده -
آره. آره. فکر کنم
پسر بیچاره
تصورشم نمی تونم بکنم - منم همینطور -
صبر کن، ما مامانو داشتیم - میدونی، یه جورایی، اون مامانمون بود -
جورج مایکل دنبال نصیحت های مادرانه
از طرف یه دختر عمه می گشت
که خودشو جای مامان بزرگ جا زده بود
شنیده بودم یه نوه می خواد بهمون سر بزنه. یه لیس میخوای ؟
وای خدا، نه - خوبه، همش واسه خودم -
No comments yet. Be the first to leave one.