The Copenhagen Test

The Copenhagen Test

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Copenhagen Test S01E01 1080p WEB h264-ETHEL
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 The Copenhagen Test 2025 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-12-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 118
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

فرمانده: خیلی خب، گوش کنید

تعدادی گروگان که تعدادشون مشخص نیست نگه داشته شدن

توی محوطه یه گروه شبه‌نظامی محلی

به محض اینکه پیاده شدیم

یه ماشین جور می‌کنیم و گروگان‌ها رو می‌کشیم بیرون

آشیانه براوو، شما پوشش بدید

مفهومه؟

سربازها: دریافت شد و مفهومه

خوبه

الکساندر: آشیانه براوو. پاکه

فرمانده: تیم تخلیه داره حرکت می‌کنه

رفتن داخل

این تیم تخلیه‌ست. پونزده تا گروگان اینجاست

همگی با زنجیر بسته شدن

زمان تخمینی اتمام عملیات، سه دقیقه

فرمانده: عملیات لو رفت

الکساندر: دشمن از پا درآمد. بقیه دارن میان

فرمانده: زیر آتیش مستقیم هستیم! زیر آتیش مستقیم هستیم

تیم تخلیه: تخلیه هنوز تموم نشده

فرمانده: پشتیبانی لازم داریم

الکساندر: "براوو" داره میاد تا عقب‌نشینی رو پوشش بده

فرمانده: هلیکوپترمون کجاست؟

خلبان ۱: پونزده کلیک فاصله داریم

خلبان ۲: هلیکوپتر دوم بیست کلیک فاصله داره

فرمانده: موقعیتمون لو رفته

باید عقب‌نشینی کنیم. اون ماشین کجاست؟

راننده: پشتیبانی زمینی تاخیر داره

فرمانده: زمین‌گیر شدیم

راننده: ماشین الان می‌رسه اونجا

الکساندر: "براوو" رسید به محوطه

حرکت! همین الان

مرد: یالله، برید جلو. بدویید

الکساندر: گروگان‌ها رو بکشید بیرون

توی نقطه قرار می‌بینمتون

مرد: مفهومه. بریم

فرمانده: تخلیه انجام شد. گروگان‌ها در امانن

براوو، برگردید به هلیکوپتر، زود

الکساندر: دریافت شد

زن: براوو، صدام رو داری؟

الکساندر: تو کی هستی؟

زن: گوش کن، گروگان‌های بیشتری دارن میان سمتت

الکساندر: من یه مایل دورترم. اونا اینجا چیکار می‌کنن؟

زن: مهم نیست

فقط یه جای خالی توی هلیکوپتر هست

یکی از گروگان‌ها رو انتخاب کن. فقط یکی

اولویت با آمریکایی‌هاست

بجنب

هی

آروم باش، چیزی نیست

اسمت چیه؟

من از اینجا می‌برمت بیرون

بیا اینجا

جات امنه

دیگه جات امنه

زن: صبر کن

صبر کن، خواهش می‌کنم! لطفاً! لطفاً

هی، هی، هی! یواش

خواهش می‌کنم منم با خودتون ببرید

من شهروند آمریکام. خواهش می‌کنم

زن: یکی از گروگان‌ها رو انتخاب کن

فقط یکی

الکساندر: من واقعاً از نقشم لذت می‌برم

فقط دنبال فرصت‌هایی می‌گردم

تا توی سازمان پیشرفت کنم

این افتضاحه

از کار کردن توی "طبقه پایین" خوشم میاد

اه، اما می‌خوام برگردم به عملیات میدانی چون

چون مهارت‌های بالایی برای کارهای عملیاتی دارم

بی‌خیال

مصاحبه‌کننده: چند وقت توی نیروهای ویژه بودی؟

الکساندر: دو سال

مصاحبه‌کننده: چرا از عملیات‌های میدانی کشیدنت بیرون؟

یه روز فقط بهم یه کار پشت‌میزنشینی دادن

هیچ‌کس هیچ‌وقت بهم نگفت چرا

و به عنوان تحلیلگر اطلاعات

به مدت دو سال توی "یتیم‌خانه" بودی، درسته؟

درسته

مصاحبه‌کننده: داستان پوشش عمومی‌ت اینه که محققی

توی کتابخونه "اِسِکس"، آره؟

الکساندر: درسته

مصاحبه‌کننده: و الان توی "طبقه پایین" کار می‌کنی

توی برنامه نظارتی ما بر کره شمالی، آره؟

الکساندر: بله، من تحلیلگرم

اما به همین خاطر اینجام

برای مصاحبه عملیات "پوزایدون"

