ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
نمی فهمم چه خبره
"...ولی افراد خرمند و نیکو از خطاها و اشتباهات خود"
"برای آینده درس می گیرند"
از پلوتارک
،باید کامل جنسیت، سن
و اسمش رو چک می کردم
اشتباه غیرحرفه ای مرتکب شدم
مطمئنم اینجا خونه ماست
و منم خواهرزاده صاحب اینجام
پدر مادر من 11 سال پیش این خونه رو خریدن
و اون خواهرزده منه
یه جای کار می لنگه
این فنگه، و من قبلا صاحبش بودم
...و اون هنوزم اینجاست. پس چرا اینجا
شنیدم صاحبای قبلیش وقتی از اینجا رفتن ولش کردن
،برای همین پدر مادر من شروع به مراقبت ازش کردن
و چند ساله که من مسئول نگهداریشم
امکان نداره
پس خانواده من...منظورم، صاحبای قبلی این خونه کجان؟
می دونین کجا رفتن؟
...من و دایی ام وقتی پدربزرگم نقل مکان کرد اینجا
تو کره زندگی نمی کردیم
چرا سعی نمی کنی با داییت تماس بگیری؟
نمی تونم باهاشون تماس بگیرم
چون یه مدتی از اینجا دور بودم
...اسم دایی ام کیم هیون گیوـه
فکر نکنم ما بتونیم جوابی بهت بدیم
...من...چی..نمی فهمم
بله
اگه زنگ بزنیم جیجو ممکنه بتونیم بفهمیم
زنگ می زنم پدربزرگم ببینم چیزی میدونه یا نه
که اینطور
باشه، پدربزرگ
چی گفت؟ چیزی می دونه؟
...خب
،صاحبای قبلی
دوک گو و وسایلشون رو اینجا ول کردن و با عجله رفتن
پدربزرگم نمی دونست کجا رفتن
فکر کم سریع ترین راه برای پیدا کردن یه نفر رفتن پیش پلیسه
به هر حال، حالا که می دونی اینجا خونه تون نیست
ازت می خوام که بری
بیا اینجا
هی، دوک گو- چی؟ من؟-
نه، تو نه. سگمون
تو دوک سویی. نه دوک گو
اوه، درسته
ببخشید که الم شنگه راه انداختم
فنگ، متاسفم
حتی اگه تو رو هم با خودم ببرم نمی تونم کاری برات بکنم
مریض نشو. خوب باش، باشه؟
دنبال چی می گردی؟
شرکت بازرگانی که طبقه هفتمه
...دایی ام رئیسِ
هیچ شرکت بازرگانی تو این ساختمون نیست
طبقه هفتم مرکز ورزشیه
قبلا کافی شاپ بوده
شرکتی که دنبالش می گردی خیلی وقته از اینجا رفته
...کجا
رفتن؟
فکر کم سریع ترین راه برای پیدا کردن یه نفر رفتن پیش پلیسه
کیم هیون گیو و گوک می هیون
13سال پیش اونا تو منطقه 3 هی این زندگی می کردن
خواهش می کنم بگردین ببینین الان کجان
و دوستامم همینطور
نو سو می و کیم هیونگ ته
باشه. آروم باشین
خیلی تند تند سوال می پرسین
کارت شناسایی تون رو نشون بدین
کارت شناسایی؟
کارت شناسایی یا گواهینامه تون رو بهم بدین
،من نمی تونم رانندگی کنم
و هنوز کارت شناسایی نگرفتم
چون هنوز 17 سالمه
شوخی نکنین. شما 17 سالتون نیست
درسته. این برای 13 سال پیش بود
چرا همش یادت میره؟
فکر کنم مشکل ذهنی داره
ببخشید، خانوم
اونقدر سنم زیاد نیست که بهم بگن خانوم
،به هر حال، به خاطر قوانین حریم خصوصی
بدون اجازه نمی تونم اطلاعاتی بهتون بدم
اونا هر کسی نیستن. تنها خانواده منن
دایی و خاله ام هستن. قبلا با هم زندگی می کردیم
...حتی اگه فامیل درجه یک تون باشن
،یا مورد ویژه ای مثل جدایی از خانواده باشه هم
پلیس نمی تونه اطلاعاتی بهتون بده
پس من باید چیکار کنم؟
اونا میگن خونه مون خونه ما نیست
شرکت دایی ام هم از اونجا رفته
پس من باید کجا برم؟
این محله خیلی وقت پیشا بازسازی شده
