ആദ്യത്തെ 192 വരികൾ.
صنعت نفت و گاز
روزی سه میلیارد دلار سود خالص داره
اما قبل از اینکه این پول دربیاد
باید حق و حقوق رو بگیری و خدمات رو تضمین کنی
با محصول ما ور نمیری، ما هم ور نمیریم
با محصول تو.
اوه، چه خوب، روزم شروع شد
باید این مشکل حل بشه، تامی
دلم نمیخواست این هفته جای تو باشم
ای بابا، تو هیچ وقت دلت نمیخواست جای من باشی
من هر چی لازم بود درباره زمینشناسی یاد گرفتم
نمیخوام این کوفتی رو درس بدم، میخوام یه لندمن باشم
بقیه تیمت کجان؟
کوپر آسیب دید
چرا باهاش نیستی؟
همیشه باید همه چی رو به خودت ربط بدی
آره، همین کارو دارم میکنم
بهترین شرکت حقوقی در میدلند کیه؟
اولین کسی که شپرد-هستینگز رو استخدام کنه، برنده میشه
تو وکیلی
انقدر راحت میشه منو تشخیص داد، نه؟
سخت نبود
باید اونجا باشم؟
تو مادرشونی
پس اگه فکر میکنی باید اینجا باشی
احتمالاً باید بیای
سوپرایز!
خواهرت داره راه تو رو میره. داره میره تک
مطمئنم همه انجمنهای خواهران غرق در شادیان
الویو خیلی خوب کار کرد
در توصیف تو. تو آریانا هستی
برنامه نداشتم بیوه یکی از اعضای تیمم رو ملاقات کنم
و لعنتی عاشق بشم
منو ببر بیمارستان
اگه چیزی خواستی
اون وقت به موبایل من زنگ میزنی، نه به اون
من دارم تو رو معاون عملیات میکنم
تو پول زیادی به من بدهکاری
ما آخرین خرسی هستیم که میخوای تحریکش کنی، رفیق
اگه ما دوست باشیم، دنیا جای بهتریه
این کار لعنتی
NYMEX دو و نیم درصد افزایش یافته و به ۷۶.۲۳ رسیده است
در حالی که نفت خام برنت امروز صبح به ۷۹ نزدیک میشود
گاز طبیعی به ۴.۲۸ رسیده است
و نفت گرمایشی در ۲.۲۲
ذرت در ۴۴۸.۲۵ کاهش یافته است
در حالی که گندم یک چهارم افزایش یافته است
صبحانه نخوردی؟
من زیاد اهل صبحانه نیستم
مهمترین وعده غذایی روز
تو اینطور فکر میکنی؟
خب، این چیزیه که میگن
این «اونا» کیه؟ نمیدونم
هر کی که این چیزا رو میگه
من بهت میگم «اونا» کین
اونا کلاگز و جنرال میلز هستن
و هر کی که اون وافلهای گرد یخزده مزخرف رو درست میکنه
اونا هستن
اِگو، فکر کنم
اِگو. دقیقاً
که مال کلاگزه
اونایی که به ما میگن صبحانه
مهمترین وعده غذایی روزه
اون حرومزادههایی هستن که این چیزا رو درست میکنن
فکر میکنی اجداد ما صبحانه میخوردن؟
فکر میکنی آدمای غارنشین دور یه آتیش لعنتی مینشستن و وافل میخوردن؟
نه
من بهت تضمین میدم
یعنی اگه اصلاً صبحانه میخوردن
احتمالاً مغز استخوان بوده
و یه ایمپالا که روی آتیش خشک کرده بودن
اما من بهت تضمین میدم که کورنفلکس نداشتن
مطمئنی قهوه بیشتر میخوای؟
شماها سیگار میفروشین؟
از دهه ۹۰ دیگه نه
هیچ انبار مخفی اون پشت ندارین
واسه مواقع اضطراری یا...؟
اگه هم دارن، به من نمیگن
خب، من بهت یه چیزی میگم
ببین اون پشت یه کمککار رستوران هست
که شاید بخواد بره دنبال سیگار بگرده
چون بهت تضمین میدم اون کوفتی که اینجاست
منو تا دوشنبه دووم نمیاره
بفرمایید. هر چی جز منتول
یا اون سیگارای باریک کوچیک
اِم، زوده
راه طولانی
روز بزرگیه. آره؟
چیزی که این روز رو بزرگ میکنه چیه؟ اگه درست گفتم بهت میگم
به هر حال بگو
اگه درست گفتم بهت میگم
کوپر
قرار نیست اینجوری کار کنه
یه بند تغییر کنترل وجود داره
توی قراردادمونه.
هیچ تغییر کنترلی رخ نداده.
خب، اون لعنتی مرده، تامی.
و الان زنش شرکت رو اداره میکنه.
این دقیقاً همون تعریف «تغییر کنترل»ـه.
من شرکت رو اداره میکنم.
اون مالکشه و از قبل هم مالک بود.
اسم اون توی شراکت ثبت شده.
اون لعنتی امضای اونه کنار امضای اون توی قراردادت.