معتقدم مهارت‌هام فراتر از فقط گوش دادن

و ترجمه کردن مکالمات هستن

مصاحبه‌کننده: به نظر میاد خیلی از شغلت راضی نیستی

الکساندر: فقط فکر می‌کنم بیشتر از این‌ها از دستم برمیاد

فراتر از کارهایی که اجازه دارم انجام بدم

می‌خوام مامور میدانیِ "طبقه بالا" بشم

مصاحبه‌کننده: طبقه بالا حواسش به بقیه

سازمان‌های مخفی دیگه

و امور داخلی هست

بعضی‌ها ممکنه با اینجور کارها

مشکل داشته باشن

تو چی؟

فقط می‌خوام بدونم

کاری که برای کشورم انجام میدم ارزشمنده

به زودی تصمیم‌مون رو می‌گیریم

اوه، یه چیز دیگه

توی پرونده وزارت دفاعت یه چیزی دیدم

در مورد یه حمله پانیک که بهت دست داده

کمی بعد از ماموریت بلاروس؟

زن: صبر کنید! خواهش می‌کنم! التماس می‌کنم

خواهش می‌کنم کمکم کنید

فقط همون یه بار بود؟

زن: خواهش می‌کنم، منو از اینجا ببرید بیرون! لطفاً

آره

دیگه تکرار نشد

اعلان عمومی: به دلیل عملیات عمرانی

این قطار به طور موقت متوقف میشه

در ایستگاه خیابون "کول" منتظر می‌مونیم

تا قطار شرق‌رَوِ "دوپونت سرکل"

سکو رو تخلیه کنه

این یه تاخیر موقتیه

خواهش می‌کنیم فعلاً از قطار خارج نشید

الکساندر: بعدش میگرن یهو برطرف شد. آنی بود

آیک: جالبه. آره، یه ربطی داره به

مسدود شدن سیگنال‌ها

آره، الکترومغناطیس. آره، آره

یا شاید از اون آدم‌هایی هستی

که خیلی حساسن. شاید

تروور: هی، بچه‌ها یادتونه رفیقمون "روگان" رو؟

استیون: ...خیلی سفر می‌کرد، عجیبه

آیک: آره، واقعاً دیوانه‌کننده بوده. می‌دونی

استیون: ...و بعدش هم باید برای

تولد هفتاد سالگی بابام برنامه‌ریزی کنم

اوم، من دیگه باید برم

اوه، نه، جدی؟ نرو

تروور: هی، یکم دیگه بمون. بابت این ممنون

اوم، خوش گذشت

ما هم احتمالاً به زودی بریم

آره، حتماً

خیلی خب، خداحافظ بچه‌ها. فعلاً رفیق

الکس: مراقب خودت باش. دنیس: خوش بگذره

زن: می‌دونی، اگه ازش خوشت اومده

همیشه می‌تونی براش یه نوشیدنی بفرستی

اون نامزد سابقمه

اوه

خب

آره

حالا باید داستانش رو بشنوم

این‌ها دوست‌هایی هستن که وقتی با هم بودیم پیدا کردیم

فکر می‌کنم هنوز طرف هیچ‌کدوممون رو نگرفتن

یکی‌شون یه پیام دریافت کرد

فرض کردم نامزد سابقم بوده که داشته می‌پرسیده چیکار می‌کنن

و فکر کردم که اگه بفهمه من اینجام

نمیاد اینجا، واسه همین

رفتم

چه فداکارانه

ولی بعدش موندی و از فداکارانه بودنش کم کردی

گمانم فقط می‌خواستم ببینم حدسم درست بوده یا نه، می‌فهمی؟

هوم

می‌دونی، خنده‌داره. بابام توی دایره قتل کار می‌کرد

اون، خب

در واقع خیلی وسواسی بود

بالاترین نرخ حل پرونده رو

توی کل کلانتری داشت

رفقاش همیشه فکر می‌کردن داره براشون پز میده

هوم. اما اونا نمی‌فهمیدن

نه

نه، اون با اونا رقابت نمی‌کرد

دقیقاً

داشت سعی می‌کرد چیزی رو به خودش ثابت کنه

چون این همون صداییه که شب‌ها بیدارت نگه می‌داره

هوم

آره، یه چیزی بهم میگه که تو این رو درک می‌کنی

مهمون من

میشل

الکساندر

می‌بینمت

از یه تک‌تیرانداز سابق انتظار داشتم

توی جمعیت بهتر خودش رو قایم کنه

ندیدم چطوری زدی بیرون. می‌دونم

اونا فکر می‌کنن دستشویی‌ام

فکر کردم تو هم دیگه داری میری

حمله‌های پانیک در چه حالن؟

قابل کنترل

هنوز غیرقابل پیش‌بینی

داخل هم گفتن که میگرن‌هات شروع شده؟

واو، چه زود خبرش پخش شد. میگرن‌ها از کی شروع شدن؟

نمی‌دونم، دکتر کسپریان

شاید دو ماه پیش؟

همه چی رو به راهه؟

فقط یکم استرس کاریه، باشه؟

همین و بس

کارت توی کتابخونه تحقیقاتی؟

همون‌جا که نباید بفهمن حمله پانیک داری؟

و براش قرص ضد اضطراب می‌خوری؟

یه روزی با کسی آشنا میشی که بتونی کنارش خودِ واقعی‌ت باشی

از همین الان بهش حسودیم میشه

این بار آخره

یه راه دیگه برای پیدا کردن قرص‌ها پیدا کن

یا اینکه، می‌دونی، واقعاً با یکی حرف بزن

در مورد تمام چیزهایی که هیچ‌وقت دربارشون حرف نمی‌زنی

جلسه توجیهی افتاد جلو

یه مشکلی برای یکی از "منابع" پیش اومده

ممکنه لازم بشه تمام سیگنال‌های اطلاعاتی رو برات بفرستم

محض احتیاط، اگه تا قبل از رفتنم قضیه جمع و جور نشد

More Farsi Persian subtitles for The Copenhagen Test

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left