آدمایی که اونجا زندگی می کردن باید نقل مکان کرده باشن جاهای دیگه
...این سوپرمارکت
...اینجا... اینجا جاییه که سو می و هیونگ ته
...قبلا زندگی می کردن. چرا
...چرا این
همه کجا رفتن؟
خاله و دایی ام کجان؟
سو می و هیونگ ته کجان؟
کجا رفتن؟
ببخشید
بیا غذا بخوریم- عجله کن-
نه، اول باید زردش رو بخوریم
نه، اول باید سیاهش رو بخوریم
آقای گونگ، کجا رفتی؟
رفتم برای دوک گو غذا بخرم
یادم رفت اونا رو بهت معرفی کنم
...ایشون، دایی من آقای گونگ
....و اینا هم- ...دوستات و-
مربیتن؟
بله، من مربی چانم
معلومه که من مربیش نیستم
،مثل مربی ها می مونه
ولی دوستمه، هان دوک سو
...و این
دونگ هه بومه، که یهویی به واسطه بازسازی ها پولدار شده
اینا دوستام از باشگاه قایقرانی مدرسه ان
از چان زیاد درموردتون شنیدم
...بذارین خودم رو معرفی کنم
لازم نیست
کیک بخورین و خوش بگذرونین
،می خواستم خودم رو معرفی کنم
ولی دفعه بعد اینکارو می کنم- حتما-
...راستی، داییت مدل موهای
عجیبی داره
تو کوه ها گیاه می کَنه؟
گیاه کجا بود
چون اون سبک زندگی نصف-نصف رو دنبال می کنه
الان فصلیه که سرش خلوته. وقتی فصل کارش برسه
واقعا معرکه میشه
خیلی باحاله
منم می خوام مثل اون زندگی کنم
من نمی خوام اینطوری زندگی کنه
آقای گونگ
هی، خانوم
وقت زیاد داری، نه؟
بریم- چیکار می کنی؟-
من هنوز به سن قانونی نرسیدم. نمی تونم باهاتون بنوشم
!هی
با این صورت چطوری به سن قانونی نرسیدی؟
چاقو؟ وای
!کمـــــــــــک
چشه؟
خدای من، هنوز گرمه
دوک گو. چرا نمی خوابی؟
این صدای زوزه چیه؟
چیه؟
تو اون صدا رو درآوردی؟
آره- واقعا؟-
نه، دوک گو بود
چطور می تونی بدون اینکه بخندی شوخی کنی؟
راستی، اون چشه؟
نمی دونم. تا حالا ندیده بودم اینطوری زوزه بکشه
سگ ها بی دلیل پارس نمی کنن
،وقتی پارس می کنن
...احساس نگرانی می کنن یا چیزی لازم دارن
یا استرس خودشون رو نشون میدن
،وقتی زوزه می کشن
احساس نگرانی یا ناراحتی دارن
...وقتی مثل
،گرگ ها زوزه می کشن
،منتظر اون اعضای خانواده شون هستن که برنگشتن
...و براشون یه سیگنالی می فرستن
تا بهشون بفهمونن که کجا هستن
باورنکردنیه. اون مثل یه ویکی پدیای انسانیه
ولی اعضای خانواده اش که همه اینجان
شاید دنبال اون خانومِ می گرده
صاحب واقعی دوک گو؟
بله. باید همین باشه
نه، اینطور نیست
اینقدر چرت و پرت نگو و برو بخواب
شب بخیر
دوک گو
مشکلی نیست. همه چی درسته
دوک گو. دختر خوب
مامان، من می ترسم
مامان، من می ترسم
مامان
مامان
کم کم دارم از ویولن خسته میشم
،می خوام طبق احساسی که دارم بنوازمش
ولی بهم میگن دارم اشتباه می زنم
،میگن اگه نت ها رو دنبال نکنم
نمی تونم برم هنرستان
چیه؟ می خوام یه نصیحتی چیزی بکنیم
این چیزیه که تو همچین زمانی باید بهش گوش بدی
هیچ نگرانی یا مشکلی نیست. پولکا
فقط نرو هنرستان
می دونی که این بهم امتیاز خارج رفتن رو میده
....اینطوری، قبل اینکه بری خارج
از پا درمیای
راست میگی
حالا که بهش فکر می کنم، حق با توـه
تصمیم اینه. تو با من تمرین می کنی
...مامان
...مامان
مامان
...باگاتل برای پیانو در لا مینور، شماره اثر 59
از لودویگ فان بتهوون، "برای الیزه"؟
خدایا، پشتم
No comments yet. Be the first to leave one.