من از معاون ارشد به رئیس ارتقاء پیدا کردم
توسط همون مالکیتی که تو باهاش قرارداد بستی.
این زنجیره پیشرفته نه تغییر کنترل.
اما اگه میخوای سرش دعوا کنی،
وکیل بگیر، گنده بک. بزن بریم.
تامی، لعنت بهش.
این یه میدان نیم میلیارد دلاریه
و مونتی این شروط مزخرف رو به زور تو حلقم کرده بود.
و من میتونستم با مونتی اون شروط رو تحمل کنم.
چون میدونستم کار رو تحویل میده.
اما حالا چی؟
قراره روی این کاغذ بیارزش بشینم
و بذارم زن خوشگلش سعی کنه مجوز بگیره
از اون کمیسیون لعنتی راهآهن؟
فکر میکنی مونتی تو عمرش یه مجوز لعنتی گرفته بود؟
هر یه قرونی که با مونتی درآوردی،
من از دل زمین کشیدمش بیرون.
و این تغییری نمیکنه.
من روی ۱۷ چاه دارم کار میکنم (بازسازی میکنم).
هفته بعد اجازه دارم ۶ تا چاه تو میدان جدید لعنتی حفاری کنم.
میخوای همه رو بفرستم خونه تا تو بخوای با زیرکی
یه تجدید مذاکره از زن بهترین دوستم بگیری؟
خودتو خسته کن.
فردا کل این کوفتی رو تعطیل میکنم.
صورتحساب ۱۱۰ میلیون دلاری رو کجا بفرستم؟
لعنتی.
هیچ راهی نداری جز اینکه بهم اعتماد کنی یا اونا رو پس بخری.
اوه، حالا میخوای اجارهنامههای خودم رو به خودم بفروشی؟
اونا اجارهنامههای تو نیستن لعنتی، دنی.
اونا مال منن تا وقتی که سرمایهام رو برگردونم به اضافه صد.
فقط اون قرارداد لعنتی رو بخون.
شاید از مونتی هم بدتر باشی.
جوری میگی انگار چیز بدیه.
مونتی تو رو حسابی پولدار کرد.
و من قراره پولدارترت کنم.
شماها نوشیدنی میخواید؟
نه، ممنون عزیزم.
ویسکی دوبل.
مدل خاصی از ویسکی؟
برام مهم نیست عزیزم.
فقط ریلکس باش و بهم اعتماد کن.
اوه، حالا دیگه قراره بهم اعتماد کنیم؟
خب، اگه هدف پول درآوردنه، بهتره همین کارو بکنیم.
تامی.
این یکم پایینتر از سطح اختیارات توئه، باب؟
خب، M-TEX سه میلیارد دلار اجارهنامه داره.
فکر نمیکنم این از سطح اختیارات کسی پایینتر باشه.
با اون، اوه، میدانهای گازی تو کیلگور میخوای چیکار کنی؟
اوه، اون خیلی پایینتر از اولویتهای منه.
شرق تگزاس کار من نیست.
بحث «اینکه گاز هست یا نه» نیست.
اوه، میدونم. میدانها خوبن.
فقط نمیخوام برم اونجا.
پشهها اونقدر بزرگن که یه بوقلمون رو هم درجا به فاک بدن.
خب، میتونیم زحمت رو از دوشت برداریم.
۳۰۰ تا بابتشون بهت میدم.
خب، حداقل شش تا میارزن.
پنج تا، شاید.
اگه تولید میکردن.
همین الان گفتی که تولید میکنن.
خب، «خواهند» کلمه کلیدیه.
اول باید حفاریشون کنی.
و تو همین الان گفتی که نمیخوای.
من بیشتر عمرم رو کارایی کردم که نمیخواستم انجام بدم.
سیصد و پنجاه.
این چیه، یه امتحان لعنتیه؟
من میدونم چقدر میارزن.
چهارصد و مال تو میشن.
یه قرارداد برات آماده میکنم و تا سه روز دیگه بهت میرسونم.
حشرهکش بخر. باشه.
اوه، چیز دیگهای هست که بخوای، اوه، بندازی بره؟
چند تا اجارهنامه دارم اونجا تو لوئیزیانا که میتونم بدون اونا هم سر کنم.
مجوزهای زمینگرمایی رو داری، سطحش هم قفل شده؟
جمع و جور شده، آماده رفتن.
برام ایمیلش کن. من انجامش میدم.
اول از همه. خب، همه...
واقعاً کنجکاون که اون چی میخواد بگه.
خودمم خیلی کنجکاوم.
فکر کنم میدونی که لاشخورها دور و برش جمع شدن.
آره، و یه رد پای بزرگی از خودشون به جا میذارن.
مونتی یه قمارباز بود
که با غریزهاش موفق میشد.
این قابل تکرار نیست.
نمیشه یادش داد.
ما الان توی دوره رونق هستیم.
باید بفروشه و مالیات سود سرمایه رو بپردازه.
باز هم میلیاردر میمونه.
باهات مخالف نیستم.
شرایط از این سختتر نمیشه.
No comments yet. Be the first to leave one.